تبلیغات
کلاس توریسم - مطالب اکوتوریسم
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

معرفی دو جاذبه قلعه دختر و کاخ اردشیر در فیروز آباد فارس

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-04:30 بعد از ظهر

معرفی دو جاذبه قلعه دختر و کاخ اردشیر در فیروز آباد فارس

نویسنده: راحله آخوندزاده تبریزی

استاد: سرکار خانم مهسا مطهر

مقدمه

این دو بنا (به فاصله 10 دقیقه از هم) از مهمترین بناهای تاریخی ایران به شمار می روند که سند بوجود آمدن یکی از بزرگترین امپراتوری های ایران است که با اقتدار خود مرزهای دولت هخامنشی را تا حدودی تداوم بخشیدند. ولی متاسفانه بسیار مورد بی مهری گردشگران و مسئولان قرار گرفته و تبلیغات لازم برای معرفی نه تنها این دو بنا، بلکه کلاً شهر فیروز آباد انجام نمی شود. در این مقاله سعی بر این است که بتوانم ذره ای از اهمیت این دو بنا را مشخص کرده و در آخر هم مطالب و مسائل مربوط به سفر به این نقطه از ایران عزیزمون رو متذکر می شوم.

 

قلعه دختر

این بنا در کوه پادنا در تنگه تنگاب دژ کاخ تسخیر ناپذیری است که توسط اردشیر اول ساسانی ساخته شده و نشانه ظهور امپراتوری با عظمت ساسانی و افول دولت اشکانی است. این قلعه در مسیر شهر اردشیر خُرّه یا اردشیر خُوَرَه یا شهر گور ساخته شده. اردشیر در زمان اردوان پنجم (آخرین پادشاه اشکانی) با ساختن شهر اردشیر خوره استقلال خود را از دولت اشکانی اعلام می کند (در زمان قدیم ساخت شهر، ضرب سکه و... به عنوان اعلام استقلال تلقی میشده) و این اعلام استقلال یعنی حمله و لشکر کشی از سوی دولت وقت. در نتیجه این شهر و استحکامات اطرافش باید طوری طراحی می شده که بتواند از حمله دولت اشکانی نجات پیدا کند و همچنین به دلیل فاصله آن از شهر باید مکانی برای استراحت پادشاه هم در دژ در نظر گرفته می شده به همین دلیل این بنا لقب کاخ دژ گرفته. اردشیر با ساخت این قلعه، دژ دفاعی محکمی می سازد برای محافظت از اولین پایتخت دولت ساسانی.

وجه تسمیه: این اسم عامی است که به بیشتر قلعه ها می دادند. قلعه تا زمانی که دست نخوردگی، بکارت و دوشیزگی اش حفظ شده باشد به دلیل دست یافتنی نبودن و بکر بودنش به آن لقب دختر را می دادند.

مصالح: در این قلعه مثل بیشتر بناهای دوره ساسانی برای سریعتر ساخته شدن از ملات گچ و لاشه سنگ استفاده شده. زیرا لاشه سنگ مشکلات آجر را ندارد ولی از طرفی ساخت چنین بناهای با عظمت و بلندی مهارت معمار ساسانی را در استفاده از این مصالح می رساند.

این قلعه از سه جهت شمال، غرب و جنوب صخره کوهستانی با ارتفاع غیر قابل نفوذ محصور است و بر هر صخره بارویی بلند و برج های دیده بانی ساخته شده در سمت شرق. با فاصله بیش از یک کیلومتر از قلعه، دیوار سنگی محکمی کشیده شده که مانع ورود شود. تنها راه ورود به این دژ کاخ از جنوب آن با پلکانی بوده که علاوه بر صخره کوه، از چند لایه دیوار بارو و برج تودرتو با نگهبانان مخصوص امکان پذیر بوده. سطح ورودی شیب دار بوده تا نظامیان بتوانند با اسب به آن وارد شوند.

 

 

قلعه دختر سه فضای اصلی دارد: 1) نگهبانی: شامل اتاقهایی است که نگهبانها می توانستند ورود و خروج را کنترل کنند و از طریق تیرکش ها (سوراخهایی به اندازه کوچک که فقط یک سرباز می توانسته سر خود را در آنها قرار دهد و با سلاح خود تیر بیندازد) یا محلهای تیراندازی که وجود داشته می توانستند به دشمن تیراندازی کنند.

2) اطراف حیاط اتاقهایی برای اسکان نظامیان وجود داشته. امروزه دیوارهای این ها فقط باقی مانده. سقف فرو ریخته ولی قاعدتاً می بایست به سبک معماری اشکانی و ساسانی قوسی بوده باشد.

3) قبلاً از طریق پله و امروز سطح شیب دار، می توان به جایی دسترسی داشت که ایوانی با سقف قوسی داشته که امروزه این سقف فرو ریخته. پشت این ایوان یک گنبد خانه است (گنبد سنگی) که امروزه پابرجاست. این گنبد و ایوان محل اسکان اردشیر، بنیانگذار سلسله ساسانی است. داخل این قسمت گچبری وجود داشته ضمن اینکه با دیوار گرد قطوری از گنبد محافظت می شده. از این موارد می توان نتیجه گرفت که اینجا فقط کارکرد نظامی نداشته و محل سکونت یک شخص مهم یا همان پادشاه هم بوده.


لینک ادامه مطلب و تصاویر به صورت پی دی اف




غذای محلی نواحی کُردنشین خراسان شمالی(کرمانج)

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-02:24 بعد از ظهر

محمد پری نژاد موسسه آتالند(روزهای زوج)


غذای محلی نواحی کُردنشین خراسان شمالی(کرمانج)

آش قِیش(قایِش)

این غذا یکی از غذاهای محلی مردم کرمانج زبان(قوچان, بجنورد, شیروان, اسفراین و...) خراسان می باشد. که بیشتر در فصول بهار و تابستان که سبزی های معطر در دامنه کوهها و کنار رودخانه ها می روید طبخ می گردد.

در گذشته های نه چندان دور که دستگاه رشته بری وجود نداشت و زنان روستایی تقریبا" هر دو هفته یک مرتبه جهت پخت نان خمیر تهیه می نمودند. مقداری آرد را به یکی از زنان ماهر دِه(روستا) می سپردند تا او نیز بنا به مهارت خود خمیر تهیه نموده و پس از اینکه این خمیر مقداری سفت شد آنرا به وسیله چوبی که از شاخه صاف و پوست کنده درختان تهیه نموده و طول آن بنا به نیاز از 50 تا 75 سانتیمتر است پهن می نماید طوری که ضخامت این خمیر آن تقریبا یک میلیمتر شود, سپس برروی این لایه مقداری آرد پاشیده و شروع به تا کردن خمیر می کنند. تا اینکه به شکل ساندویچی مکعب شکل برسند. بعد از این کار شروع به برش زدن ساندویچ به پهنای 2 تا 2.5 سانتیمتر می کنند. و هرکدام از این برش ها پس از باز کردن برروی چوبی که داخل خانه(جهت جلوگیری از نشستن گرد وغبار برروی رشته) از سقف آویزان است پهن می کنند تا با دمای خانه خشک گردد.پس از خشک شدن رشته هایی نواری پهن به دست می آید که به آن قِیش(قایِش) می گویند. این رشته هارا می توان درجای خنک حتی یک سال نگهداری نمود. لازم به ذکر است که کسی که رشته برش می زند از قِداست خاصی در بین روستاییان برخوردار است. سبزی های مصرفی داخل این غذا در گذشته معمولا" سبزی های رشد یافته در طبیعت بوده(ترشک, گزنه و...) که امروزه بیشتر از برگ چغندرو اسفناج استفاده می کنند. پس از ریختن آب, سبزی وعدس داخل ظرف آنرا برروی اجاق گذاشته تا به خوبی بپزد ودر انتها به آن رشته قِیش(قایِش) را به همراه سیرتازه کوبیده شده, پیاز ونعنای سرخ شده ودوغی که از فرآیند مَشک زنی شیر تازه به دست آمده اضافه می کنند. اگربه شما به عنوان مهمان از این غذا بدهند حتما" برروی ظرف شما قیمه ای که از گوشت ریسه ریسه شده, پیاز و لپه تهیه شده اضافه خواهند نمود. خوشبختانه با ورود تکنولوژی و ابداع دستگاه رشته بُری این نوع رشته هنوز هم در نواحی کرمانج نشین استان خراسان توسط این دستگاه برش داده می شود وقابل تهیه می باشد.

این غذا از گذشته های دور که تمام خانواده برروی زمین زراعی کار می کرده اند بدلیل در دسترس بودن مواد اولیه, سریع آماده شدن و همچنین بدلیل پهن بودن رشته های قِیش (قایِش)که برخلاف رشته های معمول از خرد شدن آن تاحد زیادی جلوگیری می شده در بین اکثرعشایر و روستا نشینان کرمانج رایج بوده است.

متاسفانه بدلیل عدم گسترش صنعت جهانگردی خصوصا" روستا گردی در استانهای خراسان رضوی و شمالی و عدم وجود خانه محلی مختص جهانگردان, جهت تناول این نوع غذا تنها می بایست به یکی از روستاهای کرمانج زبان این نواحی سفر نمایید. مطئن باشید با آغوش باز و رویی گشاده شما را بر سر سفره بی ریای خود جای می نهند. بنده خود به شخصه این تجربه را داشته ام و امیدوارم روزی این منطقه از کشورمان نیز مورد توجه جهانگردان(داخلی, خارجی) قرار گیرد.

عکس شماره1: رشته قِیش (قایِش)

با سپاس فراوان از سرکار خانم "فهیمه خان قِیطاقی" جهت راهنمایی, ارائه دستور پخت و تصویر


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com



جاذبه های طبیعی،تاریخی،فرهنگی و گونه های جانوری و گیاهی استان قزوین ( قسمت پنجم )

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:51 بعد از ظهر

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران


*          آب انبارها

آب انبار سردار بزرگ

این آب انبار  به عنوان بزرگترین آب انبار تك گنبدی ایران محسوب می گردد. بانیان این بنا؛ محمد حسن خان و محمد حسین خان سردار از امرای فتحعلیشاه قاجار می باشند. این آب انبار دارای سر دری رفیع با قوس جناغی می باشد. راه شیر آب انبار 50 پله سنگی دارد و برای دسترسی یافتن به آب 5 / 12 متر پایین باید رفت. مخزن آب این آب انبار دارای طرحی مربع شكل به ابعاد تقریبی 17 متر است. مصالح بكار رفته در جرزها، شفته آهگ با روكش ساروج و قطر آنها در حدود سه متر می باشد. گنبد عظیم آب انبار آجری است و در بالاترین قسمت آن بادگیری قرار گرفته و ارتفاع بلندترین نقطه آن تا كف آب انبار حدود 5 / 28 متر است. حجم مخزن این آب انبار 300 متر مكعب است.

آب انبار حاج كاظم

این آب انبار در سال 1256 بنا شده و زیباترین آب انبار شهر محسوب می شود. این آب انبار دارای سر دری زیبا و مزین به كاشی است و علاوه بر تزئینات كاشی كاری دارای طاق رسمی بندی و كتیبه سنگی می باشد. را ه شیر آب انبار دارای 33 پله بوده و سقف آن طاق با قوس جناغی می باشد. مخزن آب انبار مستطیلی شكل بوده و با شفته آهك و آجر ساخته شده است. قطر جرزهای آب انبار در حدود 3 متر و با طاق و تویزه پوشش شده است. از ویژگیهای دیگر این آب انبار وجود دو عدد باد گیر به ارتفاع 8 متر می باشد كه دارای تزئین كاشی می باشد.

آب انبار آقا

آب انبار آقا از آثار دوره قاجاریه و در نزدیكی مسجدی به همین نام واقع گردیده است. این آب انبار دارای سر دری مزین به كاشی معقلی و كاربندی است. راه شیر آب انبار در حال حاضر دارای 30 عدد پله سنگی است و اختلاف سطح بین پائین ترین قسمت آن از سطح كوچه 60 / 9 متر است. مخزن آب انبار طرحی مستطیل دارد و جرزهای آن با قطر تقریبی 20 / 2 متر از شفته آهك با روكش ساروج ساخته شده است. طاق مخزن آجری است و گنجایش مخزن آب انبار حدود 800 متر مكعب می باشد.

آب انبار سر داركوچك

این آب انبار مقابل مسجد و مدرسه سردار قرار گرفته و از بناهای ساخته شده توسط برادران سردار امرای فتحعلیشاه قاجار در سال 1229 می باشد. آب انبار سردار دارای سر دری مزین به كاشیكاری است و داخل ورودی آن رسمی بندی شده و كتیبه ای از سنگ مرمر به خط نستعلیق دارد. را ه شیر آب انبار 36 پله دارد طرح پلان مخزن آب انبار به صورت مربعی به ابعاد تقریبی 20 متر می باشد. در مركز این مربع ستون عظیمی قرار گرفته است كه اندازه جرز آن 4 متر می باشد. این ستون چهار تویزه را تحمل می نماید . پوشش آب انبار را چهار گنبد خفته تشكیل می دهد كه در مركز هر یك بخاركش كوچكی قرار گرفته است. گنجایش آب انبار حد اكثر 3800 متر مكعب و از این نظر بزرگترین آب انبار شهر می باشد

آب انبار زنانه بازار

آب انبار زنانه بازار در ضلع غربی مسجدالنبی واقع شده و بزرگترین آب انبار بازار قزوین می باشد. بانی آن مرحوم حاج ملا عبدالوهاب از علمای بنام شهر و معاصر فتحعلیشاه است. سر در این آب انبار از بین رفته و از روی شواهد، بازسازی شده و بسیار كوچك و ساده است. راه شیر آب انبار دارای 43 عدد پله گنجایش 2350 متر مكعب آب را دارد. جرزهای آب انبار به قطر 60 / 1 متر از شفته آهك با روكش ساروج ساخته شده است  این آب انبار دارای پنج باد گیر بوده كه همگی در پشت دیوارهای بازار و مسجد پنهان گشته اند

آب انبار حكیم

آب انبار حكیم در انتهای بازارچه سپه واقع شده و بانی آن حاج میرزا آقای حكیم است. این آب انبار دارای سر دری زیبا با رسمی بندی است و كتیبه آن تاریخ 1244 را بر خود دارد. را ه شیره آب انبار 35 پله سنگی دارد. مخزن آب انبار از شفته آهك با روكش ساروج ساخته شده وگنجایش مخزن آب انبار در حدود 900 متر مكعب است. در مقابل سر در این آب انبار سقاخانه ای احداث گردیده كه هم زمان با آب انبار شكل گرفته است.

آب انبار مسجد جامع

آب انبار مسجد جامع در جلو خان مسجد جامع واقع شده و بنا بر كتیبه ورودی آن در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی ساخته شده است.

سر در آب انبار دارای طرحی ساده و فاقد هرگونه تزئین است. راه شیر آب انبار دارای 37 پله سنگی و مخزن آب انبار گنجایش 1800 متر مكعب آب را دارد و جنس دیواره های آن از شفته آهك به قطر 40 / 2 متر است.

 

*          کاروانسراها

كاوانسرای گلشن

كاروانسرای گلشن در خیابان مولوی واقع شده و زمانی نقطه انتهای یكی از راسته های اصلی منتهی به بازار بوده است. از سر در آن كه بگذریم هشتی تقسیم با گنبدی به دهانه تقریبی  5 / 4 متر با رسمی بندی 12 و دو گوشواره كناری كه مزین به كاربندی حاشا قلی 16 می باشد، شكل گرفته كه این فضا تعدادی از حجره ها را به دور خود جمع كرده است و خیشانی كه بالای گنبد نورگیری این فضا را تأمین می نماید . بعد از هشتی، حیاط مجموعه قرار دارد كه فضاهای معماری به شیوه حیاط مركزی دور آن چیده شده و بنا در دو طبقه زیر زمین و هم كف طرح ریزی شده است.

كاوانسرای آوج

كاوانسرای آوج در شهر آوج واقع و دارای طرح دو ایوانی است. شالوده كاروانسرا توسط سنگهای لاشه و قلوه، بنا گردیده و بر روی آن تا بالا آجر چینی شده است. نمای داخلی كاروانسرا عبارت است از 2 ایوان و 24 ایوانچه كه در پشت اكثر آنها حجرات واقع شده و 4 عدد به شترخان كاروانسرا راه می برند. شترخان به صورت راهرو طویل با پوشش طاق و تویزه بوده كه در زیر هر طاق نما سكویی جهت بار انداز واقع شده است. ورودی كاروانسرا در قسمت جنوب قرار دارد، و در دو طرف دارای سكو می باشد و در طول دالان یا هشتی سرپوشیده آن نیز هر طرف سه غرفه قرار دارد.

كاروانسرای خرزان

این كاروانسرا در روستای خرزان بر سر جاده قدیم رشت واقع شده و دارای پلانی مربع شكل است. ورودی بنا در ضلع شمالی كاوانسرا قرار دارد. نمای خارجی شامل چهار ضلعی ای است كه در گوشه ها دارای برجهای مدور است. حیاط كاروانسرا مربع شكل بوده و در اضلاع چهارگانه آن ایوانچه و یك ایوان به چشم می خورد كه طرح 4 ایوانی كاوانسرا را ارائه می دهد.
4
طاق نمای واقع در كنج اضلاع، شرقی و غربی راه ورود به فضای شتر خان را كه به صورت راهرویی سرتاسری و سكو دار ساخته شده شكل می دهد. این فضا مكان بار انداز و اطراق افراد در كنار چهارپایان خود بوده است.

كاروانسرای هجیب

این كاوانسرا در ضلع شمال غرب روستای هجیب واقع شده و ورودی آن در ضلع جنوبی قرار گرفته است طرح كلی این كاروانسرا به صورت مربع بوده كه در تقاطع چهار ضلع خارجی، برجهای مدوری به صورت نیم سكون تعبیه گردیده است. داخل طاق نماهای ورودی كه با قوس جناغی پوشش شده رسمی بندی با آجركاری رنگی (اخرایی)، اجرا گردیده كه رسمی با تركیب نهم گنبد و یا باریك به شكل رایج بناهای دوره اسلامی، در ایوان ورودی دیده می شود. هشتی ورودی عمارت از فضایی وسیع است كه با سقف گنبدی شكل مدوری پوشش شده است. پس از هشتی به حیاط مربع شكل می رسیم كه حجرات با فاصله 50 سانتیمتر از كف با پایه سنگی دور تا دور حیاط قرار گرفته و 4 ایوان نیز در میانه اضلاع چهارگانه بین حجرات دیده می شود.

شهر قزوین تاچند دهه پیش دارای هفت دروازه در ورودیهای مختلف شهر بود كه متاسفانه امروزه تنها دو عدد از آنها باقی مانده است

 لطفاً ادامه مطلب را هم نگاه کنید

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن آنها آپلود نشده است


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت اول  قسمت دوم  قسمت سوم  قسمت چهارم  نشاط کوهستان 

جاذبه های طبیعی،تاریخی،فرهنگی و گونه های جانوری و گیاهی استان قزوین ( قسمت چهارم )

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:44 بعد از ظهر

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران


*پیشینه تاریخی استان قزوین

 كاوش ها و یافته های باستان شناسی در دشت قزوین، نشانگر مرحله یكجانشینی و كشاورزی در هزاره هفتم قبل از میلاد و برخورداری ساكنان آن از صنایع اولیه و نظام اجتماعی است. منازل مسكونی ، معبد ، كارگاه های صنعتی ، اشیای زینتی ، مجسمه ها ، انبارهای غلات و... از تمدن دیر پای مردمان این ناحیه در هزاران سال پیش حكایت دارند . قزوین را در نوشته های قدیم اروپاییان شهر باستانی " آرساس " یا " آرساسیا " و در تاریخ یونان شهر قدیمی " راژیا " نامیده اند . قرار گرفتن آن بر سر راه " جاده ابریشم " سرنوشت قزوین را با فراز و فرودهای تلخ و شیرین گره زده است. منطقه كاسپین كه از روزگاران پیشین،سرزمینی آ‌باد و پرجمعیت بود، در زمان ساسانی رونقی دیگر یافت و با بنای شهرستان شاپوری- كه آن را شادشاپور نیز می خواندند – چهره ای متفاوت پیدا كرد و به خاطر موقعیت ویژه اش، پذیرای نظامیان و جنگاوران سلحشور هم شد و از قلعه و برج و بارویی مستحكم برخوردار گشت. روند شهرسازی و گسترش مناطق مسكونی در قزوین، پس از ورود اسلام به این سرزمین در سال 24 هجری شتابی دو چندان گرفت و در مدتی كوتاه به عنوان “ باب الجنه” یا “ دروازه بهشت” نامیده شد. به روایت بلاذری در فتوح البلدان سعیدبن عاص بن امیه در سالهای پیش از 35 هجری قزوین را “ شهری استوار و آباد” می كند و ورود چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال 36 هجری با فرمان امیرالمومنین علی(ع) سیمای قزوین را دگرگون می سازد. اقدام محمدبن سنان عجلی در حدود سال 90 هجری گام بزرگ دیگری در توسعه شهر محسوب می شود و زمینه ساز ساخت دو شهرك مهم “ مباركیه و مدینه موسی “ در كنار شهر كهن قزوین در سالهای پیش از 169 هجری می گردد. به دنبال سفر هارون الرشید در سال 192 هجری به ایران و مشاهده پاكبازی مردمان شهر، به دستور وی مسجد جامع عتیق قزوین بنا شده، بارویی گرداگرد شهرك های اقماری پیرامون قزوین كشیده می شود و چنان كه ابن فقیه همدانی و رافعی گزارش كرده اند، كلان شهر قزوین شكل می گیرد. وسعت شهر قزوین در سال 253 هجری را می توان از روایت تاریخ گزیده دریافت كه پس از بركشیدن حصار شهر توسط موسی بن بوقا، دارای دویست و شش برج و هفت دروازه بوده است. تعمیر باروی شهر در سال 373 هجری به وسیله صاحب بن عباد – وزیر دانشمند آل بویه – و بنای صاحب آباد در شمال شرقی شهر، بازسازی آن در سال 411 توسط امیر شریف ابوعلی جعفری، اقدامات گسترده عمرانی امیر خمارتاش عمادی در دهه نخستین سده ششم و ساخت باروی تازه ای از آجر به سال 527 نشان از توسعه دائمی شهر دارد . انتخاب الموت به عنوان مركز اسماعیلیان نزاری و چالش های فرهنگی ، سیاسی و نظامی مربوط به آن ، منطقه قزوین را حدود 200 سال به كانون اصلی رویدادهای مهم كشور تبدیل كرد و بارها شاهد لشكر كشی های میلیونی و آثار ویرانگر آن بود . هرچند امیران سلجوقی ناگزیر از فعالیت های عمرانی نیز بودند و آثار پراكنده سلجوقی در جای جای استان نشانگر این نكته و گسترش قزوین در قرن ششم هجری است . مولف “ آثار البلاد” قزوین را در آغاز قرن هفتم – پیش از حمله مغول –چنین توصیف كرده است: “ شــهری بسیــار بزرگ و پر جمعیت است. در دشتی بسیار پهناور و هموار بنا شده و مهندسان در بنای شهر نقشه ای كشیده اند كه نظیرش وجود ندارد. زیرا دو شهر است یكی در آغوش دیگری آرمیده. شهر كوچك را كه در وسط قراردارد شهرستان می نامند كه برای خود دروازه و بارو دارد. شهر بزرگتر كه پیرامون شهرستان واقع شده دارای برج و باروی دیگری است. باغستان ها و تاكستان ها گرداگرد باروی خارجی شهر دوم را فراگرفته و پس از آن كشتزارهای سرسبز دو شهر را در بر دارد و دو رودخانه دیزج و ارنزك از آن می گذرد”. وسعت این شهر در هنگامه حمله ویرانگر مغول به ایران به حدی رسیده كه به گزارش مستوفی در ظفرنامه افزون از یك میلیون نفر جمعیت داشته است. شهر قزوین در دوره ایلخانی پس از ركودی نسبی دوباره زندگی خود را باز می یابد و چنان كه جهانگردان آورده اند در زمان تیموریان پس از سمرقند بزرگترین و آبادترین شهر ایران بوده است. انتخاب قزوین به عنوان تختگاه صفویان در قرن دهم علاوه بر بازنمایی اهمیت شهر، دوره درخشانی از عمران و توسعه شهری را رقم می زند كه درآثار سفیران و بازرگانان غربی كه به ایران آمده اند مشهود است. طراحی و ساخت نخستین خیابان ایرانی ، چهارباغ ها، میدان ها، كاخ ها، مدارس، مساجد، بوستان های شهری و … كه به الگویی برای شهرسازی در سراسر ایران تبدیل شد از این شهر آغاز می گردد. حتی انتقال پایتخت در قرن یازدهم نیز رنگ فراموشی به آن نمی زند و تا پایان دوره افشاریان شاهد سازه های فراوانی در جای جای شهر هستیم كه عمارت باشكوه ایوان نادری از آن جمله است. در سراسر دوره قاجاریه، قزوین به عنوان یك منطقه حاكم نشین مستقل مرتبط با پایتخت مطرح بود و با وجود ركود نسبی اقتصاد و فرهنگ در آن دوره از اندك مراكز پر رونق و تپنده ایران به شمار می رفت. پایداری قهرمانانه مردم این سامان در برابر هجوم سپاه خونخوار مغول و یورش ویرانگر تیمور، به ویژه وارد كردن نخستین شكست به مهاجمان افغانی در دشت قزوین پس از سقوط اصفهان از نقش انكار ناپذیر قزوینیان در تاریخ ایران حكایت دارد . مشاركت مردم قزوین در نهضت ضد استبدادی مشروطه سر آغاز فصل نوینی در تاریخ معاصر كشور ماست كه تا انقلاب اسلامی تداوم می یابد. پس از بی مهری های دهه دوم و سوم در چهاردهمین سده خورشیدی و تخریب بناهای شكوهمندی همچون ایوان و حیاط نادری، عمارت خورشید، عمارت ركنیه، دروازه ها و … ، رفته رفته استان قزوین به سوی عمران شهری گام برداشت واین روند با استقرار تشكیلات استانی از خرداد 76 به بعد شتابی بیش از پیش گرفت.

 

 

*جاذبه های تاریخی و فرهنگی استان قزوین

*          مراکز دینی

مسجد جامع

مسجد جامع كبیر در محله دباغان قرار گرفته و با مناره های باشكوه، ایوانهای رفیع و گچ بریهای نفیس از آثار ممتاز دوره اسلامی به شمار می رود. قدیمترین بخش مسجد پس از آثار چهار طاقی ساسانی كه در زیر مقصوره قرار گرفته، طاق هارونی است 192 ه ساخته شده است. مهمترین و زیباترین بخش مسجد، مقصوره و گنبد سلجوقی است.

مسجد النبی
مسجد النبی جز وسیع ترین مساجد ایران بوده و قریب  به 14000 متر مساحت دارد. ساختمان این بنا را به دوره صفویه نسبت می دهند كه پس از تخریب، در زمان قاجاریه به فرمان فتحعلی شاه تجدید بنا گردید .

مسجد سنجیده
مسجد سنجیده در محله راه ری، واقع شده و از آثار دوره سلجوقی به شمار می رود. این مسجد در حال حاضر تنها دارای فضای گنبد خانه بوده كه طرح آن مربع و ابعاد آن 20 / 9 متر می باشد.
مسجد سنجیده دارای گنبدی به سبك سلجوقی، مناره كوتاه و تزئینات مقرنس در زیر گنبد می باشد.

مسجد حیدریه
مسجد حیدریه با تزئینات زیبای خود یكی از عالی ترین بناهای معماری ایران به شمار می رود.
مقصوره ی مسجد حیدریه تنها باز مانده شكوه این مسجد چهار ایوانی بوده كه بعد ها تخریب گردیده و قسمتهای دیگری بدان الحاق شده است.

 

حسینیه امینی ها

حسینیه امینی ها نمونه كاملترین و زیباترین خانه های سبك قزوین می باشد. آنچه كه امروزه از این خانه به جای مانده دارای چهار حیاط و فضاهای مختلف در دو طبقه همكف و زیر زمین می باشد.


كلیسای رفیع

كلسیای رفیع در حیاط مدرسه ای به همین نام واقع شده است. این كلیسا در دوره پهلوی اول در این محوطه كه از دیرباز مجموعه آموزشی و عبادتی ارمنیان قزوین بوده ساخته شده است. كلیسا بنایی آجری، با طرحی مبتنی بر محورهای چلیپایی بوده كه فضای اصلی آن  مستطیل شكل بوده و در داخل آن چهل ستون قرار گرفته اند.

كلیسای كانتور  (برج ناقوس)

كلیسای كانتور معروف به برج ناقوس  مجموعه ای بوده كه در زمان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم بدست روسها ساخته شده است. این بنا، كلیسای كوچكی است كه همانند دیگر كلیساها دارای طرحی چلیپایی بوده و محراب آن، رو به شرق دارد.

 

 تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com

توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت اول  قسمت دوم  قسمت سوم  قسمت پنجم  نشاط کوهستان 

جازدبه های طبیعی،تاریخی،فرهنگی و گونه های جانوری و گیاهی استان قزوین (قسمت سوم )

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:41 بعد از ظهر

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران

 

*          خزندگان

 

خزندگان جانوران مفیدی هستند و در تعادل اجزای طبیعت نقش لازمی را ایفا می کنند و بیشتر آنها با شکار حشرات و جانوران موذی نقش مثبتی برای کشاورزان دارند و در حفظ تعادل اکو سیستم ها مهم اند.در استان قزوین بررسی بر روی شناسای گونه خزندگان بسیار محدود بوده است.

 

مقایسه شاخص های خزندگان استان قزوین با كشور

نوع شاخص

كشور

استان

نسبت استان به كشور(درصد)

 

 

 

 

خزندگان

 

 

 

تعداد گونه

225

اطلاعات موجود نیست

اطلاعات موجود نیست

خانواده

23

اطلاعات موجود نیست

12؟(6مارمولك 4 مار 2 لاكپشت؟ )

راسته

4

2

50

تعداد گونه های حمایت شده

11

2

2/18

گونه های در معرض خطرانقراض(IUCN2008)

3

1

33.3

گونه های آسیب پذیر IUCN 2008))

4

1

25

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس1)

13

3

23

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس2)

8

3

5/37

  • گونه های خزندگان در معرض خطر(EN) در استان قزوین شامل افعی البرزی می باشد.
  • گونه های خزندگان آسیب پذیر(VU)در استان قزوین شامل لاک پشت مهمیز دار می باشد.

دراستان قزوین گونه ای با شرایط به شدت در معرض خطر انقراض (CR) مشاهده نشده است.

 گونه های در معرض خطر سایتیس (I I)شامل مارمولک،وارانوس،خاردم یا آگاما می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

*            دوزیستان

دوزیستان از نظر تنوع و فراوانی ، با سایر رده های حیوانات قابل مقایسه نیستند و جمعا در جهان فقط شامل 3 راسته و 35 خانواده می باشند.در ایران دوزیستان 6 خانواده، 2 راسته فاقد دم (قورباغه ها و وزغ ها )با تعداد 13 گونه و دم دار (سمندر ها ) با تعداد 7 گونه می باشند.در استان قزوین تاکنون مطالعه ای بر روی دوزیستان صورت نگر فته است.

 

مقایسه شاخص های دوزیستان استان قزوین با كشور

نوع شاخص

كشور

استان

نسبت استان به كشور(درصد)

 

دوزیستان

 

دوزیستان

 

تعداد گونه

20

مطالعه نشده

-

خانواده

6

مطالعه نشده

-

راسته

2

مطالعه نشده

-

تعداد گونه های حمایت شده

2

مطالعه نشده

-

گونه های در معرض خطرانقراض IUCN 2008))

1

مطالعه نشده

-

گونه های آسیب پذیر IUCN 2008))

1

مطالعه نشده

-

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس1)

-

-

-

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس2)

-

-

 


  • گونه های دوزیستان در معرض خطر(EN) در استان قزوین مشاهده نشده است.
  • در خصوص گونه های دوزیستان آسیب پذیر(VU)در استان قزوین اطلاعات دقیقی در دسترس نمی باشد.

دراستان قزوین گونه ای با شرایط به شدت در معرض خطر انقراض (CR) مشاهده نشده است.


 تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com

توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 

لطفاً ادامه مطلب را ببینید


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت اول  قسمت دوم  قسمت چهارم  قسمت پنجم  نشاط کوهستان 

جاذبه های طبیعی،تاریخی،فرهنگی و گونه های جانوری،گیاهی استان قزوین(قسمت دوم)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:27 بعد از ظهر

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران

* گونه های  جانوری شاخص استان قزوین

*          پستانداران

آهو Gazella subguttrosa

عرصه های دشتی استان قزوین در سال های نه چندان دور پهنه جولان غزالهای تیز پا بوده بطوریکه گزارش های مکتوب سال های 1350تا1360 به گله های بزرگ آهو در دشت افشاریه بویین زهرا (جنوب شرق تا جنوب غرب استان )اشاره دارد. همچنین گزارش هایی از حضور آهو در حاشیه دو رودخانه شاهرود و قزل اوزن در سال های دور (قبل از 1357) وسعت پراکنش این پستاندار زیبا در استان ، نشان از استعداد بالقوه اکوسیستم های دشتی و تپه ماهوری استان دارد

 تغییر کاربری اراضی، ایجاد راه های دسترسی، و عبور شاه راه های از مناطق دشتی استان و مهمتر از همه هجوم صنایع بزرگ و کوچک برای استقرار در عرصه های طبیعی گونه آهو منجر به حذف کریدورهای حیاتی گونه مزبور شده است. به گونه ای که در حال حاضر بعد از گذشت سه دهه اداره کل حفاظت محیط زیست استان توانسته است تعداد معدودی از آن را در زیستگاه دشتی منطقه حفاظت شده باشگل حفاظت نماید. بی گمان ادامه روند شتابنده توسعه صنعتی و راهها و تغییر کاربری اراضی عرصه را بر گونه مزبور تنگ تر خواهد نمود. از دیگر عوامل تهدید کننده جمعیت آهوان استان شکار بره ها در فصل زایمان توسط گرگ و سگ های گله و ولگرد در منطقه است که ادامه حیات جمعیت آن را با خطر جدی روبرو کرده است.

بز کوهی Capra aeagagrus

بز کوهی یا کل و بز نژاد وحشی بزهای اهلی است که در زیستگاه های کوهستانی و صخره ای زیست می کند. جنس نر دارای شاخ های بلند شمشیر مانندی است. پراکنش بز کوهی در استان قزوین محدود به ارتفاعات شمالی از جمله الموت غربی و شرقی و طارم سفلی است. بیشترین مشاهدات گونه مزبور مربوط به زیستگاه های صخره ای الموت است. این منطقه از زمان های قدیم شکارگاه بزکوهی بوده است. در سال های اخیر به دلیل گسترش شبکه راه ها در مناطق کوهستانی امنیت زیستگاهی آن روبه کاهش نهاده است.

 گوسفند وحشی Ovis orientalis gmelini

 گوسفند وحشی نژاد ارمنی ازجمله گونه های بارز پستاندار استان محسوب می شود که این استان را بعنوان شرقی ترین اکوسیستم خود در کشور انتخاب نموده ، همچنین این استان جزء غربی ترین عرصه هایست که تا دهه 70 قوچ و میش البرزی در ارتفاعات شمال شرق آن گزارش شده است.در این راستا ترکیب نژاد البرزی و ارمنی در استان و تشکیل یک زیر گونه دور از انتظار نیست که نیاز به بررسی بیشتر دارد. در حال حاضر بیشترین جمعیت قوچ و میش در مناطق غربی استان وآن هم در منطقه حفاظت شده باشگل مشاهده می شود.

 پلنگ وخرس قهوه ای و سیاه گوش ، سنجاب زمینی ،گرگ

 در حال حاضر پراکنش پلنگ و خرس قهوه ای معطوف به ارتفاعات شمالی استان بوده ،بطوریکه بیشترین گزارش مشاهده پلنگ در بخش رودبار شهرستان و طارم وبیشترین مشاهده خرس قهوه ای در منطقه الموت و بخش های از طارم می باشد. بهره برداری از کلیه چرا گاه های شمالی و گاها جمعیت زیاد گله های اهلی و حضور مداوم انسان وسگ های گله، مزاحمت مکرر انسانی وهمچنین بهره برداری معادن و ساخت انواع جاده های کوهستانی به مقاصد مختلف، چنان عرصه را را برای زیست گونه های بزرگ جثه گوشتخوار نظیر پلنگ تنگ نموده ،که امیدی برای بقاء این گونه ارزشمند نمی توان متصور بود . بررسی وتحقیق بر روی این دو گونه ضروری بنظر می رسد .

  خرس قهوه ایUrsus arctos

پراکندگی خرس قهوه ای در ارتفاعات شمالی استان از جمله الموت غربی و شرقی و طارم سفلی است. جامعه درختان ارس در الموت از بهترین زیستگاه های گونه مزبور است. در فصل تابستان و به هنگام رسیدن میوه های مورد علاقه خرس به دره ها و نقاط پایین دست حرکت کرده و به کرات در حاشیه باغات و زنبورستان ها مشاهده می شود. به گونه ای که در دره های اوان، کوچنان،هنیز، خوبان و روچ در منطقه الموت بیشترین گزارش ها از حضور آن شده است.

 سیاه گوش Lynx lynx 

سیاه گوش در ارتفاعات شمال غربی كشور و تاحدود قسمت شرقی رشته كوه البرز و به خصوص در نواحی جنگلی و بیشه ای زندگی می كند. این جانور بومی مناطق سردسیر است و به همین علت پوست آن موهای بلند و نرمی دارد كه عایق بدن حیوان در مقابل سرماست.سیاه گوش از گربه سانان نسبتا بزرگ بابدنی قوی است كه ارتفاع شانه آن به 70 سانتی متر می رسد. طرفین بدن و پاهای سیاه گوش دارای خالهای تیره رنگ است، دم نسبتا كوتاه و گوشهائی با نوك سیاه و موی كوتاه دارد.حیوانی است تكرو و علاوه بر پستانداران كوچك و پرندگان از شوكا و نابالغهای قوچ و میش و كل و بز نیز مضایقه نمی كند.طول عمرآن در اسارت حدود 21 سال است و دشمن طبیعی مشخصی ندارد و به علت زندگی در مناطق دور از دسترس از وضعیت زیستی آن اطلاعات زیادی در دست نیست. این گونه گوشتخوار که در برخی موارد با پلنگ اشتباه گرفته می شود حیوانی بسیار مخفی کار است و به ندرت دیده می شود.دراستان قزوین ، مناطق الموت غربی و شرقی و ارتفاعات شمالی شهر قزوین از زیستگاه های مهم گونه مزبور است. در سال های اخیر مشاهده یک قلاده از آن در ارتفاعات عرشه کوه واقع در شمال شهر قزوین گزارش شده است

 سنجاب زمینیSpermophilus fulvus

اندازه این گونه حدود 24 سانتی متر است. اغلب استپ های مناطق سردسیر با پوشش گیاهی کم و اراضی نرم و حاصلخیز کشاورزی و مناطق مسطح را برای زندگی انتخاب می کند. در استان قزوین دارای جمعیت قابل ملاحظه ای است به گونه ای که کلنی های آن در مناطق الله آباد، ارداق، قره باغ، شورجه و بخش جنوب شرقی منطقه حفاظت شده باشگل مشاهده می شود.

تخریب زیستگاه ها، سمپاشی اراضی کشاورزی، نصب نیوجرسی در جاده ها و واقع بودن زیستگاه آنها در مسیر بزرگ راه های استان از مهمترین عوامل تهدید کننده گونه مزبور است.

 گرگ:    Canis lupus

از خانواده سگ سانان family canidae با نام علمی  Canis lupus و نام انگلیسی Wolf.

گرگ بزرگ ترین گونه خانواده سگ سانان است و در بیشتر نقاط ایران پراكنده است و به رنگهای متفاوت دیده می شود ولی بیشتر خاكستری رنگ است. وزن آن به 70 كیلو گرم می رسد. گرگها معمولا به صورت گروهی ( از دو قلاده به بالا برحسب فراوانی طعمه ) به شكار حمله می كنند و حیوانات ضعیف و مریض را فوری تشخیص می دهند و شكار می كنند و بدین ترتیب علاوه بر تحدید گسترش بیماریها در قوی نگهداشتن پستانداران وحشی علفخوار نقش مفیدی ایفا می كنند و از نظر اكولوژیك دارای نقش مهمی هستند. گرگها حس بویائی و شنوائی بسیار قوی دارند و دارای پاهای بلند و دم پشمالو هستند و در مقایسه با سگهای گرگی گردنی كلفت و كوتاه و سری پهن و چشمان مورب و گوشهای كوتاه دارند. طول عمر گرگها در اسارت 16 سال و در طبیعت حدود 9 سال است و دشمن طبیعی خاصی ندارند.گرگ به علت هوش زیاد و قدرت تطابق با زیستگاه های مختلف در تمام عرصه های طبیعی استان مشاهده می شود. در سال های اخیر به دلیل کم توجهی به مدیریت اصولی دفع پسماندهای شهری، و روستایی و واحدهای کشتارگاهی و پرورش دام و طیور شاهد حضور گرگ در نزدیکی مراکز سکونتگاهی انسان بوده و در برخی مواقع خساراتی متوجه دام های اهلی نموده است. تا کنون گزارش موثقی از حمله گونه گرگ به انسان در استان ثبت نشده است. و حملات به وقوع پیوسته در برخی از مناطق استان به ویژه دانسفهان و بویین زهرا مربوط به سگ های ولگرد و گونه های دورگه سگ و گرگ بوده است.

 

مقایسه شاخص های پستانداران استان قزوین با كشور

 

نوع شاخص

كشور

استان قزوین

نسبت استان به كشور(%)

 

 

 

پستانداران

 

تعداد گونه

194

66

34

خانواده

37

20

54

راسته

10

7

70

تعداد گونه های حمایت شده

13

6

46

گونه های در معرض خطرانقراض       (IUCN 2008)

9

1

1/11

گونه های آسیب پذیر(IUCN 2008)

20

5

25

گونه های در معرض خطر انقراض (سایتیس1)

17

4

5/23

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس2)

22

4

1/18

 

  • گونه های حمایت شده پستاندار قزوین شامل پلنگ، خرس قهوه ای،کاراکال، سیاه گوش، آهو، قوچ و میش ارمنی می باشد.
  • گونه های پستاندار در معرض خطر(EN) در استان قزوین شامل پلنگ می باشد.
  • گونه های پستاندار آسیب پذیر(VU)در استان قزوین شامل خفاش نعل اسبی مدیترانه ای ، خفاش حنایی،آهو،کل و بز،قوچ و میش ارمنی می باشد.
  • گونه های در معرض نابودی سایتیس ( I)شامل پلنگ،سیاه گوش، کاراکال، شنگ می باشد.
  • گونه های در معرض خطر سایتیس (I I)شامل گربه وحشی، گربه جنگلی،گرگ،خرس قهوه ای می باشد.

لازم بذکر است حضور گونه های کاراکال، خفاش حنایی از کتاب پستانداران صحرایی ایران گرفته شده است و متأسفانه تا کنون گزارشی از این دو گونه در چند سال اخیر در استان نشده است.


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت اول  قسمت سوم  قسمت چهارم  قسمت پنجم  نشاط کوهستان 

وجه تسمیه برخی مکان ها و کوه ها

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-03:46 بعد از ظهر

به نام دادار هستی بخش

مهارت تورگردانی

استاد راهنما:   سرکارخانم مهسا مطهر

دانش پژوه:   زهرا  فتاحی عبدی

موسسه آوای ارسباران

تاریخ: آبان 1390


 

ایران، این سرزمین کهن "ایرانویچ" خواستگاه مردان و زنان تلاشگر، مردمانی سخت کوش،  آمدند و رفتند و نام نیک بر جای گذاشتند. سنگ نبشته هایی که در سرتاسر این سرزمین کهن جای دارد نشان از دیرینگی این خاک است. نام هایی برگرفته از درختان، کوهها، دره ها و یا جانوران که هر کدام نمایانگر زندگی، مرگ و نمادهایی که مرز بین خود و دیگر اقوام را حتی زبان و گویش خود را مشخص می کردند . مانند توتستان، آتشگاه، بریانچال، گوچال، سیاه دره، کوه کهون که هر کدام مرزبندی های خویش را داشتند. بدان گونه که دره، کوه یا رودخانه ای را به گویش محلی خود به دیگران یا همسایگان خویش می آموختند.

الف) شهر و روستاها

شهرهایی که دیگر نشانی از آن نیست و اگر هم باشد به نام دیگر شناخته می شوند؛ چون اصفهان که سپاهان نامیده می شد، کاسی یا کاسان که امروز به کاشان معروف است، اکباتان یا همدان، صددروازه یا دامغان کنونی و بسیاری دیگر. هرچه این نـامها بیشتـر می شد نشان از کهندگی آن قوم یا قبیله بود. روستاهایی که در درازنای تاریخ از بین رفته اند و یا در حال فراموشی هستند مانند:

خراشاد (بیرجند)؛

نام خُراشاد, نامی یگانه بوده و برگرفته از زبان پهلوی است و به معنی محل طلوع خورشیـد می باشد و علت آن نیز واقع ‏شدن این روستا در میان دره ای است که این دره به طرف شرق باز گشته و به دشت ‏خراشاد متصل می گردد. تاریخچه روستای خراشاد, به پیش از اسلام بازمیگردد. وجه تسمیه این روستا نشان از تاریخ چند هزار ساله آن دارد. همچنین وجود آثاری مانند قبرستان زرتشتی ها ‏در نزدیکی کاریز خراشاد, قلعه و تونلهای زیر زمینی که برای مقابله با یورش ترکمنها ‏ساخته شده اند.

باشتین (سبزوار)؛

باشتین به معنی میوه میان دو شاخ اصلی درخت می باشد و علت نامگذاری این روستا می‌تواند بر گرفته از این باشد كه دور تا دور قریة قدیم باشتین خندقی وجود داشت و در میان دو رشته قنات یكی بنام قنات باشتین و دیگری بنام قنات نغاب باشتین قرار داشت. این قنات ها به مانند دو شاخة درخت و روستای بین آنها به عنوان میوة درخت «باشتین» نامیده شده است. باشتین خاستگاه قیام سربداران و بنیانگذار حکومت شیعی در جهان پس از دوران ائمة معصومین علیه السلام است. نخستین حاکم سلسله ی سربداران، "عبدالرزاق باشتینی" بود که به مدت دو سال و چهار ماه حکومت کرد. پس از وی، "برادرش وجیه الدین امیر مسعود" به حکومت رسید.


ب) راه ها و کوه ها

و اما چرا این نام ها را بر این جایگاه ها تخصیص می دادند؟ تنها می توان گفت که تعیین مرزی برای خود یا اینکه بتوانند در مسافرتها و کوچ های روستایی و عشایری راه ها را بخاطر بسپارند. تنها کافی بوده در نزدیکی محل سکونتشان نشانی یا شکل خاصی از یک پدیده باشد مانند لکه ای سپید بر دامان کوهی یا درخت خشکیده ای نشسته بر دشت سبزی، تا آنجا را مرز بین خود و دیگر همسایگانش قرار دهند مانند:

سیاه دره؛ به دلیل وجود سنگ های سیاه این اسم را به خود گرفته است.

شیردوشـان؛ مکانی که گوسفندان را برای دوشیدن شیر در آن جمع می کنند.

خشکـه واش گردنه ای در بلده؛ جایی که علف خشک فراوان دارد.

 تنگـه گتـه در مازندان؛ به معنی تنگه بزرگ.

واگته شی؛ یعنی گردنه ای که به یک دشت بزرگ می رسد.

گوچال در لرستان ؛ جایی که گاو در آن چرا می کند.  

میچکاخونی؛ منطقه ای در فیروزکوه که گنجشک های کوهستانی در فصل جفتگیری به آنجا می آیند و به آوازخوانی می خوانند.

تنگ گاشمار در لرستان؛

متشکل از دو واژه  "گا" و "شمار" است و چون گاو ها تک تک از این تنگه عبور می کردند به این اسم نامیده شده است.

یکی از شهرهایی که در آن، زبان نشانه یا علامت گذاری استفاده بسیاری می شده، شهر کویری یزد می باشد. شهری نشسته بر کویر، گرم و سوزان اما دل انگیز. گویند که این شهر را یزدگرد بنا نهاد و هم او فرمان داد که آب را به وسیله کاریز یا همان قنات از دوردست ها به این شهر برسانند. این شهر را از برای آن ساخت که دژ محکمی باشد در برابر یورش دیگر اقوام خاوری ایران مانند سکاها و یا بیابانگردان. از رمل های کویر تا شیرکوه سرفراز همه و همه یادگار نام های نیک برگرفته از دید این مردمان سخت کوش کویر می باشد.

شیرکوه؛ ارتفاعات شیر کوه در جنوب شهر یزد واقع گردیده و قسمتی از سلسله جبال زاگرس می باشد. وجه تسمیه کلمه شیر بر بزرگ ترین کوه یزد به این دلیل است که مشابه شیری است که سر بر دست ها نهاده و خوابیده است. البته شنیده دیگری نیز هست که بدلیل وجود برف بر قله طعنه به سفیدی چون شیر می زند.

برفخانه؛

بعد از شیر کوه دومین نقطه مرتفع استان یزد ارتفاعات برف خانه مشرف به روستای زیبا و دیدنی طزرجان است . یخچالهای قدیمی و مانده به یاد گار در پای دیوار حکایت از دوران یخ بندان دارد .سالها پیش قبل از آنکه تکنـولـوژی تهیـه یخ از آب چهره نمایان سـازد قاطرچیـان سحرگـاهـان تکـه های بـزرگ بـرف را بـا اره از تــوده جـدا می نمودند و پس از عایق بندی در لابلای کاه به یزد حمل می کردند تا آب چاه را همراه با چاشنی خنکای برف به لب تشنگان حاشیه کویر عرضه نمایند . چند سالی است که مردم یزد لکه های برف برفخانه را نمی بینند و این نشانه غم انگیز و پیام آور خشک سالی است .

گاو و گوساله؛

سایه هاشان به مانند سر گاو و گوساله است و تعبیر دیگر اینکه بسان گاوی است که به گوساله خویش شیر می دهد.

همه اینها نشان از پیوند ناگسستنی این مردمان از طبیعت پیرامون خویش است. پیوندی که تا ایران هست خواهد ماند و می ماند.

در پایان از همکاری و اطلاع رسانی همراه و استاد گرامی جناب آقای محمد رمضانی که در طی سالها تجربه کوهنوردی و طبیعت گردی موفق به کسب اینگونه اطلاعات از مناطق مختلف ایران گشته اند و در جمع آوری این نوشتار کمک بی شائیه ای داشتند، صمیمانه تشکر می نمایم.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن آنها آپلود نشده است



همدان – کبودرآهنگ(2)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
دوشنبه 2 آبان 1390-04:33 بعد از ظهر

فرزانه صمدی

آتالند -  روزهای زوج - ساعت18الی20


آبهای سطحی

به طور کلی رودخانه‌های همدان از چشمه‌سارها و زهاب‌ها تغذیه می‌شوند و معمولا در فصل تابستان همراه با افزایش دمای هوا و نیاز بیشتر نباتات به آب (به استثنای گاماسیاب و سیمینه‌رود) بقیه‌ی رودها, خشک و یا به پایین‌ترین حد آب‌دهی می‌رسند عموماً هامونه و دشت‌های استان در بخش شمال‌شرق و شرق بلندی‌های الوند قرار گرفته‌اند . مهم‌ترین رودهای شهر همدان:رود قره‌چای (سیاه‌رود)، رود سیمینه‌رود، رود خاکو، رود دره مرادبیگ، رود عباس‌آباد.

جاذبه ها

از دوره ی قبل از اسلام می توان به آثاری همچون کتیبه های گنجنامه، شهر باستانی هگمتانه و مجسمه شیر سنگی اشاره کرد. از دوره پس از اسلام نیز در نقاط مختلف شهر یادمانهای متعددی برجای مانده که اهم آنها عبارت‌اند از بنای بسیار زیبا و ارزشمند گنبد علویان از دوره سلجوقی، برج قربان، آرامگاه استر و مردخای، بقعه خضر، بنای امامزاده یحیی، امامزاده حسین و امامزاده اسماعیل، پل آبشینه از دوره صفوی و مسجد جامع و بازار و میدان امام همدان از ابنیه مهم بعداز دوره صفوی است.

 

 

مراکز گردشگری، چشم‌اندازهای طبیعی

تله کابین گنجنامه، دریاچه و مجتمع عباس آباد، آبشار گنجنامه، پیست اسکی تاریک دره، باغهای مصفای دامنه الوند به ویژه دره های عباس آباد، حیدره و امامزاده کوه، دریاچه سد اکباتان، پارک مردم و بوستان و شهر بازی ارم از نقاط گردشگری و طبیعی همدان هستند.

مجموعه تله کابین گنجنامه

مجموعه تفریحی، توریستی و ورزشی تله کابین گنجنامه همدان در میدان گنجنامه و در ۵ کیلومتری شهر همدان و در مجاورت کتیبه‌های کهن و آبشار گنجنامه واقع شده‌است. آب و هوای مطبوع کوهستان، دره فرح بخش الوند و چشم انداز زیبای دشت میشان جذابیتی را پدید آورده که گردشگران داخلی و خارجی را به خود جذب می‌نماید. این پروژه عظیم تحولی عظیم در در گردشگری ایران است که تمامی امکانات یک گردشگر، اعم از تفریحی، ورزشی، اقامتی و حتی آموزشی را فراهم می‌کند. امکانات خاص هیجان انگیز ورزشی نظیر سکوی پرش بانجی جامپینگ، کابل پرواز تیرول، دیواره سنگ نوردی، پیست تریال، تعادل هوایی(رنجر)، سالن بولینگ، پیست اسکی، پیست سورتمه سواری و... به همراه امکانات و خدمات ویژه تفریحی شامل خط تله کابین، کافی شاپ و رستوران‌های متنوع، شهربازی سرپوشیده، باغ گیاهان... و پارکینگ‌های روباز و سر پوشیده قابلیت حضور گردشگران را در بهترین شکل فراهم نموده‌است..

اماکن و آثار باستانی مذهبی

امامزاده عبدالله، امامزاده یحیی، امامزاده حسین، امامزاده اسماعیل(امامزاده کوه)، امامزاده هادی ابن علی، امامزاده اسماعیل، امامزاده اهل بن علی. مقبره باستانی امامزاده اظهر، مقبرهٔ باستانی امامزاده هود.

موزه ها

·         موزه باستانی تپه هگمتانه

·         موزه تاریخ طبیعی همدان :مجموعه‌ای کم نظیر از نمونه انواع گونه‌های حیوانی، گیاهی و طبیعی اقلیم ایران و اقصی نقاط کره خاکی است.

·         موزه بوعلی سینا همدان

·         موزه مردم شناسی حمام قلعه همدان

·         باغ موزه دفاع مقدس


سوغاتی ها

خوراکی ها

انگشت پیچ، سیر تند، شیر شیره، قیسی، مویز، شیره انگور، کماج، حلوا زرده، گردو، مربای پوست پسته. دارتول، باسلق، شیرمال، معجون، مربای گل رز، نان قندی، کاک

صنایع دستی

صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی, قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفال سازی و سرامیک کشور محسوب می‌شود.

·         منبت کاری روی چوب

·         معرق کاری روی چوب

·         مسگری و قلم زنی روی مس

·         طلا سازی، ملیله نقره، طلا کوبی و نقره کوبی

مسیرهای دسترسی

راه اصلی تهران - همدان به درازای341كیلومتر

راه اصلی تهران - خسروی كه همدان در كیلومتر375این مسیرقراردارد .

راه اصلی تهران - سنندج كه همدان در كیلوم تر343این مسیرقراردارد .

راه اصلی سنندج - همدان به درازای182كیلومتر

راه زنجان - همدان به درازای 275كیلومتر

استان همدان در مركزخوددارای فرودگاه است .

شهرستان کبودرآهنگ

شهرستان کبودراهنگ با وسعتی حدود 4025 کیلومتر مربع به عنوان بزرگترین شهرستان این استان در شمال استان همدان قرار دارد.این شهرستان از شمال به استان زنجان ، از جنوب به شهرستانهای همدان ، بهار ، از شرق به شهرستانهای رزن وفامنین و از غرب به استان کردستان محدود می شود.این شهرستان دارای سه بخش (مرکزی ، گل تپه ، شیرین سو) و سه شهر(کبودراهنگ ، گل تپه ، شیرین سو) ، 10 دهستان و 128 روستا می باشد.البته اخیراً تأسیس بخش قهورد وتبدیل روستاهای علیصدر و داقداق آباد و رامیشان به شهر از سوی معاونت سیاسی وزارت کشور مورد تصویب قرار گرفته است و با اجرایی شدن مصوبات تعداد بخشهای این شهرستان به 4 بخش و تعداد شهرها به 6 شهر افزایش پیدا خواهد کرد.

این شهرقبلا" چمنزار وسیع با آب زیرزمینی فراوانی بوده که به وسیله کهریز وقنات آبهارابه سطح زمین می رسانده اند، درفرهنگ فارسی «راهنگ» به معنای رودخانه ، قنات ومجرای عبور آب آمده است، به دلیل وجود سنگهای کبودوکبودی بستر قنوات (راهنگ)رنگ آب نیزکبود به چشم آمده است وبدین سبب«کبود ـ راهنگ » شهرت یافته است گرچه اسم شهرستان را کبوترآهنگ نیز تلفظ می کنندولکن نام رسمی وتلفظ صحیح آن «کبود راهنگ»می باشد.
ویژگیهای جمعیتی

جمعیت شهرستان در حال حاضر حدود 155675 نفر می باشد که رتبه چهارم استان پس از شهرستانهای همدان ، ملایر و نهاوند را از این لحاظ داراست.حدود 82 درصد جمعیت در مناطق روستایی و 18درصد در مناطق شهری ساکن هستند.البته آمار فوق تنها شامل جمعیت ثابت شهرستان می شود و اگر این آمار بر مبنای جمعیت شناور محسوب شود به لحاظ وجود مراکز مهم صنعتی ، گردشگری ، کشاورزی و... جمعیت شهرستان به حدود 000/200 نفر می رسد.زیرا روزانه حداقل تعداد 15000 نفر گردشگر در غار علیصدر حضور دارند که در طول سال نزدیک یک میلیون نفر از محل مذکور بازدید می کنند.همچنین وجود مراکز مهم نظامی مانند پایگاه هوائی شهید نوژه با جمعیتی قریب به 000/10 نفر و حضور روزانه تعداد 2000 نفر از پرسنل غیر ساکن در شهرستان درمحل مذکور از جمعیت شناور محسوب می شوند.وجود بزرگترین شهرک صنعتی استان در شهرستان (شهرک صنعتی ویان) و استقرار چندین واحد بزرگ در آن، همانند نیروگاه شهید مفتح ، فولاد ویان ، لوله نورد اکباتان، الوان ثابت و... باعث شده است روزانه حداقل 5000 نفر از ساکنین خارج از شهرستان در محلهای مذکور مشغول به فعالیت گردند.کشاورزی بودن شهرستان باعث شده است که همه ساله بویژه در فصل کشاورزی تعداد کثیری از افراد خارج از شهرستان و حتی استان بعنوان کارگر در مزارع شهرستان مشغول به کار شوند که بیشتر این افراد از اهالی استانهای کردستان و کرمانشاه می باشند و تعداد آنها نزدیک به 10000 نفر می رسد. بانگاهی گذرا به آمار فوق می توان دریافت که شهرستان کبودراهنگ با احتساب جمعیت ثابت و شناور آن قریب به 200000 نفر را در خود جای داده است.

وجود غارشگفت انگیز علیصدر  بزرگترین غار آبی جهان ، قرار گرفتن در مسیر محورهای ترانزیتی و مواصلاتی استانهای غربی با تهران و مرکزی (محور همدان – ساوه ، همدان - قزوین ) استانهای جنوب غربی با شمال غربی ( همدان – بیجار ، کبودراهنگ - زنجان) ، عبور خط آهن غرب کشور و بزرگراه کربلاو همچنین همجواری آن با منطقه ویژه اقتصادی فامنین و استقرار پایگاه هوائی سوم شکاری شهید نوژه ، وجود بزرگترین شهرک صنعتی استان (شهرک صنعتی ویان) و نواحی صنعتی گل تپه ، شیرین سو و اورقین ، وجود صنایع مادر از قبیل مجتمع فولاد ویان و نیروگاه شهید مفتح و دهها عامل و پتانسیل دیگر باعث شده است این شهرستان به عنوان مرکز ناحیه شمالی استان همدان از جایگاه ویژه ای در میان شهرستانهای استان برخوردار باشد.در این نوشتار سعی بر این است که پتانسیل ها و ظرفیت های موجود در شهرستان کبودراهنگ در پنج محور امنیتی و انتظامی ، کشاورزی ، صنعت ، فرهنگ و آموزش عالی و گردشگری معرفی می شود.


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 



ادامه مطلب

همدان – کبودرآهنگ (1)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
دوشنبه 2 آبان 1390-04:29 بعد از ظهر

فرزانه صمدی

آتالند -  روزهای زوج - ساعت18الی20

به نام خداوندیكتا

هرشب دركودكیم آرزو داشتم كه پدربزرگ برایم قصه میگفت ، قصه ی مردم روزگاران گذشته ، قصه عشقش كه چه سخت بدستش آوردوچه آسان اورا ازدست داد ولی افسوس كه نیست تاآرزویم رابرآورده سازد.

 من این مقاله رابه پدربزرگ ومادربزرگم كه روزگاری دركبودراهنگ میزیستند تقدیم میكنم.

كاش زنده بودندتا من را دربهترشناختن سرزمین پدری ام یاری ام میكردند.

مقدمه :

استان هَمِدان در گستره ای به مساحت 20172 کیلومتر مربع معادل 2/1درصد ازمساحت کل کشور، در غرب ایران بین 33 درجه و 59 دقیقه تا 35 درجه و 48 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 34 دقیقه تا 49 درجه و 36 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. یکی از شهرهای غربی و کوهستانی ایران وچهاردهمین شهر پرجمعیت ایران که در دامنه رشته کوه الوند واقع شده‌است. همدان یکی از شهرهای تاریخی - فرهنگی و توریستی ایران به شمار می‌رود که هرودوت بنای آن را در سدهٔ هشتم پیش از میلاد در دوران مادها به‌دست دیاکو و به عنوان هگمتانه ذکر کرده‌است.این شهر در سیصد و سی و هفت کیلومتری جنوب غربی تهران، در دامنه قله الوند در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و یکی از شهرهای سردسیر ایران به حساب می آید. این استان از شمال به استانهای زنجان و قزوین،از جنوب به استان لرستان،ازشرق به استان مرکزی و ازغرب به استان کرمانشاه و قسمتی از استان کردستان محدوداست. همدان پایلوت صنعت گردشگری و صنایع‌دستی كشور، هم از حیث میراث فرهنگی و قدمت تاریخی و هم از حیث امكان وضعیت گردشگری است. همدان در مهمترین مسیر مواصلاتی غرب کشور واقع شده است و آزاد راه همدان-ساوه تنها کریدور غرب کشور و محوری امن برای حمل کالا و مسافر است.در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۴ خورشیدی مهندس آلمانی کارل فریش (Karl Frisch) یکی از مدون‌ترین نقشه‌های شهری را برای همدان طراحی کرد که از نوع نقشه های شعاعی محسوب می شود. میدان مرکزی همدان(میدان امام) تنها یک خواهرخوانده در شهر کارلسروهه (به آلمانی: Karlsruhe) دارد. در این میدان ۶ خیابان اصلی به‌طور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده‌اند.

همدان پایتخت تاریخ و تمدن ایران

همدان، اولین پایتخت نخستین شاهنشاهی در ایران در ۲۷۰۰ تا ۲۵۵۰ سال پیش بوده‌است.این شهر را نخستین شاه ماد بنیان نهاد و آن را در زبان ایرانیان دوران مادها هگمتانه به معنی «جای گرد آمدگان» نامیدند. همدان پایتخت تابستانی شاهان هخامنشی و اشکانی نیز بوده‌است .نام هگمتانه به مرور زمان در دوران ساسانیان به اَهمتان، اَهمدان و سپس به همدان دگرگون شده‌است. آثار مکشوفه از محوطهٔ باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج‌نامه آثاری از آن زمان می‌باشند. آثار تاریخی، فرهنگی متعدد موجود در همدان، موجب شد تا در جلسه مورخ 02/02/1370 شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی، فرهنگی کشور شناخته شود، همچنین در سال ۱۳۸۵ مجلس شورای اسلامی در مصوبه‌ای همدان را پایتخت تاریخ و تمدن ایران اعلام کرد.

پیش از اسلام

مهاجرت‌ اقوام آریایی‌نژاد ماد از حدود ۳۵۰۰ سال پیش به منطقه غرب ایران و محدوده فعلی استان همدان به تدریج منجر به شکل گیری نخستین حکومت فراگیر به مرکزیت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ایران گشت. بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی به دستور دیاکو نخستین پادشاه ماد در هگمتانه (همدان) پایتخت آنان استحکامات عظیمی شامل ۷ دژ مشهور به هفت ‌حصار و کاخ‌های شاهی برپا شد. بیشتر پژوهندگان علوم تاریخ و باستان‌شناسی بر این باورند که تپه و بناهای امروزی هگمتانه در دل شهر همدان، برجای ماندهٔ بقایای همین تأسیسات می‌باشند.از دوره هخامنشیان علاوه بر سنگ نوشته‌های میخی گنجنامه همدان تعداد قابل توجهی اشیاﺀ زرین و سیمین و نیز بقایای کاخهای سنگی به یادگار مانده‌است .از دوره‌های سلوکی واشکانی در همدان گورستان پارتی برجای است.در دوره ساسانی شهر همدان یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده وسکه‌های متعددی از این دوره در دست می‌باشد..


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 


ادامه مطلب

مسیر VIA FERRATA چیست ؟

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
سه شنبه 26 مهر 1390-02:36 بعد از ظهر


مسیر   VIA FERRATA چیست ؟

 

تهیه کننده : پرویز ستوده شایق

موسسه : آوای ارسباران ( دوره پنجم روزهای فرد )

نام درس : مهارت های تورگردانی

نام استاد : سرکار خانم مطهر

تاریخ تهیه : مهرماه 1390

 نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

A via ferrata (Italian for "iron road“) is a mountain route which is equipped with fixed cables, stemples, ladders & bridges.

مقدمه :

 با توجه به اینکه محیط کوهستان به عنوان یکی از هدف های اکوتوریست محسوب می شود و با توجه به اینکه ایران کشوری کوهستانی است و نیازمند ایجاد بسترهای جدید از هدف گردشگری است ، به همین خاطر در این نوشتار تلاش شده تا مسیری کوهنوردی که در بستر کوهستان ایجاد می شود معرفی نمایم .

این مسیر های قابلیت استفاده برای تمام سنین و در اکثر فصول سال می باشد ضمن اینکه از ایمنی بالایی برخوردار است . این موضوع در محیط اینترنت بسیار گسترده مطرح شده و کشورهای زیادی از آن بهره مند می شود ،امیدواریم با آشنایی بیشتر و جهت حفظ و حراست از محیط های پاک کوهستان با ایجاد این مسیرهای پاک بتوانیم علاوه بر توسعه پایدار گردشگری نسبت به حفاظت از محیط کوهستان تلاش کنیم .

کلمه Via Ferrata معادل فارسی ندارد ، ولی مفهوم آن یک مسیر کوهستانی طولانی است که برای کوهنوردی مورد استفاده قرار می گیرد ، جاده هایی که با استفاده از کابل های ثابت ، نردبان ، پل ها ،  اتصالات فلزی و .... ساخته می شود . در زبان ایتالیایی به آن " جاده آهنی یا مسیر های آهنکوب (آهنی ) " و در آلمانی " مسیر کوهنوردی " معروف است .  مسیری است که در دل کوه با کابل های ثابت ، میله ها  ، نردبانها و پل های معلق مجهز شده است. و صعود کننده در تمامی مسیر صعود به وسیله کابلهای ثابت دائمی در حمایت است .  .

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

   از این مسیر یا جاده ها افراد با توانایی ها متفاوتی می توانند استفاده کنند و به عنوان مسیر کوهنوردی در دسترس ، جهت اجرای برنامه های کوهنوردی مهیج و ایمن از هدف های کوهنوردی می باشد ، بدلیل اینکه در تمام طول مسیر افراد با طناب های ایمن تحت حمایت قرار می گیرند و این مسیر ها در راستای سالم ماندن طبیعت کوهستان بود و اجرای برنامه ها تحت شرایط مسئولانه و حفاظت از محیط پاک کوهستان مورد استفاده قرار می گیرد .
    به دلیل اینکه فراتا باید در دل کوه ساخته شود فق  در تعدادی از کشورهای اروپایی، از جمله ایتالیا، آلمان ، انگلستان، اسکاتلند ، ولز، فرانسه، اتریش، اسلوونی ، رومانی ، سوئیس ، اسپانیا ، سوئد ، نروژ و از معدود مکان هایی در ایالات متحده، کانادا، مالزی ، سنگاپور و به صورت محدود در ایران این مسیر ها ایجاد شده است.

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

     اولین مسیرها فراتا در کوه دولومیت ایتالیا در طول جنگ جهانی اول  برای انتقال سربازان و تجهیزاتشان ساخته شد. امروزه مسیرهای طولانی تر و سخت تری ساخته و مورد بهره برداردی قرار گرفته است . در کنار برخی از مسیرهای فراتا پناهگاه های موقت سربازان قابل مشاهده است که البته مسیرها بازسازی شده اند. کابلهای فولادی جایگزین طنابها و نردبانهای آهنی و میله ها ( پله های فلزی ثابت داخل صخره ) جای نردبان های چوبی و سست را گرفتند.

 

 

مسیرهای فراتا معمولاً از نظر دشواری صعود درجه بندی می شوند برای مثال :

مسیرهای فراتا در کوهستان دولومیت ایتالیا به 5 دسته درجه بندی شده که مسیر درجه یک کمی بیشتر از یک پیاده روی و درجه 5 آن نیاز به مهارتهای کوهنوردی دارد . و بقیه درجات آن بین این دو قرار می گیرد .

دلایل ساخت فراتا :

    صعود از فراتا نیاز به قدرت بدنی بالا و مهارت زیاد کوهنوردی ندارد و صعود کننده ها از سن 8 تا 80 سال می‏تواند از این مسیر ها استفاده نماید و در طراحی برنامه ها گردشگری می توان از آن استفاده کرد .

شباهت فراتا با صخره نوردی سنتی :

    در هر دو روش  صخره نوردی و استفاده از مسیر فراتا کوهنورد ، احساس بودن در بالاترین نقطه از زمین، جایی که تنها عقاب ها در آن پرواز می کنند را دارد و همچنین در هر دو روش از هارنس های ( صندلی های سنگنوردی ) استاندارد کوهنوردی و کلاه ایمنی استفاده می نماید .

اما تفاوتها :

  در صعود از مسیرهای فراتا  : صعود کننده به طناب حمایت چی متصل نیست ، بر خلاف سنگنوردی که نیاز به حمایت با طناب می باشد و عمل حمایت با یک تسمه دو قسمتی به بدن متصل است و کارابینی که به داخل طناب ( کابل ) انداخته می شود صورت  می گیرد.  البته توجه داشته باشید که حمایت با دو کاربین و تسمه همراهش صورت می گیرد

 در مسیر صعود فراتا : استفاده از طناب ، تسمه و طنابچه برای اتصال شخص به کابل ممنوع می باشد و فقط از سیستم های جذب انرژی دینامیک از نوع Ziper  که دو سر آن دارای کارابین است و کارابین ها داخل کابل ثابت انداخته می شود استفاده می گردد.

 نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

تفاوت دیگر این است که نیازی به خرید وسایل و تجهیزات فنی گران ندارد .

 با اینکه مسیر فراتا ایمن طراحی شده است اما همیشه امکان حادثه و سقوط دارد. ولی اگر روشهای ایمنی به درستی اجرا شده باشد بسیاری از خطرها کاهش می یابد .

تجهیزات فراتا :

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

1-    تونیک کوهنوردی ( یا هارنس ، صندلی سنگنوردی )

2-    کلاه ایمنی

3-    تسمه ( طناب ) فراتا یا سیستم های جذب انرژی دینامیک .

در این وسیله دونوع وسیله ترمز وجود دارد :

1-    صفحه فلزی که از وسط آن طناب می گذرد و مقاومت بالایی دارد  و باعث می شود در سقوط، صعود کننده تا انتهای مسیر در خود حمایت باشد .

2-    به کارگیری ابزوربر که در هنگام سقوط به صورت کنترلی پاره شده و باعث پایین آمدن آهسته و تدریجی می شود که این روش هم امتحان شده است .

4-    کارابین :

   کارابین وسیله مخصوصی است که برای فراتا ساخته شده است و کمی از کارابین های معمولی بزرگتر است و مکانیزیم قفل شونده ای دارد که با یک دست می تواند باز شود .

 نکته بسیار مهم این است که این وسایل برای یکبار سقوط ساخته شده اند .

 تسمه ( طناب )  فراتا :

1.      ZYPER-Y

2.      SCORPIO

قسمتهای مختلف ZYPER-Y:

1.       نخ ریسمان ( رشته ) .

1.       String

2.       تسمه نوارهای Y شکل .

2.       Y Shaped Webbing Lanyard

3.       نگهدارنده حمایت .

3.       Stitghing Protection

4.       کوک. ابزوربر

4.       Stitching

5.       فلز جاذب انرژی .

5.       Metal Energy Absorber

6.       حلفه اتصال .

6.       Linking Loop

7.       طناب ترمز .

7.       Barking Rope

8.       قلاب پلاستکی

8.       Plastic Hooks

9.       گیره پلاستیکی .

9.       Plastic Clip

 

مواد اصلی که در ساخت ZYPER-Y  استفاده می شود : آلیاژ آلومینیومی برای فلز جاذب انرژی است و نایلون برای نوار مخصوص طناب متحرک .

قبل از هر استفاده شرایط نوار و طناب و کوک باید چک شود و اگر سقوط کردیم دیگر قابل استفاده نیست.

نحوه متصل شدن به تونیک :

حلقه اتصال با گره Lark´s foot knot  به تونیک متصل می شود و طناب ترمز به نزدیک ترین حلقه تونیک متصل می شود که بهتر است سمت چپ باشد. و کارابین ها متصل می شوند به دو سر تسمه که آنها را در کابل ثابت برای حمایت قرار می دهیم و وقتی به پیچ های ثابت رسیدیم کارابین را به آن طرف پیچ انتقال می دهیم و بعد کارابین دوم . دقت شود هیچگاه هر دو کارابین را با هم از کابل ثابت خارج نمی کنیم، باید همیشه در حمایت باشیم .

قسمت های مختلف SCORPIO  :

1.       نخ ریسمان ( رشته ).

1.       String

2.       تسمه (ساق های) بلند.

2.       Long  Legs

3.       تسمه ( ساق های ) کوتاه .

3.       Short Legs

4.       روکش( غلاف ) حمایتی .

4.       Protective  Sleeve

5.       شکاف ( بریدن ) جاذب انرژی .

5.       Ripstitch Energy Absorber

6.       حلقه اتصال .

6.       Attachment Loop

 در ابتدا به سه سر نخ های ریسمان کارابین ها را متصل می کنیم . که از تسمه های بلند برای متصل شدن به کابل ثابت استفاده می شود و از تسمه کوتاه برای استراحت استفاده می شود که معمولاً به پله های آهنی متصل می شود .

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

Petzl L60 2 Scorpio Via Ferrata Lanyard

حلقه اتصال به وسیله گره Girth به تونیک متصل می شود .

با تشکر  

پرویز ستوده شایق



How to Manage a group in psychology Behaviors

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
شنبه 23 مهر 1390-12:00 بعد از ظهر

فرستنده : راشین کریمیان پور

From: Rashin <rashin_20@yahoo.com>

Dear Mrs. Motahar,

This Rashin karimianpour, one of your students in Tourism Class. Please find the attached "Group Management" file for your kind attention.

Thanks for your cooperation.

With Best Regards

Rashin Karimianpour

How to Manage a group in psychology Behaviors

 

Environmental Psychology

 

Environmental psychology examines the interrelationship between environments and human behavior. The field defines the term environment very broadly including all that is natural on the planet as well as social settings, built environments, learning environments and informational environments. When solving problems involving human-environment interactions, whether global or local, one must have a model of human nature that predicts the environmental conditions under which humans will behave in a decent and creative manner. With such a model one can design, manage, protect and/or restore environments that enhance reasonable behavior, predict what the likely outcome will be when these conditions are not met, and diagnose problem situations. The field develops such a model of human nature while retaining a broad and inherently multidisciplinary focus. It explores such dissimilar issues as common property resource management, wayfinding in complex settings, the effect of environmental stress on human performance, the characteristics of restorative environments, human information processing, and the promotion of durable conservation behavior. The field of environmental psychology recognizes the need to be problem-oriented, using, as needed, the theories and methods of related disciplines (e.g., psychology, sociology, anthropology, biology, ecology). The field founded the Environmental Design Research Association (EDRA), publishes in numerous journals including Environment and Behavior and the Journal of Environmental Psychology, and was reviewed several times in the Annual Review of Psychology. A handbook of the field was published in 1987 (Stokols and Altman 1987).

Attention - Understanding human behavior starts with understanding how people notice the environment. This includes at least two kinds of stimuli: those that involuntarily, even distractingly, command human notice, as well as those places, things or ideas to which humans must voluntarily, and with some effort (and resulting fatigue), direct their awareness. Restoring and enhancing peoples capacity to voluntarily direct their attention is a major factor in maintaining human effectiveness.

Perception and cognitive maps - How people image the natural and built environment has been an interest of this field from its beginning. Information is stored in the brain as spatial networks called cognitive maps. These structures link ones recall of experiences with perception of present events, ideas and emotions. It is through these neural networks that humans know and think about the environment, plan and carry out their plans. Interestingly, what humans know about an environment is both more than external reality in that they perceive with prior knowledge and expectations, and less than external reality in that they record only a portion of the entire visual frame yet recall it as complete and continuous.

Preferred environments - People tend to seek out places where they feel competent and confident, places where they can make sense of the environment while also being engaged with it. Research has expanded the notion of preference to include coherence (a sense that things in the environment hang together) and legibility (the inference that one can explore an environment without becoming lost) as contributors to environmental comprehension. Being involved and wanting to explore an environment requires that it have complexity (containing enough variety to make it worth learning about) and mystery (the prospect of gaining more information about an environment). Preserving, restoring and creating a preferred environment is thought to increase sense of well being and behavioral effectiveness in humans.

Environmental stress and coping - Along with the common environmental stressors (e.g., noise, climatic extremes) some define stress as the failure of preference, including in the definition such cognitive stressors as prolonged uncertainty, lack of predictability and stimulus overload. Research has identified numerous behavioral and cognitive outcomes including physical illness, diminished altruism, helplessness and attentional fatigue. Coping with stress involves a number of options. Humans can change their physical or social settings to create more supportive environments (e.g., smaller scaled settings, territories) where they can manage the flow of information or stress inducing stimuli. People can also endure the stressful period, incurring mental costs that they deal with later, in restorative settings (e.g., natural areas, privacy, solitude). They can also seek to interpret or make sense of a situation as a way to defuse its stressful effects, often sharing these interpretations as a part of their culture.

Participation - The field is committed to enhancing citizen involvement in environmental design, management and restoration efforts. It is concerned not only with promoting citizen comprehension of environmental issues but with insuring their early and genuine participation in the design, modification and management of environments.

Conservation behavior - The field has also played a major role in bringing psychological knowledge to bear upon the issue of developing an ecologically sustainable society. It explores environmental attitudes, perceptions and values as well as devise intervention techniques for promoting environmentally appropriate behavior.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com



فرهنگ بختیاری

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
چهارشنبه 2 تیر 1389-09:25 بعد از ظهر

تهیه کننده :آرشین یوسف زاده 


هر ناحیه از ایران با طعمی که در غذاهایش یافت می شود وجوه متفاوت فرهنگی نیز می یابد، غذا جزئی از فرهنگ اقوام ایرانی است که با طعمها، مزه ها و بوها از یکدیگر تفکیک می شوند.
فقر اقتصادی جامعه ایلی در طی قرون گذشته، نظام پخت و پز ایل بختیاری را مبتنی بر مواد اولیه
  طبیعی شکل داده است. غیر از گوشت شکار که تابع قواعد زندگی در طبیعت است، غذای ایل بختیاری دو شاخه کلی دارد: نان و خورش.  زنان ایل بختیاری، پنج نوع نان متفاوت طبخ می کنند: نان تیری، برکوه، بلوط، گرده و برچاله، هر کدام از این انواع نان طعم و مزه خاص خود را دارد.  غیر از غذاهایی که با گوشت شکار فراهم می آید، غذای بختیاری متکی بر لبنیات و گیاهان شکل گرفته است.
در گذشته مردمان این استان
  سوخت ویژه ای را با نام «سورده» از مدفوع حیوانی تهیه می کردند که آتش کرسیهای قدیم را نیز تامین می کرده است.  جوانترها در میان سورده،  سیب زمینی می انداختند و بعد از  طبخ، سیب زمینی را با روغن حیوانی می خوردند. به این غذا شهر کردیها «خل پز» می گفتند اما همان طور که در شهرهای این استان، شیوه زندگی، آداب و سنت و لباس بختیاری  جای خود را به الگوهای زندگی شهری داده، خوراک شهری نیز تابع این قواعد تغییر كرده است.
پوشاک بختیاری همچنان درمناطق دور از بافت شهری ویژگی های خود را پاس داشته و با وجود تخته قاپوی ایل در بسیاری از نواحی این استان، لباس بومی مولفه های سنتی خود را حفظ کرده است. پوشاک منطقه چهارمحال و بختیاری هماهنگ با ویژگی های سایر لباس مناطق لرنشین اما حائز برخی نمادهای مخصوص به خود است. اولین نشانه تفکیک پوشاک مردان در دو ایل هفت لنگ و چهارلنگ بختیاری کلاه است. کلاه سیاه نمدی هفت لنگ که به کلاه خسروی معروف است و کلاه نمدی شوشتری چهارلنگ که به آن کلاه دزفولی می گویند دو نوع کلاه ایل بختیاری است. کلاه مردان کاربردهایی غیر از پوشش سرنیز دارد. مردان بختیاری از کلا هشان برای اندازه گیری غله و گاهی برای حمل آب نیز استفاده می کنند و اما «چوخا» یا «چوقا» بالا پوش همه مردان بختیاری است. چوقا از منطقه لیوس لرستان گرفته شده و به همین سبب به «چوقالیوسی» هم معروف است.
چوقا بالا پوش بدون آستینی است که تا سر زانو ادامه می یابد در نقش چوقا خطوط سیاه به صورت عمودی وارد خطوط سفید می شوند که این نقوش از روی پاسارگاد قبر کورش بزرگ ساخته شده است و بیانگر پیروزی سپنتامینو بر انگره مینو در آیین زرتشت: سپنتامینو فرشته نیکی و انگره مینو اهریمن است. به طوری که خط های سپید سپنتامینو از پایین به بالا
  می آیند و خط های سیاه که بیانگر انگره مینو است از بالا  به پایین می آیند و بیانگر پیروزی نیکی بر شومی است. شلوار دبیت که دمپاچه های بسیار گشادی دارد و زیبایی ویژه ای را به مرد بختیاری می بخشد نشان دهنده مرد بختیاری است و  با تفنگ بسیار زیباتر هم می شود.
مردان ایل، کلاهی به رنگ سیاه یا سفید بر سر می گذارند. کفش آنها هم گیوه است و بهترین گیوه، گیوه ملکی است که امروزه به سبب گرانی اش کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. پوشاک زنان با «لچک» و «مینا» که دستمال سر زنان است و «تنبان قری» که دامن رنگارنگ زنان ایل است از پوشاک دیگر زنان مناطق لرنشین تفکیک می شود، پوشاک بانوان بختیاری بسیار شبیه به پوشاک زنان شمال کشور است البته با اندکی تفاوت در رنگ و تزئین ها که در ایل بختیاری زنان سنگ ها، سکه ها و طلا های گران قیمت را به لچک می چسبانند و به دور سر خود می بندند، این مزین بیانگر دختر بختیاری بودن است، روسری این زنان همان طور که آمد مینا نام دارد و  به آیین زرتشتی برمی گردد چرا که روسری قبل از اسلا م نیز وجود داشت. دامن زنان ایل هم مانند شلوار مردان دمپاچه گشاد است و دارای رنگ های متنوع می باشد.
در دامن سبز طبیعت چهار محال و بختیاری و روستاهای حاشیه رودخانه زاینده رود  و  کارون، لباس مردان و زنان ایل همچون تزئینات رنگی پراکنده، بر این صفحه سبز جلوه های بدیع از زندگی در دامان طبیعت را به نمایش می گذارد. زندگی در طبیعت با همه سختی ها و مشکلاتی که دارد  مردمان ایل را سرخوش و شادمان پرورده است.  نشانه های این سرخوشی
  شادمانی را می توان در رفتارهای آیینی و سنت های ایلی مشاهده کرد. در عروسی ها از «بلکه بندون» تا «شیرینی اشکنون» و «دست بوسون» همه افراد ایل و به خصوص دختران و پسران تدارک مراسم های ویژه آیین بختیاری را بر عهده می گیرند. موسیقی و رقص های بومی نقش مهمی در شکل گیری شادمانی ایل دارند. کرنا و  دهل سازهای اصلی بختیاری اند. سازهای طبیعت را از دورترین نقاط ایل هم می توان با همهمه شادی ایل و نغمه سازها و کل زنان و زنگوله گوسفندان شنید.
موسیقی در ایل بختیاری نزد تشمال هاست. شاعران عاشق پیشه ایل که فرهنگ عامه بختیاری را سینه به سینه همراه با کوچ پاسبانی می دهند، متلها و لطیفه ها و داستان های ایلی در فرهنگ شفاهی با تشمال ها زنده می ماند. سنت های ایل حتی زمانی که رنج طبیعت قالب بر توان مردمان بختیاری است به آنان انرژی حیات می دهد. مثلا
  وقت خشکسالی و دیرکرد بارندگی جوانان یک مرد بی ریش سبیل را از میان مردان ایل انتخاب می کنند و برایش ریش و سبیل می گذارند، او را بزک می کنند و همراه با او آوازهای دسته جمعی می خوانند و در میان ایل به راه می افتند. زنان و دختران به این دوره گردان روغن و آرد می دهند، آردها را جمع می کنند و با آن نان می پزند. کسی که مسوول پختن نان می شود تکه چوبی میان خمیر نان می اندازد. بعد از طبخ نان در سهم نان هر کسی که تکه چوب باشد باید به مزاح از مردان ایل کتک بخورد،  مردان آن قدر او را می زنند تا کسی بیاید و ضمانت کند که تا فلان روز باران می بارد. اگر تا روزی که ضامن وعده داده است باران نیاید هم ضامن را می زنند و باز باید کسی ضمانت او را بکند. این بازی تا زمان بارندگی ادامه می یابد و ممکن است همه مردان ایل تا زمان بارش باران از دست یکدیگر کتک مفصلی خورده باشند.
از دیگر رسوم این ایل شاهنامه خوانی را می توان نام برد که اکنون دیگر وجود ندارد و به صد سال پیش بر می گردد. رسومات این ایل مانند بسیاری از ایرانیان است و حنابندان و عقد و... در عروسی به چشم می خورد. بعد از عروسی هم آیینی وجود دارد که به آن «تازیدن» می گویند. جوانانی از این ایل با سوار شدن بر اسب بر دره ها و دشت ها ضمن مسابقه تیراندازی نیز می کنند. در این ایل شکار شکارچی جایگاه خاصی دارد به طور کلی در هر جا که آنها بوده اند جانوران آنجا را تا مرز نابودی می برده اند. به طوری که رضاخان عده ای را از ارمنستان به «گهرو» در استان چهارمحال و بختیاری آورد تا به این مردمان کشاورزی یاد دهند.
چهارشنبه سوری و سیزده به در را هم این ایل جشن می گیرند و هرگز رسومات دیگر را فراموش نمی کنند. جایگاه خان امروز مثل گذشته نیست و امروزه خان یا رئیس طایفه یا تیره وجود ندارد، در گذشته خان بر مردمان فرمانروایی می کرد و جایگاه ویژه ای داشت به طوری که تمام دعواها و جنگ ها را می توانست خاموش کند یا به راه اندازد. آخرین خان آقا جعفر قولی خان، خان ایل باباری بود که در حدود سه سال پیش فوت کرد.
نژاد ایل بختیاری: قوم لر به دو دسته تقسیم می شود، لر بزرگ: ایل بختیاری و
  لر کوچک: کسانی که در استان لرستان هستند. تاریخچه نژادی قوم لر به دربار ساسانی بر می گردد و هنگامی که اعراب به ایران حمله کردند آنان به کوه های کنونی استان چهارمحال و بختیاری گرویدند و برای مدت های بسیار زیاد با اعراب به جنگ چریکی (نامنظم) پرداختند که یکی از دلایل نامگذاری آنان به بختیاری همین بود.
آنان اعراب را به دل کوه می کشاندند و با حملات برق آسایی آنان را می کشتند. اعراب که با کوه و جنگل آشنایی نداشتند و با دیدن اقوامی که با اسب های تندرو در خطرناک ترین و وحشتناک ترین راه ها گذر می کردند شگفت زده شده و آنان را بختیاری نامیدند. بختیاری یعنی دارای شانس و اقبال. البته قبل از این هم نظریه دیگری نیز وجود داشت و آن این بود که بختیاری ها از جنگجو های آریایی بودند که منتها از رم به ایران آمدند، آنان که بعد از پیروزی بر قسمتی از لشکر ایران وارد این فلات شدند آریایی ها، ایرانی به آنها می گفتند. منظور از بختیاری یعنی بخت و اقبال یارتان بود که جنگ را بر ما پیروز شدید البته این نظریه رد شد چرا که لباس مردان بختیاری (آنچنان که آمد) از روی قبر کورش یا همان پاسارگاد ساخته شده است که این مورد به هزار و پانصد سال قبل از ساسانیان و حمله رم به ایران حکایت دارد. البته نظریه های دیگری نیز وجود داشت که از نوشتن آنان به برهان مهم نبودن پرهیز کردیم.
زبان ایل بختیاری: زبان مردمان این ایل، پارسی دری دربار ساسانی است که تنها زبان اصیل باقی مانده قبل از قاطی شدن با اعراب است که هرگز از بین نخواهد رفت چرا که اکنون بیش از 4 میلیون نفر در سراسر دنیا به این زبان البته گویش پارسی سخن می گویند. در فراگیری این زبان هیچ گونه نوشته ای وجود ندارد و سینه به سینه به فرزندان منتقل می شده است. ولی اکنون افرادی هستند که کتاب هایی را برای نگه داشتن این گویش اصیل چاپ کرده اند. پارسی دری گرایشی هم دارد که آن پارسی پهلوی است که این گویش باگویش پارتی ها (خراسانی های قدیم و زبان اشکانیان) مختلط شده است که فرقی نمی کند و تنها تفاوت آنان به تلفظ واژه ها بر می گردد و نه چیز دیگر. پارسی دری در ادای واژه هایی فتحه بالای واژه ها را به گ تبدیل می کند مانند در (دختر) =
  در گل (دخترها) و... در ادای حروف تقارن وجود دارد مانند ق = خ و در این گویش حرف ق جایی ندارد و در بیشتر مواقع در واژه هایی موجود در این گویش به خ تبدیل می شود.
صنایع دستی: جامعه ایلی در چهارمحال و بختیاری نمونه بارز زندگی تولیدگر و مصرف کننده تولید شخصی است. همه چیز توسط خانوار ایلی تولید می شود. مایحتاج اولیه توسط مردها مهیا می شود و سایر نیازها نزد زنان فراهم می آید.
اساسا زنان نقش بزرگی در جوامع ایلی دارند. از تولید و تهیه پوشاک تا فراهم آوردن آتش و پخت و پز همه و همه بر عهده زنان و دختران است. وقتی قاعده تولید بر مبنای مصرف داخلی باشد، تولید ایلی یا روستایی، مصرفی فراتر از آن جامعه نخواهد داشت. صنایع دستی ایل بختیاری نیز تابع این قاعده تولید و تنها بر اساس نیازهای درون سازمانی خانوار، مال، طایفه یا کلا ن طایفه است. وریس، چوغا، چادر، خورجین، کیور (نمکدان پارچه ای) و همه بافت منسوجات بختیاری بر اساس نیازهای روزمره ایل ساخته می شود و به همین دلیل است که در خارج از قاعده مصرف ایل، بازار عرضه دیگری ندارد.
شاید هدایت و ساماندهی صنایع بختیاری توسط سازمان های مرتبط با این صنایع بتواند شیوه و خط تولید تازه ای برای این هنر کاربردی بختیاری ها فراهم کند. تنها با این هدایت و سازماندهی است که می توان امیدوار بود این بخش از صنعت خانگی بختیاری ها تبدیل به صنعت درآمدزا، برای اقتصاد فقیر ایلی شود.
طوایف بختیاری: طوایف بختیاری به دو قسمت عمده تقسیم می شود: هفت لنگ و چهار لنگ. که هفت لنگ به چهار طایفه دورکی، دینارونی، بابادی و بختیاروند و چهار لنگ به 5 طایفه بزرگ به نام های محمد صالح، موگویی، زلقی، گندل زو و ممیوند تقسیم می شوند.
نظری بر نگرش طایفه ای: قوم بختیاری از چندین طایفه تشکیل شده است که این طایفه ها هر کدام نسبت به طایفه دیگر، خود را برتر و بالا تر می دانند و همین برتر دیدن و بالا تر دانستن باعث خیلی از عقب ماندگی ها شده است.
ریشه این کار از سالیان دور سرچشمه گرفته و در تار و پود ایل رسوخ کرده و دیگر امکان دست برداشتن از آن خیلی کم است. زیرا بیشتر این بزرگی یا کوچکی از طرف بزرگان قوم بوده است و این کار به صورت یک عقده درآمده و نسل به نسل ادامه پیدا کرده تا به اینجا رسیده است. برای این که بدانیم قومیت چیست و تعصب طایفه گرایی چگونه است وقتی کارهایی نظیر انتخابات در ایل پیش می آید موضوعاتی مثل مدیریت، تخصص، تحصیلا ت آکادمیک، تجربه، دانش اجتماعی و... اصلا
  به کار نمی آید و فرد مورد نظر انتخاب نمی شود بلکه قومیت مطرح است و طایفه موری نمی خواهد از باور صاد و باورصاد نمی خواهد از شهنی عقب بیفتد. بلکه هر یک خود را طایفه ای برتر و نماینده طایفه خود را فردی بهتر می داند و همین مساله باعث می شود که گزینه های خوب و مردان کار وعمل و فرهنگ ایل در حاشیه قرار بگیرند و فردی که در هیچ موردی تخصص ندارد انتخاب شود از این رو داشتن تخصص و در نظر گرفتن تخصص در برگزیدن افراد لا زم و ضروری است ولی متاسفانه در قوم بختیاری این گونه نیست; هیچ به کوه و کوه به هیچ فروخته می شود و تنها چیزی که اهمیت دارد طایفه گرایی است. در صورتی که امروزه شهنی، باورصاد، زراسوند، بابادی و... اهمیتی ندارد و چه کسی بودن از ارزشی برخوردار نیست بلکه تخصص و اندازه توان مدیریت و چگونگی استفاده از راهبردهای مناسب برای پیشرفت مهم است، مدیریت بدون داشتن دانش مدیریت به درد نمی خورد و محکوم است ولی اگر مدیریت همراه با دانش باشد طایفه مطرح نیست و می توان اندکی به پیشرفت ایل و امروزی شدن آن امیدوار بود.

 

 

 

شب یلدا بختیاری ها

 

اگر شب یلدا را در میان قوم بختیاری بگذرانید به جای حافظ همیشگی سفره یلدا شاهنامه

فردوسی را می‌بینید و به جای فال حافظ بساط شاهنامه‌خوانی برپاست.

 می‌گویند در شب یلدا در استان چهارمحال و بختیاری كه بیشتر بختیاری‌های ایران آنجا سكونت دارند، چند خانواده دور هم جمع می‌شوند و كسانی كه شاهنامه را از حفظ هستند برای دیگران می‌خوانند.خیلی پیش آمده كه كسانی كه شاهنامه را از بر می‌خوانند حتی سواد خواندن و نوشتن نداشته باشند.

 بختیاری‌ها اعتقاد دارند در شب یلدا، ماست، شیر، پنیر، كنجد، كدو و نان جوی كه خورده شود تا پایان سال موجب فزونی و فراوانی نعمت می‌شود و باعث می‌شود كه تا سال بعد از این نعمت‌ها بخورند.

شب یلدا در قوم بختیاری به عنوان شب چله خوانده می‌شود. بختیاری‌ها در این شب كدو تنبل‌های بزرگی كه نماد خورشید را برای آن‌ها دارد، آب‌پز می‌كنند و آن‌را به صورت ریز ریز شده در آش كشك می‌خورند.

 رسم جالبی كه در میان بختیاری‌ها رواج دارد ، به این صورت كه نان‌های محلی به نام گرده را با  قطر زیاد ماده می‌كنند. بین این نان مهره آبی رنگی به نام لپك می‌گذارند. در شب یلدا نان را تقسیم می‌كنند وهر كس كه در قطعه نان او لپك جای دارد، به بخت و اقبال معروف ‌شده و او را شانس خانه می‌دانند.






درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: