تبلیغات
کلاس توریسم - مطالب اردیبهشت 1391
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

مراسم عروسی نواحی کُردنشین خراسان شمالی(کرمانج)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
شنبه 23 اردیبهشت 1391-05:59 بعد از ظهر

جشن وشادی در بین مردم سخت کوش کرمانج جایگاه خاصی دارد خصوصا" مراسم عروسی. در گذشته نه چندان دورمراسم عروسی این نواحی سه روز به طول می انجامیده است. جهت دعوت از مهمانان با کیسه ای پر از کشمش و شیرینی به در منازل اهالی رفته و با دادن این شیرینی ها آنها را به جشن دعوت می کنند.تصویر1مراسم با کمی تفاوت در اکثر مناطق به همین صورت برگزار می شود.

تصویر1:

روز اول:

مراسم حنابندان:

 دراین روز پس از تهیه حنا, دختران جوان خانواده داماد با لباسهای بسیار خوشرنگ وزیبای محلی همراه با هدایای دیگر(قرآن, آینه, لباس, روسری و...) آنها را برروی سینی(به زبان محلی مَجمَع) قرار داده و با پوشاندن آنها با پارچه های الوان به سمت خانه عروس روانه می شوند.تصاویر2و3

تصویر2:

تصویر3:

درابتدای مراسم حنابندان عروس دست خودرا مشت می کند وتا از طرف خانواده داماد هدیه ای به او داده شود تا مشت خود را برای حنا گذاشتن باز نماید. سپس در حالی که پشت دست خود را برروی سر خود قرار داده یکی از بزرگان فامیل کف دست عروس مقداری آرد میریزد و عروس آنرا خالی می کند و این عمل جهت افزایش رزق و روزی سه مرتبه تکرار می گردد, سپس همین عمل را سه مرتبه با نمک به جهت قداست آن تکرار می کند. حال نوبت به حنا بندان می رسد در این هنگام پس از قراردادن مقداری حنا در کف دست عروس به گونه ای که کف دستش روی سرش است به جهت اینکه اولین فرزند این زوج پسر باشد, پسر بچه ای این حنا را از کف دست عروس بر می دارد و این عمل سه مرتبه تکرار می شود و پس از آن داماد دست عروس حنا رامی گذاردتصویر4 وپس از آن برادر گفته(ساقدوش داماد) مراسم حناگذاری را برای داماد انجام می دهد. بعد از اتمام حنابندی عروس و داماد سینی حنا را کودکی بین حضار می چرخانند و هرکس مقداری از حنا را برداشته و هدیه ای(معمولا" پول) در داخل سینی می گذارد.

تصویر4:

لازم به ذکر است که کل این مراسم در کنار نواخته شدن سرنا(زرنا) ودُهل به وسیله عاشقچی ها(نوازندگان) تصاویر5و6انجام می شود. غذای این شب معمولا" آبگوشت با گوشت تازه می باشد.

تصویر5:

تصویر6:

روز دوم:

مراسم عروسی:

در این روز عاشقچی برروی خانه بلندی رفته و با نواختن دهل و آواز سرنا شروع مراسم عروسی را به همگی اعلام می کنند.

ابتدا دوستان داماد اورا به حمامی که در قُرُق همراهان داماد است برده و پس از استحمام و پرداخت انعام دلاک اورا به خانه باز می گردانند.

پس از استحمام داماد اورا بین جمعیت آورده وهمراه با نواختن ساز لباس نو تن داماد می کنند. رسم جالب این مرحله این است که در هنگام پوشیدن پیراهن جدید داماد اگر کسی آستین پیراهن داماد را بگیرد آنرا رها نمی سازد تا زمانی که به او هدیه ای داده شود تا داماد به لباس پوشیدن خود ادامه بدهد.

مراسم سلطان نمودن:

پس از پوشیدن لباس نو برتن داماد اورا به همراه برادرگفته(ساقدوش) برروی تختی می نشانند و اصطلاحا" داماد را سلطان می کنند. سپس چند نفر به عنوان فراش با خواندن اسامی آنها را به حضور سلطان(داماد) فرامی خوانند و جریمه ای برای او در نظر می گیرند که معمولا" مبلغی پول است و به فراخور وضعیت مالی نفرات مبلغ جریمه تخصیص می یابد. (کلیه جرایم(هدایا) در دفتری ثبت و دست آخر به پدر داماد داده می شود تا در عروسی سایر افراد به همان میزان ویا بالاتر جبران نماید.)

این مراسم باعث می شود تا کمک خوبی به زوج تازه شکل گرفته گردد و چون همگی در آن شرکت دارند کسی از این بابت ناراحت نمی گردد.

مراسم خداحافظی عروس:

پس از مراسم سلطان نمودن داماد با همراهی دیگر اقوام خود به درب منزل عروس رفته تا عروس خانم را به مراسم عروسی ببرند. در هنگام خداحافظی مراسم عروسی که معمولا" با گریه اطرافیان همراه است پدر عروس شال سفیدرنگی که داخل آن نان(جهت برکت سفره) پیچیده است را دور کمر عروس می بندد و دو سر آنرا به دست خواهران, دایی ها داده و عروس را در حالی که روسری قرمزرنگی برروی سرش انداخته اند بدست داماد می سپارند. داماد نیز عروس خانم را بغل نموده و او را برروی اسب می نشاند. و همگی به سوی مکان برپایی مراسم حرکت می کنند.

تصویر7:

لازم به ذکر است در این حین ازهرگوشه ای از مراسم نوای دوتار که در گذشته توسط بخشی ها نواخته می شود به همراه آواز و داستان سرایی به گوش می رسد.  کشتی با چوخه نیز در بین جوانان جویای نام نیز در نوع خود بی نظیر است, که جوایزی همچون قوچ, کله قند و... برای نفرات برتر در نظر گرفته می شود.

تصویر8:


نارزدن(انار پرت کردن):

پس ازحرکت عروس و داماد به سمت خانه بخت در محلی مناسب حد فاصل محل مراسم و خانه داماد کاروان عروسی متوقف شده وداماد تکه های کله قند و میوه(معمولا" انار و سیب) را از روی سر عروس به سمت جمعیت که چند متری آنطرفتر ایستاده اند پرتاب می کند و گرفتن این میوه ها در هوا فضای با طراوتی را ایجاد می کند.

رونمایی عروس:

پس از رسیدن عروس و داماد به منزل, عروس از اسب پیاده نمی شود تا پدر عروس هدیه ای به او بدهد.رسم جالب دیگر این مرحله این است که در اولین قدم ورود به خانه معمولا" عروس یک پای داماد را لگد می کند اعتقاد بر این است که با این کار حرف عروس خانم همیشه پیش است. پس از ورود زوج به منزل پدر داماد هدیه ای به عروس می دهد تا او به اصطلاح رونمایی کند و شال قرمز رنگ خودرا از روی صورت کنار بزند.

غذای ظهر عروسی اغلب چلو گوشت و شام آن نیز آبگوشت یا چلوگوشت می باشد.

رقص مردان و زنان کرمانج همراه نوای دل انگیز سرنا و دهل در کنار رنگ بندی زیبای لباس آنان جلوه خاصی به مراسم می بخشد که تنها باید دید تا بتوان به عمق آن پی برد. رقصهایی حماسی با پرداخت شاباش(پولی که نزدیکان داماد به افراد داخل میدان می دهند) تصاویر9و10 بسیار به نوازندگان, خوانندگان و رقاصان نشان از شادی و بزرگی روح مردم این خطه از کشور عزیزمان دارد.

تصویر9:

تصویر10:

در این بین دخترانی که دارای روسری قرمز برروی صورت خود هستند یعنی دارای نامزد بوده و نامحرم نباید روی آنها را ببیند. 

تصویر11:

رقص این نواحی با نوایی نرم و آهسته شروع می شود که به مرور بر سرعت آن افزوده می شود و همراه با چوب بازی انتهای آن که نشان از جنگاوری و غیرت آنان دارد، به پایان می رسد.

روز سوم:

جشن پاتختی:

زنان بزرگترعروس و داماد روز پس از عروسی به منزل تازه عروس رفته وبا دادن هدیه به او تبریک می گویند. ظهر روز سوم با بدرقه مهمانان مراسم به پایان می رسد.

بدینوسیله از کلیه مردم خونگرم کرمانج خطه خراسان بدلیل وجود ایرادت در نحوه ثبت مراسم عذر خواهی نموده و امید وارم ایرادات را حمل بر آشنایی کم بنده با این رسومات زیبا بدانند.

محمد پری نژاد موسسه آتالند(روزهای زوج)

منابع:

  http://allah-mazar.persianblog.ir 

http://www.kurmanj.ir

با سپاس فراوان از:

استاد مجتبی خان قیطاقی، سرکار خانم فاطمه مرادی



پوشاک زنان و مردان در تهران قدیم

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391-12:51 بعد از ظهر

به نام خدا 

پوشاک زنان و مردان در تهران قدیم  

خلاصه نویسی:نفیسه میرائی 

·       تن پوش مردان

در تهران قدیم تن پوش بسیاری از مردان جبه بود.جبه های طبقات مرفه معمولا از جنس ماهوت اعلا دوخته می شد و طبقات متوسط و فقیر از پارچه های دستباف ایرانی مثل چوخا و برک جبه می دوختند.مردان شالی زیر جبه یا بر روی آن به کمر می بستند.این شال کار جیب را برای آن ها انجام می داد.

پیراهن مردان بیش تر این گونه بود:پارچه ای نخی که بدون یقه دوخته می شد و به ندرت از پارچه های ابریشمی هم استفاده می شد.

مردان به طور معمول کلاه های نمدی با کیفیت های مختلف بر سر می گذاشتند،نوع مرغوب این کلاه ها از جنس کرک شتر تهیه می شد و نوع دیگری از آن فینه نام داشت که در انتها منگوله داشت و شال سبزی به دور آن می بستند و مورد استفاده ی نوحه خوان ها و مداحان قرار می گرفت.

معمولا تجار و بازرگانان و کسانی که می خواستند تمول و مکنت خود را به رخ یکدیگر بکشند،فینه هایی با عمامه ی شیری و شکری بر سر می گذاشتند.

کلاه پوستی به اشکال مختلف هم خریدار داشت.مردم تهران هزینه ی زیادی را صرف خرید کلاه برای خود می کردند.

پای افزار مردان متناسب با توان مالی آن ها از گیوه،چاروق،نعلین تا کفش های معمولی متغیر بوده است.

بعد از اجرای طرح هماهنگ کردن لباس مردان،کلاه پهلوی و کت و شلوار جایگزین کلاه های قبلی و قبا،لباده،عبا و جبه ها شد.

·       لباس های زنانه

تا قبل از مسافرت ناصرالدین شاه به اروپا لباس زنان(عموما زنان دربار،م،حسین بیگی در کتاب تهران قدیم می گوید چون زنان از فعالیت های اجتماعی برکنار بودند اطلاعات دقیقی از پوشاک آنان در دسترس نیست و اطلاعات گردآوری شده بیش تر مربوط به زنان درباری است)عبارت بود از:پیراهنی کوتاه و ارخالقی از آن کوتاه تر که برای پوشاندن بالاتنه به کار می رفت،به علاوه زیرجامه ای که تا پشت پا را می پوشاند و در زمستان ها کلیجه یی هم برای حفاظت از بدن در مقابل سرما به آن افزوده می شد و سربند زن ها عبارت بود از چارقد بلندی که قدرت پوشاندن موهای بلند بافته ی آنان را داشت و بیش تر در خانه استفاده می شد.در خارج از خانه چاقچوری که زیرجامه در آن بگنجد به اضافه ی چادری مشکی در بر می کردند و روبنده ای مقابل چهره یشان می آویختند.

لباس های تنگ رقصنده های پترزبورگ مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و بعد از سفر دستور داد زنان حرمسرایش زیرجامه هایی تنگ و کوتاه بپوشند.بعد از مدتی نیم تنه و چادر نماز جای زیرجامه های کوتاه را گرفت.این نیم تنه با آستین شمشیری ساده و یقه برگردان یا یقه ی عربی بسته برای پوشاندن بالا تنه به کار می رفت و گاهی چادر نماز کوتاهی از جنس پارچه ی نیم تنه که اگر آن را به کمر می بستند تا پشت پا را می پوشاند جای زیرجامه های قدیمی و شلوارهای کوتاه را می گرفت.

مادام کارلاسرنا از جمله زنانی است که قبل از سفر ناصرالدین شاه در تهران حضور داشته، او که امکان ورود به اندرون خانه ها را داشته درمورد لبای و پوشاک زنان ایرانی در داخل خانه می گوید:

در داخل خانه آرایش زنان غلیظ تر و پوشش آنان سبک تر و کم تر است.پوشیدن لباس هایی با دامن های کوتاه و ساق نما متداول شده است.پوشش زنان عمدتا عبارت است از: شلیته ی کوتاهی که به زیر کمر بند می شود،از همان لباس هایی که رقاصه های ما می پوشند.هرچه دامن ها کوتاه تر به همان میزان وضع لباس ها مقبول تر است.دامن لباس زنان عادی و کلفت ها از لباس خانم های طبقه ی بالاتر بلندتر است.

از:

تهران قدیم،م.حسن بیگی،چاپ چهارم 1388،انتشارات ققنوس



تجهیزات کوهنوردی و طبیعت گردی

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-04:37 بعد از ظهر

دنبالک ها: نشاط کوهستان 

معرفی دو جاذبه قلعه دختر و کاخ اردشیر در فیروز آباد فارس

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-04:30 بعد از ظهر

معرفی دو جاذبه قلعه دختر و کاخ اردشیر در فیروز آباد فارس

نویسنده: راحله آخوندزاده تبریزی

استاد: سرکار خانم مهسا مطهر

مقدمه

این دو بنا (به فاصله 10 دقیقه از هم) از مهمترین بناهای تاریخی ایران به شمار می روند که سند بوجود آمدن یکی از بزرگترین امپراتوری های ایران است که با اقتدار خود مرزهای دولت هخامنشی را تا حدودی تداوم بخشیدند. ولی متاسفانه بسیار مورد بی مهری گردشگران و مسئولان قرار گرفته و تبلیغات لازم برای معرفی نه تنها این دو بنا، بلکه کلاً شهر فیروز آباد انجام نمی شود. در این مقاله سعی بر این است که بتوانم ذره ای از اهمیت این دو بنا را مشخص کرده و در آخر هم مطالب و مسائل مربوط به سفر به این نقطه از ایران عزیزمون رو متذکر می شوم.

 

قلعه دختر

این بنا در کوه پادنا در تنگه تنگاب دژ کاخ تسخیر ناپذیری است که توسط اردشیر اول ساسانی ساخته شده و نشانه ظهور امپراتوری با عظمت ساسانی و افول دولت اشکانی است. این قلعه در مسیر شهر اردشیر خُرّه یا اردشیر خُوَرَه یا شهر گور ساخته شده. اردشیر در زمان اردوان پنجم (آخرین پادشاه اشکانی) با ساختن شهر اردشیر خوره استقلال خود را از دولت اشکانی اعلام می کند (در زمان قدیم ساخت شهر، ضرب سکه و... به عنوان اعلام استقلال تلقی میشده) و این اعلام استقلال یعنی حمله و لشکر کشی از سوی دولت وقت. در نتیجه این شهر و استحکامات اطرافش باید طوری طراحی می شده که بتواند از حمله دولت اشکانی نجات پیدا کند و همچنین به دلیل فاصله آن از شهر باید مکانی برای استراحت پادشاه هم در دژ در نظر گرفته می شده به همین دلیل این بنا لقب کاخ دژ گرفته. اردشیر با ساخت این قلعه، دژ دفاعی محکمی می سازد برای محافظت از اولین پایتخت دولت ساسانی.

وجه تسمیه: این اسم عامی است که به بیشتر قلعه ها می دادند. قلعه تا زمانی که دست نخوردگی، بکارت و دوشیزگی اش حفظ شده باشد به دلیل دست یافتنی نبودن و بکر بودنش به آن لقب دختر را می دادند.

مصالح: در این قلعه مثل بیشتر بناهای دوره ساسانی برای سریعتر ساخته شدن از ملات گچ و لاشه سنگ استفاده شده. زیرا لاشه سنگ مشکلات آجر را ندارد ولی از طرفی ساخت چنین بناهای با عظمت و بلندی مهارت معمار ساسانی را در استفاده از این مصالح می رساند.

این قلعه از سه جهت شمال، غرب و جنوب صخره کوهستانی با ارتفاع غیر قابل نفوذ محصور است و بر هر صخره بارویی بلند و برج های دیده بانی ساخته شده در سمت شرق. با فاصله بیش از یک کیلومتر از قلعه، دیوار سنگی محکمی کشیده شده که مانع ورود شود. تنها راه ورود به این دژ کاخ از جنوب آن با پلکانی بوده که علاوه بر صخره کوه، از چند لایه دیوار بارو و برج تودرتو با نگهبانان مخصوص امکان پذیر بوده. سطح ورودی شیب دار بوده تا نظامیان بتوانند با اسب به آن وارد شوند.

 

 

قلعه دختر سه فضای اصلی دارد: 1) نگهبانی: شامل اتاقهایی است که نگهبانها می توانستند ورود و خروج را کنترل کنند و از طریق تیرکش ها (سوراخهایی به اندازه کوچک که فقط یک سرباز می توانسته سر خود را در آنها قرار دهد و با سلاح خود تیر بیندازد) یا محلهای تیراندازی که وجود داشته می توانستند به دشمن تیراندازی کنند.

2) اطراف حیاط اتاقهایی برای اسکان نظامیان وجود داشته. امروزه دیوارهای این ها فقط باقی مانده. سقف فرو ریخته ولی قاعدتاً می بایست به سبک معماری اشکانی و ساسانی قوسی بوده باشد.

3) قبلاً از طریق پله و امروز سطح شیب دار، می توان به جایی دسترسی داشت که ایوانی با سقف قوسی داشته که امروزه این سقف فرو ریخته. پشت این ایوان یک گنبد خانه است (گنبد سنگی) که امروزه پابرجاست. این گنبد و ایوان محل اسکان اردشیر، بنیانگذار سلسله ساسانی است. داخل این قسمت گچبری وجود داشته ضمن اینکه با دیوار گرد قطوری از گنبد محافظت می شده. از این موارد می توان نتیجه گرفت که اینجا فقط کارکرد نظامی نداشته و محل سکونت یک شخص مهم یا همان پادشاه هم بوده.


لینک ادامه مطلب و تصاویر به صورت پی دی اف




دانستنی های ملایر

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-02:53 بعد از ظهر

دانستنی های ملایر را در لینک زیر ببینید
 



سفرنامه کردستان

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-02:39 بعد از ظهر

ارسال کننده رضا بازگیر
موسسه آوای جلب سیاحان





غذای محلی نواحی کُردنشین خراسان شمالی(کرمانج)

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-02:24 بعد از ظهر

محمد پری نژاد موسسه آتالند(روزهای زوج)


غذای محلی نواحی کُردنشین خراسان شمالی(کرمانج)

آش قِیش(قایِش)

این غذا یکی از غذاهای محلی مردم کرمانج زبان(قوچان, بجنورد, شیروان, اسفراین و...) خراسان می باشد. که بیشتر در فصول بهار و تابستان که سبزی های معطر در دامنه کوهها و کنار رودخانه ها می روید طبخ می گردد.

در گذشته های نه چندان دور که دستگاه رشته بری وجود نداشت و زنان روستایی تقریبا" هر دو هفته یک مرتبه جهت پخت نان خمیر تهیه می نمودند. مقداری آرد را به یکی از زنان ماهر دِه(روستا) می سپردند تا او نیز بنا به مهارت خود خمیر تهیه نموده و پس از اینکه این خمیر مقداری سفت شد آنرا به وسیله چوبی که از شاخه صاف و پوست کنده درختان تهیه نموده و طول آن بنا به نیاز از 50 تا 75 سانتیمتر است پهن می نماید طوری که ضخامت این خمیر آن تقریبا یک میلیمتر شود, سپس برروی این لایه مقداری آرد پاشیده و شروع به تا کردن خمیر می کنند. تا اینکه به شکل ساندویچی مکعب شکل برسند. بعد از این کار شروع به برش زدن ساندویچ به پهنای 2 تا 2.5 سانتیمتر می کنند. و هرکدام از این برش ها پس از باز کردن برروی چوبی که داخل خانه(جهت جلوگیری از نشستن گرد وغبار برروی رشته) از سقف آویزان است پهن می کنند تا با دمای خانه خشک گردد.پس از خشک شدن رشته هایی نواری پهن به دست می آید که به آن قِیش(قایِش) می گویند. این رشته هارا می توان درجای خنک حتی یک سال نگهداری نمود. لازم به ذکر است که کسی که رشته برش می زند از قِداست خاصی در بین روستاییان برخوردار است. سبزی های مصرفی داخل این غذا در گذشته معمولا" سبزی های رشد یافته در طبیعت بوده(ترشک, گزنه و...) که امروزه بیشتر از برگ چغندرو اسفناج استفاده می کنند. پس از ریختن آب, سبزی وعدس داخل ظرف آنرا برروی اجاق گذاشته تا به خوبی بپزد ودر انتها به آن رشته قِیش(قایِش) را به همراه سیرتازه کوبیده شده, پیاز ونعنای سرخ شده ودوغی که از فرآیند مَشک زنی شیر تازه به دست آمده اضافه می کنند. اگربه شما به عنوان مهمان از این غذا بدهند حتما" برروی ظرف شما قیمه ای که از گوشت ریسه ریسه شده, پیاز و لپه تهیه شده اضافه خواهند نمود. خوشبختانه با ورود تکنولوژی و ابداع دستگاه رشته بُری این نوع رشته هنوز هم در نواحی کرمانج نشین استان خراسان توسط این دستگاه برش داده می شود وقابل تهیه می باشد.

این غذا از گذشته های دور که تمام خانواده برروی زمین زراعی کار می کرده اند بدلیل در دسترس بودن مواد اولیه, سریع آماده شدن و همچنین بدلیل پهن بودن رشته های قِیش (قایِش)که برخلاف رشته های معمول از خرد شدن آن تاحد زیادی جلوگیری می شده در بین اکثرعشایر و روستا نشینان کرمانج رایج بوده است.

متاسفانه بدلیل عدم گسترش صنعت جهانگردی خصوصا" روستا گردی در استانهای خراسان رضوی و شمالی و عدم وجود خانه محلی مختص جهانگردان, جهت تناول این نوع غذا تنها می بایست به یکی از روستاهای کرمانج زبان این نواحی سفر نمایید. مطئن باشید با آغوش باز و رویی گشاده شما را بر سر سفره بی ریای خود جای می نهند. بنده خود به شخصه این تجربه را داشته ام و امیدوارم روزی این منطقه از کشورمان نیز مورد توجه جهانگردان(داخلی, خارجی) قرار گیرد.

عکس شماره1: رشته قِیش (قایِش)

با سپاس فراوان از سرکار خانم "فهیمه خان قِیطاقی" جهت راهنمایی, ارائه دستور پخت و تصویر


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com



برنامه سفردو روزه پرنده نگری به جزیره آشوراده : (از تهران)

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-12:58 بعد از ظهر

از : عاطفه موسویان

موسسه آوای ارسباران

-          مسیر سفر از طریق جاده فیروزکوه تا بندرترکمن با مینی بوس توریستی و از آنجا به سمت جزیره آشوراده با قایق موتوری.

-          برنامه روز اول:

v     شروع سفر بامداد پنج شنبه ساعت 5 صبح از مقابل آژانس مسافرتی ( یا محل تعیین شده دیگری که مشخص و اعلام می شود)

v     توقف در شهر نمرود (رستوران کندو) جهت صرف صبحانه به مدت حدودا 1 ساعت

v     پرنده نگری در اطراف رودخانه نمرود

v     ادامه حرکت به سمت بندر ترکمن؛ در طول مسیر معارفه مسافرین انجام می شود و در صورت مشاهده گونه خاصی برای مشاهده گونه توقف خواهد شد.

v     در ادامه با رسیدن به زمان ناهار برای صرفه جویی در وقت با غذای سرد از مسافرین پذیرایی می شود.

v     با رسیدن به بندر ترکمن برای مشاهده پرندگان منطقه توقف نموده پس از آن مسافرین به گروه های پنج نفری تقسیم می شوند و با قایق موتوری به جزیره آشوراده خواهند رفت.

v     اقامت شب در بندر ترکمن در اقامتگاه تدارک دیده شده انجام می شود.

v     پذیرایی شام در همان محل انجام می شود.

v     برای خواب  مسافران در گروه های 2، 3 یا 4 نفره تقسیم شده در اتاقها اسکان داده می شوند.

 

برنامه روز دوم:

v     بیدار باش در ساعت 6.30 دقیقه صبح

v     شروع پرنده نگری ساعت 7 صبح در حاشیه دریا

v     صرف صبحانه پس از باز گشت

v     بازدید از قلعه قدیمی روسها

v     آماده شدن جهت باز گشت

v     صرف ناهار در رستوران اکبر جوجه شهر بهشهر

v     ادامه مسیر به سمت تهران


 تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com



گوشه ای از لالایی های ایران

نوشته شده توسط :پرویز ستوده شایق
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-12:56 بعد از ظهر

به نام خدا

گوشه ای از لالایی های ایران

منظور از لالایی اشعاری است که برای به خواب کردن کودکان به کاربرده می شود.البته لالایی عنوانی کلی است که به این اشعار می دهیم و در بین اقوام مختلف عنوان های متفاوتی به کار می رود.

 در حقیقت لالایی ها – این دیر پا ترین ترانه های فولکلوریک - آغاز گاه ادبیات زنانه در پای گاهواره هایند که قدمتشان دیگر تاریخی نیست، بلکه باستان شناختی است.  لالایی ها ادبیات شفاهی سرزمین ها هستند، چرا که هیچ مادری آنها را از روی نوشته نمی خواند و همه ی مادران بی آنکه بدانند از کجا و چگونه، آنها را می دانند. انگار دانستن لالایی و لحن ویژه ی آن – از روز نخست - برای روان زن تدارک دیده شده .

   شعرلالایی از آن مادر است. زیرا مادر با خواندن لالایی در حقیقت با کودک گهواره ای خود گفتگو می کند و اگر چه می داند که او سخنش را نمی فهمد اما همین قدر که کودک به او گوش فرا می دهد برایش کافی است. شعر های لالایی اگر چه بسیار ساده است و گاهگاهی هم از وزن و قافیه خارج می شود، اما از نظر درون مایه ی احساسی بسیار غنی و همو اره حامل آرزوهای دور و نزدیک مادر است و از نظر مضمون نیز چندان بی زمینه نیست.

در لالایی های سراسر ایران تشبیهات و مضمونهایی به کار گرفته میشود که هر کدام با آوای شیرین و لهجه محلی آن دیار بسیار گوش نواز است.

 

قسمتی از این مضمون ها را میتوان در لالاییهای کرمان مشاهده و بررسی کرد :

 

اُلالالا که لالاتـــــــُـــم / اسیر قد و بالاتـــُــم / اُلالالا گلُ زردُم / به قربونِ تو می گردُم / اُلالالا گل سوسن / سرت خم کن لبت بوسم / اُلالالا حـــبیـــبِ من / به هر دردی طبیبِ من

-----------

الالالا انار و به / خدا عمری به طفلم ده / اُلالالا خدا یارت / علی باشه نگهدارت

اُلالالا دُرِ دَر گــوش / مرا بازار ببــر بفروش / اُلالالا خودم تــایه* / خرم مخمل کنم سایه /که گهوارت چوب صندل / که روپوشت کنم مخمل / اگر بختت کند یاری / بسازم قصرِ مرواری / که گهوارت بجُنبونم / دل رودم* نرنجونم

-----------

اُلالالا لالایـــــی / برو لولوی صحرایــــــی / برو لولو جهنم شو / بلا گردونِ رودم شو / برو لولویِ صحرایی / تو از رودم چه میخواهی /که رودم کرده لالایی/برو لولو پسِ دیوار / که طفلم میشود بیدار/ برو لولو سیاهی تو / عجب سِگ بی حیایی تو

------------

تایه : دایه / رود : فرزند

---------------------

ترانه های محلی کرمان - چاربیتوها - سرشار از مفاهیم و مضامین مختلف در رابطه با طبیعت ، محیط زندگی و فعالیت های مردم این سامان است ، و از این میان لالایی ها که با آواز حزن انگیزِ مادران که وزن ترانه-لالایی خود را با حرکت گاچو (گهواره) هماهنگ میکرده اند ، جای ویژه ای دارند.

اولین و عمده ترین مضمون لالاییها محبت مادران است که منشا ساخته شدن همه آنها را می توان غریزه ی مادری و مهر و علاقه ی وصف ناپذیر مادر به فرزند دانست.

در این گروه مادر از تشبیهات مختلفی برای محبت به فرزندش در لالاییها استفاده میکند . از جمله تشبیه به گلها که در لالاییِ اول می بینید . و یا قربان صدقه رفتن مادر و ابراز علاقه مادر به فرزندش که باز در لالایی اول مشاهده میشود.

لالاییِ دوم بیانِ آرزوهای مادر برای طفلش است مثل سلامتی و طول و عمر و یا آرزوهایی که جنبه ی مادی آنها قوی تر است و مادر برای فرزند چیزهای قیمتی میطلبد و برای او ثروت و شوکت و مقام طلب میکند .

در دسته ی آخر نیز لالایی هایی آورده شده که مادر با ترساندنِ فرزندش از موجودی خیالی یا همان "لولو" سعی در خواباندن فرزندش دارد ولی در آخر از لولو هم میخواهد که بلا گردانِ طفلش باشد.

مطالعه و بررسی بر روی لالایی های ایران و یا حتی تحقیق پیرامون این مطلب در جای جای این کره خاکی میتواند جالب و حائز اهمیت باشد و گوشه ای از فرهنگ نهفته ی هر منطقه را ، که شاید کمتر به آن توجه شود ، نمایان سازد. لالایی ها به عنوان بخشی از ادبیات ایران و همچنین با توجه به جنبه فرهنگی و قومی آن در بحث گردشگری ، میتوانند قسمتی از گردشگری ادبی را به خود اختصاص دهند.



*برگرفته از کتابِ "لالاییهای ایران" نوشته ابراهیم عمرانی/ قسمتی از مجموعه ۴ جلدی ۴۸ لالایی برای ۴ فصل،سروده ی مریم اسلامی

تدوین و خلاصه نویسی : ریحانه تیزمغز

 

آماده سازی برای درج در وبلاگ کلاس توریسم .... پرویز ستوده شایق





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: