تبلیغات
کلاس توریسم - مطالب آبان 1390
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

جاذبه های طبیعی،تاریخی،فرهنگی و گونه های جانوری و گیاهی استان قزوین ( قسمت پنجم )

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:51 بعد از ظهر

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران


*          آب انبارها

آب انبار سردار بزرگ

این آب انبار  به عنوان بزرگترین آب انبار تك گنبدی ایران محسوب می گردد. بانیان این بنا؛ محمد حسن خان و محمد حسین خان سردار از امرای فتحعلیشاه قاجار می باشند. این آب انبار دارای سر دری رفیع با قوس جناغی می باشد. راه شیر آب انبار 50 پله سنگی دارد و برای دسترسی یافتن به آب 5 / 12 متر پایین باید رفت. مخزن آب این آب انبار دارای طرحی مربع شكل به ابعاد تقریبی 17 متر است. مصالح بكار رفته در جرزها، شفته آهگ با روكش ساروج و قطر آنها در حدود سه متر می باشد. گنبد عظیم آب انبار آجری است و در بالاترین قسمت آن بادگیری قرار گرفته و ارتفاع بلندترین نقطه آن تا كف آب انبار حدود 5 / 28 متر است. حجم مخزن این آب انبار 300 متر مكعب است.

آب انبار حاج كاظم

این آب انبار در سال 1256 بنا شده و زیباترین آب انبار شهر محسوب می شود. این آب انبار دارای سر دری زیبا و مزین به كاشی است و علاوه بر تزئینات كاشی كاری دارای طاق رسمی بندی و كتیبه سنگی می باشد. را ه شیر آب انبار دارای 33 پله بوده و سقف آن طاق با قوس جناغی می باشد. مخزن آب انبار مستطیلی شكل بوده و با شفته آهك و آجر ساخته شده است. قطر جرزهای آب انبار در حدود 3 متر و با طاق و تویزه پوشش شده است. از ویژگیهای دیگر این آب انبار وجود دو عدد باد گیر به ارتفاع 8 متر می باشد كه دارای تزئین كاشی می باشد.

آب انبار آقا

آب انبار آقا از آثار دوره قاجاریه و در نزدیكی مسجدی به همین نام واقع گردیده است. این آب انبار دارای سر دری مزین به كاشی معقلی و كاربندی است. راه شیر آب انبار در حال حاضر دارای 30 عدد پله سنگی است و اختلاف سطح بین پائین ترین قسمت آن از سطح كوچه 60 / 9 متر است. مخزن آب انبار طرحی مستطیل دارد و جرزهای آن با قطر تقریبی 20 / 2 متر از شفته آهك با روكش ساروج ساخته شده است. طاق مخزن آجری است و گنجایش مخزن آب انبار حدود 800 متر مكعب می باشد.

آب انبار سر داركوچك

این آب انبار مقابل مسجد و مدرسه سردار قرار گرفته و از بناهای ساخته شده توسط برادران سردار امرای فتحعلیشاه قاجار در سال 1229 می باشد. آب انبار سردار دارای سر دری مزین به كاشیكاری است و داخل ورودی آن رسمی بندی شده و كتیبه ای از سنگ مرمر به خط نستعلیق دارد. را ه شیر آب انبار 36 پله دارد طرح پلان مخزن آب انبار به صورت مربعی به ابعاد تقریبی 20 متر می باشد. در مركز این مربع ستون عظیمی قرار گرفته است كه اندازه جرز آن 4 متر می باشد. این ستون چهار تویزه را تحمل می نماید . پوشش آب انبار را چهار گنبد خفته تشكیل می دهد كه در مركز هر یك بخاركش كوچكی قرار گرفته است. گنجایش آب انبار حد اكثر 3800 متر مكعب و از این نظر بزرگترین آب انبار شهر می باشد

آب انبار زنانه بازار

آب انبار زنانه بازار در ضلع غربی مسجدالنبی واقع شده و بزرگترین آب انبار بازار قزوین می باشد. بانی آن مرحوم حاج ملا عبدالوهاب از علمای بنام شهر و معاصر فتحعلیشاه است. سر در این آب انبار از بین رفته و از روی شواهد، بازسازی شده و بسیار كوچك و ساده است. راه شیر آب انبار دارای 43 عدد پله گنجایش 2350 متر مكعب آب را دارد. جرزهای آب انبار به قطر 60 / 1 متر از شفته آهك با روكش ساروج ساخته شده است  این آب انبار دارای پنج باد گیر بوده كه همگی در پشت دیوارهای بازار و مسجد پنهان گشته اند

آب انبار حكیم

آب انبار حكیم در انتهای بازارچه سپه واقع شده و بانی آن حاج میرزا آقای حكیم است. این آب انبار دارای سر دری زیبا با رسمی بندی است و كتیبه آن تاریخ 1244 را بر خود دارد. را ه شیره آب انبار 35 پله سنگی دارد. مخزن آب انبار از شفته آهك با روكش ساروج ساخته شده وگنجایش مخزن آب انبار در حدود 900 متر مكعب است. در مقابل سر در این آب انبار سقاخانه ای احداث گردیده كه هم زمان با آب انبار شكل گرفته است.

آب انبار مسجد جامع

آب انبار مسجد جامع در جلو خان مسجد جامع واقع شده و بنا بر كتیبه ورودی آن در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی ساخته شده است.

سر در آب انبار دارای طرحی ساده و فاقد هرگونه تزئین است. راه شیر آب انبار دارای 37 پله سنگی و مخزن آب انبار گنجایش 1800 متر مكعب آب را دارد و جنس دیواره های آن از شفته آهك به قطر 40 / 2 متر است.

 

*          کاروانسراها

كاوانسرای گلشن

كاروانسرای گلشن در خیابان مولوی واقع شده و زمانی نقطه انتهای یكی از راسته های اصلی منتهی به بازار بوده است. از سر در آن كه بگذریم هشتی تقسیم با گنبدی به دهانه تقریبی  5 / 4 متر با رسمی بندی 12 و دو گوشواره كناری كه مزین به كاربندی حاشا قلی 16 می باشد، شكل گرفته كه این فضا تعدادی از حجره ها را به دور خود جمع كرده است و خیشانی كه بالای گنبد نورگیری این فضا را تأمین می نماید . بعد از هشتی، حیاط مجموعه قرار دارد كه فضاهای معماری به شیوه حیاط مركزی دور آن چیده شده و بنا در دو طبقه زیر زمین و هم كف طرح ریزی شده است.

كاوانسرای آوج

كاوانسرای آوج در شهر آوج واقع و دارای طرح دو ایوانی است. شالوده كاروانسرا توسط سنگهای لاشه و قلوه، بنا گردیده و بر روی آن تا بالا آجر چینی شده است. نمای داخلی كاروانسرا عبارت است از 2 ایوان و 24 ایوانچه كه در پشت اكثر آنها حجرات واقع شده و 4 عدد به شترخان كاروانسرا راه می برند. شترخان به صورت راهرو طویل با پوشش طاق و تویزه بوده كه در زیر هر طاق نما سكویی جهت بار انداز واقع شده است. ورودی كاروانسرا در قسمت جنوب قرار دارد، و در دو طرف دارای سكو می باشد و در طول دالان یا هشتی سرپوشیده آن نیز هر طرف سه غرفه قرار دارد.

كاروانسرای خرزان

این كاروانسرا در روستای خرزان بر سر جاده قدیم رشت واقع شده و دارای پلانی مربع شكل است. ورودی بنا در ضلع شمالی كاوانسرا قرار دارد. نمای خارجی شامل چهار ضلعی ای است كه در گوشه ها دارای برجهای مدور است. حیاط كاروانسرا مربع شكل بوده و در اضلاع چهارگانه آن ایوانچه و یك ایوان به چشم می خورد كه طرح 4 ایوانی كاوانسرا را ارائه می دهد.
4
طاق نمای واقع در كنج اضلاع، شرقی و غربی راه ورود به فضای شتر خان را كه به صورت راهرویی سرتاسری و سكو دار ساخته شده شكل می دهد. این فضا مكان بار انداز و اطراق افراد در كنار چهارپایان خود بوده است.

كاروانسرای هجیب

این كاوانسرا در ضلع شمال غرب روستای هجیب واقع شده و ورودی آن در ضلع جنوبی قرار گرفته است طرح كلی این كاروانسرا به صورت مربع بوده كه در تقاطع چهار ضلع خارجی، برجهای مدوری به صورت نیم سكون تعبیه گردیده است. داخل طاق نماهای ورودی كه با قوس جناغی پوشش شده رسمی بندی با آجركاری رنگی (اخرایی)، اجرا گردیده كه رسمی با تركیب نهم گنبد و یا باریك به شكل رایج بناهای دوره اسلامی، در ایوان ورودی دیده می شود. هشتی ورودی عمارت از فضایی وسیع است كه با سقف گنبدی شكل مدوری پوشش شده است. پس از هشتی به حیاط مربع شكل می رسیم كه حجرات با فاصله 50 سانتیمتر از كف با پایه سنگی دور تا دور حیاط قرار گرفته و 4 ایوان نیز در میانه اضلاع چهارگانه بین حجرات دیده می شود.

شهر قزوین تاچند دهه پیش دارای هفت دروازه در ورودیهای مختلف شهر بود كه متاسفانه امروزه تنها دو عدد از آنها باقی مانده است

 لطفاً ادامه مطلب را هم نگاه کنید

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن آنها آپلود نشده است


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت اول  قسمت دوم  قسمت سوم  قسمت چهارم  نشاط کوهستان 

جاذبه های طبیعی،تاریخی،فرهنگی و گونه های جانوری و گیاهی استان قزوین ( قسمت چهارم )

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:44 بعد از ظهر

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران


*پیشینه تاریخی استان قزوین

 كاوش ها و یافته های باستان شناسی در دشت قزوین، نشانگر مرحله یكجانشینی و كشاورزی در هزاره هفتم قبل از میلاد و برخورداری ساكنان آن از صنایع اولیه و نظام اجتماعی است. منازل مسكونی ، معبد ، كارگاه های صنعتی ، اشیای زینتی ، مجسمه ها ، انبارهای غلات و... از تمدن دیر پای مردمان این ناحیه در هزاران سال پیش حكایت دارند . قزوین را در نوشته های قدیم اروپاییان شهر باستانی " آرساس " یا " آرساسیا " و در تاریخ یونان شهر قدیمی " راژیا " نامیده اند . قرار گرفتن آن بر سر راه " جاده ابریشم " سرنوشت قزوین را با فراز و فرودهای تلخ و شیرین گره زده است. منطقه كاسپین كه از روزگاران پیشین،سرزمینی آ‌باد و پرجمعیت بود، در زمان ساسانی رونقی دیگر یافت و با بنای شهرستان شاپوری- كه آن را شادشاپور نیز می خواندند – چهره ای متفاوت پیدا كرد و به خاطر موقعیت ویژه اش، پذیرای نظامیان و جنگاوران سلحشور هم شد و از قلعه و برج و بارویی مستحكم برخوردار گشت. روند شهرسازی و گسترش مناطق مسكونی در قزوین، پس از ورود اسلام به این سرزمین در سال 24 هجری شتابی دو چندان گرفت و در مدتی كوتاه به عنوان “ باب الجنه” یا “ دروازه بهشت” نامیده شد. به روایت بلاذری در فتوح البلدان سعیدبن عاص بن امیه در سالهای پیش از 35 هجری قزوین را “ شهری استوار و آباد” می كند و ورود چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال 36 هجری با فرمان امیرالمومنین علی(ع) سیمای قزوین را دگرگون می سازد. اقدام محمدبن سنان عجلی در حدود سال 90 هجری گام بزرگ دیگری در توسعه شهر محسوب می شود و زمینه ساز ساخت دو شهرك مهم “ مباركیه و مدینه موسی “ در كنار شهر كهن قزوین در سالهای پیش از 169 هجری می گردد. به دنبال سفر هارون الرشید در سال 192 هجری به ایران و مشاهده پاكبازی مردمان شهر، به دستور وی مسجد جامع عتیق قزوین بنا شده، بارویی گرداگرد شهرك های اقماری پیرامون قزوین كشیده می شود و چنان كه ابن فقیه همدانی و رافعی گزارش كرده اند، كلان شهر قزوین شكل می گیرد. وسعت شهر قزوین در سال 253 هجری را می توان از روایت تاریخ گزیده دریافت كه پس از بركشیدن حصار شهر توسط موسی بن بوقا، دارای دویست و شش برج و هفت دروازه بوده است. تعمیر باروی شهر در سال 373 هجری به وسیله صاحب بن عباد – وزیر دانشمند آل بویه – و بنای صاحب آباد در شمال شرقی شهر، بازسازی آن در سال 411 توسط امیر شریف ابوعلی جعفری، اقدامات گسترده عمرانی امیر خمارتاش عمادی در دهه نخستین سده ششم و ساخت باروی تازه ای از آجر به سال 527 نشان از توسعه دائمی شهر دارد . انتخاب الموت به عنوان مركز اسماعیلیان نزاری و چالش های فرهنگی ، سیاسی و نظامی مربوط به آن ، منطقه قزوین را حدود 200 سال به كانون اصلی رویدادهای مهم كشور تبدیل كرد و بارها شاهد لشكر كشی های میلیونی و آثار ویرانگر آن بود . هرچند امیران سلجوقی ناگزیر از فعالیت های عمرانی نیز بودند و آثار پراكنده سلجوقی در جای جای استان نشانگر این نكته و گسترش قزوین در قرن ششم هجری است . مولف “ آثار البلاد” قزوین را در آغاز قرن هفتم – پیش از حمله مغول –چنین توصیف كرده است: “ شــهری بسیــار بزرگ و پر جمعیت است. در دشتی بسیار پهناور و هموار بنا شده و مهندسان در بنای شهر نقشه ای كشیده اند كه نظیرش وجود ندارد. زیرا دو شهر است یكی در آغوش دیگری آرمیده. شهر كوچك را كه در وسط قراردارد شهرستان می نامند كه برای خود دروازه و بارو دارد. شهر بزرگتر كه پیرامون شهرستان واقع شده دارای برج و باروی دیگری است. باغستان ها و تاكستان ها گرداگرد باروی خارجی شهر دوم را فراگرفته و پس از آن كشتزارهای سرسبز دو شهر را در بر دارد و دو رودخانه دیزج و ارنزك از آن می گذرد”. وسعت این شهر در هنگامه حمله ویرانگر مغول به ایران به حدی رسیده كه به گزارش مستوفی در ظفرنامه افزون از یك میلیون نفر جمعیت داشته است. شهر قزوین در دوره ایلخانی پس از ركودی نسبی دوباره زندگی خود را باز می یابد و چنان كه جهانگردان آورده اند در زمان تیموریان پس از سمرقند بزرگترین و آبادترین شهر ایران بوده است. انتخاب قزوین به عنوان تختگاه صفویان در قرن دهم علاوه بر بازنمایی اهمیت شهر، دوره درخشانی از عمران و توسعه شهری را رقم می زند كه درآثار سفیران و بازرگانان غربی كه به ایران آمده اند مشهود است. طراحی و ساخت نخستین خیابان ایرانی ، چهارباغ ها، میدان ها، كاخ ها، مدارس، مساجد، بوستان های شهری و … كه به الگویی برای شهرسازی در سراسر ایران تبدیل شد از این شهر آغاز می گردد. حتی انتقال پایتخت در قرن یازدهم نیز رنگ فراموشی به آن نمی زند و تا پایان دوره افشاریان شاهد سازه های فراوانی در جای جای شهر هستیم كه عمارت باشكوه ایوان نادری از آن جمله است. در سراسر دوره قاجاریه، قزوین به عنوان یك منطقه حاكم نشین مستقل مرتبط با پایتخت مطرح بود و با وجود ركود نسبی اقتصاد و فرهنگ در آن دوره از اندك مراكز پر رونق و تپنده ایران به شمار می رفت. پایداری قهرمانانه مردم این سامان در برابر هجوم سپاه خونخوار مغول و یورش ویرانگر تیمور، به ویژه وارد كردن نخستین شكست به مهاجمان افغانی در دشت قزوین پس از سقوط اصفهان از نقش انكار ناپذیر قزوینیان در تاریخ ایران حكایت دارد . مشاركت مردم قزوین در نهضت ضد استبدادی مشروطه سر آغاز فصل نوینی در تاریخ معاصر كشور ماست كه تا انقلاب اسلامی تداوم می یابد. پس از بی مهری های دهه دوم و سوم در چهاردهمین سده خورشیدی و تخریب بناهای شكوهمندی همچون ایوان و حیاط نادری، عمارت خورشید، عمارت ركنیه، دروازه ها و … ، رفته رفته استان قزوین به سوی عمران شهری گام برداشت واین روند با استقرار تشكیلات استانی از خرداد 76 به بعد شتابی بیش از پیش گرفت.

 

 

*جاذبه های تاریخی و فرهنگی استان قزوین

*          مراکز دینی

مسجد جامع

مسجد جامع كبیر در محله دباغان قرار گرفته و با مناره های باشكوه، ایوانهای رفیع و گچ بریهای نفیس از آثار ممتاز دوره اسلامی به شمار می رود. قدیمترین بخش مسجد پس از آثار چهار طاقی ساسانی كه در زیر مقصوره قرار گرفته، طاق هارونی است 192 ه ساخته شده است. مهمترین و زیباترین بخش مسجد، مقصوره و گنبد سلجوقی است.

مسجد النبی
مسجد النبی جز وسیع ترین مساجد ایران بوده و قریب  به 14000 متر مساحت دارد. ساختمان این بنا را به دوره صفویه نسبت می دهند كه پس از تخریب، در زمان قاجاریه به فرمان فتحعلی شاه تجدید بنا گردید .

مسجد سنجیده
مسجد سنجیده در محله راه ری، واقع شده و از آثار دوره سلجوقی به شمار می رود. این مسجد در حال حاضر تنها دارای فضای گنبد خانه بوده كه طرح آن مربع و ابعاد آن 20 / 9 متر می باشد.
مسجد سنجیده دارای گنبدی به سبك سلجوقی، مناره كوتاه و تزئینات مقرنس در زیر گنبد می باشد.

مسجد حیدریه
مسجد حیدریه با تزئینات زیبای خود یكی از عالی ترین بناهای معماری ایران به شمار می رود.
مقصوره ی مسجد حیدریه تنها باز مانده شكوه این مسجد چهار ایوانی بوده كه بعد ها تخریب گردیده و قسمتهای دیگری بدان الحاق شده است.

 

حسینیه امینی ها

حسینیه امینی ها نمونه كاملترین و زیباترین خانه های سبك قزوین می باشد. آنچه كه امروزه از این خانه به جای مانده دارای چهار حیاط و فضاهای مختلف در دو طبقه همكف و زیر زمین می باشد.


كلیسای رفیع

كلسیای رفیع در حیاط مدرسه ای به همین نام واقع شده است. این كلیسا در دوره پهلوی اول در این محوطه كه از دیرباز مجموعه آموزشی و عبادتی ارمنیان قزوین بوده ساخته شده است. كلیسا بنایی آجری، با طرحی مبتنی بر محورهای چلیپایی بوده كه فضای اصلی آن  مستطیل شكل بوده و در داخل آن چهل ستون قرار گرفته اند.

كلیسای كانتور  (برج ناقوس)

كلیسای كانتور معروف به برج ناقوس  مجموعه ای بوده كه در زمان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم بدست روسها ساخته شده است. این بنا، كلیسای كوچكی است كه همانند دیگر كلیساها دارای طرحی چلیپایی بوده و محراب آن، رو به شرق دارد.

 

 تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com

توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت اول  قسمت دوم  قسمت سوم  قسمت پنجم  نشاط کوهستان 

جازدبه های طبیعی،تاریخی،فرهنگی و گونه های جانوری و گیاهی استان قزوین (قسمت سوم )

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:41 بعد از ظهر

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران

 

*          خزندگان

 

خزندگان جانوران مفیدی هستند و در تعادل اجزای طبیعت نقش لازمی را ایفا می کنند و بیشتر آنها با شکار حشرات و جانوران موذی نقش مثبتی برای کشاورزان دارند و در حفظ تعادل اکو سیستم ها مهم اند.در استان قزوین بررسی بر روی شناسای گونه خزندگان بسیار محدود بوده است.

 

مقایسه شاخص های خزندگان استان قزوین با كشور

نوع شاخص

كشور

استان

نسبت استان به كشور(درصد)

 

 

 

 

خزندگان

 

 

 

تعداد گونه

225

اطلاعات موجود نیست

اطلاعات موجود نیست

خانواده

23

اطلاعات موجود نیست

12؟(6مارمولك 4 مار 2 لاكپشت؟ )

راسته

4

2

50

تعداد گونه های حمایت شده

11

2

2/18

گونه های در معرض خطرانقراض(IUCN2008)

3

1

33.3

گونه های آسیب پذیر IUCN 2008))

4

1

25

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس1)

13

3

23

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس2)

8

3

5/37

  • گونه های خزندگان در معرض خطر(EN) در استان قزوین شامل افعی البرزی می باشد.
  • گونه های خزندگان آسیب پذیر(VU)در استان قزوین شامل لاک پشت مهمیز دار می باشد.

دراستان قزوین گونه ای با شرایط به شدت در معرض خطر انقراض (CR) مشاهده نشده است.

 گونه های در معرض خطر سایتیس (I I)شامل مارمولک،وارانوس،خاردم یا آگاما می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

*            دوزیستان

دوزیستان از نظر تنوع و فراوانی ، با سایر رده های حیوانات قابل مقایسه نیستند و جمعا در جهان فقط شامل 3 راسته و 35 خانواده می باشند.در ایران دوزیستان 6 خانواده، 2 راسته فاقد دم (قورباغه ها و وزغ ها )با تعداد 13 گونه و دم دار (سمندر ها ) با تعداد 7 گونه می باشند.در استان قزوین تاکنون مطالعه ای بر روی دوزیستان صورت نگر فته است.

 

مقایسه شاخص های دوزیستان استان قزوین با كشور

نوع شاخص

كشور

استان

نسبت استان به كشور(درصد)

 

دوزیستان

 

دوزیستان

 

تعداد گونه

20

مطالعه نشده

-

خانواده

6

مطالعه نشده

-

راسته

2

مطالعه نشده

-

تعداد گونه های حمایت شده

2

مطالعه نشده

-

گونه های در معرض خطرانقراض IUCN 2008))

1

مطالعه نشده

-

گونه های آسیب پذیر IUCN 2008))

1

مطالعه نشده

-

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس1)

-

-

-

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس2)

-

-

 


  • گونه های دوزیستان در معرض خطر(EN) در استان قزوین مشاهده نشده است.
  • در خصوص گونه های دوزیستان آسیب پذیر(VU)در استان قزوین اطلاعات دقیقی در دسترس نمی باشد.

دراستان قزوین گونه ای با شرایط به شدت در معرض خطر انقراض (CR) مشاهده نشده است.


 تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com

توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 

لطفاً ادامه مطلب را ببینید


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت اول  قسمت دوم  قسمت چهارم  قسمت پنجم  نشاط کوهستان 

جاذبه های طبیعی،تاریخی،فرهنگی و گونه های جانوری،گیاهی استان قزوین(قسمت دوم)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:27 بعد از ظهر

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران

* گونه های  جانوری شاخص استان قزوین

*          پستانداران

آهو Gazella subguttrosa

عرصه های دشتی استان قزوین در سال های نه چندان دور پهنه جولان غزالهای تیز پا بوده بطوریکه گزارش های مکتوب سال های 1350تا1360 به گله های بزرگ آهو در دشت افشاریه بویین زهرا (جنوب شرق تا جنوب غرب استان )اشاره دارد. همچنین گزارش هایی از حضور آهو در حاشیه دو رودخانه شاهرود و قزل اوزن در سال های دور (قبل از 1357) وسعت پراکنش این پستاندار زیبا در استان ، نشان از استعداد بالقوه اکوسیستم های دشتی و تپه ماهوری استان دارد

 تغییر کاربری اراضی، ایجاد راه های دسترسی، و عبور شاه راه های از مناطق دشتی استان و مهمتر از همه هجوم صنایع بزرگ و کوچک برای استقرار در عرصه های طبیعی گونه آهو منجر به حذف کریدورهای حیاتی گونه مزبور شده است. به گونه ای که در حال حاضر بعد از گذشت سه دهه اداره کل حفاظت محیط زیست استان توانسته است تعداد معدودی از آن را در زیستگاه دشتی منطقه حفاظت شده باشگل حفاظت نماید. بی گمان ادامه روند شتابنده توسعه صنعتی و راهها و تغییر کاربری اراضی عرصه را بر گونه مزبور تنگ تر خواهد نمود. از دیگر عوامل تهدید کننده جمعیت آهوان استان شکار بره ها در فصل زایمان توسط گرگ و سگ های گله و ولگرد در منطقه است که ادامه حیات جمعیت آن را با خطر جدی روبرو کرده است.

بز کوهی Capra aeagagrus

بز کوهی یا کل و بز نژاد وحشی بزهای اهلی است که در زیستگاه های کوهستانی و صخره ای زیست می کند. جنس نر دارای شاخ های بلند شمشیر مانندی است. پراکنش بز کوهی در استان قزوین محدود به ارتفاعات شمالی از جمله الموت غربی و شرقی و طارم سفلی است. بیشترین مشاهدات گونه مزبور مربوط به زیستگاه های صخره ای الموت است. این منطقه از زمان های قدیم شکارگاه بزکوهی بوده است. در سال های اخیر به دلیل گسترش شبکه راه ها در مناطق کوهستانی امنیت زیستگاهی آن روبه کاهش نهاده است.

 گوسفند وحشی Ovis orientalis gmelini

 گوسفند وحشی نژاد ارمنی ازجمله گونه های بارز پستاندار استان محسوب می شود که این استان را بعنوان شرقی ترین اکوسیستم خود در کشور انتخاب نموده ، همچنین این استان جزء غربی ترین عرصه هایست که تا دهه 70 قوچ و میش البرزی در ارتفاعات شمال شرق آن گزارش شده است.در این راستا ترکیب نژاد البرزی و ارمنی در استان و تشکیل یک زیر گونه دور از انتظار نیست که نیاز به بررسی بیشتر دارد. در حال حاضر بیشترین جمعیت قوچ و میش در مناطق غربی استان وآن هم در منطقه حفاظت شده باشگل مشاهده می شود.

 پلنگ وخرس قهوه ای و سیاه گوش ، سنجاب زمینی ،گرگ

 در حال حاضر پراکنش پلنگ و خرس قهوه ای معطوف به ارتفاعات شمالی استان بوده ،بطوریکه بیشترین گزارش مشاهده پلنگ در بخش رودبار شهرستان و طارم وبیشترین مشاهده خرس قهوه ای در منطقه الموت و بخش های از طارم می باشد. بهره برداری از کلیه چرا گاه های شمالی و گاها جمعیت زیاد گله های اهلی و حضور مداوم انسان وسگ های گله، مزاحمت مکرر انسانی وهمچنین بهره برداری معادن و ساخت انواع جاده های کوهستانی به مقاصد مختلف، چنان عرصه را را برای زیست گونه های بزرگ جثه گوشتخوار نظیر پلنگ تنگ نموده ،که امیدی برای بقاء این گونه ارزشمند نمی توان متصور بود . بررسی وتحقیق بر روی این دو گونه ضروری بنظر می رسد .

  خرس قهوه ایUrsus arctos

پراکندگی خرس قهوه ای در ارتفاعات شمالی استان از جمله الموت غربی و شرقی و طارم سفلی است. جامعه درختان ارس در الموت از بهترین زیستگاه های گونه مزبور است. در فصل تابستان و به هنگام رسیدن میوه های مورد علاقه خرس به دره ها و نقاط پایین دست حرکت کرده و به کرات در حاشیه باغات و زنبورستان ها مشاهده می شود. به گونه ای که در دره های اوان، کوچنان،هنیز، خوبان و روچ در منطقه الموت بیشترین گزارش ها از حضور آن شده است.

 سیاه گوش Lynx lynx 

سیاه گوش در ارتفاعات شمال غربی كشور و تاحدود قسمت شرقی رشته كوه البرز و به خصوص در نواحی جنگلی و بیشه ای زندگی می كند. این جانور بومی مناطق سردسیر است و به همین علت پوست آن موهای بلند و نرمی دارد كه عایق بدن حیوان در مقابل سرماست.سیاه گوش از گربه سانان نسبتا بزرگ بابدنی قوی است كه ارتفاع شانه آن به 70 سانتی متر می رسد. طرفین بدن و پاهای سیاه گوش دارای خالهای تیره رنگ است، دم نسبتا كوتاه و گوشهائی با نوك سیاه و موی كوتاه دارد.حیوانی است تكرو و علاوه بر پستانداران كوچك و پرندگان از شوكا و نابالغهای قوچ و میش و كل و بز نیز مضایقه نمی كند.طول عمرآن در اسارت حدود 21 سال است و دشمن طبیعی مشخصی ندارد و به علت زندگی در مناطق دور از دسترس از وضعیت زیستی آن اطلاعات زیادی در دست نیست. این گونه گوشتخوار که در برخی موارد با پلنگ اشتباه گرفته می شود حیوانی بسیار مخفی کار است و به ندرت دیده می شود.دراستان قزوین ، مناطق الموت غربی و شرقی و ارتفاعات شمالی شهر قزوین از زیستگاه های مهم گونه مزبور است. در سال های اخیر مشاهده یک قلاده از آن در ارتفاعات عرشه کوه واقع در شمال شهر قزوین گزارش شده است

 سنجاب زمینیSpermophilus fulvus

اندازه این گونه حدود 24 سانتی متر است. اغلب استپ های مناطق سردسیر با پوشش گیاهی کم و اراضی نرم و حاصلخیز کشاورزی و مناطق مسطح را برای زندگی انتخاب می کند. در استان قزوین دارای جمعیت قابل ملاحظه ای است به گونه ای که کلنی های آن در مناطق الله آباد، ارداق، قره باغ، شورجه و بخش جنوب شرقی منطقه حفاظت شده باشگل مشاهده می شود.

تخریب زیستگاه ها، سمپاشی اراضی کشاورزی، نصب نیوجرسی در جاده ها و واقع بودن زیستگاه آنها در مسیر بزرگ راه های استان از مهمترین عوامل تهدید کننده گونه مزبور است.

 گرگ:    Canis lupus

از خانواده سگ سانان family canidae با نام علمی  Canis lupus و نام انگلیسی Wolf.

گرگ بزرگ ترین گونه خانواده سگ سانان است و در بیشتر نقاط ایران پراكنده است و به رنگهای متفاوت دیده می شود ولی بیشتر خاكستری رنگ است. وزن آن به 70 كیلو گرم می رسد. گرگها معمولا به صورت گروهی ( از دو قلاده به بالا برحسب فراوانی طعمه ) به شكار حمله می كنند و حیوانات ضعیف و مریض را فوری تشخیص می دهند و شكار می كنند و بدین ترتیب علاوه بر تحدید گسترش بیماریها در قوی نگهداشتن پستانداران وحشی علفخوار نقش مفیدی ایفا می كنند و از نظر اكولوژیك دارای نقش مهمی هستند. گرگها حس بویائی و شنوائی بسیار قوی دارند و دارای پاهای بلند و دم پشمالو هستند و در مقایسه با سگهای گرگی گردنی كلفت و كوتاه و سری پهن و چشمان مورب و گوشهای كوتاه دارند. طول عمر گرگها در اسارت 16 سال و در طبیعت حدود 9 سال است و دشمن طبیعی خاصی ندارند.گرگ به علت هوش زیاد و قدرت تطابق با زیستگاه های مختلف در تمام عرصه های طبیعی استان مشاهده می شود. در سال های اخیر به دلیل کم توجهی به مدیریت اصولی دفع پسماندهای شهری، و روستایی و واحدهای کشتارگاهی و پرورش دام و طیور شاهد حضور گرگ در نزدیکی مراکز سکونتگاهی انسان بوده و در برخی مواقع خساراتی متوجه دام های اهلی نموده است. تا کنون گزارش موثقی از حمله گونه گرگ به انسان در استان ثبت نشده است. و حملات به وقوع پیوسته در برخی از مناطق استان به ویژه دانسفهان و بویین زهرا مربوط به سگ های ولگرد و گونه های دورگه سگ و گرگ بوده است.

 

مقایسه شاخص های پستانداران استان قزوین با كشور

 

نوع شاخص

كشور

استان قزوین

نسبت استان به كشور(%)

 

 

 

پستانداران

 

تعداد گونه

194

66

34

خانواده

37

20

54

راسته

10

7

70

تعداد گونه های حمایت شده

13

6

46

گونه های در معرض خطرانقراض       (IUCN 2008)

9

1

1/11

گونه های آسیب پذیر(IUCN 2008)

20

5

25

گونه های در معرض خطر انقراض (سایتیس1)

17

4

5/23

گونه های در معرض خطرانقراض (سایتیس2)

22

4

1/18

 

  • گونه های حمایت شده پستاندار قزوین شامل پلنگ، خرس قهوه ای،کاراکال، سیاه گوش، آهو، قوچ و میش ارمنی می باشد.
  • گونه های پستاندار در معرض خطر(EN) در استان قزوین شامل پلنگ می باشد.
  • گونه های پستاندار آسیب پذیر(VU)در استان قزوین شامل خفاش نعل اسبی مدیترانه ای ، خفاش حنایی،آهو،کل و بز،قوچ و میش ارمنی می باشد.
  • گونه های در معرض نابودی سایتیس ( I)شامل پلنگ،سیاه گوش، کاراکال، شنگ می باشد.
  • گونه های در معرض خطر سایتیس (I I)شامل گربه وحشی، گربه جنگلی،گرگ،خرس قهوه ای می باشد.

لازم بذکر است حضور گونه های کاراکال، خفاش حنایی از کتاب پستانداران صحرایی ایران گرفته شده است و متأسفانه تا کنون گزارشی از این دو گونه در چند سال اخیر در استان نشده است.


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت اول  قسمت سوم  قسمت چهارم  قسمت پنجم  نشاط کوهستان 

جاذبه های طبیعی ، تاریخی ، فرهنگی و گونه های جانوری ، گیاهی استان قزوین(قسمت اول)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:12 بعد از ظهر

 

گردآوری و تدوین: سعید رنج بین                                      موسسه آوای ارسباران

 

بنام دوست

استان قزوین از سمت شمال به استانهای مازندران و گیلان ازغرب به استانهای زنجان و همدان، از جنوب به استان مركزی و از سمت شرق به استان البرز محدود است. قسمت شمالی و غربی استان كوهستانی و جنوب و جنوب شرقی آن را دشت قزوین تشكیل می دهد. مساحت استان قزوین برابر با 15820 كیلومتر مربع بوده كه تقریباً 1 % از مساحت كل كشور را شامل می شود
استان قزوین دارای زمستانهای سرد و تابستانهای خنك است. میزان بارندگی در این استان بین 200 تا 300 میلیمتر در سال در نوسان است

بر اساس آخرین وضعیت تقسیمات كشوری در آذرماه 1380, استان قزوین دارای 4 شهرستان (قزوین، آبیك، تاكستان، بوئین زهرا) 17 شهر ( قزوین، اقبالیه، محمدیه، الوند، محمود آباد نمونه، آبیك، رازمیان، معلم كلایه، تاكستان، اسفرورین، ضیاء آباد، خرمدشت، آوج، شال، دانسفهان، آبگرم و بوئین زهرا) است، 18 بخش، 44 دهستان و 1593 آبادی می باشد كه 931 آبادی آن دارای سكنه و 612 آبادی آن خالی از سكنه است. اتوبانهای تهران-كرج-قزوین و قزوین-زنجان، این استان را به استانهای شمال، غرب و البرز متصل می كند. راه آهن شمال غرب كشور نیز از قزوین عبور می كند. جاده ی ترانزیتیی و بسیار با اهمیت ایران-اروپا و تهران-اصفهان-شیراز نیز از داخل شهر قزوین عبور می كنند.

 

*تو پو گرافی استان قزوین

در یک نگاه به توپوگرافی استان قزوین می توان 3 چهره کوهستانی ،تپه ماهوری و دشتی _بیابانی را به وضوح در این استان 15820 کیلو متر مربعی مشاهده نمود.

اکوسیستم کوهستانی

وجود مناطق مرتفع بصورت تیغه های صخره ای یا تپه های بلند ودرجه حرارت پایین تر نسبت به مناطق هم جوار و میزان بارندگی بیشتر از خصوصیات بارز این اکوسیستم است .پوشش گیاهی این نوع اکوسیستم شامل علفزار ها و بوته زارها است. از پستانداران این اکوسیستم می توان از ول برفی ،پازن و پلنگ را نام برد . حیوانات این اکوسیستم ذخیره چربی زیادی دارند و موهای بلند شان در زمستان روشن وگاهی کاملا سفید می شود(گزارش وضعیت محیط زیست ایران -1383) مناطق رودبار الموت ، رودبار شهرستان ، طارم و آوج که جزء ارتفاعات شمالی و جنوبی استان قزوین محسوب می شوند در زمره اکوسیستم های کوهستانی قرار می گیرند وسعت این اکوسیستم چیزی در حدود نیمی از وسعت استان است.

 اکوسیستم استپی و تپه ماهوری

بخش اعظمی از مناطق مرکزی استان قزوین جزء اکوسیستم های استپی است،بطوریکه بین محدوده ارتفاعات شمالی وارتفاعات جنوبی استان کشیده شده است. در این مناطق میزان بارندگی نسبتا کم است ، در فصل زمستان اغلب مناطق این اکوسیستم یخبندان وجود دارد. پوشش گیاهی کوتاه و اکثرا از گونه های بالش وش نظیر درمنه و گون است. پستانداران این اکوسیستم معمولا دارای پاهای بلند وقادرند با سرعت زیاد بدوند ،این دویدن برای آنها که جایی برای پنهان شدن یا کمین ندارند بسیار ضروری است . از پستانداران خاص این اکوسیستم در منطقه استپی آهو و قوچ ومیش است که در حال حاضر در بخش غربی استان متمرکزند در حالیکه در دو دهه گذشته استپها ی استان زیر سم گله های بزرگ آهو قرار داشته که شاخص آن دشت افشاریه و بویین زهرا بوده ولی در حال حاضر فعالیت ها انسانی و راههای ارتباطی عرصه را باری این گونه بسیار تنگ نموده است.

 اکوسیستم نیمه بیابانی

بخش کوچکی از شرق استان مابین دو شهرستان آبیک و بویین زهرا دارای اکوسیستم نیمه بیابانی وتاحدی بیابانی است ،این اکوسیستم شرایط خاص اکوسیستم های بیابانی،کویر وشن زارهای مرکزی ایران را دارا نمی باشد ولی می توان گفت این اکوسیستم ،حاشیه بیابان ها و شور زارهای قم و کویر مرکزی ایران است. پوشش گیاهی آن اغلب تاغ و گز بوده و از مهمترین پستانداران آن می توان به دوپاها اشاره داشت.

 

*جاذبه های طبیعی استان قزوین

غارها ،آبشارها ، چشمه های پرآب، درختان کهنسال ، دربندها ، ارتفاعات و قله های مرتفع از جاذبه های طبیعی  است که در استان تعداد آنها کم نبوده  که به مهمترین آنها اشاره  می شود.

*       چشمه های آب گرم:

یکی از جاذبه های طبیعی استان قزوین چشمه های آبگرم آن است :

چشمه آبگرم خرقان

 به فاصله 95 كیلومتری قزوین به همدان در كنار جاده واقع شده است. در این منطقه رودخانه ابهر رود عبور می كند كه آبهای معدنی خرقان پس از مصرف به آن ریخته می شوند.

 آبهای چشمه خرقان از دسته آبهای كلروه سدیك و بیكربناته كلسیك گرم با PH اسید و سیلیس می باشند.
آب این چشمه ها  مشابه آبهای معدنی سالن موتیه-فرانسه و بوربون-فرانسه بوده كه در درمان دردهای عصبی، سیاتیك و رماتیسم مؤثر می باشد. در عفونت های مجاری تنفسی، تورم گلو و حلق و برنشیت مزمن به صورت استنشاق، بخار و دوش بینی مؤثر می باشد. آشامیدن این آبها در عفونت های دستگاه گوارش از قبیل سوء هاضمه ناشی از ضعف قواء توأم با یبوست، احتقان و تشمع كبدی نیز مفید می باشند.

 

 

چشمه یله گنبد- قزوین

یله گنبد دهی است از دهستان قاقازان بخش ضیا آباد شهرستان قزوین كه در شمال غربی قزوین واقع شده است. در شمال ده مذكور به فاصله 15 كیلومتری آن با راهی سخت و كوهستانی چشمه ای است به نام آبگرم یله گنبد. این چشمه در كف دره ای كه از آن رودخانه كوچكی عبور می كند و به شاهرود می ریزد از زمین خارج می شود.   

آب چشمه معدنی یله گنبد از دسته آبهای معدنی بیكربناته كلسیك آهن و گازدار خیلی گرم می باشد. استحكام در این آب به سبب وجود گاز كربنیك و گرمای آن تسكین دهنده و ضد درد می باشد. می توان از این آب در درمان بیماریهای عصبی-مفصلی، رماتیسم و عصبی استفاده نمود. آشامیدن آن نیز در كار دستگاه گوارش، كبد و مجاری صفرا و بیماریهای معده و روده ای و نیز بیماریهای تغذیه ای موثر می باشد.

 

*          غارها:

غارها از دیگر جاذبه های استان قزوین است که میتوان به غارقلعه(روستای قلعه آوج) ،  غار عباس آباد (آبگرم ) ، غار سفید آب (رودبار غربی) ، غار ولی (گشنه رود) ااشاره کرد.

غار قلعه كرد

در 140 كیلومتری جنوب غربی شهر قزوین واقع شده و مسیر دسترسی به آن از طریق جاده روستایی آبگرم بخش آوج به سمت مغرب به روستای حصار ولیعصر و بعد از عبور از برجهای دو گانه خرقان به سمت شمال به روستای علی آباد و در نهایت به روستای قلعه كرد منتهی می شود. دهانه غار قلعه به سمت جنوب شرقی بوده، ارتفاع آن حدود 8 متر و عرض آن حدود 9 متر به صورت نیم دایره است. این غار دارای یك راهرو  بوده كه به دهانه چاهی كه عمود بر دهلیز اصلی است منتهی می شود و پس از عبور از مدخل چاه به فضایی منتهی می شود كه دارای ستونهای قطور استالاكیتت و استالاكمیت در رنگهای مختلف است. تالار اصلی غار به دهلیزها و شاخه های فرعی منتهی گردیده كه خود شاهكاری از طبیعت است و آویزه های آهكی بعضی از قسمتها از سقف تا كف غار كشیده شده است. در كف غار نیز حوزه های كوچك آبی تشكیل شده و سنگهای سفید آهكی به سبك زیبایی هر بیننده ای را متحیر می سازد.  

غار ولی گشنه رود

بخش قاقازان شرقی، 60 كیلومتری قزوین، در مسیر جاده روستای آلولك-گشنه رود واقع شده است. دهانه آن رود به شمال بوده و طول آن حدود 2 و عرض آن نیم متر است. این غار در منطقه نسبتاً نیمه معتدل و سرد كوهستانی كه دارای درختان ارس هستند واقع شده و به نظر می رسد محل امكان و استقرار انسانی بوده باشد.

غار یخی انگول

بخش رودبار شهرستان، روستای دینك واقع در 40 كیلومتری شمال غرب قزوین. این غار از نوع غارهای یخی بوده و دهانه آن به سمت جنوب غرب است.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن آنها آپلود نشده است


ادامه مطلب

دنبالک ها: قسمت دوم  قسمت سوم  قسمت چهارم  قسمت پنجم  نشاط کوهستان 

وجه تسمیه برخی مکان ها و کوه ها

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-03:46 بعد از ظهر

به نام دادار هستی بخش

مهارت تورگردانی

استاد راهنما:   سرکارخانم مهسا مطهر

دانش پژوه:   زهرا  فتاحی عبدی

موسسه آوای ارسباران

تاریخ: آبان 1390


 

ایران، این سرزمین کهن "ایرانویچ" خواستگاه مردان و زنان تلاشگر، مردمانی سخت کوش،  آمدند و رفتند و نام نیک بر جای گذاشتند. سنگ نبشته هایی که در سرتاسر این سرزمین کهن جای دارد نشان از دیرینگی این خاک است. نام هایی برگرفته از درختان، کوهها، دره ها و یا جانوران که هر کدام نمایانگر زندگی، مرگ و نمادهایی که مرز بین خود و دیگر اقوام را حتی زبان و گویش خود را مشخص می کردند . مانند توتستان، آتشگاه، بریانچال، گوچال، سیاه دره، کوه کهون که هر کدام مرزبندی های خویش را داشتند. بدان گونه که دره، کوه یا رودخانه ای را به گویش محلی خود به دیگران یا همسایگان خویش می آموختند.

الف) شهر و روستاها

شهرهایی که دیگر نشانی از آن نیست و اگر هم باشد به نام دیگر شناخته می شوند؛ چون اصفهان که سپاهان نامیده می شد، کاسی یا کاسان که امروز به کاشان معروف است، اکباتان یا همدان، صددروازه یا دامغان کنونی و بسیاری دیگر. هرچه این نـامها بیشتـر می شد نشان از کهندگی آن قوم یا قبیله بود. روستاهایی که در درازنای تاریخ از بین رفته اند و یا در حال فراموشی هستند مانند:

خراشاد (بیرجند)؛

نام خُراشاد, نامی یگانه بوده و برگرفته از زبان پهلوی است و به معنی محل طلوع خورشیـد می باشد و علت آن نیز واقع ‏شدن این روستا در میان دره ای است که این دره به طرف شرق باز گشته و به دشت ‏خراشاد متصل می گردد. تاریخچه روستای خراشاد, به پیش از اسلام بازمیگردد. وجه تسمیه این روستا نشان از تاریخ چند هزار ساله آن دارد. همچنین وجود آثاری مانند قبرستان زرتشتی ها ‏در نزدیکی کاریز خراشاد, قلعه و تونلهای زیر زمینی که برای مقابله با یورش ترکمنها ‏ساخته شده اند.

باشتین (سبزوار)؛

باشتین به معنی میوه میان دو شاخ اصلی درخت می باشد و علت نامگذاری این روستا می‌تواند بر گرفته از این باشد كه دور تا دور قریة قدیم باشتین خندقی وجود داشت و در میان دو رشته قنات یكی بنام قنات باشتین و دیگری بنام قنات نغاب باشتین قرار داشت. این قنات ها به مانند دو شاخة درخت و روستای بین آنها به عنوان میوة درخت «باشتین» نامیده شده است. باشتین خاستگاه قیام سربداران و بنیانگذار حکومت شیعی در جهان پس از دوران ائمة معصومین علیه السلام است. نخستین حاکم سلسله ی سربداران، "عبدالرزاق باشتینی" بود که به مدت دو سال و چهار ماه حکومت کرد. پس از وی، "برادرش وجیه الدین امیر مسعود" به حکومت رسید.


ب) راه ها و کوه ها

و اما چرا این نام ها را بر این جایگاه ها تخصیص می دادند؟ تنها می توان گفت که تعیین مرزی برای خود یا اینکه بتوانند در مسافرتها و کوچ های روستایی و عشایری راه ها را بخاطر بسپارند. تنها کافی بوده در نزدیکی محل سکونتشان نشانی یا شکل خاصی از یک پدیده باشد مانند لکه ای سپید بر دامان کوهی یا درخت خشکیده ای نشسته بر دشت سبزی، تا آنجا را مرز بین خود و دیگر همسایگانش قرار دهند مانند:

سیاه دره؛ به دلیل وجود سنگ های سیاه این اسم را به خود گرفته است.

شیردوشـان؛ مکانی که گوسفندان را برای دوشیدن شیر در آن جمع می کنند.

خشکـه واش گردنه ای در بلده؛ جایی که علف خشک فراوان دارد.

 تنگـه گتـه در مازندان؛ به معنی تنگه بزرگ.

واگته شی؛ یعنی گردنه ای که به یک دشت بزرگ می رسد.

گوچال در لرستان ؛ جایی که گاو در آن چرا می کند.  

میچکاخونی؛ منطقه ای در فیروزکوه که گنجشک های کوهستانی در فصل جفتگیری به آنجا می آیند و به آوازخوانی می خوانند.

تنگ گاشمار در لرستان؛

متشکل از دو واژه  "گا" و "شمار" است و چون گاو ها تک تک از این تنگه عبور می کردند به این اسم نامیده شده است.

یکی از شهرهایی که در آن، زبان نشانه یا علامت گذاری استفاده بسیاری می شده، شهر کویری یزد می باشد. شهری نشسته بر کویر، گرم و سوزان اما دل انگیز. گویند که این شهر را یزدگرد بنا نهاد و هم او فرمان داد که آب را به وسیله کاریز یا همان قنات از دوردست ها به این شهر برسانند. این شهر را از برای آن ساخت که دژ محکمی باشد در برابر یورش دیگر اقوام خاوری ایران مانند سکاها و یا بیابانگردان. از رمل های کویر تا شیرکوه سرفراز همه و همه یادگار نام های نیک برگرفته از دید این مردمان سخت کوش کویر می باشد.

شیرکوه؛ ارتفاعات شیر کوه در جنوب شهر یزد واقع گردیده و قسمتی از سلسله جبال زاگرس می باشد. وجه تسمیه کلمه شیر بر بزرگ ترین کوه یزد به این دلیل است که مشابه شیری است که سر بر دست ها نهاده و خوابیده است. البته شنیده دیگری نیز هست که بدلیل وجود برف بر قله طعنه به سفیدی چون شیر می زند.

برفخانه؛

بعد از شیر کوه دومین نقطه مرتفع استان یزد ارتفاعات برف خانه مشرف به روستای زیبا و دیدنی طزرجان است . یخچالهای قدیمی و مانده به یاد گار در پای دیوار حکایت از دوران یخ بندان دارد .سالها پیش قبل از آنکه تکنـولـوژی تهیـه یخ از آب چهره نمایان سـازد قاطرچیـان سحرگـاهـان تکـه های بـزرگ بـرف را بـا اره از تــوده جـدا می نمودند و پس از عایق بندی در لابلای کاه به یزد حمل می کردند تا آب چاه را همراه با چاشنی خنکای برف به لب تشنگان حاشیه کویر عرضه نمایند . چند سالی است که مردم یزد لکه های برف برفخانه را نمی بینند و این نشانه غم انگیز و پیام آور خشک سالی است .

گاو و گوساله؛

سایه هاشان به مانند سر گاو و گوساله است و تعبیر دیگر اینکه بسان گاوی است که به گوساله خویش شیر می دهد.

همه اینها نشان از پیوند ناگسستنی این مردمان از طبیعت پیرامون خویش است. پیوندی که تا ایران هست خواهد ماند و می ماند.

در پایان از همکاری و اطلاع رسانی همراه و استاد گرامی جناب آقای محمد رمضانی که در طی سالها تجربه کوهنوردی و طبیعت گردی موفق به کسب اینگونه اطلاعات از مناطق مختلف ایران گشته اند و در جمع آوری این نوشتار کمک بی شائیه ای داشتند، صمیمانه تشکر می نمایم.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن آنها آپلود نشده است



تخت جمشید، پر بازدیدکننده‌ترین بنای ایران(2)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
دوشنبه 2 آبان 1390-04:58 بعد از ظهر


From: mohsen baftehchi <mohsen_ali_shariati@yahoo.com>
Subject: ersal tehghigh
To: gmpersia@yahoo.com
Date: Friday, July 23, 2010, 10:19 PM

با سلام

تحقیق خودم را كه درارتباط با تخت جمشید  و یكی از نقش نگاره های آن فروهر می باشد ارسال می نمایم . امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.

 

با تشكر

محمدحسین بافته چی


رمز دوم :

« دست » نماد نیایش(دعا)

در نگارنده ی فروهر می بینم كه دست راست او گشاده و كف دست به سوی بالاست و همین در حالت نیایش و دعای امروز ادامه دارد.

تنقید شمس تبریزی از اوحدالدین كرمانی گویای آنست كه برای رابطه با خداوند لزومی بواسطه نیست . و مظاهر عینی نور خدا نسبت به ما زمینیان از سوی بالا ( آسمان ) می آید و فروهر هر انسانی هم سه هزار سال پیش از او آفریده شده است و به گاه زایش جهت نگهبانی و هدایت او فرود می آید و دردم مرگ دوباره به جهان ابدی بر می گردد ، پس به گاه دعا باید دست طلب بسوی آسمان باشد . در رقص سماعی دراویش مولوی این چنین است : « در حالت جذبه ی كامل دو دست را موازی زمین باز می كنند و ضمن چرخ زدن موزون و دل انگیز كف دست راست به سوی آسمان و كف دست چپ بسوی زمین است .

فروهر ها ( روح انسانی ) از جهان بالا آمده است و بعد از مرگ باز به آنجا بر می گردد .

( گفتار پاك) را عمل صالح( كردار نیك) چون بصورت دعا از دهانی بیرون آید به جهان بالا می برد و اشتیاق او را به بازگشت به مبداء كل بیان میكند .

از عصر اساطیری و ما قبل تاریخ شواهد و قراینی داریم كه انسانها از بدو پیدایش به یك تكیه گاه دینی نیاز داشته اند و مفهوم علو درجات خدایان را با مقیاس زمینی خود تصور می كرده اند . بدین معنی كه بالا مقر خدایان و پایین جایگاه بندگان آن خدایان تصور می كرده این باور همگانی ایجاب می كرد كه همیشه رو به آسمان ( كه بالای سر آنها بود) نگاه كند طبیعی است كه بزرگترین شیء آسمانی ، خورشید را می دیدند و با آن به نیاش می پرداختند.انسان قبل از آنكه به زبان متعالی دسترسی پیدا كند و بتواند با خدایان بوسیله ی واژه ها رابطه برقرار كند به زبان دیدنی (visual Language ) متوسل می شد و این زبان تا امروز - كه عصر ایمان و استمرار مبانی ادیان بزرگ آسمانی است ادامه دارد . چنانكه اگر انسانی از چیزی بترسد و به اصطلاح زبانش بند آید برای خواستن یاری از دیگران با دستش به آن موجود وحشت انگیز اشاره می كند.

در نگاره فروهر دست راست به سوی آسمان است و این حالت در اهنودگات سردوهای خود اشو زرتشت بصورت واژگان ( دیدنی و شنیدنی) وجود دارد:

« ahya yatha.menan.ha ustanzasto refdhrahya» از پی ستایش خلقت خرد مقدس مزدا كه دستها را برای یاری خواستن بلند نموده.

این همان گویایی قدمت حالت دعا است كه دستها برافراشته است . در گاتها ( یسنا29 بند 5)هم باز همان حالت دست نیاز بسوی اهورا مزدا برافراشتن وجود دارد:

« at vaustaish apva sastatsh frinemna Ahuaraun» مادو ، تن و روان دستها را بسوی اهورا بلند نموده وی را می ستاییم .

به این ترتیب چه از دیدگاه مزد یسنا ، و چه عرفان ایرانی و اسلامی ، دعا باید به همان حالت ( دست برافراشته بسوی خداوند – نور خداوند ) باشد كه در نگاره فروهر همچنان است .

1- گاتها، اهنودگات – سینا28 بند 1 صفحه ی 4-5 .

2- گاتها ، اهنو دگات – سینا 29 بند 5 صفحه ی 12-13

رمز سوم :

« حلقه» نماد پیمان الست

در دست چپ انسان كامل (رمز نخست) حلقه ای را می بینیم . این حلقه زبان و واژه های دیدنی است كه پیمان انسان را در عهد الست با خدای یگانه بیان می كند و هنوز هم نمادین بودن خود را در فرهنگ ما حفظ كرده است . در زناشویی دختران و پسران ایرانی با تبادل انگشتری (حلقه) پیمان زندگی مشترك بسته می شود . و در تعابیر عرفا كه مِی ، باده یا شراب نماد مستی جاویدانی انسان است از خمخانه الست - در كاسه یا قدح - پیاله و یا جام خورده می شود و می دانیم همه ی این پیمانه ها لبه گرد به شكل حلقه دارند .

شعرای ایرانی كه در مشرب عرفان قلم زده اند آن حلقه ی تهفه ی پیمانه را نماد پیمان روز الست گرفته اند .

برو ای زاهد بر دُرد كشان خرده مگیر كه ندادند جز این تحفه به ما روز الست

( حافظ ص 109 )

حلقه در دست چپ انسان كامل قرار دارد . ولی پیمان بستن با خلفا و رهبران مذهبی با دست راست انجام می گیرد . در نگاره فروهر چون دست راست در این جهان به پیمان عمل می كند ( در حال دعا و نیایش است ) حلقه ی پیمان را در دست چپ گرفته است . در گاتها (یسنا 30 بند 3 ) از حكم خداوند بصورت پیمان بستن انسان با خدا در روز الست سخن رفته است .

در بند 11 یسنا 30 (اهنودگات) می خوانیم :

« ای مردم اگر از حكم ازلی كه مزدا برقرار داشت برخوردار گشتید و از خوشی این گیتی و سرای دیگر و از رنج جاودانی و زیان دروغ پرستان و از بهره و سود راستی خواهان آگاه شدید آنگاه در آینده روزگار همیشه خوش خواهد بود . »

در دست چپ نگاره ی فروهر چنبری (حلقه ) است كه مفاد عهد و پیمان آدمی با اهورا است .

انتخاب یكی از این دو راه ( دروغ و راستی یا شُكر و كفر ) در سرتاسر گاتها به اختیار خود انسان است .

گاتها : صفحه ی 21

رمز چهارم:

دو بال سه طبقه : نماد اندیشه ی نیك – گفتار نیك – كردار نیك

در نگاره فروهر دو بال افراشته در حال پرواز می بینیم كه هر بال آن پر های سه طبقه دارد و تمثیلی از پرواز فروهر انسان با بالهای اندیشه و گفتار و كردار نیك به سوی موطنی ازلی و ابدی است. از دیگاه اندیشه های اوستایی طبقات سه گانه ی بالهای فروهر نمادی از ( humata) اندیشه نیك و ( Huxta) گفتار نیك و ( Huvarshta) كردار نیك است كه بنیاد آئین اشو زرتشت را تشكیل میدهد.

در یسنا 28 بند 4 چنین می خوانیم :

« من به یاد سپر ده ام كه روان را با همراهی منش نیك نگهبانی كنم ، چه از پاداش مزدا اهورا از برای كردار آگاهم . تا هر چند كه توان و توش دارم خواهم آموخت كه دین راستین (اشا) جویند.

رمز پنجم :

زمان بی آغاز و بی انجام – نماد ازل و ابد

بر دور كمر نگاره ی فروهر حلقه ای است كه كنایه از زمان بیكران ( از لحاظ ازلی و ابدی بودن) آنست كه از اصطلاح كمر بستن مفاهیم دیگری هم در تدبیات مستفاد می گردد:

1- اماده به خدمت بودن

2- كنایه از آمادگی و مهیا بودن برای انجام كاری

3- به نوشته ی برهان قاطع : كنایه از اختیار كردن ، قوی دل شدن در كارها

4- به نوكر و ملازم هم گفته می شود

5- در معنی زنار بستن هم آمده است

شادروان دكتر محمد معین در حواشی برهان قاطع می نویسد :

(كستی- كشتی از پهلوی kostik مأخوذ است كلمه ی اخیر غالبا در گزارش پهلوی اوستا در كتابهای پهلوی كمر بند مخصوص زردتشتیان استعمال شده و از آن جمله در تفسیر بند 12 فرگرد 16 و بند 1- 9 فرگرد 18 وندیدا و فصل 24 و بند 22 و فصل 30بند هشن .

كلمه مزبور از ماده ی kost مشتق است كه در پهلوی بمعنی پهلو ، سوی ، جانب و كنار است ، و در پارسی كشت و كست به همین معنی آمده چنانكه در لاتین costa در انگلیسی coast و در آلمانی kuste و در فرانسوی cote از همین ماده است .

كستی زرتشتیان را بند دین نیز گویند و معرب آن « كستیج» و«كستك» و « كشتیج» است این كستی از 72 نخ از پشم گوسفند تهیه می گردد و آن باید به دست زن موبدی یافته شود 72 نخ به 6 رشته قسمت شده و هر رشته 12 نخ است . عدد 72 اشاره است به 72 فصل یسنا كه مهمترین قسمت اوستا است 12 اشاره است به دوازده ماه سال و 6 اشاره است به 6 چهره گهتیار كه اعیاد دینی سال باشد .

كستی را باید سه بار دور كمر بندند و این نیز نمادی از عدد سه اصل مزد یسنا است .

منش نیك ، كنش نیك و گویش نیك می باشد . هر زرتشتی موظف است كه كشتی را به دور كمر ببندد ( رك : مزد یسنا ، ص 252- 243) . می دانیم كه فروهر از جهان زبرین آمده و پیشتر از خلقت هر انسانی وجود داشته است حلقه بر كمر فروهر تمثیلی (نمادی) از خلقت جهان در دل زمان بیكران (ازلی و ابدی ) است . در آیین زروان زمان اصیل است و معتقدند كه آفرینش نتیجه ی زمان است ریشه ی اوستایی زروان ما را به مفهوم زمان در حلقه ی دور كمر فروهر راهنمایی میكند . در یسنا 72 بند 10 آمده است :

« ثوابش گزند ناپذیر ، زمانه ی بیكرانه، زمانه ی جاودانی را می ستایم..

در متن اوستایی

« zarvana akara» همان است كه امروز آنرا « ازلی و ابدی » می نامیم . در اوستا یكی از صفات زروان خود ذات ( xvadhata) است كه لفظاً به معنی خودداد به قانون خود استوار یا به داد و آیین خویش پایدار ) می باشد كه در فارسی خدا شده است .

كریستنسن با توجه به یسنا 30 بند 3 :

« آن دو گوهر همزادی كه در آغاز عالم در تصور ظهور نمودند یكی از آن نیكی است در اندیشه و گفتار و كردار و دیگری از آن بدی است در اندیشه و گفتار و كردار . كه از میان این دو مرد دانا باید نیك را برگزیند نه زشت را».

با توجه به زایش خدایان روم و یونان باستان از همدیگر در پی یافتن پدری برای آن دو گهر است در حالیكه در اوستا چنان زایشی وجود ندارد و همان بند 3 از یسنای 30 تصریح می كند كه در آغاز عالم ( خلقت و بعد از آفرینش انسان متفكر آن دو گوهر همزاد در تصور (اندیشه و خیال انسان) ظهور می كند ولی زروان بیكرانه نامیده شده است و خلقت در ضمن زمان انجام یافته است .

در ایران پیش از زرتشت به گواهی آثاری كه برای ما باقی مانده به طرق گوناگون زمان را می سنجیدند و شاهنامه فردوسی یكی از این شواهد گویا است كه در آن روزگاران اساطیری (كیانیان) همه ساله جشنهای سده و مهرگان بر پا می شده است و اگر سنجش زمان را نمی دانستند و محال بود كه روزهای جشنها را بتوانند معین كنند.

با توجه به زمان در علم كلام ایران باستان موضوعی به نام زروان پیدا شده است كه این كلمه دراوستا zarvan و در پهلوی zarvan همه به معنی زمان است . در صفت است كه اغلب زروان را با آن آورده اند یكی « akaranu» یعنی بیكرانه و بی انتها دیگری « dareghokhvadata» بمعنی زمان درنگ خدای آمده است . پس زمان بی آغاز همان « zarvaana- akaranu» است كه عیناً ترجمه شده است.

1- یسنا ، بخش دوم صفحه ی 119

2- ساسانیان صفحه ی171 یا مزدا پرستی ص 154

3- زروان در قلم دین و اساطیر صحفه ی 4

رمز ششم :

« دو رشته آویخته از دایره ی زمان » نماد دو گوهر همزاد

دو رشته ی پیوسته به چنبر میان فروهر ، نمادی از دو نیروی باطنی انسان یعنی سپنتامینو « Sepenta mainyu » و انگره مینو « Angro mainyu » است .

البته باید بدانیم كه « از چیزی كه در گاتها هیچ محبت از آن نیست آن منازعات هر فرد و اهریمن است . از این جنگ و ستیزه مایه ی همه ی مباحثات گردید و در سر آن اشتباهات بزرگ برخالت روح زرتشت هیچ خبری از آن ندارد در سراسر گاتها اهورا مزدا یگانه آفریدگار جهان مینوی و مادی است و سرچشمه ی همه ی نیكیها و خوبیهاست و در مقابل او آفریدگار یا فاعل شهری وجود ندارد .

انگره مینو « Angro mainyu » یا خرد خبیث كه بعدها به مرور ایام اهریمن گردید و زرتشتی های جهانی از قبل اوست در مقابل سپنتا مینو « Sepenta mainyu » است كه خرد مقدس باشد . جهان مادی ، آمیخته ای است از بدی و خوبی – سیاهی در مقابل سفیدی – تاریكی در مقابل روشنایی.

چون چنین است – ناگزیر ذات مقدس اهورا مزدا را عاری دانستند از آنكه در طی زندگانی گرفتار چنگال این همه زجر و شكنج و ناخوشی و گزند و آزار – آید و از ساحت او جز سود و نیك سر نزند آنچه در جهان زشت است منسوب به خرد خبیث است .

سپنتامینویا خرد مقدس و یا بعبارت ساده تر قوه ی نیكی از آن اهورا مزدا است . در مقابل آن انگره مینو یا خرد خبیث یا قوه ی زشتی می باشد . در واقع زد و خورد در طی روزگاران میان قوه ی خوبی و بدی است در هر جایی از گاتها كه صحبت از انگره مینو شده است ، آنرا در مقابل سپنتامینومی بینیم نه در مقابل اهورا مزدا ، چنانكه در یسنا 45 ، قطعه دوم گوید :

« من می خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری كه در آغاز زندگی وجود داشتند ، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس به ان (گوهر) خرد خبیث گفت : اندیشه و آموزش و خرد و آرزو و گفتار و كردار و زندگانی و روان ما با هم یگانه و یكسان نیست » دراهنودگات (یسنا30) از این دو مینوی نیك و بد به عنوان « دو گوهر همزاد در اندیشه ها » سخن می رود . یعنی این دو نیروی متضاد از تصورات خود انسان زاده اند .

از این دو گوهر در خود اوستا ، تمثیلاتی ساخته اند ، در یشت ها ، حماسه ی دل انگیز نبرد فرشته ی باران (تشتر) و دیو خشكی (اپوش ) را بیان می كند .

بر مبنای همین اسطوره است كه در ادبیات ملّی ما داستان خیر و شر ساخته شده است .

خلاصه سخن آنكه این دو نیروی متضاد از نخستین روز آفرینش در نهاد انسان بوده است و در نگاره ی فروهر به صورت دو رشته از كناره ( پیرامون ) حلقه ی زمان به دو سوی رفته است .

رمز هفتم:

دامن سه بند نماد: اندیشه ی بد ، گفتار بد، كردار بد

آخرین قسمت از نگاره ی فروهر دامن سه بندی است كه از كمرش به طرف پایین آویزان است و تمام دامن ها در لباس انسان همین حالت را دارد و آن سه بند نماد اندیشه ی بد ، گفتار بد و كردار بد، است و برخلاف بالهای سه طبقه انسان را از اوج به حضیض ذلت سقوط میدهد.

با اینكه اصل و تبار ایراینان ( به روایت اسطوره های شاهنامه) اصل و تبار تورانیان از وجود فریدون سرچشمه گرفته است بنا به اصل منطق كه می گوید :

« منوچهر انسان است . انسان فناپذیر است پس منوچهر فنا پذیر است ) می توان حكم كرد دو گوهر همزاد در وجود فریدون هم وجود داشته است و به فرزندانش ایرج ، سلم و تور منتقل شده است و تنها تفاوت در این است كه روح فریدون و ایرج گوهر نیكی و روح سلم و تور گوهر بدی را پذیرفته است. »

ایرانیان كه از تجمه ی ایرج ( نیك اندیش – نیك گویش و نیك گنش) بودند در اساطیر به همان صفات متصف شدند و در كارنامه ی اسطوره ای ادوار اساطیری اغلب با كسانی روبرو هستیم كه هرگز از اوج انسانیت و انسان كامل بودن سقوط نكرده اند و مقام انسان بودن را حتی در قبال از دست دادن تاج و تخت حفظ كرده اند ولی پیروان ( بد اندیشی – بد گویشی و بدكنشی ) صدر درصد ( چه اساطیر و چه در تاریخ ) از اوج قدرت به حضیض ذلت افتاده اند .

نمونه ها را از هر دو ، نام چند انسان را از تاریخ و اسطوره نام می بریم :

1- گروه نیك اندیشان :

رستم ، سیاوش ، كتایون ، بزرگمهر ، تنسر ، آلبرت شواینزر ، مهاتِ گاندی ، بتهون ، بایزید و ده ها هزار زن و مرد از اسطوره و تاریخ .

2_ گروه بد اندیشان :

ضحاكِ بیورسب ، افراسیاب ، گرسیوز ، سودابه ، آتیلا ، نرون ، چنگیز ، هیتلر ، دوبچه ، ایوان مخوف ، گروی زره و بداندیشان دیگر .

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 



تخت جمشید، پر بازدیدکننده‌ترین بنای ایران(1)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
دوشنبه 2 آبان 1390-04:57 بعد از ظهر


From: mohsen baftehchi <mohsen_ali_shariati@yahoo.com>
Subject: ersal tehghigh
To: gmpersia@yahoo.com
Date: Friday, July 23, 2010, 10:19 PM

با سلام

تحقیق خودم را كه درارتباط با تخت جمشید  و یكی از نقش نگاره های آن فروهر می باشد ارسال می نمایم . امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.

 

با تشكر

محمدحسین بافته چی

 

تخت جمشید، پر بازدیدکننده‌ترین بنای ایران

 

سر تخت جمشید جای تو باد
                                             سریر سران خاک پای تو باد (نظامی)

 

 

 

تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .


ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم‌ می‌ خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

 

اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر

در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد .

بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت.

زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا ، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است .

کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند .

گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .


تصویری از عظمت کاخها

ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد.

نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.

چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.

مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد.

تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است.
تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است.

 

 

مروری بر بزرگترین اثر باستانی ایران زمین

تخت جمشید

و

توصیفی مختصر از یكی از مهم ترین نقش نگاره های آن

فروهر

 

 

تخت جمشید (Ttakht -e- Jamshid) نام محلی پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.

 

آثار تاریخی به جای مانده در آن، از باشكوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است. این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنیان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود120 سال به طول انجامید.

 

 

مجموعه تخت جمشید به وسعتی حدود 135000 متر مربع و تماما از سنگ ساخته شده است. در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند.

مجموعه تخت جمشید شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكانها،‌ ستونها، ‌و دو آرامگاه سنگی است. جمعا بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد كه به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند.

در قسمت بالای تخت جمشید، در دامنه كوه رحمت؛ دو آرامگاه وجود دارد كه آرامگاه اردشیر دوم و اردشیر سوم می باشد. تخت جمشید حدود دویست سال محل سكونت شاهان هخامنشی است.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 



همدان – کبودرآهنگ(2)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
دوشنبه 2 آبان 1390-04:33 بعد از ظهر

فرزانه صمدی

آتالند -  روزهای زوج - ساعت18الی20


آبهای سطحی

به طور کلی رودخانه‌های همدان از چشمه‌سارها و زهاب‌ها تغذیه می‌شوند و معمولا در فصل تابستان همراه با افزایش دمای هوا و نیاز بیشتر نباتات به آب (به استثنای گاماسیاب و سیمینه‌رود) بقیه‌ی رودها, خشک و یا به پایین‌ترین حد آب‌دهی می‌رسند عموماً هامونه و دشت‌های استان در بخش شمال‌شرق و شرق بلندی‌های الوند قرار گرفته‌اند . مهم‌ترین رودهای شهر همدان:رود قره‌چای (سیاه‌رود)، رود سیمینه‌رود، رود خاکو، رود دره مرادبیگ، رود عباس‌آباد.

جاذبه ها

از دوره ی قبل از اسلام می توان به آثاری همچون کتیبه های گنجنامه، شهر باستانی هگمتانه و مجسمه شیر سنگی اشاره کرد. از دوره پس از اسلام نیز در نقاط مختلف شهر یادمانهای متعددی برجای مانده که اهم آنها عبارت‌اند از بنای بسیار زیبا و ارزشمند گنبد علویان از دوره سلجوقی، برج قربان، آرامگاه استر و مردخای، بقعه خضر، بنای امامزاده یحیی، امامزاده حسین و امامزاده اسماعیل، پل آبشینه از دوره صفوی و مسجد جامع و بازار و میدان امام همدان از ابنیه مهم بعداز دوره صفوی است.

 

 

مراکز گردشگری، چشم‌اندازهای طبیعی

تله کابین گنجنامه، دریاچه و مجتمع عباس آباد، آبشار گنجنامه، پیست اسکی تاریک دره، باغهای مصفای دامنه الوند به ویژه دره های عباس آباد، حیدره و امامزاده کوه، دریاچه سد اکباتان، پارک مردم و بوستان و شهر بازی ارم از نقاط گردشگری و طبیعی همدان هستند.

مجموعه تله کابین گنجنامه

مجموعه تفریحی، توریستی و ورزشی تله کابین گنجنامه همدان در میدان گنجنامه و در ۵ کیلومتری شهر همدان و در مجاورت کتیبه‌های کهن و آبشار گنجنامه واقع شده‌است. آب و هوای مطبوع کوهستان، دره فرح بخش الوند و چشم انداز زیبای دشت میشان جذابیتی را پدید آورده که گردشگران داخلی و خارجی را به خود جذب می‌نماید. این پروژه عظیم تحولی عظیم در در گردشگری ایران است که تمامی امکانات یک گردشگر، اعم از تفریحی، ورزشی، اقامتی و حتی آموزشی را فراهم می‌کند. امکانات خاص هیجان انگیز ورزشی نظیر سکوی پرش بانجی جامپینگ، کابل پرواز تیرول، دیواره سنگ نوردی، پیست تریال، تعادل هوایی(رنجر)، سالن بولینگ، پیست اسکی، پیست سورتمه سواری و... به همراه امکانات و خدمات ویژه تفریحی شامل خط تله کابین، کافی شاپ و رستوران‌های متنوع، شهربازی سرپوشیده، باغ گیاهان... و پارکینگ‌های روباز و سر پوشیده قابلیت حضور گردشگران را در بهترین شکل فراهم نموده‌است..

اماکن و آثار باستانی مذهبی

امامزاده عبدالله، امامزاده یحیی، امامزاده حسین، امامزاده اسماعیل(امامزاده کوه)، امامزاده هادی ابن علی، امامزاده اسماعیل، امامزاده اهل بن علی. مقبره باستانی امامزاده اظهر، مقبرهٔ باستانی امامزاده هود.

موزه ها

·         موزه باستانی تپه هگمتانه

·         موزه تاریخ طبیعی همدان :مجموعه‌ای کم نظیر از نمونه انواع گونه‌های حیوانی، گیاهی و طبیعی اقلیم ایران و اقصی نقاط کره خاکی است.

·         موزه بوعلی سینا همدان

·         موزه مردم شناسی حمام قلعه همدان

·         باغ موزه دفاع مقدس


سوغاتی ها

خوراکی ها

انگشت پیچ، سیر تند، شیر شیره، قیسی، مویز، شیره انگور، کماج، حلوا زرده، گردو، مربای پوست پسته. دارتول، باسلق، شیرمال، معجون، مربای گل رز، نان قندی، کاک

صنایع دستی

صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی, قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفال سازی و سرامیک کشور محسوب می‌شود.

·         منبت کاری روی چوب

·         معرق کاری روی چوب

·         مسگری و قلم زنی روی مس

·         طلا سازی، ملیله نقره، طلا کوبی و نقره کوبی

مسیرهای دسترسی

راه اصلی تهران - همدان به درازای341كیلومتر

راه اصلی تهران - خسروی كه همدان در كیلومتر375این مسیرقراردارد .

راه اصلی تهران - سنندج كه همدان در كیلوم تر343این مسیرقراردارد .

راه اصلی سنندج - همدان به درازای182كیلومتر

راه زنجان - همدان به درازای 275كیلومتر

استان همدان در مركزخوددارای فرودگاه است .

شهرستان کبودرآهنگ

شهرستان کبودراهنگ با وسعتی حدود 4025 کیلومتر مربع به عنوان بزرگترین شهرستان این استان در شمال استان همدان قرار دارد.این شهرستان از شمال به استان زنجان ، از جنوب به شهرستانهای همدان ، بهار ، از شرق به شهرستانهای رزن وفامنین و از غرب به استان کردستان محدود می شود.این شهرستان دارای سه بخش (مرکزی ، گل تپه ، شیرین سو) و سه شهر(کبودراهنگ ، گل تپه ، شیرین سو) ، 10 دهستان و 128 روستا می باشد.البته اخیراً تأسیس بخش قهورد وتبدیل روستاهای علیصدر و داقداق آباد و رامیشان به شهر از سوی معاونت سیاسی وزارت کشور مورد تصویب قرار گرفته است و با اجرایی شدن مصوبات تعداد بخشهای این شهرستان به 4 بخش و تعداد شهرها به 6 شهر افزایش پیدا خواهد کرد.

این شهرقبلا" چمنزار وسیع با آب زیرزمینی فراوانی بوده که به وسیله کهریز وقنات آبهارابه سطح زمین می رسانده اند، درفرهنگ فارسی «راهنگ» به معنای رودخانه ، قنات ومجرای عبور آب آمده است، به دلیل وجود سنگهای کبودوکبودی بستر قنوات (راهنگ)رنگ آب نیزکبود به چشم آمده است وبدین سبب«کبود ـ راهنگ » شهرت یافته است گرچه اسم شهرستان را کبوترآهنگ نیز تلفظ می کنندولکن نام رسمی وتلفظ صحیح آن «کبود راهنگ»می باشد.
ویژگیهای جمعیتی

جمعیت شهرستان در حال حاضر حدود 155675 نفر می باشد که رتبه چهارم استان پس از شهرستانهای همدان ، ملایر و نهاوند را از این لحاظ داراست.حدود 82 درصد جمعیت در مناطق روستایی و 18درصد در مناطق شهری ساکن هستند.البته آمار فوق تنها شامل جمعیت ثابت شهرستان می شود و اگر این آمار بر مبنای جمعیت شناور محسوب شود به لحاظ وجود مراکز مهم صنعتی ، گردشگری ، کشاورزی و... جمعیت شهرستان به حدود 000/200 نفر می رسد.زیرا روزانه حداقل تعداد 15000 نفر گردشگر در غار علیصدر حضور دارند که در طول سال نزدیک یک میلیون نفر از محل مذکور بازدید می کنند.همچنین وجود مراکز مهم نظامی مانند پایگاه هوائی شهید نوژه با جمعیتی قریب به 000/10 نفر و حضور روزانه تعداد 2000 نفر از پرسنل غیر ساکن در شهرستان درمحل مذکور از جمعیت شناور محسوب می شوند.وجود بزرگترین شهرک صنعتی استان در شهرستان (شهرک صنعتی ویان) و استقرار چندین واحد بزرگ در آن، همانند نیروگاه شهید مفتح ، فولاد ویان ، لوله نورد اکباتان، الوان ثابت و... باعث شده است روزانه حداقل 5000 نفر از ساکنین خارج از شهرستان در محلهای مذکور مشغول به فعالیت گردند.کشاورزی بودن شهرستان باعث شده است که همه ساله بویژه در فصل کشاورزی تعداد کثیری از افراد خارج از شهرستان و حتی استان بعنوان کارگر در مزارع شهرستان مشغول به کار شوند که بیشتر این افراد از اهالی استانهای کردستان و کرمانشاه می باشند و تعداد آنها نزدیک به 10000 نفر می رسد. بانگاهی گذرا به آمار فوق می توان دریافت که شهرستان کبودراهنگ با احتساب جمعیت ثابت و شناور آن قریب به 200000 نفر را در خود جای داده است.

وجود غارشگفت انگیز علیصدر  بزرگترین غار آبی جهان ، قرار گرفتن در مسیر محورهای ترانزیتی و مواصلاتی استانهای غربی با تهران و مرکزی (محور همدان – ساوه ، همدان - قزوین ) استانهای جنوب غربی با شمال غربی ( همدان – بیجار ، کبودراهنگ - زنجان) ، عبور خط آهن غرب کشور و بزرگراه کربلاو همچنین همجواری آن با منطقه ویژه اقتصادی فامنین و استقرار پایگاه هوائی سوم شکاری شهید نوژه ، وجود بزرگترین شهرک صنعتی استان (شهرک صنعتی ویان) و نواحی صنعتی گل تپه ، شیرین سو و اورقین ، وجود صنایع مادر از قبیل مجتمع فولاد ویان و نیروگاه شهید مفتح و دهها عامل و پتانسیل دیگر باعث شده است این شهرستان به عنوان مرکز ناحیه شمالی استان همدان از جایگاه ویژه ای در میان شهرستانهای استان برخوردار باشد.در این نوشتار سعی بر این است که پتانسیل ها و ظرفیت های موجود در شهرستان کبودراهنگ در پنج محور امنیتی و انتظامی ، کشاورزی ، صنعت ، فرهنگ و آموزش عالی و گردشگری معرفی می شود.


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 



ادامه مطلب

همدان – کبودرآهنگ (1)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
دوشنبه 2 آبان 1390-04:29 بعد از ظهر

فرزانه صمدی

آتالند -  روزهای زوج - ساعت18الی20

به نام خداوندیكتا

هرشب دركودكیم آرزو داشتم كه پدربزرگ برایم قصه میگفت ، قصه ی مردم روزگاران گذشته ، قصه عشقش كه چه سخت بدستش آوردوچه آسان اورا ازدست داد ولی افسوس كه نیست تاآرزویم رابرآورده سازد.

 من این مقاله رابه پدربزرگ ومادربزرگم كه روزگاری دركبودراهنگ میزیستند تقدیم میكنم.

كاش زنده بودندتا من را دربهترشناختن سرزمین پدری ام یاری ام میكردند.

مقدمه :

استان هَمِدان در گستره ای به مساحت 20172 کیلومتر مربع معادل 2/1درصد ازمساحت کل کشور، در غرب ایران بین 33 درجه و 59 دقیقه تا 35 درجه و 48 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 34 دقیقه تا 49 درجه و 36 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. یکی از شهرهای غربی و کوهستانی ایران وچهاردهمین شهر پرجمعیت ایران که در دامنه رشته کوه الوند واقع شده‌است. همدان یکی از شهرهای تاریخی - فرهنگی و توریستی ایران به شمار می‌رود که هرودوت بنای آن را در سدهٔ هشتم پیش از میلاد در دوران مادها به‌دست دیاکو و به عنوان هگمتانه ذکر کرده‌است.این شهر در سیصد و سی و هفت کیلومتری جنوب غربی تهران، در دامنه قله الوند در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و یکی از شهرهای سردسیر ایران به حساب می آید. این استان از شمال به استانهای زنجان و قزوین،از جنوب به استان لرستان،ازشرق به استان مرکزی و ازغرب به استان کرمانشاه و قسمتی از استان کردستان محدوداست. همدان پایلوت صنعت گردشگری و صنایع‌دستی كشور، هم از حیث میراث فرهنگی و قدمت تاریخی و هم از حیث امكان وضعیت گردشگری است. همدان در مهمترین مسیر مواصلاتی غرب کشور واقع شده است و آزاد راه همدان-ساوه تنها کریدور غرب کشور و محوری امن برای حمل کالا و مسافر است.در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۴ خورشیدی مهندس آلمانی کارل فریش (Karl Frisch) یکی از مدون‌ترین نقشه‌های شهری را برای همدان طراحی کرد که از نوع نقشه های شعاعی محسوب می شود. میدان مرکزی همدان(میدان امام) تنها یک خواهرخوانده در شهر کارلسروهه (به آلمانی: Karlsruhe) دارد. در این میدان ۶ خیابان اصلی به‌طور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده‌اند.

همدان پایتخت تاریخ و تمدن ایران

همدان، اولین پایتخت نخستین شاهنشاهی در ایران در ۲۷۰۰ تا ۲۵۵۰ سال پیش بوده‌است.این شهر را نخستین شاه ماد بنیان نهاد و آن را در زبان ایرانیان دوران مادها هگمتانه به معنی «جای گرد آمدگان» نامیدند. همدان پایتخت تابستانی شاهان هخامنشی و اشکانی نیز بوده‌است .نام هگمتانه به مرور زمان در دوران ساسانیان به اَهمتان، اَهمدان و سپس به همدان دگرگون شده‌است. آثار مکشوفه از محوطهٔ باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج‌نامه آثاری از آن زمان می‌باشند. آثار تاریخی، فرهنگی متعدد موجود در همدان، موجب شد تا در جلسه مورخ 02/02/1370 شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی، فرهنگی کشور شناخته شود، همچنین در سال ۱۳۸۵ مجلس شورای اسلامی در مصوبه‌ای همدان را پایتخت تاریخ و تمدن ایران اعلام کرد.

پیش از اسلام

مهاجرت‌ اقوام آریایی‌نژاد ماد از حدود ۳۵۰۰ سال پیش به منطقه غرب ایران و محدوده فعلی استان همدان به تدریج منجر به شکل گیری نخستین حکومت فراگیر به مرکزیت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ایران گشت. بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی به دستور دیاکو نخستین پادشاه ماد در هگمتانه (همدان) پایتخت آنان استحکامات عظیمی شامل ۷ دژ مشهور به هفت ‌حصار و کاخ‌های شاهی برپا شد. بیشتر پژوهندگان علوم تاریخ و باستان‌شناسی بر این باورند که تپه و بناهای امروزی هگمتانه در دل شهر همدان، برجای ماندهٔ بقایای همین تأسیسات می‌باشند.از دوره هخامنشیان علاوه بر سنگ نوشته‌های میخی گنجنامه همدان تعداد قابل توجهی اشیاﺀ زرین و سیمین و نیز بقایای کاخهای سنگی به یادگار مانده‌است .از دوره‌های سلوکی واشکانی در همدان گورستان پارتی برجای است.در دوره ساسانی شهر همدان یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده وسکه‌های متعددی از این دوره در دست می‌باشد..


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 


ادامه مطلب



درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: