تبلیغات
کلاس توریسم - مطالب مهر 1390
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

مسیر VIA FERRATA چیست ؟

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
سه شنبه 26 مهر 1390-02:36 بعد از ظهر


مسیر   VIA FERRATA چیست ؟

 

تهیه کننده : پرویز ستوده شایق

موسسه : آوای ارسباران ( دوره پنجم روزهای فرد )

نام درس : مهارت های تورگردانی

نام استاد : سرکار خانم مطهر

تاریخ تهیه : مهرماه 1390

 نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

A via ferrata (Italian for "iron road“) is a mountain route which is equipped with fixed cables, stemples, ladders & bridges.

مقدمه :

 با توجه به اینکه محیط کوهستان به عنوان یکی از هدف های اکوتوریست محسوب می شود و با توجه به اینکه ایران کشوری کوهستانی است و نیازمند ایجاد بسترهای جدید از هدف گردشگری است ، به همین خاطر در این نوشتار تلاش شده تا مسیری کوهنوردی که در بستر کوهستان ایجاد می شود معرفی نمایم .

این مسیر های قابلیت استفاده برای تمام سنین و در اکثر فصول سال می باشد ضمن اینکه از ایمنی بالایی برخوردار است . این موضوع در محیط اینترنت بسیار گسترده مطرح شده و کشورهای زیادی از آن بهره مند می شود ،امیدواریم با آشنایی بیشتر و جهت حفظ و حراست از محیط های پاک کوهستان با ایجاد این مسیرهای پاک بتوانیم علاوه بر توسعه پایدار گردشگری نسبت به حفاظت از محیط کوهستان تلاش کنیم .

کلمه Via Ferrata معادل فارسی ندارد ، ولی مفهوم آن یک مسیر کوهستانی طولانی است که برای کوهنوردی مورد استفاده قرار می گیرد ، جاده هایی که با استفاده از کابل های ثابت ، نردبان ، پل ها ،  اتصالات فلزی و .... ساخته می شود . در زبان ایتالیایی به آن " جاده آهنی یا مسیر های آهنکوب (آهنی ) " و در آلمانی " مسیر کوهنوردی " معروف است .  مسیری است که در دل کوه با کابل های ثابت ، میله ها  ، نردبانها و پل های معلق مجهز شده است. و صعود کننده در تمامی مسیر صعود به وسیله کابلهای ثابت دائمی در حمایت است .  .

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

   از این مسیر یا جاده ها افراد با توانایی ها متفاوتی می توانند استفاده کنند و به عنوان مسیر کوهنوردی در دسترس ، جهت اجرای برنامه های کوهنوردی مهیج و ایمن از هدف های کوهنوردی می باشد ، بدلیل اینکه در تمام طول مسیر افراد با طناب های ایمن تحت حمایت قرار می گیرند و این مسیر ها در راستای سالم ماندن طبیعت کوهستان بود و اجرای برنامه ها تحت شرایط مسئولانه و حفاظت از محیط پاک کوهستان مورد استفاده قرار می گیرد .
    به دلیل اینکه فراتا باید در دل کوه ساخته شود فق  در تعدادی از کشورهای اروپایی، از جمله ایتالیا، آلمان ، انگلستان، اسکاتلند ، ولز، فرانسه، اتریش، اسلوونی ، رومانی ، سوئیس ، اسپانیا ، سوئد ، نروژ و از معدود مکان هایی در ایالات متحده، کانادا، مالزی ، سنگاپور و به صورت محدود در ایران این مسیر ها ایجاد شده است.

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

     اولین مسیرها فراتا در کوه دولومیت ایتالیا در طول جنگ جهانی اول  برای انتقال سربازان و تجهیزاتشان ساخته شد. امروزه مسیرهای طولانی تر و سخت تری ساخته و مورد بهره برداردی قرار گرفته است . در کنار برخی از مسیرهای فراتا پناهگاه های موقت سربازان قابل مشاهده است که البته مسیرها بازسازی شده اند. کابلهای فولادی جایگزین طنابها و نردبانهای آهنی و میله ها ( پله های فلزی ثابت داخل صخره ) جای نردبان های چوبی و سست را گرفتند.

 

 

مسیرهای فراتا معمولاً از نظر دشواری صعود درجه بندی می شوند برای مثال :

مسیرهای فراتا در کوهستان دولومیت ایتالیا به 5 دسته درجه بندی شده که مسیر درجه یک کمی بیشتر از یک پیاده روی و درجه 5 آن نیاز به مهارتهای کوهنوردی دارد . و بقیه درجات آن بین این دو قرار می گیرد .

دلایل ساخت فراتا :

    صعود از فراتا نیاز به قدرت بدنی بالا و مهارت زیاد کوهنوردی ندارد و صعود کننده ها از سن 8 تا 80 سال می‏تواند از این مسیر ها استفاده نماید و در طراحی برنامه ها گردشگری می توان از آن استفاده کرد .

شباهت فراتا با صخره نوردی سنتی :

    در هر دو روش  صخره نوردی و استفاده از مسیر فراتا کوهنورد ، احساس بودن در بالاترین نقطه از زمین، جایی که تنها عقاب ها در آن پرواز می کنند را دارد و همچنین در هر دو روش از هارنس های ( صندلی های سنگنوردی ) استاندارد کوهنوردی و کلاه ایمنی استفاده می نماید .

اما تفاوتها :

  در صعود از مسیرهای فراتا  : صعود کننده به طناب حمایت چی متصل نیست ، بر خلاف سنگنوردی که نیاز به حمایت با طناب می باشد و عمل حمایت با یک تسمه دو قسمتی به بدن متصل است و کارابینی که به داخل طناب ( کابل ) انداخته می شود صورت  می گیرد.  البته توجه داشته باشید که حمایت با دو کاربین و تسمه همراهش صورت می گیرد

 در مسیر صعود فراتا : استفاده از طناب ، تسمه و طنابچه برای اتصال شخص به کابل ممنوع می باشد و فقط از سیستم های جذب انرژی دینامیک از نوع Ziper  که دو سر آن دارای کارابین است و کارابین ها داخل کابل ثابت انداخته می شود استفاده می گردد.

 نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

تفاوت دیگر این است که نیازی به خرید وسایل و تجهیزات فنی گران ندارد .

 با اینکه مسیر فراتا ایمن طراحی شده است اما همیشه امکان حادثه و سقوط دارد. ولی اگر روشهای ایمنی به درستی اجرا شده باشد بسیاری از خطرها کاهش می یابد .

تجهیزات فراتا :

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

1-    تونیک کوهنوردی ( یا هارنس ، صندلی سنگنوردی )

2-    کلاه ایمنی

3-    تسمه ( طناب ) فراتا یا سیستم های جذب انرژی دینامیک .

در این وسیله دونوع وسیله ترمز وجود دارد :

1-    صفحه فلزی که از وسط آن طناب می گذرد و مقاومت بالایی دارد  و باعث می شود در سقوط، صعود کننده تا انتهای مسیر در خود حمایت باشد .

2-    به کارگیری ابزوربر که در هنگام سقوط به صورت کنترلی پاره شده و باعث پایین آمدن آهسته و تدریجی می شود که این روش هم امتحان شده است .

4-    کارابین :

   کارابین وسیله مخصوصی است که برای فراتا ساخته شده است و کمی از کارابین های معمولی بزرگتر است و مکانیزیم قفل شونده ای دارد که با یک دست می تواند باز شود .

 نکته بسیار مهم این است که این وسایل برای یکبار سقوط ساخته شده اند .

 تسمه ( طناب )  فراتا :

1.      ZYPER-Y

2.      SCORPIO

قسمتهای مختلف ZYPER-Y:

1.       نخ ریسمان ( رشته ) .

1.       String

2.       تسمه نوارهای Y شکل .

2.       Y Shaped Webbing Lanyard

3.       نگهدارنده حمایت .

3.       Stitghing Protection

4.       کوک. ابزوربر

4.       Stitching

5.       فلز جاذب انرژی .

5.       Metal Energy Absorber

6.       حلفه اتصال .

6.       Linking Loop

7.       طناب ترمز .

7.       Barking Rope

8.       قلاب پلاستکی

8.       Plastic Hooks

9.       گیره پلاستیکی .

9.       Plastic Clip

 

مواد اصلی که در ساخت ZYPER-Y  استفاده می شود : آلیاژ آلومینیومی برای فلز جاذب انرژی است و نایلون برای نوار مخصوص طناب متحرک .

قبل از هر استفاده شرایط نوار و طناب و کوک باید چک شود و اگر سقوط کردیم دیگر قابل استفاده نیست.

نحوه متصل شدن به تونیک :

حلقه اتصال با گره Lark´s foot knot  به تونیک متصل می شود و طناب ترمز به نزدیک ترین حلقه تونیک متصل می شود که بهتر است سمت چپ باشد. و کارابین ها متصل می شوند به دو سر تسمه که آنها را در کابل ثابت برای حمایت قرار می دهیم و وقتی به پیچ های ثابت رسیدیم کارابین را به آن طرف پیچ انتقال می دهیم و بعد کارابین دوم . دقت شود هیچگاه هر دو کارابین را با هم از کابل ثابت خارج نمی کنیم، باید همیشه در حمایت باشیم .

قسمت های مختلف SCORPIO  :

1.       نخ ریسمان ( رشته ).

1.       String

2.       تسمه (ساق های) بلند.

2.       Long  Legs

3.       تسمه ( ساق های ) کوتاه .

3.       Short Legs

4.       روکش( غلاف ) حمایتی .

4.       Protective  Sleeve

5.       شکاف ( بریدن ) جاذب انرژی .

5.       Ripstitch Energy Absorber

6.       حلقه اتصال .

6.       Attachment Loop

 در ابتدا به سه سر نخ های ریسمان کارابین ها را متصل می کنیم . که از تسمه های بلند برای متصل شدن به کابل ثابت استفاده می شود و از تسمه کوتاه برای استراحت استفاده می شود که معمولاً به پله های آهنی متصل می شود .

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

Petzl L60 2 Scorpio Via Ferrata Lanyard

حلقه اتصال به وسیله گره Girth به تونیک متصل می شود .

با تشکر  

پرویز ستوده شایق



گزارش برنامه صعود به قله سبلان

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
سه شنبه 26 مهر 1390-01:32 بعد از ظهر

گزارش برنامه صعود به سبلان

(پیش برنامه اصلی)

تهیه و تنظیم: بابک منوچهری

روز اول  چهار شنبه 2/4/89

حرکت از ایستگاه راه آهن تهران حدود ساعت 6.30 به سمت تبریز.( لازم به ذکره که قطار علارغم توقف های کمش بسیار اروم حرکت میکنه به طوری که ما بجای ساعت 6 صبح با دو ساعت تاخیر به تبریز رسیدیم.)

روز دوم  پنج شنبه 3/4/89

تیم بیست و یک نفره ما ساعت 8 صبح به استگاه راه آهن تبریز وارد شد و ساعت 8:30 دقیقه بامداد با یک دستگاه مینی بوس که از قبل هماهنگ شده بود به همراه دوست گرامیم آقا آیدین ( راهنمای سبلان) تبریز را به مقصد مشکین شهر ترک کردیم و صبحانه  را در بین راه ( که البته قهوه خانه های خیلی کمی بین راه وجود دارد) میل  و در حدود ساعت 12:00 ظهر با گذر از شهر اهر به مشکین شهر رسیدیم و پس از خرید مایحتاج بچه ها ( تقریبا آخرین مکانی هست که شما میتوانید خریدتان را انجام دهید) مسیر خود را به سمت شهر لاهرود ادامه داده و حدود ساعت 2 به شابیل رسیدیم

اونجا لندور های زیادی موجود بود که با هماهنگی با 4 تا از اونا تونستیم خودمونو به پناهگاه برسونیم. فابل ذکره که قیمت لندور نسبت به سال پیش 500 تومن افزایش و به قیمت 3500 تومن بابت هر نفر رسیده بود. در نهایت تیم ما حدود ساعت 15.00 به پناهگاه  رسید و به دلیل ساعت خوبی که رسیده بودیم در داخل پناهگاه جا برای خواب به تعداد ما بود( ظرفیت پناهگاه حدود 50 نفر هستش) و ما بدون استفاده از چادرهایمان شب را بعد از یک هم هوایی 2 ساعته و شام سبک در پناهگاه گذراندیم.

روز سوم  جمعه 4/4/89

با هماهنگی ها و مشورتهایی که شب قبلش با ایدین کرده بودم ساعت 6 صبح را برای صعود انتخاب کردیم و من با شناختی که از بچه ها داشتم یک ساعت قبل شروع به بیدار کردن بچه ها کردم( که البته فهمیدم اصلا شناختی ندارمو یک ساعت برای آمادگی بچه ها خیلی کمه، چون تعداد زیادی تخم مرغ هنوز خورده نشده بود. دی) حدود ساعت 6:30 ما پناهگاه را پشت سر گذاشته و به سمت قله با انرژی زیاد حرکت کردیم. 2 ساعت اول حرکت گروه بسیار خوب و بیش از حد انتظار بود به طوری که ما تونسته بودیم دو تا از گروههایی که خیلی زودتر شروع به صعود کرده بودن رو پشت سر بگذاریم و با حفظ پیوستگی و آهستگی به صعودمان ادامه دهیم.

نیمی از مسیر  را در برف سبکی حرکت کرده و حدود ساعت 10.30 به سنگ محراب رسیدیم و ساعت 11:07 دقیقه صبح بر بلندای سبلان زیبا قرار گرفتیم و پس از یک استراحت مختصر( به دلیل سرمای شدید و مه غلیظ و بدی هوا) و گرفتن چند عکس به سمت پناهگاه حرکت کردیم. قسمتهایی از مسیر را بچه ها شروع به سر خوردن کردن و کم کم تمامی تیم در حال سر خوردن از یخچال ها بودن.( لیز خوردن در یخچالهای پایین دست به دلیل طول و شیب زیاد بسیار خطرناک می باشد) در نهایت حدود ساعت 3.15 به پناهگاه رسیدیم.

پس از صرف ناهار و استراحت با  لندور با سمت شابیل حرکت کرده و پی از آب تنی در آب گرم شابیل که به همه توصیه میکنم حتما بعد از صعود یه سری به اونجا بزنن( مخصوصا اگه ماشاژ هم باهاش باشه) به سمت اردبیل و از اونجا نیز پس از صرف ناهار در رستوران چالدران با اتوبوس به سمت تهران حرکت کردیم. و حدود ساعت 8.30 دقیقه صبح در میدان آزادی بودیم.

تهیه و تنظیم: بابک منوچهری

اعضای گروه در این سفر :

1- پروین صباحی

2- مهدی مهری

3- محمد عبدالهی

4- سعید راستگو

5- امیر روشنی

6- مهدی غزاله

7- محمد حیدری قشلاقی

8- سیده لیلا حسینی

9- الفرد صفیانی

10- لیلا محبوبی

11- علی یادگاری

12- رضا مجیدی

13- محمد مهری

14- عارف بایران پور

15- اسماعیل گروسی

16- محمد نعمتی

17- امید سعادت

18- الهه یادگاری رزوه

19- مجتبی گروسی

20- سارا سالم

21- بابک منوچهری

 

لینک دانلود گزارش تصویری برنامه:

http://rapidshare.com/files/404358291/sabalan.wmv.html

گزیده ای از عکس ها:

http://barankooh.com/gal_cat.php?cid=26


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 



How to Manage a group in psychology Behaviors

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
شنبه 23 مهر 1390-12:00 بعد از ظهر

فرستنده : راشین کریمیان پور

From: Rashin <rashin_20@yahoo.com>

Dear Mrs. Motahar,

This Rashin karimianpour, one of your students in Tourism Class. Please find the attached "Group Management" file for your kind attention.

Thanks for your cooperation.

With Best Regards

Rashin Karimianpour

How to Manage a group in psychology Behaviors

 

Environmental Psychology

 

Environmental psychology examines the interrelationship between environments and human behavior. The field defines the term environment very broadly including all that is natural on the planet as well as social settings, built environments, learning environments and informational environments. When solving problems involving human-environment interactions, whether global or local, one must have a model of human nature that predicts the environmental conditions under which humans will behave in a decent and creative manner. With such a model one can design, manage, protect and/or restore environments that enhance reasonable behavior, predict what the likely outcome will be when these conditions are not met, and diagnose problem situations. The field develops such a model of human nature while retaining a broad and inherently multidisciplinary focus. It explores such dissimilar issues as common property resource management, wayfinding in complex settings, the effect of environmental stress on human performance, the characteristics of restorative environments, human information processing, and the promotion of durable conservation behavior. The field of environmental psychology recognizes the need to be problem-oriented, using, as needed, the theories and methods of related disciplines (e.g., psychology, sociology, anthropology, biology, ecology). The field founded the Environmental Design Research Association (EDRA), publishes in numerous journals including Environment and Behavior and the Journal of Environmental Psychology, and was reviewed several times in the Annual Review of Psychology. A handbook of the field was published in 1987 (Stokols and Altman 1987).

Attention - Understanding human behavior starts with understanding how people notice the environment. This includes at least two kinds of stimuli: those that involuntarily, even distractingly, command human notice, as well as those places, things or ideas to which humans must voluntarily, and with some effort (and resulting fatigue), direct their awareness. Restoring and enhancing peoples capacity to voluntarily direct their attention is a major factor in maintaining human effectiveness.

Perception and cognitive maps - How people image the natural and built environment has been an interest of this field from its beginning. Information is stored in the brain as spatial networks called cognitive maps. These structures link ones recall of experiences with perception of present events, ideas and emotions. It is through these neural networks that humans know and think about the environment, plan and carry out their plans. Interestingly, what humans know about an environment is both more than external reality in that they perceive with prior knowledge and expectations, and less than external reality in that they record only a portion of the entire visual frame yet recall it as complete and continuous.

Preferred environments - People tend to seek out places where they feel competent and confident, places where they can make sense of the environment while also being engaged with it. Research has expanded the notion of preference to include coherence (a sense that things in the environment hang together) and legibility (the inference that one can explore an environment without becoming lost) as contributors to environmental comprehension. Being involved and wanting to explore an environment requires that it have complexity (containing enough variety to make it worth learning about) and mystery (the prospect of gaining more information about an environment). Preserving, restoring and creating a preferred environment is thought to increase sense of well being and behavioral effectiveness in humans.

Environmental stress and coping - Along with the common environmental stressors (e.g., noise, climatic extremes) some define stress as the failure of preference, including in the definition such cognitive stressors as prolonged uncertainty, lack of predictability and stimulus overload. Research has identified numerous behavioral and cognitive outcomes including physical illness, diminished altruism, helplessness and attentional fatigue. Coping with stress involves a number of options. Humans can change their physical or social settings to create more supportive environments (e.g., smaller scaled settings, territories) where they can manage the flow of information or stress inducing stimuli. People can also endure the stressful period, incurring mental costs that they deal with later, in restorative settings (e.g., natural areas, privacy, solitude). They can also seek to interpret or make sense of a situation as a way to defuse its stressful effects, often sharing these interpretations as a part of their culture.

Participation - The field is committed to enhancing citizen involvement in environmental design, management and restoration efforts. It is concerned not only with promoting citizen comprehension of environmental issues but with insuring their early and genuine participation in the design, modification and management of environments.

Conservation behavior - The field has also played a major role in bringing psychological knowledge to bear upon the issue of developing an ecologically sustainable society. It explores environmental attitudes, perceptions and values as well as devise intervention techniques for promoting environmentally appropriate behavior.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com



نیم نگاهی به یزد ( قسمت دوم)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
شنبه 23 مهر 1390-11:18 قبل از ظهر


فرستنده : بهار صلاحی

bahar salahi.

daneshjouye rouzhaye zoj

                             پروژه درس فنون تور لیدری

                                      بهار صلاحی

     از قدیم الایام تا كنون نوع غالب معیشت اهالی فراشاه، فعالیت های مربوط به مسافرت از قبیل: كاروانسرا داری، رستورانداری، فروشگاه لوازم یدكی، فروشگاه مواد غذایی و صنایع دستی، تعویض روغنی،و ... است و بخش اعظم درآمد مردم از طریق مشاغل مسافرتی تامین می شود.

     نا گفته پیداست كه مردم روستا به ویژه ساكنین حاشیه خیابان مركزی، هر چند هم میهمان نواز باشند نمی توانند از تمام مترددین و مسافرینی كه از آبادی عبور می كنند دعوت كرده و پذیرایی كنند.الزاماً با تعارف های ظاهری و نه چندان جدی از عابرین و مسافرین دعوت  به عمل می آوردند. به تدریج این موضوع منجر به پیدایش ضرب المثل خوشبا خراشه ایی شد و به دیگر نقاط استان یزد هم سرایت كرد. به عبارت دیگر، خوشبا خراشه ایی مترادف تعارف و دعوت غیر واقعی و ظاهری قلمداد شده است. نا گفته نماند در دیگر مناطق ایران نیز چنین قاعده ای وجود دارد. برای نمونه در استان اصفهان، تعارف نائینی و در تهران تعارف شاه عبدالعظیمی ، همین مفهوم را دارد.

10- دروغ اِسمالی:

     شیخ اسماعیل نصرآبادی معروف به شیخ اِسمال كه حدود سال های 1330 (ش) دار فانی را وداع گفته است، مردی روش ضمیر و اهل منبر بود كه در منطقه نصرآباد و علی آباد پیشكوه به وعظ و خطابه می پرداخت. او كه عارف مسلك و درویش صفت بوده است، در اثر مطالعه متون دینی و برخی كتب عرفا، اطلاعاتی از پیشرفت علوم بشری و اخبار آینده كسب نموده و آنها را در لابلای صحبت های خود نقل می كرده است. برای نمونه: از اختراع برق، تلفن، هواپیما و ... صحبت می كرده و برای درك بهتر شنوندگان خود می گفته است: روزی می رسد كه با یك كلید تمام شهر با چراغ هایی روشن می شود كه دود نمی كند (برق) و مردم می توانند از شهری به شهر دیگر با هم صحبت كنند (تلفن). روزی خواهد رسید كه یك نفر در مشهد حرف می زند ما در این جا صدایش را می شنویم و خودش را می بینیم (تلویزیون)و ... از آن جایی كه این مسائل دور از ذهن بوده و برای مردم آن زمان قابل قبول نبوده است، علی آبادی ها او را دروغگو می پنداشتند. و اهالی علی آباد پیشكوه كه چندین سال پای منبر این پیر مرد نشسته و از مطالب مطرح شده مطلع بودند، این موضوع را تعمیم داده و به سخنان كسی كه دور از انتظار و غیر قابل قبول باشد، دروغ اِسمالی می گویند.

 11- علی چاپی :

    علی حاجی رشیدی نصرآبادی فرزند حسینِ حاجی بابا بود که در سال 1370 (ش) در سن 81 سالگی درگذشت. وی سال ها به فروشندگی و معامله گری درمناطق مختلف یزد به ویژه شهرستان تفت و منطقه کذاب اشتغال داشت. یکی از خصوصیات « علی حاجی بابا » این بود که در باره میزان دارایی و اموال خود بسیار مبالغه می کرد . لذا در بین اهالی نصرآباد، به اصطلاح آدمی « چاپ زن» مشهور می شود. کم کم این صفت موجب می شود او را « علی چاپی » بنامند و با گذشت زمان این عنوان را تعمییم داده و به هر کسی که دروغ بزرگ و سخنان مبالغه آمیز می گفت « علی چاپی » اطلاق می شد. این اصطلاح و ضرب المثل محلی که حداقل 50 سال قدمت دارد ، هنوز هم در نصرآباد پیشکوه و توابع آن رایج است.

12-  علی حَروم زاده :

     علی بمان ابوطالبی نصرآبادی فرزند محمدعلی متولد سال 1272 خورشیدی و معروف به«علی بمون مندلی» مردی بلند قامت و پرجذبه بود که در اول تیر ماه 1357 (ش) در سن 85 سالگی درگذشت و آرامگاهش در قبرستان نصرآباد است. وی فردی، قدرتمند و شجاع بود که زیر بار زور نمی رفت

     پدرش یکی از مالداران منطقه و صاحب گله ی بزرگ بوده است. علی که پسر ارشد خانواده  بوده، برای حمل ماست، پنیر، روغن و خرید مایحتاج خانواده و چوپانان گله،هفته ای چند بار با تعدادی شتر و قاطر در مسیر نصرآباد - تفت - یزد رفت و آمد داشته است.

    یکی از شب ها که با چندین شتر، جهت بیتوته وارد کاروانسرای سرِده تفت معروف به کاروانسرای حسینِ باقر می شود، پس از پیاده کردن بارها و خواباندن شتران، هنگامی که جهت گرفتن وسایل لازم از قبیل: نفت وظروف مورد نیاز به حسینِ باقر مراجعه می کند به او نمی دهد. هر چه خواهش و اصرار می کند به نتیجه نمی رسد. لذا علی بمان هم به طویله کاروانسرا می رود و مقداری کود حیوانی برداشته، به محله گبرنشین راحت آباد می برد و با پول حاصل از فروش کود، مقداری نفت و ظروف مورد نیاز خود را خریده و به کاروانسرا بر می گردد.

    صبحگاهان پس از آماده کردن حیوانات و هنگام خروج از کاروانسرا، نزد حسینِ باقر می رود و وسایل فوق الذکر را به او می هد. حسین باقر می گوید : من که دیشب چیزی به تو ندادم. علی بمان هم می گوید: درست است که وسیله ای به من ندادی ولی اینها مال توست. وقتی موضوع را جویا می شود می گوید: دیشب مقداری از«حلم» طویله را فروختم و با پول آن وسایلی را که می بینی خریدم. حسین باقر هم که از زرنگی و سیاست او متحیر شده بود می گوید: درسته که علی هستی ولی علی حروم زاده ای!

     با پخش این ماجرا توسط همراهانش، علی بمان ابوطالبی بین اهالی منطقه به علی حروم زاده مشهور می شود و با گذشت زمان، کم کم علی حَروم زاده به کسی اطلاق شد که در مقابل زور گویی دیگران ایستادگی کند و حق خود را بگیرد. گفتنی است، هنوز هم این اصطلاح بین مردم نصرآباد رایج است.

13-  سَخُد مِری چو وَردار، نیر مِری نون وَردار:

     در زندگی اجتماعی به صورت عرفی برای مردم مناطق مختلف صفات مثبت و منفی شناخته و رایج می شود که ممکن است منطبق با واقعیت نباشد ولی در عرف رواج پیدا می کند . برای مثال: میهمان نوازی ، خسیس بودن ، بخشنده بودن، متحد بودن ، بی تفاوت بودن ، غریب نواز بودن ، مغرور بودن و ...

 

     نا گفته پیداست میزان صفات فوق در مردم مناطق مختلف نسبی است و اهالی یک شهر یا روستا، نسبت به جاهای دیگر ممکن است کمتر یا بیشتر از یک صفت خاص برخوردار باشند. مثلاٌ از بین محلات شهر تفت اهالی محله سلطان آباد ( دهنو ) از اتحاد محلی بیشتری برخوردارند و یا در محدوده شهرستان تفت، اهالی روستاهای شواز و سخوید را میهمان نوازتر از مناطق دیگر می دانند در همین حال معروف است که اهالی سخوید در زمینه برخورد با غریبه های متخلف اتحاد بیشتری دارند . به طوری که در صورت بروز مشکل، مردم وارد صحنه می شوند و فرد خاطی را مجازات می کنند . یا این که نصرآبادی ها را مغرور و از خود راضی می دانند.

      نا گفته نماند پیدایش و رواج صفات مختلف به عوامل تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی بستگی دارد. مثلاٌ آبادی هایی که در مسیر جاده عبوری قرار گرفته باشند، امکانات بیشتری برای پذیرایی از مسافرین وجود دارد (مثل فراشاه و دهشیر) اما اهالی مناطق نیر و گاریز به علت نداشتن خدمات مورد نیاز مسافرین، باعث می شد تا مردم آن منطقه نتوانند از مسافرین پذیرایی کنند.

    علت پیدایش و رواج ضرب المثل فوق همین موضوع بوده است زیرا، از مسافرین و کسانی که قصد رفتن به سخوید را داشتند می خواهد وسیله دفاعی با خود بردارند و از آن جایی که اگر کسی وارد منطقه نیر می شد قطعاً برای تهیه مواد خوراکی با مشکل روبه رو می گردید این ضرب المثل به عنوان احتیاط و احتیاج از مسافرین این مسیر می خواهد نان که قوت اصلی در گذشته بوده است به همراه خود بردارند.

14-  شغال تفتی یا سونیج؟ :

     سانیچ که در اصطلاح محلی سونیج استعمال می شود یکی از روستاهای خوش آب و هوای پیشکوه و در فاصله 25 کیلومتری شهر تفت و 5 کیلومتری صادق آباد قرار دارد. در بین مردم منطقه حکایتی رایج است که می گویند: روزی یک شغال تفتی در منطقه صادق آباد ( بین فراشاه و سانیج ) موفق به شکار مرغ بزرگی    می شود اما در حالی که به سوی خانه می دوید ، با شغالی از منطقه سانیج روبه رو می شود که به دلیل تجاوز به منطقه شکارش ناراحت می شود و برای پس گرفتن مرغ از او می پرسد: اهل کجا هستی؟ شغال بیچاره هم به محض گفتن « تفت » دهانش باز شده و مرغ می پرد. شغال سانیجی آن را گرفته و به سوی سانیج فرار می کند. شغال تفتی که متوجه فریب خوردن خود می شود او را دنبال کرده و از او می پرسد تو اهل کجا هستی؟ او هم با زرنگی خاص دندان های خود را بر روی شکار فشار داده و با حالتی ممتد می گوید " سونیـــــج !!! تا ضمن پاسخ دادن به سئوال او ، شکار خود را از دست ندهد. امروزه این ضرب المثل محلی به معنای زرنگ بودن و فریب نخوردن به کار می رود و هر گاه بخواهند زرنگی و آگاه بودن از نیت طرف مقابل را نشان دهند از این حکایت استفاده می کنند.

15- شیركوه برابر خرونه گذاشتن:

     یكی دیگر از ضرب المثل های رایج در استان یزد كه به شهرستان تفت مربوط می شود، ضرب المثل « شیركوه برابر خرونه گذاشتن» است. شیركوه كه بلندترین قله آن به بلندی 4075 متر می رسد در روستای تزرجان(طزرجان) مركز دهستان شیركوه در بخش مركزی شهرستان تفت قراردارد مهم ترین منبع تامین آب شهرستان تفت و دشت اردكان – یزد و بزرگترین قله در استان ، به شمار می رود.

     خرانق هم كه در گویش محلی به آن «خرونه» گفته می شود به عنوان مركز بخش خرانق از توابع شهرستان اردكان است كه در كویر مركزی ایران نزدیك سلسله كوه های خرانق واقع شده است.كوه دوربید به ارتفاع 3158 و كوه خرانق به بلندی 2887 متر مشهورترین ارتفاعات منطقه به شمار می رود.

     شایان گفتن است كوه خرانق و شیركوه كه در نقشه جغرافیایی مقابل یكدیگر قرار دارند، عامل پیدایش ضرب المثل فوق شده است.این ضرب المثل به مفهوم تلافی كردن، به رخ كشیدن و مقابله به مثل كردن به كار می رود. بدینصورت كه هر گاه كسی بخواهد رفتار یا كار دیگری را به ویژه كارهای ناخوشایند او را تلافی كند می گویند شیركوه برابر خرونه گذاشتم یا اگر بخواهند امكانات و شرایط خود را به رخ طرف مقابل بكشند و نشان بدهند كه نه تنها كمتر نیستند بلكه وضعیت بهتری دارند می گویند: شیركوه مقابل خرونه! نا گفته نماند در سال های اخیر به علت تاثیرات جنگ و دفاع مقدس بر جامعه، اصطلاح « موشك جواب موشك» رایج شده و جای این ضرب المثل را گرفته است.

16- كاریگر مُف مُخوای، سینه ی بُرج حُسین آباد:

    بخش گاریزات یكی از مناطق تابعه شهرستان تفت در بلوك پشتكوه است كه تعداد قابل توجهی روستا و آبادی را در بر می گیرد. آبادی های این منطقه به دلیل این كه در بیابان مسطح و در مسیر جاده قدیم فارس واقع شده است از قدیم الایام در معرض حمله و غارت راهزنان بوده است. بنابر این كلیه آبادی های این منطقه، حتی مزارع كوچك و شخصی هم دارای برج و قلعه هستند.

    حسین آباد شفیع پور یكی از روستاهای این منطقه است كه قلعه مسكونی و برج زیبای آن چشم هر    بیننده ای را به تماشای خود دعوت می كند. این برج به دست معمار هنرمندی به نام استاد رحمان فخرآبادی و با هزینه حاج محمد اسماعیل شیرازی (ارباب روستا)، طراحی و ساخته شده است. از آن جایی كه این برج به عنوان دیده بانی از روستاهای: فخرآباد، عزیز آباد، دشت آباد، دولت آباد و... استفاده می شده است،استاد رحمان فخرآبادی، در قسمت كنگره آن آدمك هایی را طراحی كرده كه دست به كمر زده اند و به نگهبانی از قلعه و ساكنین آن مشغولند.این آدمك ها موجب شكل گیری و رواج ضرب المثل فوق در بین مردم منطقه شده است. لذا هر گاه كسی بخواهد بگوید هیچ كس بدون مزد و رایگان كار نمی كند می گوید كاریگر مُف مخوای سینه برج حسیناباد.

    گفتنی است كه این روستا در حال حاضر در تملك مهندس اكبر شفیع پوریكی از نوادگان حاج محمد اسماعیل شیرازی است.

17- كلاش گَلِ انجیر محمود افتید:

       شواز یكی از روستاهای تاریخی شهرستان تفت است كه قلعه سنگی و قبرستان تاریخی آن كه متعلق به دوره اشكانیان می باشد از آثار كم نظیر در استان یزد است.این روستا تا حدود 50 سال پیش، از داشتن غسالخانه مستقل و بهداشتی محروم بود و مردگان خود را در گوشه باغی كه در مسیر آب جاری و نزدیك حسینیه نوساز فعلی قرار داشت غسل می دادند.سپس به سوی قبرستان تشییع می كردند. نزدیك درب ورودی این باغ درخت انجیر تنومندی وجود داشت كه به انجیر محمود شهرت داشت. این درخت محل پاتوق بستگان متوفا بود و بر سر شركت كنندگان در مراسم سایه می انداخت تا غسل تمام شود و متوفا را به سوی جایگاه ابدی تشییع كنند.

     رسم بر این بود كه هر وقت یكی از مردان شوازی فوت می كرد، در هنگامی كه پاك شور« غسال » مشغول غسل دادن میت بود،كلاه متوفا را كه در آن زمان پوشیدنش برای تمام مردان ایرانی یك ضرورت به حساب می آمد، به شاخه این درخت انجیر آویزان می كردند تا معلوم شود متوفا كیست؟ و احیاناً زنان كنجكاو روستا بفهمند كه متوفا مَرد است. به تدریج این شیوه موجب پیدایش یك ضرب المثل شد و آویزان شدن كلاه به انجیر محمود، مفهومی معادل مُردن پیدا كرد. سال هاست اهالی شواز هر گاه بخواهند بگویند فلانی مُرد، می گویند: كلاش گَلِ انجیر محمود افتید . ناگفته نماند گاهی هم به عنوان نفرین در حق كسی میگویند : الهی كُلات گَلِ انجیر محمود بیفته!! یعنی الهی بمیری!        

     البته اغلب یزدی ها برای نفرین كردن در حق كسی می گویند : الهی تخ این كلاه بی وی نم. یعنی انشاءالله  كلاهت را روی تخت مُرد شورخانه ببینم . زیرا كلاه به عنوان یك ظرف معادل مظروف خود كه سر فرد باشد به کار می رود.

18- گر مِی ندهد كریمِ تفتی  -   ما مِی مُخُورِم خدا کریم است:

     یكی دیگر از ضرب المثل های رایج در استان یزد و برخی از شهرهای دیگر ایران، ضرب المثل فوق است كه ریشه در تاریخ و فرهنگ شهرستان تفت دارد.

    كریم تفتی متولد حدود 1230 (ش) و متوفا به سال 1305(ش) در تفت است وی پس از طی تحصیلات مقدماتی در زادگاهش، مدتی به فراگیری علوم قدیمه در تهران می پردازد. و با درجه نظامیِ نایب كه معادل سرهنگ امروزی است، به خدمت دیوانی در دربار قاجار مشغول می شود. در دوران قدرت و خدمت یك بار در معیت تعدادی از محافظین خود، به تفت آمده و در جریان مراسم میهمانی مجللی كه برایش تدارك دیده بودند، قاتل پدرش(مهدی هنزایی) را قصاص كرده و تفت را ترك می كند. اما در اواخر عمر به زادگاهش مراجعت نموده و پس از فوت در مزار محله برالسویه تفت به خاك سپرده شده است.كه هم اینك به علت ساخت و ساز، اثری از آن نیست.

     بر اساس روایات و قرائن،كریم تفتی فردی دائم الخمر بوده و تا پایان عمر ازدواج نكرده است. او بر حسب ضرورت شغلی در مقابل خواسته های بیش از حد متقاضیانی كه تقاضای پارتی بازی داشتند، سخت گیری می كرده است و لذا این شیوه كار، موجب شكل گیری و رواج این ضرب المثل شد. هم اینك هر كس بخواهد بگوید مشكلات راه چاره دیگری هم دارد و باید در حل مشكلات به خدا توكل كرد نه به بنده خدا ، می گوید: گر می ندهد كریم تفتی –  ما می بخوریم خدا كریم است.

    در روایت دیگری چنین نقل شده است که تعدادی میخواره به تفت می رودند تا از کریم تفتی شراب بخرند ولی او امتناع می کند و لذا مخفیانه وارد انبار شراب او که در باغی قرار داشته، می شوند و نیاز خود را برطرف می کنند. یکی از افراد گروه که گویا ذوق شعری داشته است، پس از خوردن شراب و مست شدن ، فی البداهه می گوید: گر مِی  ندهد کریمِ  تفتی   -  ما مِی مُخُورِم خدا کریم است.

19- مث تریاک بنافتی :

     در اغلب مناطق به دلیل برخورداری از شرایط اقلیمی خاص، محصول یا محصولات متمایزی وجود دارد. در شهرستان تفت کالاهای مشهوری وجود داشته و دارد که برخی از آنها امروزه وجود خارجی ندارد بلکه در فرهنگ شفاهی منطقه یافت می شود. برای نمونه : انار و نمدِ تفت ، گندمِ علی آباد، آلبالو نصرآباد، سیبِ خانی دهبالا، تریاکِ بنافت، که در گذشته مشهور بوده است .

  بر طبق گواهی کتب تاریخی و سفرنامه ها، تریاک تولید شده در روستای بنادکوک دیزه هم که در اصطلاح محلی به « بنافت دیزه » مشهور است، به علت مرغوبیت بالا، جنبه صادراتی داشته است. این موضوع موجب شده تا اهالی شهرستان و حتی استان یزد هرگاه بخواهند نهایت مرغوبیت کالا و یا اوج خوبی فردی را برسانند می گویند:«مث تریاک بنافتیه ». یعنی بسیار خوب است.

20- مثِ كلا  غولوم مَتی:

      سالمندان منطقه پیشكوه شهرستان تفت روایت می كنند كه در گذشته نه چندان دور، مردی به نام غلام فرزند مهدی زندگی می كرده است كه در گویش محلی به غولوم متی( غلام مهدی ) شهرت داشته است . وی در رعایت بهداشت به ویژه نظافت پوشاك خود ، كوتاهی می كرده است. لذا به جای شستن لباس های چركین خود هر چند مدت یك بار آنها را عوض می كرده است . اما هر از چند گاه که لبه های كلاهش در اثر عرق كردن، یا هر دلیل دیگر، كثیف می شد ، قسمت چرك شده را می برید تا زمانی كه كلاه كوتاه می شد و دیگر قابل استفاده نبود. این روش باعث شكل گیری ضرب المثل فوق شد و هر وقت كسی بخواهد تمام شدن، آب رفتن و كم شدن چیزی را بیان كند، می گوید فلان چیز مث كلاه غولوم مَتی شده است. یا گاهی به عنوان هشدار و تذكر، به افراد می گویند مواظب باش مث كلاه غولوم مَتی نشود!

21- مث گندم علی آبادی :

      همانطوری که اشاره شد در محدوده شهرستان تفت از قدیم الایام: انار و نمدِ تفت ، گندمِ علی آباد، آلبالو نصرآباد، سیبِ دهبالا، تریاکِ بنافت، مشهور بوده است که از موارد گفته شده تنها، انار و سیب و آلبالو وجود دارد و مابقی را باید در کتب تاریخ و سفرنامه ها پیدا کرد!!!

     مرغوبیت گندم منطقه علی آباد به حدی بوده که نان آن بسیار ماندگار و خوش طعم بوده است و بیشتر به عنوان بذر و برای کاشت از آن استفاده می شده است.از طرف دیگر چون آرد بسیار چربی داشته هیچ نانوایی نمی توانسته است که آرد گندم علی آباد را به صورت خالص به نان تبدیل کند. این موضوع موجب شده تا اهالی شهرستان و حتی استان یزد هر گاه بخواهند نهایت مرغوبیت کالا و یا اوج خوبی فردی را برسانند می گویند:«مث گندم علیابادی». یعنی بسیار خوب و مرغوب است.

22- نسیریک کلنگ و سه جوب آب :

     قدیمی ترین قنات نصرآباد پیشکوه که وجه نامگذاری روستا هم به داستان حفر همین قنات ارتباط دارد، به قنات نصیری معروف است و سرچشمه اصلی آن را « درز نصیری» گویند.

    در بین اهالی چنین رایج است که بانی این قنات مردی زرتشتی به نام « نسیرگور » بوده که برای رسیدن به آب تلاش فراوانی کرده ولی پس از تحمل زحمات طاقت فرسا و هزینه هنگفت، در حالی که توان مالی برای بکار گیری مقنی و کارگر نداشته است، خودش به تنهایی به حفر قنات ادامه می دهد. در یکی از روزها که خسته و نا امید درون راهروی قنات دراز کشیده و به خواب می رود، آوازی غیبی به او می گوید:« نسیر یک کلنگ و سه جوب آب» پس از بیداری خواب خود را جدی نمی گیرد و دوباره می خوابد. اما سه بار این ماجرا تکرار می شود . بنابر این دفعه سوم با حالت خشم و غضب کلنگ خود را محکم به پشِ کار قنات   می زند و با کمال تعجب، آب فراوانی بیرون می ریزد. این محل که « درز نصیری» گفته می شود هنوز هم وجود دارد و به گفته کارشناسان قابل تغییر نیست.

     این حکایت موجب شکل گیری ضرب المثل فوق شده و امروزه نصرآبادی ها هر گاه بخواهند کسی را به تکمیل کار نیمه تمام خود تا رسیدن به نتیجه نهایی تشویق و تحریک کنند می گویند : « نسیر یک کلنگ و سه جوب آب» یعنی نا امید مشو و تا پایان کار را ادامه بده.

23- نیر نبود؟ سَخُد نبود؟ خراسون اومَدنِت چه بود؟:

     شهرستان تفت دارای سه بخش مركزی، نیر و گاریزات است. شهر نیر مركز بخش و دومین شهر شهرستان تفت به حساب می آید وچهار دهستان(سخوید، زردین، بنادكوك،كهدوئیه) را در بر می گیرد كه با بخش گاریزات ، بلوك پشتكوه تشکیل می دهد. سَخوید هم كه در اصطلاح محلی سَخُد گفته می شود، یكی از روستاهای تاریخی بخش نیر شهرستان تفت است كه اهالی آن به میهمان نوازی شهرت دارند.

    در روایات نقلی و حافظه جمعی مردم استان یزد، به ویژه اهالی شهرستان تفت و پشتكوه، ضرب المثل فوق رایج است. نا گفته پیداست در روزگار قدیم كه مردم به صورت كاروان و با چارپایان مسافرت می كردند، زائرینی كه از  تفت و توابع آن قصد زیارت امام رضا (ع) داشتند ، پس از چندین هفته و با تحمل سختی های فراوان به مشهد مقدس مشرف می شدند. بنا بر این یكی از اهالی منطقه پشتكوه تفت (به احتمال قوی نیر یا سخوید) كه با تحمل سختی و گرفتاری های بسیار توفیق تشرف به مشهد مقدس را به دست می آورد، به محض رسیدن به حرم امام رضا(ع)، در حضور همسفران خود به حضرت عرض می كند: نیر نبود، سخُد نبود؟خراسون اومدنت چه بود؟ با گذشت زمان این حكایت به صورت ضرب المثل رایج می شود و هم اینك هر گاه كسی بخواهد نامناسب بودن و به ویژه دور بودن  محل سكونت فردی را ، نشان دهد می گوید: نیر نبود؟ سَخُد نبود؟ خراسون اومدنت چه بود؟ گاهی هم به صورت نیر نبود سخد نبود گودال خراسون اومدنت چه بود؟ استفاده می شود.

منابع :

یزد شهر ماسه های بادی

فرهنگ زرتشتیان یزد،رمضانخوانی سپیده

ceramicyazd.blogfa

www.mirjalilismj.blogfa.com

azmategham.mihanblog.com

khilikhashah.cafeserial.ir

www.ketabname.com

historyyazd.blogfa.com/


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است


ادامه مطلب

نیم نگاهی به یزد ( قسمت اول )

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
شنبه 23 مهر 1390-11:12 قبل از ظهر

فرستنده : بهار صلاحی

bahar salahi.

daneshjouye rouzhaye zoj

                             پروژه درس فنون تور لیدری

                                      بهار صلاحی


           سرزمین‌ یزد جلوه‌هایی‌ از باشكوه‌ترین‌ و درخشانترین‌ میراث‌ فرهنگی‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوار مختلف‌ تاریخی‌ ایران‌ را در خود جای‌ داده‌ است‌. تاریخ‌ سكونت‌ انسان‌ در این‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پیش‌ از میلاد فراتر رفته‌ است‌، به‌ طوری‌ كه‌ در عهد پیشدادیان‌ طوایف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس‌، این‌ سرزمین‌ را یزدان‌، نامیدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد یزد محل‌ عبادت‌ شد. از مهم‌ترین‌ مراكز اسكان‌ اولیه‌ این‌ سرزمین‌ به‌ مهرپادین‌ (مهریز) فهرشان‌، پهره‌ (فهرج‌)، خورمیش‌، ادر (اردكان‌)، شواز، قلاع‌ موبدان‌ (میبد)، طرنج‌، عقدا و اشكذر می‌توان‌ اشاره‌ كرد. شهر یزد به‌ عنوان‌ محلی‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادی‌های‌ مزبور قرار داشته‌ است‌.
      دره‌های‌ سرسبز و مناطق‌ ییلاقی‌، چشمه‌ سارها، ارتفاعات‌ و قله‌ها، غارها، حیات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به‌ویژه‌ جاذبه‌های‌ كویری‌ از خصوصیات‌ جالب‌ توجه‌ طبیعت‌ یزد است‌ كه‌ برخی‌ از آنها جزء تفرجگاههای‌ مهم ‌مردم‌ استان‌ به‌ شمار می‌آید.
     استان‌ یزد از لحاظ‌ كنش‌های‌ فرهنگی‌ نیز جالب‌ توجه‌ است‌. این‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهای‌ فرهنگی‌ مردم‌كانون‌ گوناگونی‌هاست‌ و در این‌ بین‌ خصوصیات‌ فرهنگی‌ زرتشتیان‌ از پیشینه‌ تاریخی‌ درخشانی‌ برخوردار است‌.زرتشتیان‌ طبق‌ آئین‌ زرتشت‌ مراسم‌ ویژه‌ای‌ را در روزهای‌ معینی‌ از سال‌ برگزار می‌كنند كه‌ از دیدگاه‌ جهانگردی‌برای‌ افراد مسلمان‌ و پیروان‌ سایر ادیان‌ جالب‌ توجه‌ و دیدنی‌ است‌.

جغرافیای استان یزد
          
استان یزد در قسمت مرکزی فلات مرکزی ایران، مابین عرضهای 29 درجه و 52 دقیقه تا 33 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی و 52 درجه و  55 دقیقه تا 56 درجه و37 دقیقه طول شرقی واقع شده است. این استان با مساحتی در حدود 131575 کیلومتر مربع، چهارمین استان به لحلظ وسعت در کشور است. یزد از شمال و غرب به استان های سمنان و اصفهان، از شمال شرق به استان خراسان رضوی، از شرق به استان كرمان و خراسان جنوبی، از جنوب غربی استان فارس و از سمت جنوب شرقی به كرمان محدود میشود. از نظر پستی و بلندی دارای تنوع است. از حدود 666 متر از سطح دریای آزاد (کویر ریگ زرین در نزدیکی عقدا) تا 4075 متر (قله شیرکوه) تغییر میکند. مقدار متوسط بارندگی سالانه بین 50 تا 100 میلیمتر میباشد. نوسان درجه حرارت در زمستان و تابستان و حتی در شب و روز بسیار زیاد است. حداکثر حرارت 45 درجه سانتیگراد بالای صفر و حداقل 20 درجه سانتیگراد زیر صفر متغیر است. میانگین روزانه دما برای تمام سال بین 9/11 تا 7/20 درجه سانتیگراد متغیر است.         محدوده استان یزد جزئی از فلات مرکزی ایران است که کویرهای ایران نیز عمدتاً در این فلات جای دارند. بخش بزرگی از مساحت محدوده استان را قسمتهایی از کویرهای مختلف پوشانده است. جمعیت استان بر اساس سرشماری سال 85 معادل 983052 نفر می باشد که از این تعداد، 785213 نفر را جمعیت شهری و 197839 نفر را جمعیت روستایی شامل میشوند. منطقه یزد یکی از سرزمینهای باستانی و دارای میراث درخشانی از فرهنگ و تمدن کهن و ادوار مختلف تاریخی با قدمت 3 هزار سال است.
      در حال حاضر استان یزد دارای ده شهرستان، بیست و سه شهر، بیست بخش، پنجاه و یك دهستان و حدود پنج هزار روستا است كه تعداد 1323 روستای آن دایر و بقیه به جهت مهاجرت متروك شده است.
ابركوه ـ اردكان ـ بافق ـ تفت ـ خاتم ـ صدوق ـ طبس ـ مهریز ـ میبد ـ یزد
شهرستان یزد با وسعت 2491 کیلومتر مربع بعنوان مرکز استان می باشد.
در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمایز از هم‌ وجود دارد. اولی‌ بخشی‌ از كوههایی‌ است‌ كه‌ در جهت‌شمال‌ غربی‌ - جنوب‌ شرقی‌ از مركز ایران‌ عبور می‌كنند. و به‌ كوههای‌ مركزی‌ ایران‌ معروف‌ هستند. دومی‌ شامل‌رشته‌ كوههایی‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزی‌، شمالی‌ و شرقی‌ استان‌ قرار دارند. رشته‌ شیركوه‌ كه‌ مانند دیواری‌قسمت‌های‌ مركزی‌ استان‌ را از بخش‌ غربی‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا می‌كند، همواره‌ از برف‌ و یخ‌ پوشیده‌ شده‌ و درتامین‌ آب‌ شهرهای‌ یزد، تفت‌ و مهریز نقش‌ مهم‌ و اساسی‌ دارد.

فرهنگ بومی حاکم بر استان یزد
        
استان یزد از سرزمینهای قدیمی و تاریخی است و در میان ایالت های قدیمی و بزرگ پارس، اصفهان، کرمان و خراسان قرار داشته است. این سرزمین از معابر و گذرگاههای مهم در ادوار تاریخی محسوب می شده است.
این استان از درگیریها و جنگهای سیاسی تاریخ کشور ایران تا حدودی ایمنی داشته است. از طرفی صعب العبور بودن راهها به همراه محدودیت منابع آبی و غیره مانع عمده تسخیر این منطقه توسط بعضی از حکومتهای بزرگ و کوچک حاشیه و پیرامون این منطقه در طول تاریخ بوده است. با توجه و گواهی گرفتن از منابع تاریخی، آبادی نشینی در این منطقه از قدمت طولانی برخوردار است. از مظاهر فرهنگ مادی و معنوی که مردم این خطه از خود به جای گذاشته اند و میراث تاریخی آنها در دوره های قدیمی به حساب آمده و نشانه هایی از مهر و آناهیتا، ایساتیس و هخامنشی و زندان اسکندر و برج و بارو و کهن دژهای  بزرگ و عظیم و پناهگاههای متعدد و موبدان و سران ساسانی و ابنیه و یادگارهایی بعد از اسلام نظیر مساجد و امامزاده ها و مزارها و... نشانگر فرهنگ و تمدن مردم چه قبل و چه بعد از دوره اسلامی بوده است.

فرهنگ، زبان و گویش مردم یزد
مردم یزد به زبان فارسی رایج با پاره ای ویژگیهای گویشی سخن می گویند و بسیاری از واژه ها و ترکیبات زیبای فارسی را در گویش خود حفظ کرده اند. در استان یزد برخی ویژگیهای گویشی میان شهرستانهای مختلف محسوس است. معتقدین به آیین زرتشتی در میان خود هنوز به زبان نیاکان شان سخن می گویند و به ویژه مراسم مذهبی خود را با این زبان انجام می دهند.


مراسم مذهبی
الف) جشن و سرورهای خصوصی و عمومی:
   
اکثریت قریب به اتفاق مردم استان یزد پیرو دین اسلام و شعیه دوازده امامی هستند. به همین دلیل مجموعه مراسم تحت تأثیر رفتارها و کنشهای فرهنگی اسلامی و ملی صورت میگیرد. مراسم عروسی، اعیاد ملی و مذهبی نظیر عید نوروز، عید فطر، عید غدیر خم، عید مبعث و سالروز تولد پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) به ویژه نیمه شعبان (سالروز تولد دوازدهمین امام یعنی امام مهدی (عج)) به طرزی با شکوه و مفصل برگزار میشود.
مراسم مربوط به جشنها و اعیاد زرتشتیان نیز از جذابیت خاصی برخوردار است. مراسم عروسی و همسر گزینی طی مراحلی صورت می گیرد. خواستگاری، وکیل پرسان، گواه گیران، عروس کشان و پاتختی از جمله این مراحل است.
   جشنهای ماهانه (برابر شدن نام روز با نام ماه مثلاً روز فروردین با ماه فروردین) جشنهای مفصلی موسوم به گاهنبار ها، نوروز جمشیدی و مراسم پنج روز پایان سال، روز تولد آشو زرتشت پیامبر ایران و باستان (روز خرداد از ماه فروردین مصادف با ششم فروردین) و جشن سده یا جشن بزرگداشت آتش اهورا مزدا منصوب به هوشنگ پادشاه پیشدادی در روز دهم بهمن ماه از مهمترین مراسم شادی هستند که از سوی زرتشتیان با شکوه خاصی برگزار میشود. مراسم عید پسح، یهودیان به مدت 8 روز به مناسبت نجات قوم بنی اسرائیل توسط حضرت موسی (ع) در کنیسه «هاداش» یزد از طرف اقلیت بسیار کوچک یهودی برگزار میشود.

ب) سوگ و عزاداری های عمومی و خصوصی:
    مراسم (نخل برداری) که از قدیم الایام در یزد مرسوم بوده است، جذابیت خاصی دارد.
نخل به عنوان تابوت سومین امام یعنی امام حسین (ع) شناخته می شود. نخل، چوب بستی عظیم به شکل برگ درخت است که شباهتی به برگ خرما ندارد. نخل با پارچه سیاه سر تا پا سیاه پوش می شود و صد ها شمشیر، قمه، و خنجر برهنه با تزئینات خاصی مانند: آئینه ها، میوه ها، پولکها، منگله ها، دستمال های ابریشمی رنگی بر دو طرف بدنه نخل بسته می شود. در دهه اول محرم و یا در دهه آخر ماه صفر (دو ماه خاص عزاداری شیعیان) نخل توسط مردم عزادار مانند کشتی به حرکت در می آید و سه دور گرد میدان نخل می چرخد و آنگاه آرا  آرام به درون آشیانه خود باز می گردد. همراه با چنین مراسمی، روضه خوانی، سینه زنی و عزاداری انجام می شود.

آداب و رسوم محلی
حفظ و پایبندی به سنتها و ارزشهای رایج ملی و اشتیاق همگانی نسبت به پایبندی به این ارزشها و سنتها ویژگی بارز آداب و رسوم محلی مردم است و این پایبندی و اشتیاق را در مراسم ازدواج و... می توان مشاهده کرد. سادگی و بی پیرایه بودن به همراه داشتن روحیه قناعت و صرفه جویی از ویژگیهای آداب و رسوم مردم است.

شکارگاهها و مناطق حفاظت شده
وجود پناهگاههای گوناگون و زیستگاههای مختلف با جمعیتهای فراوانی از حیات وحش در دل اکو سیستم های کویری استان دیده می شوند که انواعی از گونه های حیات وحش بسته به نیازهای زیستی خود محلهایی را جهت زیست خود انتخاب می نمایند. در اکثر ارتفاعات و کوهستانهای صعب العبور و دامنه های  پرشیب می توان کل و بز را مشاهده نمود. تراکم جمعیت این جانور در ارتفاعات بافق و شیر کوه بیش از سایر مناطق در استان می باشد.
تپه ماهور ها و کوهپایه های استان نیز زیستگاه خوب و مناسبی برای قوچ و میش می باشد. در قسمت جلگه ها و دشتها مراتع و حاشیه مزارع به ویژه در منطقه حفاظت شده کالمند و بهادران تعداد زیادی آهو زیست می کنند. در نقاط دشتی و تپه ماهور ها با آب و هوایی نسبتاً خشک تر و دور از دسترس انسان گونه جبیر را می توان یافت

 

نارین قلعه (نارنج قلعه)
نارین‌قلعه یا نارنج‌قلعه مهمترین و دیدنی‌ترین بناى تاریخى شهرستان میبد است.

این قلعه از بناهاى مربوط به دوره اشکانی و قبل از اسلام است و در دوران مظفریان تعمیراتى در آن صورت گرفت. اطراف آن خندقی بوده است و نقب‌های زیر آن گاهی تا یک فرسنگ امتداد دارد.

در محرم سال 744 جنگ سرنوشت سازی که باعث پیروزی آل مظفر بر چوپانیان گشت در این محل اتفاق افتاده است.مساحت این قلعه 3 هکتار و بنا در 7 طبقه و داراى برج و بارو و دربندهاى متعدد است و بالاى تپه‌اى مسلط بر شهر میبد قرار دارد.قطر پایین‌ترین حصار قلعه که قسمت بزرگى از آبادى میبد را دربر مى‌گرفت، 5 و در بعضى قسمت‌ها به 20 متر مى‌رسیده است.نارنج قلعه 4 برج گرد بلند دارد و آنچه امروزه از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه‌های از برج‌ها و باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است.کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بوده است و بیشتر آن را باغ‌ها و قنات‌ها و آسیاب دربر می‌گرفته است.زیباترین بادگیرها و خانه‌ها و کوچه‌های سابات‌دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله زیبا می‌توان مشاهده کرد.نارنج‌قلعه داراى اتاق‌هاى متعددى بوده است که در حال حاضر قسمت‌هایى از این اتاقک‌هاى کوچک تودرتو، موجود است و بسیارى از آنها نیز به علت قرار گرفتن در طبقات پایین و ریختن راهروها هنوز کشف نشده است.بعضی‌ها نارین قلعه را همان دژ سفید شاهنامه می‌دانند. این قلعه بالای یک تپه و مسلط به اطراف ساخته شده و اطراف آن را هم خندق کنده‌اند.یک روایت افسانه‌ای هم حکایت از آن دارد که قلعه در زمان کیومرث ساخته شده و اولین آدم‌ها از راه آب و دریا به آن پا گذاشته‌اند.بعضی‌ها هم آن را ساخته سپهبد ساسانی- مهبد- می‌دانند. مهبد از سرداران قباد و انوشیروان بود. در نزدیکی‌های نارین قلعه میبد سفال‌های رنگی و نقش‌دار از دوران عیلامی به ‌دست آمده که بیش از 4000 سال قدمت دارند و به خاطر همین قدمت زیاد ساختمان قلعه به زیگورات یا معابد عیلامی شبیه است.از این قلعه که کاملا از خشت و گل ساخته شده است، در دوره‌های مختلف تاریخی به عنوان ارگ حکومتی یا دژ نظامی استفاده می‌شده. اوج اقتدار این قلعه در پیش از اسلام، مربوط به دوره ساسانیان و پس از آن مربوط به دوره آل مظفر است.بعضی این کهن دژ را سرآغاز شروع آبادانی یزد می‌دانند. پیچ‌های تودر‌توی قلعه، کشمکش‌ها و جنگ‌های زیادی را به خود دیده است.این قلعه، یک قلعه نظامی بوده ولی بعضی با توجه به شکل 5 طبقه آن احتمال می‌دهند که زیگورات بوده و از آن به عنوان معبد استفاده می‌کرده‌اند.

 

صنایع دستی استان یزد

         صنایع دستی به بخشی از هنر و صنعت گفته می شود که با بهره برداری از مواد اولیه بومی و انجام کار اساسی به کمک دست و ابزارهای سنتی دستی انجام می پذیرد و منحصر به ساخت محصولاتی می شود که بیانگر ذوق هنری و خلاقیت فکری سازندگان آن می باشد. مهم ترین صنایع دستی در استان یزد عبارتند از: قالی، قالیچه، گلیم، مخمل، زری، چادر شب، دستمال، مرس ریزه جیم، قناویز، اجرامی، شمد، ترمه، پرده، زیلو، روفرشی، کرباس، بقچه، لنگ، کیسه حمام، خورجین، پتو، سفال، سرامیک، حصیر، کاشی و گیوه.


در میان صنایع دستی قالی بافی، ترمه بافی، زیلو بافی، ساخت سفال، سرامیک و کاشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شیرینی پزی در یزد سابقه طولانی دارد. در یزد شیرینی های سنتی مانند باقلوا، قطاب، لوز نارگیل، پشمک، نان برنجی و حاجی بادام و... تهیه می شود.پیشینه یزد آکنده از پایمردی و استواری مردمانی سخت کوش و پرتلاش است که به رغم طبیعت گرم و خشک این دیار، کمر همت بسته و با پشتکار و خلاقیت و ذوق هنری خود نام شهر و دیارشان را پرآوازه کرده اند

همانگونه که گفته شد با توجه به شرایط آب و هوایی و محدود بودن فعالیت های کشاورزی و دامپروری در استان یزد، سایر فعالیتهای انتقالی و افزون بر همه فعالیت در رشته های مختلف صنایع دستی در آن استان رشد کرده است. نساجی سنتی، سفال و سرامیک سازی، زیلو بافی قالیبافی و ساخت مصنوعات مختلف فلزی از جمله صنایع دستی رایج در استان یزد است


قالیبافی:

قالیبافی، این صنعت و هنر والای همه مناطق ایران، در استان یزد نیز از اعتبار ویژه ای برخوردار است و همانند صنعت نساجی، از دیرباز در استان مذکور و بخصوص شهر یزد، جایگاه خاص خود را داشته استاز آنجا که صنعت قالیبافی ویژه زنان است و جایگاه آن در روستاها دامنه وسیعی را شامل می شود، در نتیجه در اقتصاد روستایی اهمیت فراوانی داشته و در معشیت خانواده نقش اساسی ایفا می کند.در گذشته های دور قالی بافان یزدی از طرحها و نقش های مختلفی مانند:هراتی، گل ماهی، کرمانی، سردار جنگل، بندی، شکارگاه و جوشقانی استفاده می کردند ولی امروزه بیشتر به طرح فرش های کاشان اکتفا می شود. درکارگاههای خانوادگی معمولاً یک دار قالیبافی نصب می شود که اکثراً محل سکونت بافندگان نیز می باشد، اما در کارگاههای بزرگ که تعداد آنها بسیار کم است، تعداد دارها متفاوت است صنعت قالیبافی در سایر نقاط استان یزد نیز طی سالهای اخیر رواج پیدا کرده است به طور مثال قالیبافی در میبد تحت تأثیر نائین از چهل سال پیش آغاز شده و از رونق خوبی برخوردار است. در بافق، بهاباد، تفت، و روستاهای آن منطقه نیز طی بیست سال اخیر، صنعت فرش جایگاه خاصی یافته است.

منابع :

یزد شهر ماسه های بادی

فرهنگ زرتشتیان یزد،رمضانخوانی سپیده

ceramicyazd.blogfa

www.mirjalilismj.blogfa.com

azmategham.mihanblog.com

khilikhashah.cafeserial.ir

www.ketabname.com

historyyazd.blogfa.com/


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است



ادامه مطلب

معرفی و شكل گیری باغ فین کاشان

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
شنبه 23 مهر 1390-10:37 قبل از ظهر

فرستند مطلب : امیر طاهری

From: amir taheri <amir_taheri1358@yahoo.com>

معرفی و شكل گیری باغ فین کاشان

 

   وجه تسمیه باغ فین یا باغ شاه باغ شاه نه به این جهت که باغ مخصوص شاه خاصی بوده بلکه کلمه شاه به معنی بزرگ است به خاطر اینکه وسعت باغ بسیار زیاد بوده حتی بیشتر ازاندازه کنونی ، به باغ شاه معروف شده‌است . کلمه فین هم به سه نقل قول ریشه یابی شده‌است : ۱. کلمه فین معرب پین است و پین یک لغت فارسی باستان است به معنی پایانه ، چون این منطقه پایان شهر بوده به آن پین می‌گفته‌اند . ۲. اقوام کاسپین که از فلات سیبری به فلات مرکزی آمدند درواقع ۲ قوم بودند کاس‌ها و پین‌ها ، که پین‌ها در همین منطقه ساکن شدند و کاس‌ها در کاشان . ۳. کلمه فین که از کلمه فینه گرفته شده که فینه کلاه‌هایی بوده که مردم این ناحیه بر سر می‌گذاشتند . قدمت قدمت اولیه باغ را به زمان اردشیر بابکان نسبت می‌دهند اما (۱۲۰۰ )سال پیش برای اولین بار در تاریخ از باغ ذکر شده‌است و این تاریخ به زمانی بر می‌گردد که یعقوب لیث صفاری در سال ۲۶۵ ه.ق همراه با لشکر عرب از بیابان‌های مرکزی ایران عبور کردند و در کمال تعجب در ناحیه‌ای کویری به چشمه و باغ برخورد می‌کنند

 

. اما قدمت بناهای باغ و کلاً باغ آرایی به زمان صفویه بر می‌گردد . اولین بنای باغ حمام کوچک یا حمام خدمه که به دستور شاه اسماعیل صفوی به عنوان یک کار عام المنفعه برای عموم مردم ساخته شده. دومین بنا، بنای سر در هشتی ورودی است که در سال ۱۰۰۴ ه.ق به دستور شاه عباس صفوی ساخته شد. که این بنای ۲ طبقه کاربری دوگانه داشته‌است. یکی محل استراحت نگهبانان که از برج‌های اطراف باغ و از روی دیوار قطور به این اتاق‌ها برای استراحت می‌رفتند و دیگری در آن زمان که شاهان برای تفرّج به باغ می‌آمدند در قسمتی که الان خیابان است میدان چوگان بوده و حرمسرا در قسمت سر در می‌نشستند و بازی چوگان شاهی را تماشا می‌کردند، اتاق‌های طرفین هشتی ورودی هم غورخانه بوده یعنی محل ذخیره و نگهداری اسلحه. کانال آجری یا جعفری جلوی هشتی ورودی هم قبلاً باز بوده و به عنوان یک راه کالسکه رو، که در زمان قاجار معماری حجاب دار مرسوم می‌شود و راه به این شکل بسته می‌شود تا وقتی کسی وارد هشتی ورودی می‌شود به کل محیط باغ احاطه نداشته باشد مثل توری که روی صورت خانم‌ها قرار می‌گیرد.مساحت باغ حدود ۳۳۷۰۰ متر می‌باشد نزدیک به دو هکتار و نیم. چشمه و سیستم آبرسانی مهمترین ویژگی باغ سیستم آبرسانی و باغ آرایی منحصر به فرد آن است .

. آب باغ از چشمه‌ای تامین می‌شود به نام سلیمانیه که هفت هزار سال قدمت دارد. آب چشمه دارای ویژگی‌هایی است که برخی مانند یهودی‌ها آن را معجزه حضرت سلیمان می‌دانند که البته این قضیه قابل اثبات نیست . از ویژگی‌های آب یکی میزان آن است که اصلاً بستگی به بارندگی سالیانه و فصل پرباران و کم باران ندارد و دبی آب همیشه ثابت است حتی در سال‌های خشک سالی این میزان تغییر نمی‌کند . دبی آب حدود ۳۶۰ لیتر در ثانیه‌است . دومین ویژگی آب دمای آن است که در طول سال ثابت و روی ۲۵ درجه‌است . در زمستان که محیط سرد است آب گرم به نظر می‌رسد و در تابستان که محیط گرم است آب خنک به نظر می‌رسد .

طراح سیستم آب رسانی طراح سیستم ، ریاضی دان معروف قرن دهم و عصر صفوی ، غیاث الدین جمشید کاشانی است . ایشان دویست سال قبل از پاسکال از قانون اختلاف سطح استفاده کرده و از شیب طبیعی زمین بهره جسته‌است . اما در مورد فواره‌ها : زیر تمام جوی‌ها و دور تمام حوض‌ها در عمق یک متری زمین لوله‌هایی تعبیه شده به اسم تنبوشه که این لوله‌ها از جنس سفال بوده که از یک طرف به حوض‌های اصلی متصلند و طرف دیگر آن در انتهای جوی مسدود است . آب از یک طرف وارد می‌شود و چون انتهای لوله مسدود است آب از فواره‌ها خارج می‌شود . چون سطح زمین شیب دارد برای اینکه فشار تقسیم شود قطر لوله را متفاوت ساخته‌اند . ابتدای لوله از انتهای آن قطورتر است به این ترتیب فشار تقسیم می‌شود و آب به یک میزان از فواره خارج می‌شود. درختان باغ فضای سبز باغ و کلاً ترتیب قرار گرفتن باغچه‌ها به سبک چهار باغ است. اکثریت درختان باغ سرو است که این سروها شبیه سرو ناز شیراز است. این درختان به آب و هوای این ناحیه خو گرفته‌اند و در جاهای دیگر به این اندازه رشد نمی‌کنند. قدیمیترین درختان باغ حدود ۵۰۰ سال عمر دارند که در کنار کوشک قاجار قرار گرفته‌اند که اهالی این منطقة آن‌ها را سرو لیلی و مجنون می‌نامند. درختان دیگری مثل انجیر، بِهْ و توت و غیره نیز در باغ وجود دارد. سنگفرش باغ از زمان صفویه‌است که طرح شمسه در آن اجرا شده‌است.

ساختمان استفاده شده بخشهای مختلف بنا الف) کوشک صفوی این بنا در سال ۱۰۱۶ به دستور شاه عباس و به همت آقا خضر نهاوندی حاکم وقت کاشان ساخته شده‌است. این عمارت قبلاً ۴ طبقه بوده که دو طبقه فوقانی که به شکل کلاه فرنگی بوده در زلزله سال ۱۱۹۲ ویران شده که در زمان باز سازی طبقه سوم ساخته نشده. ارتفاع کنونی ساختمان ۱۴ متر است. مصالح ساختمان شامل سنگ لاشه که در پِیِ و دیواره‌ها از خشت خام است. در قسمت ورودی نقاشی‌های کمرنگی دیده می‌شود که این نقاشی‌ها به اتفاق نقاشی‌های داخل ساختمان اثر رضا مصور کاشی است که وقتی شاه عباس نمونه کارهای ایشان را در باغ دید این شخص را به اصفهان برد که به نقاشی‌های عالی قاپو و چهل ستون را در اصفهان انجام داد و درآنجا به رضا عباسی معروف شد . که این نقاشی‌ها در زمان زلزله و حمله افاغنه (۱۱۳۵ ه. ق ) آسیب دید که در دوره قاجار روی نقاشی‌ها را با گچ پوشاندند که برای نمونه قسمتی از آن از زیر گچ خارج شده . سقف آن به شکل دولایه بوده که بین دولایه را هوا پوشانده سنگ مرمرهایی که در ازاره‌ها استفاده شده از همان زمان صفویه‌است . که این سنگ‌ها هنر سنگ تراشان آن زمان را ثابت می‌کند که با وسایل ابتدایی سنگ‌ها را به این شکل سیقل داده‌اند . کف ساختمان نیز از سنگ مرمر بوده که در زمان نایب حسین به غارت رفته‌است . از این ساختمان در جشن‌ها و مراسم استفاده می‌شده . از طبقه بالا خانم‌ها استفاده می‌کردند و از طبقه پایین آقایان . و اما تعریف کوشک ؛ کوشک عمارتی است که در وسط باغ قرار می‌گیرد و از هر طرف به فضای باز می‌رسد ، که از لحاظ تزئینات یک مرتبه از کاخ پایین تر است . به این ساختمان شترگلو هم گفته می‌شود به این جهت که حفره وسط حوض در عمق حدود دومتری زمین لوله‌ای داد از جنس سفال و شبیه گردشتر یا S انگلیسی که این حالت لوله باعث می‌شود آب با فشار بالا بیاید و چنین به نظر برسد که وسط حوض چشمه وجود دارد . سکه‌هایی که داخل آب انداخته می‌شود بیشتر برای تفریح و سرگرمی است . بعضی نیز معتقدند که اگر سکه شان داخل حفره برود آرزویشان برآورده می‌شود. که این از عقیده‌های خرافی است. اما فلسفه سکه انداختن در آب به آیین میترا در مذهب زرتشت بر می‌گردد که چون آن‌ها آب را مظهر پاکی می‌دانستند یک قسمت مال شان را به الهه آب می‌بخشیدند و معتقد بودند مال شان برکت پیدا می‌کند. که در ایتالیا و روسیه هم چنین رسمی وجود دارد. اما دلیل اینکه در باغ حوض‌ها، فواره‌ها و آب نماها ایجاد شده: ۱- ایجاد آرامش ؛ چرا که نگاه کردن داخل آب به انسان آرامش می‌دهد. ۲- برای خنک کردن هوا در فصل تابستان. ۳- موسیقی آب که به انسان آرامش می‌دهد به ویژه در قسمت‌های غیر مسکونی.

ب) حوض دوازده فواره که در زمان محمد شاه قاجار و همزمان با حوض جوش و اتاق شاه نشین ساخته شده‌است.

ج) حیاط خلوت کریم خانی این قسمت که از داخل باغ قابل مشاهده نیست به دستور کریم خان زند و به همت آقا سلیم آرانی حاکم کاشان ساخته شده که شامل یک حیاط کوچک و اتاق‌های پنج دری و پس اتاق‌های ساده می‌باشد. سال ساخت آن ۱۱۷۶ ه. ق بوده‌است.

د) حوض جوش به اعتقاد مهندسین داخلی و خارجی این حوض و عملکردی که داشته شاهکار هنر آبرسانی است کف حوض قبلاً از کاشی بوده. مثل قالی‌های کاشان که ترنج و محراب دارند. طراح سیستم دقیقاً مشخص نیست ولی به نظر می‌رسد معمار این حوض از همان طرح‌های غیاث الدین جمشید استفاده کرده باشد. کلاً ۱۶۰ حفره در حوض وجود دارد که هر حفره به منزله یک گل از قالی بوده و به این شکل عمل می‌کرده که اگر اولین حفره فواره بوده ، دومین حفره آب را مکش می‌کرده‌است . ۸۰ حفره فواره و ۸۰ حفره مکش آب را انجام می‌داده . چون ورود و خروج آب یکسان بوده آب از لب حوض سرریز نمی‌شده‌است . روی لعاب کاشیها از طلا استفاده شده ( کاشی‌های زرین فام کار خاندان ابی طاهر ) چون آب جیوه دارد وقتی نور خورشید به آب می‌تابیده نور هفت رنگی در فضا ساطع می‌شد که وقتی این نور به شیشه‌های رنگی اتاق شاه نشین برخورد می‌کرد رقص نور زیبایی در فضای اتاق به وجود می‌آمد و در شب‌های مهتابی آب حالت آینه پیدا می‌کرد . این کاشی‌ها تا اوایل دوره رضا شاه در حوض نصب بودند تا اینکه باغ توسط نایبی‌ها تصرف شد . نایب حسین این کاشی‌ها را به باغ خصوصی خود به نام باغ سردار منتقل کرد و چون معماران این دوره نتوانستند سیستم پیچیده‌ای را که در این حوض تعبیه شده در آن باغ بسازند تعدادی از کاشی‌ها در همان باغ از بین رفت و بقیه آن به قیمت پایینی به موزه لوور پاریس فروخته شد ، که امروزه قابل قیمت گذاری نیست . این حوض در ابعاد طلایی ساخته شده یعنی بهترین شکل ترسیم مستطیل . بعد از نایبی‌ها انگلیسی‌ها برای بازسازی حوض به باغ آمدند که البته نتوانستند کاری برای آن انجام دهند . حدود ۲۰ سال پیش هم استاد پیرنیا که استاد معماری ایران بود برای بازسازی حوض اقدام کرد و یک گوشه از حوض را خراب نمود و متوجه شد زیر هر یک از حفره‌ها لوله‌ای سفالی به عمق یک متر پایین رفته که یا به منبع ورودی آب متصل است یا به قسمت خلاء. محاسباتی که در لوله‌های زیر انجام شده و اندازه قطر آن‌ها آنقدر پیچیده بود که استاد پیرنیا ترجیح داد سیستم را دستکاری نکند چون اگر این کار را می‌کرد نمی‌توانست با آن محاسبات حوض را بازسازی کند.

ه) اتاق شاه نشین به دستور محمد شاه قاجار در سال ۱۲۵۶ ه. ق ساخته شده‌است. اتاق‌های طرفین آن اتاق‌های گوشواره یا خدمه‌است. که خدمه برای احترامی که به شخص شاه قائل بودند تشریفات را از درهای جانبی انجام می‌دادند و هیچ گاه از در اصلی وارد نمی‌شدند. در اتاق به شکل پنج دری و اُرسی ساخته شده. یعنی در به حالت کشویی باز و بسته می‌شود. گل میخ‌هایی که روی در به کار رفته هم برای تزئین است هم برای اینکه چوب را تلخ کند و موریانه در را نخورد. در این دَرْ از هنر گره چینی استفاده شده یعنی در آن از میخ یا چسب به کار رفته بلکه تکه‌های چوب به شکل پازل مثبت و منفی جا داده شده‌اند. رنگ شیشه‌ها از چند جهت اهمیت دارد. علاوه بر رقص نور طبیعی در روز و شب که قبلاً ذکر شد. از لحاظ روان شناسی رنگ قرمز اشتها آور است و رنگ آبی و سبز آرامش بخش است. ترکیب این رنگ‌ها با رنگ زرد یک حشره کش طبیعی است. به این شکل که در طول شب‌های تابستان که در اتاق چراغ روشن می‌شده نور که به شیشه‌های رنگی می‌خورده طیف رنگی ایجاد می‌کرد که باعث می‌شد حشرات به آن جذب شوند وقتی حشرات به مرکز نور نزدیک می‌شدند به خاطر تعدد رنگ‌ها و چون چشم حشرات مرکب است دیدشان مختل می‌شد ، درواقع کور می‌شدند و داخل آب می‌افتادند . کانالهای جعفری هم در ازاره‌ها برای این است که هوا پشت دیواره اصلی جریان پیدا کند و دیگر نم حوض ساختمان را خراب نمی‌کند . بعد از شاه نشین و در کنار کوشک قاجار چایخانه‌است که قبلاً چشمه زنانه نام داشته که در این قسمت تمام آب ورودی تقسیم می‌شود یعنی آن یک سوم آب چشمه که وارد باغ می‌شود در این قسمت دوباره سه شاخه می‌شود که یکی از زیر حوض کوشک قاجار خارج می‌شود ، یکی از زیر حوض جوشن و یکی از زیر حوض کوشک صفوی که بقیه جوی‌ها و فواره‌ها از این سه حوض تغذیه می‌شوند .

و) کوشک قاجار یا شترگلوی فتح علی شاهی سال ساخت آن ۱۲۲۶ ه . ق به دستور فتح علی شاه می‌باشد . ساختمان شامل بادگیرکه در جلوی بادگیر شاه نشین و قسمت وسط و قبل از حوض محل انجام تشریفات بوده‌است در فضاهای باز اطراف کوشک اتاق‌های خدمه قرار دارد که دریچه‌های منتهی به این اتاق‌ها به اتفاق حوض که جهت آن به طرف ساختمان است و بادگیر فضای ساختمان را برای تابستان‌های گرم کاشان دلچسب و خنک می‌کرده . نقاشی‌هایی که در سقف قرار دارد ، اصل آن کار صنیع الملک غفاری عموی کمال الملک است که چون بعد از مرگ امیرکبیر تا سال ۵۲ شمسی از باغ حفاظت نشده نقاشی‌ها در اثر نم و رطوبت و یا عوامل انسانی از بین رفته. بعدها عکس این نقاشی‌ها در آلبوم یک جهانگرد فرانسوی پیدا شده که طی چند سال اخیر این نقاشی‌ها زیر نظر استاد مطیفی فر در حال باز سازی است. قسمت‌های کم رنگ نقاشی در حاشیه‌ها و پایین تر از قسمت سقف اصل هستند. موضوع نقاشی‌ها در قسمت بالای حوض بزم‌های شاهانه، نقش شکارگاه، اتفاقاتی که در همین باغ افتاده و قصه‌های قرانی است. دور تا دور ایوان نیز نقش ۱۸ عدد از پسران ارشد فتح علی شاه نقاشی شده که تصویر میرزا ملک شاه از بقیه واضح تر است. پایین عکس شاه زاده‌ها شعری است اثر خاوری در مدح فتح علی شاه که خطاط آن اشعار محمد تقی حسینی از خاندان کلهر می‌باشد. در آخرین مصرع کتیبه‌ای وجود دارد که تاریخ اتمام تزئینات بنا است که مجموع حروف ابجد بیت آخر ۱۲۲۶ می‌شود. سیستم شترگلو در این ساختمان نیز اجرا شده‌است با این تفاوت که قطر لوله بیشتر است در نتیجه آب با فشار کمتری از حفره وسط حوض خارج می‌شود. ماهی‌های درون آب ماهی قزل آلا و ماهی قناتی است. که از ماهی‌های قناتی در گذشته برای درمان یرقان استفاده می‌شده‌است. بعد از این بنا درختان ۵۰۰ ساله‌است که توضیح آن در ابتدا آمد.      ز) حمام‌ها ۱- حمام سلطنتی که به دستور فتح علی شاه در سال ۱۲۲۶ ه. ق ساخته شده مخصوص استفاده خانواده دربار بوده و هر وقت شاهان قاجار برای تفرج به باغ می‌آمدند از این حمام استفاده می‌کردند و حمام کوچک که برای استفاده خدمه بوده و در ایامی از هفته برای عموم مردم استفاده می‌شده‌است . درِ حمام نسبت به کلاه‌هایی که قدیم استفاده می‌شده کوتاه است که دلیل آن همان فلسفه احترام به زمین است . قسمت‌های مختلف حمام شامل : ۱- رختکن ۲- راه فرعی به حمام برای رساندن وسایل به افراد داخل حمام ۳- سربینه ۴- صحن اصلی حمام که صحن اصلی خود شامل : ۱- شاه نشین ۲- حوض آب گرم ۳- حوض آب نیمه گرم ۴- حوض آب سرد که می‌توان ادعا کرد که سناهای امروزی به تقلید از همین حمام‌های سنتی ساخته شده‌است . در صحن اصلی خزینه و اتاق‌های حجامت نیز قرار دارد . و اما سیستم گرمایش حمام ؛ آب حمام به وسیله تون گرم می‌شده که تون در وسط خزینه قرار دارد به صورت حفره‌ای که از پایین به فضای بیرون راه دارد شخصی که به او تون تاپ می‌گفتند هیزم را زیر تون می‌ریزد و روشن می‌کند . روی تون در کف خزینه یک ورقه مسی قرار دارد که دور ورقه را با ملاط محکمی می‌بستند تا آب به زیر آن نفوذ نکند . وقتی ورقه مسی داغ می‌شد آب خزینه را تا ۴۰ درجه گرم می‌کرد . فضای حمام نیز به وسیله کانال‌های گربه رو که در زیر کف حمام ساخته شده‌اند و به قسمت تون متصل است گرم می‌شود . دود تون هم از این قسمت به سقف هدایت می‌شود . دیواره‌های حمام از ساروج ساخته می‌شد که ساروج ملاط محکمی است از آهک ، خاکستر و گیاه لویی که وقتی این ترکیب در جایی نصب می‌شد رطوبت نمی‌توانست به پایه‌ها و دیوار بنا آسیب برساند . روشنایی حمام نیز از طریق حفره‌هایی که در سقف بود به نام جامگاه تأمین می‌شد که این سوراخ‌ها شیشه‌های مجدی داشتند که دو خاصیت داشت : ۱- نور را حتی درروزهای ابری دو برابر می‌کرد. ۲- دید را از بالای پشت بام حمام مختل می‌نمود . ۲- بعد از حمام سلطنتی، حمام صفوی قرار دارد که ساخت آن به سال ۹۰۹ ه ق بر می‌گردد، که قسمت‌های آن شبیه حمام سلطنتی است فقط نکته قابل توجه آن وجود ۷ کاشی قدیمی در قسمت خزانه‌است که حدود ۵۰۰ سال قدمت دارد.

امیر کبیر محمد تقی فراهانی (امیر کبیر) اهل هزاوه فراهان اراک بوده و از سنین کودکی در دربار قاجار رشد کرد چرا که پدرش آشپز دربار قاجار بود. به خاطر استعداد و لیاقتی که داشت در سن ۱۸سالگی لقب خان و در ۲۱ سالگی لقب میرزایی می‌گیرد. در همین سنین با دختر عموی خود جان جان خانم ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. بعدها وقتی امیر ۴۲ بود و شاه قاجار فوت نمود ایشان شخصاً به طرف تبریز می‌رود و ناصرالدین شاه را که ۱۷ سال داشت برای سلطنت به پایتخت می‌آورد که در بین راه امیر در جواب سئوال ناصرالدین شاه که می‌پرسد ایران در این زمان بیش از همه به چه کسی نیاز دارد پاسخ می‌دهد به من. چون خودش را شخص لایقی می‌دانسته. امیر به صدارت می‌رسد و اقدامات زیادی انجام می‌دهد که در تاریخ از آنها ذکر شده از جمله تأسیس دارالفنون، اعزام دانشجو به خارج، تقسیم آب کرج، ساماندهی به ارتش و از جمله مهمترین کارهای او تعیین حقوق برای درباریان بود که این اقدام امیر به مزاق و درباریانی که تا پیش از آن به راحتی به خزانه مملکت دسترسی داشته خوش نمی‌آمد. از جمله این افراد مهد علیاء، مادر شاه و حاج علی خان مراغه‌ای خواجه حرامسرا. که این اشخاص بارها علیه امیر توطئه می‌کنند. ولی به خاطر علاقه‌ای که شاه نسبت به امیر دارد، کاری از پیش نمی‌برند. تا اینکه ناصر الدین شاه برای کم کردن کینه مادرش به امیر به ایشان پیشنهاد می‌کند که با خواهرش عزت الدوله ( ملکزاده خانم ) که ۱۳ سال داشته ازدواج کند که البته این ازدواج هم از کینه مادرشاه کم نمی‌کند تا بالاخره بی کفایتی شاه و دسیسه این افراد باعث می‌شود امیر از صدارت عزل و به کاشان تبعید شود . علت تبعید امیر به کاشان این بود که کاشان به علت اقلیم کویری اش یک شهر کویری به حساب می‌آمد از طرف دیگر به پایتخت نزدیک بود و دربار می‌توانست روی امیر کنترل داشته باشد . امیر همراه همسرش ۴۰ روز در باغ زندگی می‌کند تا اینکه ناصرالدین شاه پشیمان می‌شود و خلعتی را به منزله بخشش امیر به کاشان می‌فرستد . اطرافیان که متوجه می‌شوند امیر بخشیده شده در فرصتی مناسب از مستی شاه استفاده کرده و امضای قتل امیر را از شاه می‌گیرند و دو روزه خودشان را از راه نیزارهای قم به کاشان می‌رسانند . وقتی به شهر می‌رسند امیر برای پوشیدن خلعت بخششی داخل حمام بوده که چون حمام خدمه به کوچه راه داشته قاتلین از راه کوچه وارد می‌شوند و دری را که به حمام باز می‌شده می‌بندند تا کسی نتواند برای نجات امیر اقدامی انجام دهد . تاجایی که وقتی حاج علی اکبر خان چاپارچی پیک بین شیراز و کاشان می‌خواهد به همسر امیر اطلاع دهد دست و پای او را با طناب می‌بندند تا نتواند این کار را انجام دهد . امیر کبیر وقتی آن اشخاص را می‌بیند و حکم را می‌شنود باور نمی‌کند که ناصرالدین شاه چنین حکمی داده باشد . می‌خواهد که شخصاً حکم را ببیند وقتی حکم را دید می‌گوید افسوس من فکر می‌کردم ایران به صدر اعظمی لایق نیاز دارد ولی الان متوجه شدم ایران به شاهی لایق نیاز دارد . از آنها سه درخواست می‌کند ۱ـ چند خط وصیت بنویسد ۲ـ برای آخرین بار همسر و فرزندانش را ببیند ۳ـ دو رکعت نماز بخواند که قاتلین با هیچ یک از این درخواست‌ها موافقت نمی‌کنند بلکه فقط نحوه قتل را به خود امیر واگذار می‌کنند . بنابراین امیر از دلاکی که داخل حمام بوده می‌خواهد رگ دستش را بزند . نقل شده امیر با خون خود روی دیوار شعری نوشته باشد که این نقل قول اثبات نشده‌است

قاتلین صبر نمی‌کنند امیر در اثر خونریزی از رگ از دنیا برود بلکه او را با پارچه‌ای خفه می‌کنند . وقتی امیر به قتل می‌رسد در هیچ جای ایران برای امیر عزای عمومی اعلام نمی‌شود. تا مدت‌ها مردم ایران بر این باور بودند که امیر در اثر سرطان استخوان از دنیا رفته. فقط در شهر کاشان ۷ روز عزای عمومی اعلام می‌شود. جسد امیر را بعد از غسل دادن در حوض وسط باغ به امامزاده حبیب موسی واقع در شهر کاشان منتقل می‌کنند. جسد امیر به مدت ۲ سال به صورت امانت در امامزاده می‌ماند تا به استخوان تبدیل می‌شود. بعد به کربلا منتقل شده و در یکی از صحن‌های اصلی حرم امام حسین (علیه السلام) دفن می‌شود. (روحش شاد) .

                                                                                                                    

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است


وجه تسمیه ها

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
چهارشنبه 20 مهر 1390-02:53 بعد از ظهر

 
فرستنده : موذنی
M.MOAZENI

LAHZEH HA RA GOZARANDIM TA BEH KHOSHBAKHTI BERESIM GHAFEL AZ INKEH LAHZEH HA HAMAN KHOSHBAKHTI BODAND

DR.SHARIATI

شهر من تالش یا هشتپر میباشد. در قدیم در یکی از روستاهای اطراف این شهر ( که اون موقع ها خودش روستایی بیش نبود ) یک کاخ وجود داشت که الان هم خرابه های آن موجود میباشد. این کاخ 8 در داشت و از آنجایی که در گویش تالشی به در، "بر" میگویند این محل معروف به هشتبر شد و به مرور زمان تبدیل به هشتپر شد ( از لحاظ راحتی بیان). نام دیگر این شهر "تالش" نیز برگرفته از قوم بومی این ناحیه هست که قوم تالش می باشد و به لهجه تاتی صحبت میکنند

 

وجه تسمیه آستارا
در این شهر در زمانهای دور یک باتلاقی بود که عبور از آنجا به سختی و به آهستگی صورت میگرفت. و مردم محلی به هر کس که قصد رفتن با آنجا را داشت توصیه میکردند آهسته برود . این توصیه تبدیل به یک عادت همیشگی شد و با لفظ محلی تلفظ میشد "آهسته رو" . به مرور نام آستارا از این کلمه مشتق شد.

 

دزفول :
دزپل، دژپل و در اصطلاح محلی آنرا دزفیل و دزپیل گویند و معرب آن دسفول است. دزفول در زمان ساسانیان همزمان با پلی که در کنار آن بر روی دز به منظور برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندی‌شاپور و شوشتر ساخته شده، بنا گردیده است.
دزفول در اصل اندامیش نام داشته و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام بوده است. احتمالاً نام دزفول یا دژپل ازنام همان پل مشتق گردیده است. معمولاً دژ به معنی قلعه است ولی در اینجا منظور یک دژ طبیعی می‌باشد که در 48 کیلومتری دزفول در کنار رود دز قرار گرفته و یکی ازمهمترین استحکامات کوهستانی ایران به شمار می‌آید.
یکی از محله‌های قدیمی شهر دزفول روناش است، (در قرن چهارم هجری قمری شهر دزفول به قصر روناش نیز معروف بوده است)، که در سمت راست رود دز واقع بوده و هنوز خرابه‌هایی به همین نام باقی است.
در کتاب سرزمین و مردم ایران در مورد دزفول چنین آمده است:
زمانی که شهرهای شوش و جندی‌شاپور رونق خود را از دست دادند اهالی این دو شهر و مردم اطراف آنها به دزفول که در آن زمان موقعیت خوبی داشته مهاجرت کردند.
دزفول معرب دژپل یکی از قدیمترین شهرهای خوزستان است و سابقاً به آن قصر روناش می‌گفتند، پادشاهان ساسانی برای نگاهداری پل دزفول دژی در ابتدای آن ساختند و اسم دژپل ( دژ + پل ) از همان زمان بر روی این شهر نهاده شد، گویند دژپل را اردشیر بابکان بنا نهاده است. شاپور اول پلی آجری و طولانی با 42 چشمه بر روی رود دز ساخت که هنوز باقی است.
دزفول، شهری است با پیشینه چند هزار ساله که در طول اعصار گذشته، شاهد وقایع و رویدادهای تاریخی بی‌شماری بوده است.
بر طبق نظر شرق شناسان، با از رونق افتادن شوش که از قدیمی‌ترین مراکز تمدن در ایران باستان محسوب می‌‌گردد، ‌سکنه این منطقه و حوالی آن با مهاجرت به دزفول که دارای موقعیت مناسبی نیز بوده است، مقدمات پایه گذاری شهری جدید و تاریخی را در سرزمین باستانی خوزستان بنا نهاده‌اند.
دزفول، برگردان عربی واژه «دژپل» یا «دژپوهل» می‌باشد. (پل را در زبان پهلوی «پوهل» می‌گفته‌اند).
واژه پل از پلی که توسط اسیران و مهندسان رومی در قرن چهارم میلادی، به امر شاپور اول ساسانی، به منظور برقراری ارتباط میان پایتخت جدید، یعنی «جندی شاپور» و «شوشتر» ساخته شده بود، اخذ گردیده است. واژه «دژ» نیز از دژ و قلعه‌ای که توسط پادشاهان ساسانی به منظور حفاظت از پل مذکور، در ابتدای آن احداث شده بود،‌اخذ شده است.

 

بهبهان :
بنا بر یک روایت، ساکنان این منطقه تا مدتی در سیاه چادرهایی بنام بهان بسر می‌‌بردند و سپس در گذر زمان به اندیشه ساختن خانه‌هایی از سنگ و گل و چوب پرداختند. مردم دریافتند که این نوع خانه‌ها بسیار بهتر از بهان است، از همین رو بتدریج نام آن به بهبهان تبدیل گشت.
در اینکه گفته شده بهبهان از پیشرفت بهان بوده تردید وجود دارد و به نظر می رسد در اصل از منطقه‌ای به نام بوان به وجود آمده است. منطقه‌ای سر سبز در استان فارس که به بهشت هم نسبت داده می‌شد. (بهبهان کنونی پیش از این از اراضی فارس به حساب می‌آمده است.) منطقه‌ای که امروزه بهبهان در آن واقع است، در قدیم بسیار سرسبز بوده به طوری که گفته می‌شود در هنگام عبور از آن به دلیل وجود درختان بلند و سرسبز آسمان دیده نمی‌شد. خسرو پرویز نیز در کتاب خود به بوان (به عنوان مکانی بهتر و سرسبزتر از بهان) اشاره می‌کند. به بوان بهشت گمشده هم می‌گفتند

 

عالی قاپو به دو گونه  خوانده شده كه براى هر كدام شُــوَند نامگذاری ای (وجه تسمیه‏ ای  ) هست. بیشتر عالى قاپو گفته و نوشته شده كه پیوندی  از دو واژه ی « عالى » عربی  و « قاپو » ى تركى به معنى « در » است یعنى باب عالى ( در بلند ، در بلند مرتبه ) در امپراتوری عثمانى « باب عالى » معمول بود. میان  ایرانیان شیعه نیز  چنین بابى بوده كه مانند باب عالى عثمانیه گرامی بود و از این روی كسانى كه می خواستند درون  عالى قاپو بیایند باید خم می شدند و آستانه را می بوسیدند و داخل می شدند.حتى شاه عباس هم هنگام ورود به این ساختمان از اسب پیاده می شده . افزون بر  این عالى قاپو پناهگاه و گریزگاه تاوانکاران (مقصّران ) و گناهكاران بوده كه هر گناهكارى كه وارد درب عالى قاپو می شد كسى نمی توانست او را از آنجا بیرون کند مگر به فرمان شاه صفوى . عالى قاپو همان احترامى را داشت كه باب عالى در عثمانى داشت. 

 اما گروهی  كه آن را عَلى قاپو می دانند بر این باورند كه هنگامی كه شاه عباس درب نقره ای براى بارگاه علی (ع) به نجف برد و نصب كرد ؛ در قدیمی را براى تبرّك به اصفهان آورد و در عالى قاپو نصب كرد و از این جهت آن را على قاپو و یا علی قاپى نامیده اند كه این در منسوب به على (ع) است و از این رو نزد شاه و مردم گرامی بود و حتى تا چند سال پیش هم مردم در پیرامون آنجا آش‏ ها مى ‏پختند و نذر می كردند و به زنجیر جلو در آن رشته هایى برای دخیل مى ‏بستند . از هر دو نام و شُـوَند نامگذاری (وجه تسمیه ) آنچه دانسته می شود این است که این در  جنبه ی سیاسی و در برابر امپراتوری عثمانی بود .


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق


غار زمرت ، بهاباد

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
چهارشنبه 20 مهر 1390-01:43 بعد از ظهر

فرستنده : محمد نقدی فر

mohammad naghdifar

غار زمرد : (چرخ الماس تفت )

درباره این غار چنین می گویند : هنگامی كه شداد برای ساختن بهشت خود از تمامی جواهرات

و طلاهای روی زمین استفاده كرد برای بدست آوردن طلا به غار زمرد آمد. نمونه سنگ های غار نشان دهنده رگه های نقره و فیروزه است.

 

بهاباد

یكی از شهرهای شهرستان بافق در 220 كیلومتری شمال شرقی یزد است.بهاباد شهر بسیار قدیمی

است كه در تاریخ نقل شده در زمان مغول ها این شهر به كلی نابود شده و دوباره باز سازی شده

این شهر یكی از شهرهای كویری ایران است كه در حاشیه دشت لوت واقع شده است ولی با این

حال شهری سرسبز است وبارندگی در آن نسبتا زیاد است در قدیم انگور این شهر معروف بوده است ولی اكنون پسته آن معروف است. نام قدیم این شهر تالی بوده است و دارای آبهای زیر زمینی  فراوان می باشد

 

وجه تسمیه ی بهاباد

بهاباد از دو واژه به و آباد تشكیل شده كه واژه به با تلفظ فتحه به معنی تحسین و با تلفظ كسره

به معنی خوب و نیكی و بهتر می شود كه در این صورت كلمه بهاباد به معنی بهترین آبادی

می باشد البته شاید نام قبلی آن غیر از این بوده و به علت ویرانی آن و ساختن آبادی جدید به

بهاباد تغییر نام یافته كه به معنی بهتر از آبادی قبلی معنی می شود.


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق

 



ناقه

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
چهارشنبه 20 مهر 1390-01:18 بعد از ظهر

  فرستنده : ثریا مرادی صابر

موسسه : آتالند-روزهای زوج

با سلام خدمت استاد عزیزم خانم مطهر

متن ضمیمه مربوط به یکی از باورهای قدیم مردم استان ایلام می باشد

ضمناً کار مربوط به ترجمه پیش از این ارسال شده است

با سپاس بی پایان از زحمات شما

(فنون راهنمایان تور)


 

ناقه

در حسین آباد (ایلام امروزی) در محلی به نام شادآباد کنونی طایفه ای زندگی می کردند که از لحاظ پندارپرستی به نوعی بر این باور بودند که سنگی که بر فراز تپه ای مشرف به این شهر قرار دارد در واقع سمبل و نمادی از ناقه­ی حضرت صالح است و وجود او به عنوان حافظ و نگهبان قوم و قبیله ساکن در این دیار تلقی می­شد. این مجسمه­ی سنگی، در شمال شهر ایلام قرار دارد و شامل دو قطعه ی مجزا است. قسمت اصلی آن شبیه به شتری ماده است که بر زمین تکیه داده و صورت آن متمایل به شهر است. در حدود120 متری قطعه­ی اصلی، قطعه ای دیگر قرار گرفته که به شکل کوهان شتر ماده است که بر اثر سیلاب و فرسایش خاک حفره ای در زیر آن ایجاد گردیده است.

 

باورها و اعتقاد به ناقه از زبان بزرگان و پیرمردان

چنین روایت است کسانی که به ناقه اعتقاد داشته­اند با حضور در کنار آن احساس آرامش کرده و به انجام بعضی مراسم خاص پرداخته­اند. از جمله افرادی که تب داشته­اند، قبل از طلوع آفتاب در آنجا حضور می­یافتند و شخص تب کرده سه بار از زیر شکم ناقه (حفره­ی زیر آن) رد می­شد و سپس در اجاق­های سنگی آتش روشن می­کردند و از خاک آن محل، گِل می­ساختند و سه گِرده به شکل قرص نان کوچک درست می­کردند و در مجاورت آتش، بر روی سنگ چین­های اطراف آن، گِل، کاملاً خشک می­شد و آنگاه گِل های خشک شده به نیّت رفع بلا و بیماری در همان­جا می­گذاشتند. چنین مرسوم بوده است، کسانی که به هر علت به انجا می­رفتند، در برگشت هیچ­گاه نباید بر می­گشتند و تا رسیدن به خانه پشت سر خود را نگاه نمی­کردند و شاید چنین می­پنداشتند که با مراجعه به ناقه همه چیز (بیماری و بلا) را جا گذاشته­اند و نگاه کردن و برگشتن به عقب بیماری و بلا نیز برمی­گرداند.

از دیگر اعمالی که معتقدین در توسل به ناقه انجام می­دادند، این بود که گندم برشته­ی آغشته به شیر را که در زبان کُردی به آن (گَه­نِمه شیره) می­گویند با خود می بردند و هرجا سوراخ لانه­ی مورچه­ای یافتند، مقداری از آن را در کنار لانه­ی مورچه­ها می­ریختند، تا مورچه­ها بخورند و یا برای زمستان خود ذخیره کنند. هدف از انجام چنین کاری، قطعاً نیّتی بوده که آنها برای رفع بیماری و بلا از خود داشته­اند. از تحقیقات چنین بر می­آید که اکثر مراجعین به ناقه، افرادی بوده­اند که از درد یا بیماری رنج برده­اند، اما سه بار رد شدن از زیر شکم ناقه برای رفع تب بیشتر گزارش شده و به یک باور عمومی تبدیل شده بود تا جایی که جمله­ی «ناقه بِکَه اِفاقه» (ای ناقه درد مرا چاره کن). هنوز هم در یاد و خاطره­ی عده ای از پیرمردان این دیار باقی است.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق



دنبالک ها: نشاط کوهستان 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: