تبلیغات
کلاس توریسم - مطالب اردیبهشت 1390
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

ویژگیهای شخصی یك راهنمای تور

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390-09:11 قبل از ظهر

تهیه كننده: سیدروح اله محمودی

بنام او

 

بیشتر مدیران برای انتخاب، گزینش و ارزیابی راهنمایان یا برگزارکنندگان تور به خصوصیات زیر توجه ویژه ای دارند که پاره ای از این ویژگی ها را به اختصار توضیح می دهیم:

 

ویژگی های شخصی یک راهنمای تور

 

v    نیرومندی و مصمم بودن:

یک راهنمای تور باید توانایی رهبری را داشته باشد. یعنی بتواند مدیریت کند و تصمیم بگیرد. این کار به درد کسانی که دارای شخصیتی دودل، بی ثبات، ترسو و کمرو هستند نمی خورد.

v    دید مثبت:

 راهنما باید آدمی خوشبین باشد یا دست کم اینگونه خود را نشان دهد. این خوشبینی باید مسری باشد. راهنمای منفی باف مایه دردسر و گرفتاری است، با این همه راهنمای تور نباید دچار خوش بینی بیش از اندازه باشد. 

v    زیرکی و خوش سرزبانی:

یک همراه تور هم باید سیاستمدار باشد هم با مسافران گروه و هم با کارکنان، هتل ها، رستوران ها، شرکت های حمل ونقل و رانندگان، روشی سیاستمدارانه داشته باشد. وی نباید به شایعات توجه کند، به اعتماد طرف های خود باید ارج بگذارد و به حساسیت های آنها توجه کند. 

v    صداقت و وفاداری:

فضیلتی که هر راهنمای تور باید داشته باشد صداقت و پای بندی به اصول، هم در برابر مسافران و هم سازمانی که برای آن کار می کند است. در این کار همه چیز باید آشکار باشد و هیچگونه پنهان کاری و حساب سازی نباید وجود داشته باشد. راهنما نباید دست به کارهایی بزند که به سازمان و کارفرمای او ضربه و لطمه وارد شود. در زمان های حساس و بحرانی باید برخورد وی با مسافران و کارفرما یکسان باشد و از هیچ یک از آنان در برابر دیگری جانبداری نکند.

 

v    اعتمادبه نفس و قاطعیت:

یک راهنما بهتر است دارای اعتمادبه نفس و غرور بوده و کمی هم منیت داشته باشد. هنگامی که کارمند هتل تاکید می کند که اتاق یک تخته نداریم، راهنما باید سازش ناپذیر بوده و نباید کوتاه بیاید، در پاسخ وی باید بگوید: «بگو رئیست بیاید.» این به معنای دادزدن، ناسزاگفتن یا رفتارخشن نیست. این کار نمایش نیروهای درونی، سرسختی و سازش ناپذیری است و به معنای این است که راهنما برروی حقوق مسافرانش پافشاری می کند. 

 

 v    آرامش در رفتار:

حتی در هنگام نگرانی نیز باید لبخند اطمینان بخش بر لب داشت. بهترین راهنمایان هیچگاه حتی در درون خود نباید ترسان باشند. آنها باید در بحران ها خونسرد بوده و در برابر موارد اظطراری به زودی واکنش بایسته نشان دهند. هنگامی که در تهدید مخاطرات بزرگ هستند باید توان آن را داشته باشند که به درستی و روشنی بیندیشند و در اینگونه رویدادها باید بدون ترس با سینه سپر به میان معرکه بروند و با مشکلات روبرو شوند این کار به گروه آرامش خوهد داد.

v    شخصیت گرم و پرشور:

 ویژگی های پیش گفته به هنگام کاربرد کم و بیش ارتشی مابانه به نظر می رسند. در هر راهنمای تور باید کمی هم رفتار افسر فرمانده وجود داشته باشد. با این تفاوت که مسافران، یک گروه آزاد و خوشگذران هستند و نه یک دسته سرباز. راهنمای تور هنگامی که رهبری خود را اعمال می کند باید گشاده رو باشد و نشان دهد که آماده لبخند زدن است و رفتاری پرشور و دوستانه داشته باشد

v    آراستگی و پیراستگی:

مسافران تور می توانند با سر و وضعی نامرتب یا آشفته دیده شوند اما سرپرست گروه همواره باید دارای ظاهری آراسته باشد. این آراستگی و شادابی بر اعتبار و اقتدار او می افزاید و سرمشقی برای دیگران خواهد بود. یک همراه گروه شلخته برای خودش، کارفرما، ارزش و موفقیت تور، اثر بد و ناخوشایندی خواهد داشت

v    تندرستی:

این بدین معنا نیست که سرپرست تور از آغاز روز ورزش های سنگین بکند. اما باید تندرست باشد، از ناتوانی بدنی در رنج نباشد و از بنیه خوب برخوردار باشد. حتی هنگامی که احساس بیماری می کند باید به گونه ای رفتار کند که گویای سرزندگی و توانمندی باشد و به هنگام بیماری ها نباید بگذارد که بیماری براو چیره شود

v    حساسیت:

گذشته از برنامه ریزی برای مسیرها و ردیابی یا موارد اضطراری، راهنما همواره باید حالات مسافران را زیر نظر داشته و واکنش های شخصیتی آنها را پیش بینی کند و تفکر آنها را بخواند و به شکایات آنها توجه کند. خستگی آنها را ارزیابی کند و اسباب آسایش و آرامش مسافران تنها و نگران را فراهم کند. راهنما باید کمی هم روانشناس باشد و نسبت به مسافران و حالت های آنان بسیار هوشیار باشد.

v    انعطاف پذیری و نرمش:

برخی از مردم هنگامی که روال عادی کارها در خطر به هم خوردن قرار می گیرد دستپاچه و سراسیمه می شوند این کار بیشتر برای برنامه ریزان خشک ونرمش ناپذیر روی می دهد که خواهان آنند که همه چیز مرتب و بی کم و کاست باشد. اصل قدیمی مورفی دقیقا برای تور هم مصداق دارد (اگر قرار است چیزی خراب بشود خراب خواهد شد). برنامه ریزی احتمال پدید آمدن دردسرهای بزرگ را کاهش می دهد اما پاره ای تغییرات گریزناپذیر هستند. در سفر چیزهایی همچون خرابی وسایل حمل و نقل، آشفتگی وسایل ارتباطات و پیام رسانی، مسافران ناسازگار و درد سر آفرین یا بیماری ها، بلایای طبیعی، تاخیر وسایل ترابری و... وجود دارد. پس راهنمای تور باید به سرعت و با حضور ذهن چاره سازی کند. باید توان آن را داشته باشد تا هرگاه شرایط وادار می کند، برنامه را تغییر دهد

v    فداکاری:

چونان دیگر اصول رهبری یک همراه تور باید همواره آماده باشد تا به خاطر رفاه گروه از آسایش خود چشم پوشی کند. یک لیدر باید پس از همه بخورد، بنوشد و بیاساید

v    آینده نگری:

همچنان که نرمش پذیری فضیلتی بایسته است یک همراه تور کاردان باید همه چیزهای نادرست و دشواری ساز را از پیش دریابد و بکوشد از روی دادن آنها پیشگیری نماید. این به معنای گفتگوهای گسترده با راننده اتوبوس و کارکنان کشتی، گفتگوهای تلفنی پیش از آغاز تور، بررسی امکانات پیش از به دست گرفتن رهبری گروه می باشد

v    توانمندی برای پدیدآوردن دوستی های پایدار:

یک راهنمای تور کارآزموده این توانایی را دارد که مسافران را به هم نزدیک کند. در پایان یک تور خوب، بیشتر مسافران گروه دوست ندارند از هم جدا شوند و پس از آن نیز با هم بسیار در تماس خواهند بود. بیشتر آنها در تورهای بعدی باهم سفر خواهند کرد

v    تحصیلات و هوشمندی:

 این دو ویژگی توامان با یکدیگرند اما همیشه چنین نیست. برخی از دانش آموختگان می توانند الگو و نمونه هوشمندی باشند و بسیاری از مردمان هوشمند شاید آموزش های رسمی بالاتر از دبیرستان را ندیده باشند، پس شما کسی را به عنوان راهنما می خواهید که تیزهوش باشد و در زمانی کوتاه بتواند دانستنی ها را فرا گرفته و به یاد بسپارد و سخنور خوبی باشد. بهترین همراهان تور کسانی هستند که تنها کمی باهوش تر از کسانی باشند که در خدمتشان هستند.

v    کارآزمودگی و سن:

 باز هم این دو عامل در هم تنیده و توامان با یکدیگرند، اما گاهی چنین نیست، برخی از بزرگسالان گوئی از تجربه ها درس نگرفته اند و برخی از جوان ترها گوئی پخته و بالغ آفریده شده اند. همه چیز به سن و سال بستگی ندارد، اما چندین تار موی خاکستری می تواند به جلب توجه و احترام کمک کند. با این همه بهتر است جوان کار آمد داشته باشید تا کهنه کاری که کارایی ندارد. با اینکه داشتن تجربه مستقیم از سفر بسیار سودمند است اما تجربه های مدیریتی در دیگر زمینه ها نیز می تواند در این زمینه کارساز باشد

v    مهارت در کمک های نخستین:

راهنمای تور در پذیرفتن مسولیت های پزشکی باید بسیار هوشیار باشد. مهارت هایی همچون تنفس مصنوعی، نجات غریق، کمک های نخستین پیشرفته کمک بسیار با ارزشی در رهبری تور است

v    پرداختن به جزئیات:

مهارت های سازمانی اغلب دست کم گرفته می شوند، به ویژه در زمینه رهبری تور که بیشتر بر فرهیختگی تاکید می شود. با این همه، کسی را نیاز دارید که به آینده بیندیشد، پیش تر را بنگرد و برای آینده تصمیم بگیرد. کسی که تمهیدات لازم برای اجرای تور را از پیش فراهم سازد و هر روز آن را بازبینی کند، کسی که بتواند ثبتی روشن، کامل و دقیق برای همه رویدادهای سفر فراهم آورد

 

منبع: سایت جهانگردی،ایرانگردی،گردشگری -

http://jtour.blogfa.com



عید پاك

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390-06:49 بعد از ظهر

 تهیه كننده: آرا حق نظریان

کلام خدا

مراسم عید پاک در کلیسای ارامنه گریگوری

 

پاشوئى

 

شب آواگ پنجشنبه ، مراسم پاشوئى انجام میگیرد. این مراسم بیاد روزى است كه حضرت عیسى خود پاهاى حوارین را شستشو داده بود.

بطوریكه مى دانیم در قدیم و مخصوصا در مشرق زمین ، شستن پاهاى میهمانان ، رسمى بود كه بمنظور اداى احترام انجام مى پذیرفت .

حضرت عیسى با انجام این كار لزوم احترام به همنوعان را تاكید مینمود . گفتار مذهبى مربوط به پاشوئى را اول بار یپرم خورى نوشته و بعدها در قرن دواردهم توسط كاتولیكوس گریگور و كایاسر به ارمنى ترجمه شده است . در حال حاضر مراسم پاشوئى بدین ترتیب انجام میگیرد .

اسقف با لباس تمام رسمى بااتفاق دوازده تن از روحانیون درو یك میز مى نشیند . روى میز باملافه سفید پوشانده شده و ظرفى پر از آب و روغن مقدس در محراب كلیسا گذارده مى شود . با آنكه حضرت عیسى با آب خالى پاهاى حواریون را شستشو داده بود ، لیك در مراسم امروزین با آب و روغن مقدس اینكار را انجام مى دهند . فلسفه این كار آنست كه یك زن روسپى بهنگام شستن پاهاى عیسى مسیح ، روغن معطر بر پاهاى آن حضرت پاشید و از آن پس استعمال روغن در پاشوئى مرسوم گشت .

پس از جلوى اسقف و روحانیون ، پرده محراب كنار زده مى شود و تلاوت كتاب مقدس آغاز مى گردد .

 

این مراسم نشانه جنبه هاى انسانى وجود حضرت عیسى و هدف آن تهذیب اخلاق انسان مى باشد .

پس از آن ، آب تهیه شده ، قطره قطره در لگن مخصوص كه شكل صلیب دارد ، چكانده مى شود . بعد خواندن كتاب مقدس آغاز گردیده و با اجراى چند شاراكان ویژه خاتمه مى پذیرد .

آنگاه اسقف آب و روغن مقدس را تبرك مى كند ، دست آخر لباسهاى رسمى را از تن خارج و با آب متبر كه پاهاى خود را مى شوید .

درقدیم ، مردم نیز به پیروى از اسقف و كشیشان مراسم پاشوئى را انجام مى دادند ، ولى بعدها این رسم منسوخ گشت و تنها به پاشوئى دوازده تن اكتفا گردید .

 

پس از ختم این قسمت از مراسم پاشوئى ، قرائت آن بخش از انجیل كه در آن از پاشوئى حضرت مسیح یاد شده ، آغاز مى گردد .

در پایان مردمان حاضر در كلیسا ، هر كدام مقدارى از آب و روغن مقدس متبر را با خود به خانه هاى خود مى برن تا بعنوان یك محلول شفا بخش از آن استفاده نمایند .

خاواروم(ظلمات)

 

واقعه تاریخى مصلوب شدن و شكنجه دیدن حضرت مسیح در تقاویم معمولى در روز جمعه آواگ ثبت گردیده است ، ولى رسم چنین است كه شب جمعه آواگ ، این مراسم سوگوارى طى تشریفات بخصوصى در كلیساها انجام بگیرد . مراسم مذكور را باصطلاح خاواروم مى گویند . كه شاید معنى لغوى آن ظلمات و تاریكى باشد .

در آن شب ، بر محراب كلیسا دوازده شمع در كنار هم روشن مى گردد و در جلوى آنها یك شمع بزرگ تر مى گذارند .

در حین انجام مراسم ، از هفت كتاب مقدس ، هفت بخش خوانده مى شود .

مفاد و مضامین هفت گانه ، حاكى از نماز حضرت عیسى در باغ گتسیمان ، آمدن یهودا ، عمل خیانت آمیز یهودا ، دستگیرى حضرت عیسى بوسیله او باشد ، نقل مكان آنا و كایاپا ، مصلوب شدن حضرت عیسى ، وانكار سه گانه پطروس و پشیمانى وى مى باشد .

در گیر ودار مراسم خاواروم ، شاركانها و ساقموس هاى مخصوصى كه توسط نرسس شنورهالى ( كاتولیكوس بزرگ و هنر آفرین كلیساى ارمنى ) ساخته شده اجرا مى گردد . این موضوع نشان دهنده آنست كه مراسم خاواروم بر اثر مساعى شنورهالى ، اهمیت و ارزش خاصى در كلیساى ارمنى پیدا كرده و از آن پس همچنان ادامه داده شده است .

پس از قرائت هر بخش از كتب مقدسه ، دو شمع از طرفین خاموش مى شود تا سرانجام شمع بزرگ روشن مى ماند . سپس شاراكان ترهركنیتس اجراء مى شود و تمام چراغهاى كلیسا خاموش شده و اجراى شاراكانهاى ویژه خاواروم آغاز مى گردد .

تا آنكه ، چراغهاى كلیسا روشن شده سپس نوبت به خاموش نمودن شمع بزرگ میرسد .

 

در اینجا باید یاد آور شد كه معمولا در مراسم خاواروم ، میزى كه شمع ها بر آن قرار دارد و سطح محراب با پارچه سیاه پوشانده شده و پرده محراب آویزانست . ولى در میان ارامنه ایران رسم آنست كه محراب در طول مراسم همچنان باز و بدون پرده باشد .

در پایان مراسم ، اسپند دود مى شود و شمع بزرگ همچنان روشن مانده ، نشانگر رفتن حواریون و تنها ماندن حضرت عیسى میگردد .

 

جمعه آواگ

 

در این روز ، بیاد پائین آوردن جسد بى جان حضرت عیسى از روى صلیب ، مراسمى بر پا مى شود .

بامدادان ، در كلیسا طى تشریفاتى ، بخش مربوط به مصلوب نمودن حضرت عیسى از كتاب انجیل قرائت مى شود . آنگاه نماز گذارده مى شود و مراسم صبحگاهان با تمام مى رسد .

در این روز مراسم باداراگ انجام نمى گیرد . مصلوب شدن حضرت عیسى خود نشانه قربانى شدن است و چون باداراگ نیز مراسمى است كه قربانى كردن را تجسم مینماید از این رو در جمعه آواگ ، مراسم باداراگ انجام نمى گردد . در روز مزبور ، صحنه تشیع و دفن حضرت عیسى شبیه سازى مى شود و مردم به زانو در آمده و نماز و شاراكان مخصوصى " سورب آستواتس " را مى سرایند . آنگاه خواندن انجیل آغاز مى شود ، بعد دو شاراكان دیگر خوانده مى شود و سرانجام ، مردم با رهبرى روحانیون برگرد قبر عیسى طواف مى كنند و مراسم با خواندن " باهبانیج " به پایان میرسد .

 

شنبه آواگ

 

در این روز مراسم باداراگ انجام میگیرد و بخش هائى از كتاب مقدس قرائت مى شود .

شبانگاه ، روزه بزرگ بپایان میرسد . در این موقع رسم آنست كه همگى ماهى و تخم مرغ بخورند . همچنین در آن شب ، مراسم آودیس یا مژدگانى بر پا مى شود و افراد و گروه ها براى دریافت مژدگانى بدر خانه همدیگر میروند مژدگانى میگیرند و تبرك میگویند .

البته این رسوم در عصر ما رفته رفته منسوخ شده و بتدریج از میان رفته است .

 

 

 

زادیك

 

زادیك عیدى است كه بشادمانى رستاخیز حضرت عیسى برگزار مى گردد . البته در تقاویم كلیسائى اعیاد زادیك و رستاخیز جدا از هم ذكر گردیده است .

ولى باید بگوئیم در زبان ارمنى و كلیساى ارمنى ، اصطلاح زادیك نماینگر رستاخیز عیسائى است .

در انجیل ها چگونگى رستاخیز به تفصیل شرح داده است .

عید رستاخیز و عید تولد حضرت مسیح دو واقعه بسیار مهم عالم مسیحیت است و در دوران نخستین پیدایش آئین مسیح اعیاد منحصر بفرد عموم مسیحیان بود و اعیاد دیگر بعدها رواج یافته است .

در بامدادان این روز مردم دسته دسته بسوى كلیساها میروند و در باداراگ مخصوص شركت و پس از آن تبرك میشوند .

شاراكان خاصى كه با سخنان شیوا چگونگى رستاخیز مجسم شده در اینروز اجرا میشود .

در همین هنگام وعده رستاخیز همگانى به مردم داده میشود و رفتگان و درگذشتگان بحیات دوباره و رستاخیز بزرگ امیدوار میشوند .

آنگاه انجیل هاى چهارگانه خوانده میشود و مراسم باداراگ همچنان ادامه مى یاد .

اصطلاح زادیك بطور قطع ویقین تجزیه نشده و مأخذ و معنى آن كاملأ روشن نیست .

 

بعضى زادیك را بعمنى قربانى نمودن گوسفند یا گوساله میدانند . برخى آنرا به عید باسك كلیمیان تشبیه میكنند . بطوریكه میدانیم باسك مظهر یك واقعه بزرگ تاریخى بود ، واقعه ایكه یهودیان را از خاك مصر به بسر زمین موعد رهنمون گشت .

در ترجمه كتاب مقدس به زبان ارمنى ، باسك به زادیك ترجمه شده و بعمنى نقل مكان ، جدائى و دور شدن بكار رفته است .

بدانسان كه یهودیان ترك خاك مصر و رفتن بسوى ارض موعود را یك واقعه نورانى و شادى آفرین مى پندارند ، همانطور هم ، مسیحیان واقعه رستاخیز را نقطه پایان رنجها و سختیها وآلام حضرت عیسى میدانند و جالب آنكه ، مصلوب شدن حضرت عیسى و رستاخیز او با جشن هاى باسك یهودیان همزمان بوده است .

 

آزمنولوگ نامدار استپان مالخاسیان در مورد زادیك میگوید :

 

(اصطلاح زادیك از یك عید یهودى كه نشانگر رفتن یهودیان بسوى ارض موعود و عبور از بحر احمر میباشد گرفته شده است . باسك به معنى گذر و عبور میباشد كه در زبان ارمنى زادیك خوانده میشود . در اینروز رسم چنین است كه گوسفند و گوساله قربانى كنند و همین كار را یهودیان در شب حركت بطرف ارض موعود انجام دادند . زادیك در مسیحیت ، نمایانگر رستاخیز عیسائى است و بطور كلى معنى عید و شادمانى را میدهند . )

پاتریاك تورگوم در كتاب " مقدسین و اعیاد " خود ، شرح زیرین را در مورد لغت زادیك مینویسد : ( پیشینیان در اصطلاح زادیك ریشه كلمه آزادى را بدست داده و آنرا آزاد شدن معنى نموده اند پاره اى هم ریشه كلمه جدا شدن (زاد) را در آن دیده بیاد جدا شدن قوم یهود از خاك مصر و عبور از دریاى سرخ ، واقعه مزبور را زادیك ترجمه كرده اند . تحقیقات خیر بیشتر بر معنى جدا شدن تكیه دارد و یك تعریف نجومى نیز بر وصف سابق اضافه شده است )

(البته كسانى هم هستند كه هیچكدام از فرضیه هاى سابق را نمى پذیرند و میكوشند ثابت كنند كه اصطلاح زادیك ریشه فارسى دارد و معنى آن قربانى كردن را میدهد . هایر آلیشان روحانى و محقق بزرگ ارمنى ، تشابه فراوان میان زادیك ارمنیان ، زاد گرجیان ، ساد مصریان وسات هندیان مى بیند و بعنوان یك الهه بزرگ و مشترك شرقى از آن یاد مى كند .

بزعم او زادیك مظهر قربانى كردن و در اصل از اساطیر و داستانهاى افسانه ئى ارمنى گرفته شده و همانند عید شم السنیم مصریان هنگام فرا رسیدن فصل بهار با قربانى نمودن گوسفند برگزار میشده )

با توجه به این تحقیقات مى توان گفت كه زادیك بطور كلى معنى جشن و شادكامى را میدهد و عوام به همین جهت ، زادیك را در موارد مختلف بكار برده و زادیك هاى بزرگ و كوچك را براى خود بوجود آورده اند .

 

جالب آنكه درست مقارن با عید زادیك ، حشره اى كوچك دیده مى شود كه عوام آنرا زادیك مینمامند . این حشره كه داراى پوست گرد و سرخ رنگ با خال هاى سیاه است ، در روزهاى زادیك پدیدار میشود و تنها حشره اى است كه با نام اعیاد شناخته شده و نسبت و رابطه آن با عید زادیك روشن نیست .

بهر جهت ، در ترجمه ارمنى كتاب مقدس ، اصطلاح زادیك زیاد بكار رفته و از آن پس تاكنون میان ارمنیان رواج یافته و همواره جشن و سرور شادمانى از آن آزاده شده است .

مورد دیگرى كه ذكر آن حائز اهمیت میباشد آنست كه از اصطلاحات باستانى ؛ تنها زادیك است كه در كتاب مقدس بارها آمده و از اصطلاحات دیگر مانند وارداوار ، زاغگازارد و غیره در كتاب مقدس هیچگونه یادى نشده است .

وقتى آداب و رسوم توده مردم مطالعه قرار مى گیرد ، مى بینیم كه عوام هنگام بعضى از اعیاد ، از خانه هاى خود بیرون آمده و دسته دسته بدشت و صحرا میرفتند و مراسم خاصى را در هواى آزاد و در میان طبیعت برگزار میكردند . البته بیشتر این رسوم مقارن با فصل بهار و تجدید حیات طبیعت بود و زادیك نیز یكى از همان اعیاد بشمار میرفته است .

متاسفانه امروزه از آن همه آداب و رسوم دل نشین باستانى ، فقط مراسم رنگ كردن تخم مرغ وبازى تخم مرغ بیادگار مانده و روایات زیر نمایشگر آن آداب و رسوم دیرینه میباشد :

1 . مى گویند پس از آنكه مریم ماگدالینى به رم عزیمت كرد ، در راه اشاعه آئین مسیح كوشش بسیار نمود و بحضور تزارتیبریوس باریافت و یك تخم مرغ سرخ رنگ به وى هدیه نموده و بسود انجیل سرگرم تبلیغات شد . بدیهى است كه این روایت افسانه اى بیش نیست و فقط از نظر آنكه پیرامون تخم مرغ حكایت مى كند بذكر آن پرداختیم .

2 . تخم مرغ در ادیان اهمیت خاصى دارد و یونانیان و رومیان قدیم براى خدایان خود تخم مرغ هدیه میدادند تا بدینوسیله از گناهان دنیوى پاك دنیوى پاك و منزه گردند .

نزد یهودیان باستان نیز تخم مرغ اهمیت فراوان داشت و به احتمال نزدیك به یقین مسیحیان این رسم را از آنان گرفته اند .

یهودیان هنگام عید باسك ، نان مخصوصى مى پختند و توانگران آنها كمى شكر و تخم مرغ بر آن اضافه میكردند و نیز باسك ، بى بره زادیك و تخم مرغ آب پز ، مفهومى نداشت . هنگام شام تمام اعضاى خانواده دور میز باسك گرد میامدند و بیاد تاریخ ترك خاك مصر ، هر كدام با چوبدستى راه میرفت سپس همگى شام را با خوردن گوشت بره و تخم مرغ آب پز و سفت آغاز میكردند .

 

گویا انجام این رسم بعدها از جانب مسیحیان پذیرفته شد و تخم مرغ آب پز رنگ كرده بر رسوم زادیك افزوده شد .

 

در دائرة المعارف كاتولیك راجع به تخم مرغ توضیح زیر داده شده است.

 

(تخم مرغ در روزگاران باستان نشانه طبیعت محسوب مى شد . در آغاز بهار مردم به یكدیگر تخم مرغ تعارف مى كردند ، پس از ظهور مسیحیت و مرسوم شدن روزه هاى مختلف ، استعمال تخم مرغ تا اندازه اى محدود و جزو مراسم مذهبى و كلیسائى گشت .

در حال حاضر تخم مرغ زادیك نشانگر سنگ قبر حضرت عیسى و رنگ كردن و هدیه دادن آن یك آئین مذهبى است .)

بطور كلى تخم مرغ نزد تمام ملل از مظاهر تجدید حیات بوده و رنگ كردن برنگ سرخ ، نشانه شادمانى و در عین حا ل قربانى بشمار میرفته . بنابر این رنگ كردن و هدیه دادن آنن از اعصار كهن بیادگار مانده است .

پس از مسیحیت ، تخم مرغ سرخ رنگ سمبول خون حضرت مسیح اعلام شد و وارد تشریفات كلیسائى گشت .

زردشتى ها هنوز هم در مراسم خود از تخم مرغ استفاده مى كنند و ایرانیان برسم روزگاران باستان ، بر روى سفره هفت سین تخم مرغ قرار مى دهند .

بطوریكه حكایت مى كنند سلطان جلال الدین ملكشاه سلجوقى شاهنشاه ایران هنگام عید به اطرفیانش تخم مرغ هدیه مى كرد و این عمل جزو مراسم درباى ایران بوده است . در شب عید درباریان بالباس تمام رسمى بحضور شاهنشاه بار مییافتند و از دست شاهنشاه تخم مرغ هاى طلائى میگرفتند . بعد بنوبه خود بزیردستان تخم مرغ سرخ رنگ میدادند .

در حال حاضر بزرگان قوم در روز عید از دست شاهنشاه سكه هاى طلا بعنوان عیدى میگیرند .

بشهادت تاریخ ، ارمنیان نیز در فصل بهاران تخم مرغ رنگ كرده هدیه میدادند . در اینباره گریگور داتواتسى مى گوید .

( شب یكشنبه اولین هفته زادیك ، تخم مرغ رنگ مى كنیم . فلسفه اش اینست كه تخم مرغ مظهر زندگى و تجدید آنست . بعقیده دانشمندان قدیم ، پوست تخم مرغ نشانگر سماوات ، و سفیده آن نشانه آبهاى دنیاوزده  اش نشان زمین و گنج هاى نهفته در آنست . ولى رنگ سرخ ، علامت سرخ فام شدن جهان بخون حضرت عیسى است . وقتى تخم مرغ را رنگ مى كنیم ، در راه رستگارى خویش گام بر مى داریم و پیش از آنكه غذا بخوریم از تخم مرغ رنگ كرده و آب پز استفاده مى كنیم )

 

رسم كهن رنگ كردن تخم مرغ در قدیم جزو مراسم ادیان و مذاهب بود ، بعدها به مسیحیت انتقال یافت و تا به امروز همچنان برقرار مانده است.

در قوانین كلیساى ارمنى ، دستورهاى صریح و روشن در این مورد موجود است و اجراى آن در مراسم زادیك اجبارى است و اما زادیك چنانكه گفتیم عیدى است كه در فاصله زمانى 21 مارس تا 26 آوریل هر سال برگزار مى گردد.

قیام مسیح و عید بزرگ پاک را به تک تک شما ایمانداران مسیح و شما مسیحیان ارامنه عزیز ایران و دنیا تبریک می گویم و امیدوارم هر جا که هستید عید خوبی داشته باشید و همیشه در زندگیتان تولد . زندگی . رنجها و قیام شاه شاهان عیسی مسیح را به یاد بیاورید . همیشه مسیح همراهتان باشد .

منبع:

www.kalame-khooda.blogfa.com





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: