تبلیغات
کلاس توریسم - فرهنگ بختیاری
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

فرهنگ بختیاری

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
چهارشنبه 2 تیر 1389-09:25 بعد از ظهر

تهیه کننده :آرشین یوسف زاده 


هر ناحیه از ایران با طعمی که در غذاهایش یافت می شود وجوه متفاوت فرهنگی نیز می یابد، غذا جزئی از فرهنگ اقوام ایرانی است که با طعمها، مزه ها و بوها از یکدیگر تفکیک می شوند.
فقر اقتصادی جامعه ایلی در طی قرون گذشته، نظام پخت و پز ایل بختیاری را مبتنی بر مواد اولیه
  طبیعی شکل داده است. غیر از گوشت شکار که تابع قواعد زندگی در طبیعت است، غذای ایل بختیاری دو شاخه کلی دارد: نان و خورش.  زنان ایل بختیاری، پنج نوع نان متفاوت طبخ می کنند: نان تیری، برکوه، بلوط، گرده و برچاله، هر کدام از این انواع نان طعم و مزه خاص خود را دارد.  غیر از غذاهایی که با گوشت شکار فراهم می آید، غذای بختیاری متکی بر لبنیات و گیاهان شکل گرفته است.
در گذشته مردمان این استان
  سوخت ویژه ای را با نام «سورده» از مدفوع حیوانی تهیه می کردند که آتش کرسیهای قدیم را نیز تامین می کرده است.  جوانترها در میان سورده،  سیب زمینی می انداختند و بعد از  طبخ، سیب زمینی را با روغن حیوانی می خوردند. به این غذا شهر کردیها «خل پز» می گفتند اما همان طور که در شهرهای این استان، شیوه زندگی، آداب و سنت و لباس بختیاری  جای خود را به الگوهای زندگی شهری داده، خوراک شهری نیز تابع این قواعد تغییر كرده است.
پوشاک بختیاری همچنان درمناطق دور از بافت شهری ویژگی های خود را پاس داشته و با وجود تخته قاپوی ایل در بسیاری از نواحی این استان، لباس بومی مولفه های سنتی خود را حفظ کرده است. پوشاک منطقه چهارمحال و بختیاری هماهنگ با ویژگی های سایر لباس مناطق لرنشین اما حائز برخی نمادهای مخصوص به خود است. اولین نشانه تفکیک پوشاک مردان در دو ایل هفت لنگ و چهارلنگ بختیاری کلاه است. کلاه سیاه نمدی هفت لنگ که به کلاه خسروی معروف است و کلاه نمدی شوشتری چهارلنگ که به آن کلاه دزفولی می گویند دو نوع کلاه ایل بختیاری است. کلاه مردان کاربردهایی غیر از پوشش سرنیز دارد. مردان بختیاری از کلا هشان برای اندازه گیری غله و گاهی برای حمل آب نیز استفاده می کنند و اما «چوخا» یا «چوقا» بالا پوش همه مردان بختیاری است. چوقا از منطقه لیوس لرستان گرفته شده و به همین سبب به «چوقالیوسی» هم معروف است.
چوقا بالا پوش بدون آستینی است که تا سر زانو ادامه می یابد در نقش چوقا خطوط سیاه به صورت عمودی وارد خطوط سفید می شوند که این نقوش از روی پاسارگاد قبر کورش بزرگ ساخته شده است و بیانگر پیروزی سپنتامینو بر انگره مینو در آیین زرتشت: سپنتامینو فرشته نیکی و انگره مینو اهریمن است. به طوری که خط های سپید سپنتامینو از پایین به بالا
  می آیند و خط های سیاه که بیانگر انگره مینو است از بالا  به پایین می آیند و بیانگر پیروزی نیکی بر شومی است. شلوار دبیت که دمپاچه های بسیار گشادی دارد و زیبایی ویژه ای را به مرد بختیاری می بخشد نشان دهنده مرد بختیاری است و  با تفنگ بسیار زیباتر هم می شود.
مردان ایل، کلاهی به رنگ سیاه یا سفید بر سر می گذارند. کفش آنها هم گیوه است و بهترین گیوه، گیوه ملکی است که امروزه به سبب گرانی اش کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. پوشاک زنان با «لچک» و «مینا» که دستمال سر زنان است و «تنبان قری» که دامن رنگارنگ زنان ایل است از پوشاک دیگر زنان مناطق لرنشین تفکیک می شود، پوشاک بانوان بختیاری بسیار شبیه به پوشاک زنان شمال کشور است البته با اندکی تفاوت در رنگ و تزئین ها که در ایل بختیاری زنان سنگ ها، سکه ها و طلا های گران قیمت را به لچک می چسبانند و به دور سر خود می بندند، این مزین بیانگر دختر بختیاری بودن است، روسری این زنان همان طور که آمد مینا نام دارد و  به آیین زرتشتی برمی گردد چرا که روسری قبل از اسلا م نیز وجود داشت. دامن زنان ایل هم مانند شلوار مردان دمپاچه گشاد است و دارای رنگ های متنوع می باشد.
در دامن سبز طبیعت چهار محال و بختیاری و روستاهای حاشیه رودخانه زاینده رود  و  کارون، لباس مردان و زنان ایل همچون تزئینات رنگی پراکنده، بر این صفحه سبز جلوه های بدیع از زندگی در دامان طبیعت را به نمایش می گذارد. زندگی در طبیعت با همه سختی ها و مشکلاتی که دارد  مردمان ایل را سرخوش و شادمان پرورده است.  نشانه های این سرخوشی
  شادمانی را می توان در رفتارهای آیینی و سنت های ایلی مشاهده کرد. در عروسی ها از «بلکه بندون» تا «شیرینی اشکنون» و «دست بوسون» همه افراد ایل و به خصوص دختران و پسران تدارک مراسم های ویژه آیین بختیاری را بر عهده می گیرند. موسیقی و رقص های بومی نقش مهمی در شکل گیری شادمانی ایل دارند. کرنا و  دهل سازهای اصلی بختیاری اند. سازهای طبیعت را از دورترین نقاط ایل هم می توان با همهمه شادی ایل و نغمه سازها و کل زنان و زنگوله گوسفندان شنید.
موسیقی در ایل بختیاری نزد تشمال هاست. شاعران عاشق پیشه ایل که فرهنگ عامه بختیاری را سینه به سینه همراه با کوچ پاسبانی می دهند، متلها و لطیفه ها و داستان های ایلی در فرهنگ شفاهی با تشمال ها زنده می ماند. سنت های ایل حتی زمانی که رنج طبیعت قالب بر توان مردمان بختیاری است به آنان انرژی حیات می دهد. مثلا
  وقت خشکسالی و دیرکرد بارندگی جوانان یک مرد بی ریش سبیل را از میان مردان ایل انتخاب می کنند و برایش ریش و سبیل می گذارند، او را بزک می کنند و همراه با او آوازهای دسته جمعی می خوانند و در میان ایل به راه می افتند. زنان و دختران به این دوره گردان روغن و آرد می دهند، آردها را جمع می کنند و با آن نان می پزند. کسی که مسوول پختن نان می شود تکه چوبی میان خمیر نان می اندازد. بعد از طبخ نان در سهم نان هر کسی که تکه چوب باشد باید به مزاح از مردان ایل کتک بخورد،  مردان آن قدر او را می زنند تا کسی بیاید و ضمانت کند که تا فلان روز باران می بارد. اگر تا روزی که ضامن وعده داده است باران نیاید هم ضامن را می زنند و باز باید کسی ضمانت او را بکند. این بازی تا زمان بارندگی ادامه می یابد و ممکن است همه مردان ایل تا زمان بارش باران از دست یکدیگر کتک مفصلی خورده باشند.
از دیگر رسوم این ایل شاهنامه خوانی را می توان نام برد که اکنون دیگر وجود ندارد و به صد سال پیش بر می گردد. رسومات این ایل مانند بسیاری از ایرانیان است و حنابندان و عقد و... در عروسی به چشم می خورد. بعد از عروسی هم آیینی وجود دارد که به آن «تازیدن» می گویند. جوانانی از این ایل با سوار شدن بر اسب بر دره ها و دشت ها ضمن مسابقه تیراندازی نیز می کنند. در این ایل شکار شکارچی جایگاه خاصی دارد به طور کلی در هر جا که آنها بوده اند جانوران آنجا را تا مرز نابودی می برده اند. به طوری که رضاخان عده ای را از ارمنستان به «گهرو» در استان چهارمحال و بختیاری آورد تا به این مردمان کشاورزی یاد دهند.
چهارشنبه سوری و سیزده به در را هم این ایل جشن می گیرند و هرگز رسومات دیگر را فراموش نمی کنند. جایگاه خان امروز مثل گذشته نیست و امروزه خان یا رئیس طایفه یا تیره وجود ندارد، در گذشته خان بر مردمان فرمانروایی می کرد و جایگاه ویژه ای داشت به طوری که تمام دعواها و جنگ ها را می توانست خاموش کند یا به راه اندازد. آخرین خان آقا جعفر قولی خان، خان ایل باباری بود که در حدود سه سال پیش فوت کرد.
نژاد ایل بختیاری: قوم لر به دو دسته تقسیم می شود، لر بزرگ: ایل بختیاری و
  لر کوچک: کسانی که در استان لرستان هستند. تاریخچه نژادی قوم لر به دربار ساسانی بر می گردد و هنگامی که اعراب به ایران حمله کردند آنان به کوه های کنونی استان چهارمحال و بختیاری گرویدند و برای مدت های بسیار زیاد با اعراب به جنگ چریکی (نامنظم) پرداختند که یکی از دلایل نامگذاری آنان به بختیاری همین بود.
آنان اعراب را به دل کوه می کشاندند و با حملات برق آسایی آنان را می کشتند. اعراب که با کوه و جنگل آشنایی نداشتند و با دیدن اقوامی که با اسب های تندرو در خطرناک ترین و وحشتناک ترین راه ها گذر می کردند شگفت زده شده و آنان را بختیاری نامیدند. بختیاری یعنی دارای شانس و اقبال. البته قبل از این هم نظریه دیگری نیز وجود داشت و آن این بود که بختیاری ها از جنگجو های آریایی بودند که منتها از رم به ایران آمدند، آنان که بعد از پیروزی بر قسمتی از لشکر ایران وارد این فلات شدند آریایی ها، ایرانی به آنها می گفتند. منظور از بختیاری یعنی بخت و اقبال یارتان بود که جنگ را بر ما پیروز شدید البته این نظریه رد شد چرا که لباس مردان بختیاری (آنچنان که آمد) از روی قبر کورش یا همان پاسارگاد ساخته شده است که این مورد به هزار و پانصد سال قبل از ساسانیان و حمله رم به ایران حکایت دارد. البته نظریه های دیگری نیز وجود داشت که از نوشتن آنان به برهان مهم نبودن پرهیز کردیم.
زبان ایل بختیاری: زبان مردمان این ایل، پارسی دری دربار ساسانی است که تنها زبان اصیل باقی مانده قبل از قاطی شدن با اعراب است که هرگز از بین نخواهد رفت چرا که اکنون بیش از 4 میلیون نفر در سراسر دنیا به این زبان البته گویش پارسی سخن می گویند. در فراگیری این زبان هیچ گونه نوشته ای وجود ندارد و سینه به سینه به فرزندان منتقل می شده است. ولی اکنون افرادی هستند که کتاب هایی را برای نگه داشتن این گویش اصیل چاپ کرده اند. پارسی دری گرایشی هم دارد که آن پارسی پهلوی است که این گویش باگویش پارتی ها (خراسانی های قدیم و زبان اشکانیان) مختلط شده است که فرقی نمی کند و تنها تفاوت آنان به تلفظ واژه ها بر می گردد و نه چیز دیگر. پارسی دری در ادای واژه هایی فتحه بالای واژه ها را به گ تبدیل می کند مانند در (دختر) =
  در گل (دخترها) و... در ادای حروف تقارن وجود دارد مانند ق = خ و در این گویش حرف ق جایی ندارد و در بیشتر مواقع در واژه هایی موجود در این گویش به خ تبدیل می شود.
صنایع دستی: جامعه ایلی در چهارمحال و بختیاری نمونه بارز زندگی تولیدگر و مصرف کننده تولید شخصی است. همه چیز توسط خانوار ایلی تولید می شود. مایحتاج اولیه توسط مردها مهیا می شود و سایر نیازها نزد زنان فراهم می آید.
اساسا زنان نقش بزرگی در جوامع ایلی دارند. از تولید و تهیه پوشاک تا فراهم آوردن آتش و پخت و پز همه و همه بر عهده زنان و دختران است. وقتی قاعده تولید بر مبنای مصرف داخلی باشد، تولید ایلی یا روستایی، مصرفی فراتر از آن جامعه نخواهد داشت. صنایع دستی ایل بختیاری نیز تابع این قاعده تولید و تنها بر اساس نیازهای درون سازمانی خانوار، مال، طایفه یا کلا ن طایفه است. وریس، چوغا، چادر، خورجین، کیور (نمکدان پارچه ای) و همه بافت منسوجات بختیاری بر اساس نیازهای روزمره ایل ساخته می شود و به همین دلیل است که در خارج از قاعده مصرف ایل، بازار عرضه دیگری ندارد.
شاید هدایت و ساماندهی صنایع بختیاری توسط سازمان های مرتبط با این صنایع بتواند شیوه و خط تولید تازه ای برای این هنر کاربردی بختیاری ها فراهم کند. تنها با این هدایت و سازماندهی است که می توان امیدوار بود این بخش از صنعت خانگی بختیاری ها تبدیل به صنعت درآمدزا، برای اقتصاد فقیر ایلی شود.
طوایف بختیاری: طوایف بختیاری به دو قسمت عمده تقسیم می شود: هفت لنگ و چهار لنگ. که هفت لنگ به چهار طایفه دورکی، دینارونی، بابادی و بختیاروند و چهار لنگ به 5 طایفه بزرگ به نام های محمد صالح، موگویی، زلقی، گندل زو و ممیوند تقسیم می شوند.
نظری بر نگرش طایفه ای: قوم بختیاری از چندین طایفه تشکیل شده است که این طایفه ها هر کدام نسبت به طایفه دیگر، خود را برتر و بالا تر می دانند و همین برتر دیدن و بالا تر دانستن باعث خیلی از عقب ماندگی ها شده است.
ریشه این کار از سالیان دور سرچشمه گرفته و در تار و پود ایل رسوخ کرده و دیگر امکان دست برداشتن از آن خیلی کم است. زیرا بیشتر این بزرگی یا کوچکی از طرف بزرگان قوم بوده است و این کار به صورت یک عقده درآمده و نسل به نسل ادامه پیدا کرده تا به اینجا رسیده است. برای این که بدانیم قومیت چیست و تعصب طایفه گرایی چگونه است وقتی کارهایی نظیر انتخابات در ایل پیش می آید موضوعاتی مثل مدیریت، تخصص، تحصیلا ت آکادمیک، تجربه، دانش اجتماعی و... اصلا
  به کار نمی آید و فرد مورد نظر انتخاب نمی شود بلکه قومیت مطرح است و طایفه موری نمی خواهد از باور صاد و باورصاد نمی خواهد از شهنی عقب بیفتد. بلکه هر یک خود را طایفه ای برتر و نماینده طایفه خود را فردی بهتر می داند و همین مساله باعث می شود که گزینه های خوب و مردان کار وعمل و فرهنگ ایل در حاشیه قرار بگیرند و فردی که در هیچ موردی تخصص ندارد انتخاب شود از این رو داشتن تخصص و در نظر گرفتن تخصص در برگزیدن افراد لا زم و ضروری است ولی متاسفانه در قوم بختیاری این گونه نیست; هیچ به کوه و کوه به هیچ فروخته می شود و تنها چیزی که اهمیت دارد طایفه گرایی است. در صورتی که امروزه شهنی، باورصاد، زراسوند، بابادی و... اهمیتی ندارد و چه کسی بودن از ارزشی برخوردار نیست بلکه تخصص و اندازه توان مدیریت و چگونگی استفاده از راهبردهای مناسب برای پیشرفت مهم است، مدیریت بدون داشتن دانش مدیریت به درد نمی خورد و محکوم است ولی اگر مدیریت همراه با دانش باشد طایفه مطرح نیست و می توان اندکی به پیشرفت ایل و امروزی شدن آن امیدوار بود.

 

 

 

شب یلدا بختیاری ها

 

اگر شب یلدا را در میان قوم بختیاری بگذرانید به جای حافظ همیشگی سفره یلدا شاهنامه

فردوسی را می‌بینید و به جای فال حافظ بساط شاهنامه‌خوانی برپاست.

 می‌گویند در شب یلدا در استان چهارمحال و بختیاری كه بیشتر بختیاری‌های ایران آنجا سكونت دارند، چند خانواده دور هم جمع می‌شوند و كسانی كه شاهنامه را از حفظ هستند برای دیگران می‌خوانند.خیلی پیش آمده كه كسانی كه شاهنامه را از بر می‌خوانند حتی سواد خواندن و نوشتن نداشته باشند.

 بختیاری‌ها اعتقاد دارند در شب یلدا، ماست، شیر، پنیر، كنجد، كدو و نان جوی كه خورده شود تا پایان سال موجب فزونی و فراوانی نعمت می‌شود و باعث می‌شود كه تا سال بعد از این نعمت‌ها بخورند.

شب یلدا در قوم بختیاری به عنوان شب چله خوانده می‌شود. بختیاری‌ها در این شب كدو تنبل‌های بزرگی كه نماد خورشید را برای آن‌ها دارد، آب‌پز می‌كنند و آن‌را به صورت ریز ریز شده در آش كشك می‌خورند.

 رسم جالبی كه در میان بختیاری‌ها رواج دارد ، به این صورت كه نان‌های محلی به نام گرده را با  قطر زیاد ماده می‌كنند. بین این نان مهره آبی رنگی به نام لپك می‌گذارند. در شب یلدا نان را تقسیم می‌كنند وهر كس كه در قطعه نان او لپك جای دارد، به بخت و اقبال معروف ‌شده و او را شانس خانه می‌دانند.






درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: