تبلیغات
کلاس توریسم - وجه تسمیه برخی مکان ها و کوه ها
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

وجه تسمیه برخی مکان ها و کوه ها

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
جمعه 13 آبان 1390-04:46 بعد از ظهر

به نام دادار هستی بخش

مهارت تورگردانی

استاد راهنما:   سرکارخانم مهسا مطهر

دانش پژوه:   زهرا  فتاحی عبدی

موسسه آوای ارسباران

تاریخ: آبان 1390


 

ایران، این سرزمین کهن "ایرانویچ" خواستگاه مردان و زنان تلاشگر، مردمانی سخت کوش،  آمدند و رفتند و نام نیک بر جای گذاشتند. سنگ نبشته هایی که در سرتاسر این سرزمین کهن جای دارد نشان از دیرینگی این خاک است. نام هایی برگرفته از درختان، کوهها، دره ها و یا جانوران که هر کدام نمایانگر زندگی، مرگ و نمادهایی که مرز بین خود و دیگر اقوام را حتی زبان و گویش خود را مشخص می کردند . مانند توتستان، آتشگاه، بریانچال، گوچال، سیاه دره، کوه کهون که هر کدام مرزبندی های خویش را داشتند. بدان گونه که دره، کوه یا رودخانه ای را به گویش محلی خود به دیگران یا همسایگان خویش می آموختند.

الف) شهر و روستاها

شهرهایی که دیگر نشانی از آن نیست و اگر هم باشد به نام دیگر شناخته می شوند؛ چون اصفهان که سپاهان نامیده می شد، کاسی یا کاسان که امروز به کاشان معروف است، اکباتان یا همدان، صددروازه یا دامغان کنونی و بسیاری دیگر. هرچه این نـامها بیشتـر می شد نشان از کهندگی آن قوم یا قبیله بود. روستاهایی که در درازنای تاریخ از بین رفته اند و یا در حال فراموشی هستند مانند:

خراشاد (بیرجند)؛

نام خُراشاد, نامی یگانه بوده و برگرفته از زبان پهلوی است و به معنی محل طلوع خورشیـد می باشد و علت آن نیز واقع ‏شدن این روستا در میان دره ای است که این دره به طرف شرق باز گشته و به دشت ‏خراشاد متصل می گردد. تاریخچه روستای خراشاد, به پیش از اسلام بازمیگردد. وجه تسمیه این روستا نشان از تاریخ چند هزار ساله آن دارد. همچنین وجود آثاری مانند قبرستان زرتشتی ها ‏در نزدیکی کاریز خراشاد, قلعه و تونلهای زیر زمینی که برای مقابله با یورش ترکمنها ‏ساخته شده اند.

باشتین (سبزوار)؛

باشتین به معنی میوه میان دو شاخ اصلی درخت می باشد و علت نامگذاری این روستا می‌تواند بر گرفته از این باشد كه دور تا دور قریة قدیم باشتین خندقی وجود داشت و در میان دو رشته قنات یكی بنام قنات باشتین و دیگری بنام قنات نغاب باشتین قرار داشت. این قنات ها به مانند دو شاخة درخت و روستای بین آنها به عنوان میوة درخت «باشتین» نامیده شده است. باشتین خاستگاه قیام سربداران و بنیانگذار حکومت شیعی در جهان پس از دوران ائمة معصومین علیه السلام است. نخستین حاکم سلسله ی سربداران، "عبدالرزاق باشتینی" بود که به مدت دو سال و چهار ماه حکومت کرد. پس از وی، "برادرش وجیه الدین امیر مسعود" به حکومت رسید.


ب) راه ها و کوه ها

و اما چرا این نام ها را بر این جایگاه ها تخصیص می دادند؟ تنها می توان گفت که تعیین مرزی برای خود یا اینکه بتوانند در مسافرتها و کوچ های روستایی و عشایری راه ها را بخاطر بسپارند. تنها کافی بوده در نزدیکی محل سکونتشان نشانی یا شکل خاصی از یک پدیده باشد مانند لکه ای سپید بر دامان کوهی یا درخت خشکیده ای نشسته بر دشت سبزی، تا آنجا را مرز بین خود و دیگر همسایگانش قرار دهند مانند:

سیاه دره؛ به دلیل وجود سنگ های سیاه این اسم را به خود گرفته است.

شیردوشـان؛ مکانی که گوسفندان را برای دوشیدن شیر در آن جمع می کنند.

خشکـه واش گردنه ای در بلده؛ جایی که علف خشک فراوان دارد.

 تنگـه گتـه در مازندان؛ به معنی تنگه بزرگ.

واگته شی؛ یعنی گردنه ای که به یک دشت بزرگ می رسد.

گوچال در لرستان ؛ جایی که گاو در آن چرا می کند.  

میچکاخونی؛ منطقه ای در فیروزکوه که گنجشک های کوهستانی در فصل جفتگیری به آنجا می آیند و به آوازخوانی می خوانند.

تنگ گاشمار در لرستان؛

متشکل از دو واژه  "گا" و "شمار" است و چون گاو ها تک تک از این تنگه عبور می کردند به این اسم نامیده شده است.

یکی از شهرهایی که در آن، زبان نشانه یا علامت گذاری استفاده بسیاری می شده، شهر کویری یزد می باشد. شهری نشسته بر کویر، گرم و سوزان اما دل انگیز. گویند که این شهر را یزدگرد بنا نهاد و هم او فرمان داد که آب را به وسیله کاریز یا همان قنات از دوردست ها به این شهر برسانند. این شهر را از برای آن ساخت که دژ محکمی باشد در برابر یورش دیگر اقوام خاوری ایران مانند سکاها و یا بیابانگردان. از رمل های کویر تا شیرکوه سرفراز همه و همه یادگار نام های نیک برگرفته از دید این مردمان سخت کوش کویر می باشد.

شیرکوه؛ ارتفاعات شیر کوه در جنوب شهر یزد واقع گردیده و قسمتی از سلسله جبال زاگرس می باشد. وجه تسمیه کلمه شیر بر بزرگ ترین کوه یزد به این دلیل است که مشابه شیری است که سر بر دست ها نهاده و خوابیده است. البته شنیده دیگری نیز هست که بدلیل وجود برف بر قله طعنه به سفیدی چون شیر می زند.

برفخانه؛

بعد از شیر کوه دومین نقطه مرتفع استان یزد ارتفاعات برف خانه مشرف به روستای زیبا و دیدنی طزرجان است . یخچالهای قدیمی و مانده به یاد گار در پای دیوار حکایت از دوران یخ بندان دارد .سالها پیش قبل از آنکه تکنـولـوژی تهیـه یخ از آب چهره نمایان سـازد قاطرچیـان سحرگـاهـان تکـه های بـزرگ بـرف را بـا اره از تــوده جـدا می نمودند و پس از عایق بندی در لابلای کاه به یزد حمل می کردند تا آب چاه را همراه با چاشنی خنکای برف به لب تشنگان حاشیه کویر عرضه نمایند . چند سالی است که مردم یزد لکه های برف برفخانه را نمی بینند و این نشانه غم انگیز و پیام آور خشک سالی است .

گاو و گوساله؛

سایه هاشان به مانند سر گاو و گوساله است و تعبیر دیگر اینکه بسان گاوی است که به گوساله خویش شیر می دهد.

همه اینها نشان از پیوند ناگسستنی این مردمان از طبیعت پیرامون خویش است. پیوندی که تا ایران هست خواهد ماند و می ماند.

در پایان از همکاری و اطلاع رسانی همراه و استاد گرامی جناب آقای محمد رمضانی که در طی سالها تجربه کوهنوردی و طبیعت گردی موفق به کسب اینگونه اطلاعات از مناطق مختلف ایران گشته اند و در جمع آوری این نوشتار کمک بی شائیه ای داشتند، صمیمانه تشکر می نمایم.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن آنها آپلود نشده است





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: