تبلیغات
کلاس توریسم - تخت جمشید، پر بازدیدکننده‌ترین بنای ایران(2)
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

تخت جمشید، پر بازدیدکننده‌ترین بنای ایران(2)

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
دوشنبه 2 آبان 1390-05:58 بعد از ظهر


From: mohsen baftehchi <mohsen_ali_shariati@yahoo.com>
Subject: ersal tehghigh
To: gmpersia@yahoo.com
Date: Friday, July 23, 2010, 10:19 PM

با سلام

تحقیق خودم را كه درارتباط با تخت جمشید  و یكی از نقش نگاره های آن فروهر می باشد ارسال می نمایم . امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.

 

با تشكر

محمدحسین بافته چی


رمز دوم :

« دست » نماد نیایش(دعا)

در نگارنده ی فروهر می بینم كه دست راست او گشاده و كف دست به سوی بالاست و همین در حالت نیایش و دعای امروز ادامه دارد.

تنقید شمس تبریزی از اوحدالدین كرمانی گویای آنست كه برای رابطه با خداوند لزومی بواسطه نیست . و مظاهر عینی نور خدا نسبت به ما زمینیان از سوی بالا ( آسمان ) می آید و فروهر هر انسانی هم سه هزار سال پیش از او آفریده شده است و به گاه زایش جهت نگهبانی و هدایت او فرود می آید و دردم مرگ دوباره به جهان ابدی بر می گردد ، پس به گاه دعا باید دست طلب بسوی آسمان باشد . در رقص سماعی دراویش مولوی این چنین است : « در حالت جذبه ی كامل دو دست را موازی زمین باز می كنند و ضمن چرخ زدن موزون و دل انگیز كف دست راست به سوی آسمان و كف دست چپ بسوی زمین است .

فروهر ها ( روح انسانی ) از جهان بالا آمده است و بعد از مرگ باز به آنجا بر می گردد .

( گفتار پاك) را عمل صالح( كردار نیك) چون بصورت دعا از دهانی بیرون آید به جهان بالا می برد و اشتیاق او را به بازگشت به مبداء كل بیان میكند .

از عصر اساطیری و ما قبل تاریخ شواهد و قراینی داریم كه انسانها از بدو پیدایش به یك تكیه گاه دینی نیاز داشته اند و مفهوم علو درجات خدایان را با مقیاس زمینی خود تصور می كرده اند . بدین معنی كه بالا مقر خدایان و پایین جایگاه بندگان آن خدایان تصور می كرده این باور همگانی ایجاب می كرد كه همیشه رو به آسمان ( كه بالای سر آنها بود) نگاه كند طبیعی است كه بزرگترین شیء آسمانی ، خورشید را می دیدند و با آن به نیاش می پرداختند.انسان قبل از آنكه به زبان متعالی دسترسی پیدا كند و بتواند با خدایان بوسیله ی واژه ها رابطه برقرار كند به زبان دیدنی (visual Language ) متوسل می شد و این زبان تا امروز - كه عصر ایمان و استمرار مبانی ادیان بزرگ آسمانی است ادامه دارد . چنانكه اگر انسانی از چیزی بترسد و به اصطلاح زبانش بند آید برای خواستن یاری از دیگران با دستش به آن موجود وحشت انگیز اشاره می كند.

در نگاره فروهر دست راست به سوی آسمان است و این حالت در اهنودگات سردوهای خود اشو زرتشت بصورت واژگان ( دیدنی و شنیدنی) وجود دارد:

« ahya yatha.menan.ha ustanzasto refdhrahya» از پی ستایش خلقت خرد مقدس مزدا كه دستها را برای یاری خواستن بلند نموده.

این همان گویایی قدمت حالت دعا است كه دستها برافراشته است . در گاتها ( یسنا29 بند 5)هم باز همان حالت دست نیاز بسوی اهورا مزدا برافراشتن وجود دارد:

« at vaustaish apva sastatsh frinemna Ahuaraun» مادو ، تن و روان دستها را بسوی اهورا بلند نموده وی را می ستاییم .

به این ترتیب چه از دیدگاه مزد یسنا ، و چه عرفان ایرانی و اسلامی ، دعا باید به همان حالت ( دست برافراشته بسوی خداوند – نور خداوند ) باشد كه در نگاره فروهر همچنان است .

1- گاتها، اهنودگات – سینا28 بند 1 صفحه ی 4-5 .

2- گاتها ، اهنو دگات – سینا 29 بند 5 صفحه ی 12-13

رمز سوم :

« حلقه» نماد پیمان الست

در دست چپ انسان كامل (رمز نخست) حلقه ای را می بینیم . این حلقه زبان و واژه های دیدنی است كه پیمان انسان را در عهد الست با خدای یگانه بیان می كند و هنوز هم نمادین بودن خود را در فرهنگ ما حفظ كرده است . در زناشویی دختران و پسران ایرانی با تبادل انگشتری (حلقه) پیمان زندگی مشترك بسته می شود . و در تعابیر عرفا كه مِی ، باده یا شراب نماد مستی جاویدانی انسان است از خمخانه الست - در كاسه یا قدح - پیاله و یا جام خورده می شود و می دانیم همه ی این پیمانه ها لبه گرد به شكل حلقه دارند .

شعرای ایرانی كه در مشرب عرفان قلم زده اند آن حلقه ی تهفه ی پیمانه را نماد پیمان روز الست گرفته اند .

برو ای زاهد بر دُرد كشان خرده مگیر كه ندادند جز این تحفه به ما روز الست

( حافظ ص 109 )

حلقه در دست چپ انسان كامل قرار دارد . ولی پیمان بستن با خلفا و رهبران مذهبی با دست راست انجام می گیرد . در نگاره فروهر چون دست راست در این جهان به پیمان عمل می كند ( در حال دعا و نیایش است ) حلقه ی پیمان را در دست چپ گرفته است . در گاتها (یسنا 30 بند 3 ) از حكم خداوند بصورت پیمان بستن انسان با خدا در روز الست سخن رفته است .

در بند 11 یسنا 30 (اهنودگات) می خوانیم :

« ای مردم اگر از حكم ازلی كه مزدا برقرار داشت برخوردار گشتید و از خوشی این گیتی و سرای دیگر و از رنج جاودانی و زیان دروغ پرستان و از بهره و سود راستی خواهان آگاه شدید آنگاه در آینده روزگار همیشه خوش خواهد بود . »

در دست چپ نگاره ی فروهر چنبری (حلقه ) است كه مفاد عهد و پیمان آدمی با اهورا است .

انتخاب یكی از این دو راه ( دروغ و راستی یا شُكر و كفر ) در سرتاسر گاتها به اختیار خود انسان است .

گاتها : صفحه ی 21

رمز چهارم:

دو بال سه طبقه : نماد اندیشه ی نیك – گفتار نیك – كردار نیك

در نگاره فروهر دو بال افراشته در حال پرواز می بینیم كه هر بال آن پر های سه طبقه دارد و تمثیلی از پرواز فروهر انسان با بالهای اندیشه و گفتار و كردار نیك به سوی موطنی ازلی و ابدی است. از دیگاه اندیشه های اوستایی طبقات سه گانه ی بالهای فروهر نمادی از ( humata) اندیشه نیك و ( Huxta) گفتار نیك و ( Huvarshta) كردار نیك است كه بنیاد آئین اشو زرتشت را تشكیل میدهد.

در یسنا 28 بند 4 چنین می خوانیم :

« من به یاد سپر ده ام كه روان را با همراهی منش نیك نگهبانی كنم ، چه از پاداش مزدا اهورا از برای كردار آگاهم . تا هر چند كه توان و توش دارم خواهم آموخت كه دین راستین (اشا) جویند.

رمز پنجم :

زمان بی آغاز و بی انجام – نماد ازل و ابد

بر دور كمر نگاره ی فروهر حلقه ای است كه كنایه از زمان بیكران ( از لحاظ ازلی و ابدی بودن) آنست كه از اصطلاح كمر بستن مفاهیم دیگری هم در تدبیات مستفاد می گردد:

1- اماده به خدمت بودن

2- كنایه از آمادگی و مهیا بودن برای انجام كاری

3- به نوشته ی برهان قاطع : كنایه از اختیار كردن ، قوی دل شدن در كارها

4- به نوكر و ملازم هم گفته می شود

5- در معنی زنار بستن هم آمده است

شادروان دكتر محمد معین در حواشی برهان قاطع می نویسد :

(كستی- كشتی از پهلوی kostik مأخوذ است كلمه ی اخیر غالبا در گزارش پهلوی اوستا در كتابهای پهلوی كمر بند مخصوص زردتشتیان استعمال شده و از آن جمله در تفسیر بند 12 فرگرد 16 و بند 1- 9 فرگرد 18 وندیدا و فصل 24 و بند 22 و فصل 30بند هشن .

كلمه مزبور از ماده ی kost مشتق است كه در پهلوی بمعنی پهلو ، سوی ، جانب و كنار است ، و در پارسی كشت و كست به همین معنی آمده چنانكه در لاتین costa در انگلیسی coast و در آلمانی kuste و در فرانسوی cote از همین ماده است .

كستی زرتشتیان را بند دین نیز گویند و معرب آن « كستیج» و«كستك» و « كشتیج» است این كستی از 72 نخ از پشم گوسفند تهیه می گردد و آن باید به دست زن موبدی یافته شود 72 نخ به 6 رشته قسمت شده و هر رشته 12 نخ است . عدد 72 اشاره است به 72 فصل یسنا كه مهمترین قسمت اوستا است 12 اشاره است به دوازده ماه سال و 6 اشاره است به 6 چهره گهتیار كه اعیاد دینی سال باشد .

كستی را باید سه بار دور كمر بندند و این نیز نمادی از عدد سه اصل مزد یسنا است .

منش نیك ، كنش نیك و گویش نیك می باشد . هر زرتشتی موظف است كه كشتی را به دور كمر ببندد ( رك : مزد یسنا ، ص 252- 243) . می دانیم كه فروهر از جهان زبرین آمده و پیشتر از خلقت هر انسانی وجود داشته است حلقه بر كمر فروهر تمثیلی (نمادی) از خلقت جهان در دل زمان بیكران (ازلی و ابدی ) است . در آیین زروان زمان اصیل است و معتقدند كه آفرینش نتیجه ی زمان است ریشه ی اوستایی زروان ما را به مفهوم زمان در حلقه ی دور كمر فروهر راهنمایی میكند . در یسنا 72 بند 10 آمده است :

« ثوابش گزند ناپذیر ، زمانه ی بیكرانه، زمانه ی جاودانی را می ستایم..

در متن اوستایی

« zarvana akara» همان است كه امروز آنرا « ازلی و ابدی » می نامیم . در اوستا یكی از صفات زروان خود ذات ( xvadhata) است كه لفظاً به معنی خودداد به قانون خود استوار یا به داد و آیین خویش پایدار ) می باشد كه در فارسی خدا شده است .

كریستنسن با توجه به یسنا 30 بند 3 :

« آن دو گوهر همزادی كه در آغاز عالم در تصور ظهور نمودند یكی از آن نیكی است در اندیشه و گفتار و كردار و دیگری از آن بدی است در اندیشه و گفتار و كردار . كه از میان این دو مرد دانا باید نیك را برگزیند نه زشت را».

با توجه به زایش خدایان روم و یونان باستان از همدیگر در پی یافتن پدری برای آن دو گهر است در حالیكه در اوستا چنان زایشی وجود ندارد و همان بند 3 از یسنای 30 تصریح می كند كه در آغاز عالم ( خلقت و بعد از آفرینش انسان متفكر آن دو گوهر همزاد در تصور (اندیشه و خیال انسان) ظهور می كند ولی زروان بیكرانه نامیده شده است و خلقت در ضمن زمان انجام یافته است .

در ایران پیش از زرتشت به گواهی آثاری كه برای ما باقی مانده به طرق گوناگون زمان را می سنجیدند و شاهنامه فردوسی یكی از این شواهد گویا است كه در آن روزگاران اساطیری (كیانیان) همه ساله جشنهای سده و مهرگان بر پا می شده است و اگر سنجش زمان را نمی دانستند و محال بود كه روزهای جشنها را بتوانند معین كنند.

با توجه به زمان در علم كلام ایران باستان موضوعی به نام زروان پیدا شده است كه این كلمه دراوستا zarvan و در پهلوی zarvan همه به معنی زمان است . در صفت است كه اغلب زروان را با آن آورده اند یكی « akaranu» یعنی بیكرانه و بی انتها دیگری « dareghokhvadata» بمعنی زمان درنگ خدای آمده است . پس زمان بی آغاز همان « zarvaana- akaranu» است كه عیناً ترجمه شده است.

1- یسنا ، بخش دوم صفحه ی 119

2- ساسانیان صفحه ی171 یا مزدا پرستی ص 154

3- زروان در قلم دین و اساطیر صحفه ی 4

رمز ششم :

« دو رشته آویخته از دایره ی زمان » نماد دو گوهر همزاد

دو رشته ی پیوسته به چنبر میان فروهر ، نمادی از دو نیروی باطنی انسان یعنی سپنتامینو « Sepenta mainyu » و انگره مینو « Angro mainyu » است .

البته باید بدانیم كه « از چیزی كه در گاتها هیچ محبت از آن نیست آن منازعات هر فرد و اهریمن است . از این جنگ و ستیزه مایه ی همه ی مباحثات گردید و در سر آن اشتباهات بزرگ برخالت روح زرتشت هیچ خبری از آن ندارد در سراسر گاتها اهورا مزدا یگانه آفریدگار جهان مینوی و مادی است و سرچشمه ی همه ی نیكیها و خوبیهاست و در مقابل او آفریدگار یا فاعل شهری وجود ندارد .

انگره مینو « Angro mainyu » یا خرد خبیث كه بعدها به مرور ایام اهریمن گردید و زرتشتی های جهانی از قبل اوست در مقابل سپنتا مینو « Sepenta mainyu » است كه خرد مقدس باشد . جهان مادی ، آمیخته ای است از بدی و خوبی – سیاهی در مقابل سفیدی – تاریكی در مقابل روشنایی.

چون چنین است – ناگزیر ذات مقدس اهورا مزدا را عاری دانستند از آنكه در طی زندگانی گرفتار چنگال این همه زجر و شكنج و ناخوشی و گزند و آزار – آید و از ساحت او جز سود و نیك سر نزند آنچه در جهان زشت است منسوب به خرد خبیث است .

سپنتامینویا خرد مقدس و یا بعبارت ساده تر قوه ی نیكی از آن اهورا مزدا است . در مقابل آن انگره مینو یا خرد خبیث یا قوه ی زشتی می باشد . در واقع زد و خورد در طی روزگاران میان قوه ی خوبی و بدی است در هر جایی از گاتها كه صحبت از انگره مینو شده است ، آنرا در مقابل سپنتامینومی بینیم نه در مقابل اهورا مزدا ، چنانكه در یسنا 45 ، قطعه دوم گوید :

« من می خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری كه در آغاز زندگی وجود داشتند ، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس به ان (گوهر) خرد خبیث گفت : اندیشه و آموزش و خرد و آرزو و گفتار و كردار و زندگانی و روان ما با هم یگانه و یكسان نیست » دراهنودگات (یسنا30) از این دو مینوی نیك و بد به عنوان « دو گوهر همزاد در اندیشه ها » سخن می رود . یعنی این دو نیروی متضاد از تصورات خود انسان زاده اند .

از این دو گوهر در خود اوستا ، تمثیلاتی ساخته اند ، در یشت ها ، حماسه ی دل انگیز نبرد فرشته ی باران (تشتر) و دیو خشكی (اپوش ) را بیان می كند .

بر مبنای همین اسطوره است كه در ادبیات ملّی ما داستان خیر و شر ساخته شده است .

خلاصه سخن آنكه این دو نیروی متضاد از نخستین روز آفرینش در نهاد انسان بوده است و در نگاره ی فروهر به صورت دو رشته از كناره ( پیرامون ) حلقه ی زمان به دو سوی رفته است .

رمز هفتم:

دامن سه بند نماد: اندیشه ی بد ، گفتار بد، كردار بد

آخرین قسمت از نگاره ی فروهر دامن سه بندی است كه از كمرش به طرف پایین آویزان است و تمام دامن ها در لباس انسان همین حالت را دارد و آن سه بند نماد اندیشه ی بد ، گفتار بد و كردار بد، است و برخلاف بالهای سه طبقه انسان را از اوج به حضیض ذلت سقوط میدهد.

با اینكه اصل و تبار ایراینان ( به روایت اسطوره های شاهنامه) اصل و تبار تورانیان از وجود فریدون سرچشمه گرفته است بنا به اصل منطق كه می گوید :

« منوچهر انسان است . انسان فناپذیر است پس منوچهر فنا پذیر است ) می توان حكم كرد دو گوهر همزاد در وجود فریدون هم وجود داشته است و به فرزندانش ایرج ، سلم و تور منتقل شده است و تنها تفاوت در این است كه روح فریدون و ایرج گوهر نیكی و روح سلم و تور گوهر بدی را پذیرفته است. »

ایرانیان كه از تجمه ی ایرج ( نیك اندیش – نیك گویش و نیك گنش) بودند در اساطیر به همان صفات متصف شدند و در كارنامه ی اسطوره ای ادوار اساطیری اغلب با كسانی روبرو هستیم كه هرگز از اوج انسانیت و انسان كامل بودن سقوط نكرده اند و مقام انسان بودن را حتی در قبال از دست دادن تاج و تخت حفظ كرده اند ولی پیروان ( بد اندیشی – بد گویشی و بدكنشی ) صدر درصد ( چه اساطیر و چه در تاریخ ) از اوج قدرت به حضیض ذلت افتاده اند .

نمونه ها را از هر دو ، نام چند انسان را از تاریخ و اسطوره نام می بریم :

1- گروه نیك اندیشان :

رستم ، سیاوش ، كتایون ، بزرگمهر ، تنسر ، آلبرت شواینزر ، مهاتِ گاندی ، بتهون ، بایزید و ده ها هزار زن و مرد از اسطوره و تاریخ .

2_ گروه بد اندیشان :

ضحاكِ بیورسب ، افراسیاب ، گرسیوز ، سودابه ، آتیلا ، نرون ، چنگیز ، هیتلر ، دوبچه ، ایوان مخوف ، گروی زره و بداندیشان دیگر .

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: