تبلیغات
کلاس توریسم - نیم نگاهی به یزد ( قسمت اول )
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

نیم نگاهی به یزد ( قسمت اول )

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
شنبه 23 مهر 1390-12:12 بعد از ظهر

فرستنده : بهار صلاحی

bahar salahi.

daneshjouye rouzhaye zoj

                             پروژه درس فنون تور لیدری

                                      بهار صلاحی


           سرزمین‌ یزد جلوه‌هایی‌ از باشكوه‌ترین‌ و درخشانترین‌ میراث‌ فرهنگی‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوار مختلف‌ تاریخی‌ ایران‌ را در خود جای‌ داده‌ است‌. تاریخ‌ سكونت‌ انسان‌ در این‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پیش‌ از میلاد فراتر رفته‌ است‌، به‌ طوری‌ كه‌ در عهد پیشدادیان‌ طوایف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس‌، این‌ سرزمین‌ را یزدان‌، نامیدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد یزد محل‌ عبادت‌ شد. از مهم‌ترین‌ مراكز اسكان‌ اولیه‌ این‌ سرزمین‌ به‌ مهرپادین‌ (مهریز) فهرشان‌، پهره‌ (فهرج‌)، خورمیش‌، ادر (اردكان‌)، شواز، قلاع‌ موبدان‌ (میبد)، طرنج‌، عقدا و اشكذر می‌توان‌ اشاره‌ كرد. شهر یزد به‌ عنوان‌ محلی‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادی‌های‌ مزبور قرار داشته‌ است‌.
      دره‌های‌ سرسبز و مناطق‌ ییلاقی‌، چشمه‌ سارها، ارتفاعات‌ و قله‌ها، غارها، حیات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به‌ویژه‌ جاذبه‌های‌ كویری‌ از خصوصیات‌ جالب‌ توجه‌ طبیعت‌ یزد است‌ كه‌ برخی‌ از آنها جزء تفرجگاههای‌ مهم ‌مردم‌ استان‌ به‌ شمار می‌آید.
     استان‌ یزد از لحاظ‌ كنش‌های‌ فرهنگی‌ نیز جالب‌ توجه‌ است‌. این‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهای‌ فرهنگی‌ مردم‌كانون‌ گوناگونی‌هاست‌ و در این‌ بین‌ خصوصیات‌ فرهنگی‌ زرتشتیان‌ از پیشینه‌ تاریخی‌ درخشانی‌ برخوردار است‌.زرتشتیان‌ طبق‌ آئین‌ زرتشت‌ مراسم‌ ویژه‌ای‌ را در روزهای‌ معینی‌ از سال‌ برگزار می‌كنند كه‌ از دیدگاه‌ جهانگردی‌برای‌ افراد مسلمان‌ و پیروان‌ سایر ادیان‌ جالب‌ توجه‌ و دیدنی‌ است‌.

جغرافیای استان یزد
          
استان یزد در قسمت مرکزی فلات مرکزی ایران، مابین عرضهای 29 درجه و 52 دقیقه تا 33 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی و 52 درجه و  55 دقیقه تا 56 درجه و37 دقیقه طول شرقی واقع شده است. این استان با مساحتی در حدود 131575 کیلومتر مربع، چهارمین استان به لحلظ وسعت در کشور است. یزد از شمال و غرب به استان های سمنان و اصفهان، از شمال شرق به استان خراسان رضوی، از شرق به استان كرمان و خراسان جنوبی، از جنوب غربی استان فارس و از سمت جنوب شرقی به كرمان محدود میشود. از نظر پستی و بلندی دارای تنوع است. از حدود 666 متر از سطح دریای آزاد (کویر ریگ زرین در نزدیکی عقدا) تا 4075 متر (قله شیرکوه) تغییر میکند. مقدار متوسط بارندگی سالانه بین 50 تا 100 میلیمتر میباشد. نوسان درجه حرارت در زمستان و تابستان و حتی در شب و روز بسیار زیاد است. حداکثر حرارت 45 درجه سانتیگراد بالای صفر و حداقل 20 درجه سانتیگراد زیر صفر متغیر است. میانگین روزانه دما برای تمام سال بین 9/11 تا 7/20 درجه سانتیگراد متغیر است.         محدوده استان یزد جزئی از فلات مرکزی ایران است که کویرهای ایران نیز عمدتاً در این فلات جای دارند. بخش بزرگی از مساحت محدوده استان را قسمتهایی از کویرهای مختلف پوشانده است. جمعیت استان بر اساس سرشماری سال 85 معادل 983052 نفر می باشد که از این تعداد، 785213 نفر را جمعیت شهری و 197839 نفر را جمعیت روستایی شامل میشوند. منطقه یزد یکی از سرزمینهای باستانی و دارای میراث درخشانی از فرهنگ و تمدن کهن و ادوار مختلف تاریخی با قدمت 3 هزار سال است.
      در حال حاضر استان یزد دارای ده شهرستان، بیست و سه شهر، بیست بخش، پنجاه و یك دهستان و حدود پنج هزار روستا است كه تعداد 1323 روستای آن دایر و بقیه به جهت مهاجرت متروك شده است.
ابركوه ـ اردكان ـ بافق ـ تفت ـ خاتم ـ صدوق ـ طبس ـ مهریز ـ میبد ـ یزد
شهرستان یزد با وسعت 2491 کیلومتر مربع بعنوان مرکز استان می باشد.
در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمایز از هم‌ وجود دارد. اولی‌ بخشی‌ از كوههایی‌ است‌ كه‌ در جهت‌شمال‌ غربی‌ - جنوب‌ شرقی‌ از مركز ایران‌ عبور می‌كنند. و به‌ كوههای‌ مركزی‌ ایران‌ معروف‌ هستند. دومی‌ شامل‌رشته‌ كوههایی‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزی‌، شمالی‌ و شرقی‌ استان‌ قرار دارند. رشته‌ شیركوه‌ كه‌ مانند دیواری‌قسمت‌های‌ مركزی‌ استان‌ را از بخش‌ غربی‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا می‌كند، همواره‌ از برف‌ و یخ‌ پوشیده‌ شده‌ و درتامین‌ آب‌ شهرهای‌ یزد، تفت‌ و مهریز نقش‌ مهم‌ و اساسی‌ دارد.

فرهنگ بومی حاکم بر استان یزد
        
استان یزد از سرزمینهای قدیمی و تاریخی است و در میان ایالت های قدیمی و بزرگ پارس، اصفهان، کرمان و خراسان قرار داشته است. این سرزمین از معابر و گذرگاههای مهم در ادوار تاریخی محسوب می شده است.
این استان از درگیریها و جنگهای سیاسی تاریخ کشور ایران تا حدودی ایمنی داشته است. از طرفی صعب العبور بودن راهها به همراه محدودیت منابع آبی و غیره مانع عمده تسخیر این منطقه توسط بعضی از حکومتهای بزرگ و کوچک حاشیه و پیرامون این منطقه در طول تاریخ بوده است. با توجه و گواهی گرفتن از منابع تاریخی، آبادی نشینی در این منطقه از قدمت طولانی برخوردار است. از مظاهر فرهنگ مادی و معنوی که مردم این خطه از خود به جای گذاشته اند و میراث تاریخی آنها در دوره های قدیمی به حساب آمده و نشانه هایی از مهر و آناهیتا، ایساتیس و هخامنشی و زندان اسکندر و برج و بارو و کهن دژهای  بزرگ و عظیم و پناهگاههای متعدد و موبدان و سران ساسانی و ابنیه و یادگارهایی بعد از اسلام نظیر مساجد و امامزاده ها و مزارها و... نشانگر فرهنگ و تمدن مردم چه قبل و چه بعد از دوره اسلامی بوده است.

فرهنگ، زبان و گویش مردم یزد
مردم یزد به زبان فارسی رایج با پاره ای ویژگیهای گویشی سخن می گویند و بسیاری از واژه ها و ترکیبات زیبای فارسی را در گویش خود حفظ کرده اند. در استان یزد برخی ویژگیهای گویشی میان شهرستانهای مختلف محسوس است. معتقدین به آیین زرتشتی در میان خود هنوز به زبان نیاکان شان سخن می گویند و به ویژه مراسم مذهبی خود را با این زبان انجام می دهند.


مراسم مذهبی
الف) جشن و سرورهای خصوصی و عمومی:
   
اکثریت قریب به اتفاق مردم استان یزد پیرو دین اسلام و شعیه دوازده امامی هستند. به همین دلیل مجموعه مراسم تحت تأثیر رفتارها و کنشهای فرهنگی اسلامی و ملی صورت میگیرد. مراسم عروسی، اعیاد ملی و مذهبی نظیر عید نوروز، عید فطر، عید غدیر خم، عید مبعث و سالروز تولد پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) به ویژه نیمه شعبان (سالروز تولد دوازدهمین امام یعنی امام مهدی (عج)) به طرزی با شکوه و مفصل برگزار میشود.
مراسم مربوط به جشنها و اعیاد زرتشتیان نیز از جذابیت خاصی برخوردار است. مراسم عروسی و همسر گزینی طی مراحلی صورت می گیرد. خواستگاری، وکیل پرسان، گواه گیران، عروس کشان و پاتختی از جمله این مراحل است.
   جشنهای ماهانه (برابر شدن نام روز با نام ماه مثلاً روز فروردین با ماه فروردین) جشنهای مفصلی موسوم به گاهنبار ها، نوروز جمشیدی و مراسم پنج روز پایان سال، روز تولد آشو زرتشت پیامبر ایران و باستان (روز خرداد از ماه فروردین مصادف با ششم فروردین) و جشن سده یا جشن بزرگداشت آتش اهورا مزدا منصوب به هوشنگ پادشاه پیشدادی در روز دهم بهمن ماه از مهمترین مراسم شادی هستند که از سوی زرتشتیان با شکوه خاصی برگزار میشود. مراسم عید پسح، یهودیان به مدت 8 روز به مناسبت نجات قوم بنی اسرائیل توسط حضرت موسی (ع) در کنیسه «هاداش» یزد از طرف اقلیت بسیار کوچک یهودی برگزار میشود.

ب) سوگ و عزاداری های عمومی و خصوصی:
    مراسم (نخل برداری) که از قدیم الایام در یزد مرسوم بوده است، جذابیت خاصی دارد.
نخل به عنوان تابوت سومین امام یعنی امام حسین (ع) شناخته می شود. نخل، چوب بستی عظیم به شکل برگ درخت است که شباهتی به برگ خرما ندارد. نخل با پارچه سیاه سر تا پا سیاه پوش می شود و صد ها شمشیر، قمه، و خنجر برهنه با تزئینات خاصی مانند: آئینه ها، میوه ها، پولکها، منگله ها، دستمال های ابریشمی رنگی بر دو طرف بدنه نخل بسته می شود. در دهه اول محرم و یا در دهه آخر ماه صفر (دو ماه خاص عزاداری شیعیان) نخل توسط مردم عزادار مانند کشتی به حرکت در می آید و سه دور گرد میدان نخل می چرخد و آنگاه آرا  آرام به درون آشیانه خود باز می گردد. همراه با چنین مراسمی، روضه خوانی، سینه زنی و عزاداری انجام می شود.

آداب و رسوم محلی
حفظ و پایبندی به سنتها و ارزشهای رایج ملی و اشتیاق همگانی نسبت به پایبندی به این ارزشها و سنتها ویژگی بارز آداب و رسوم محلی مردم است و این پایبندی و اشتیاق را در مراسم ازدواج و... می توان مشاهده کرد. سادگی و بی پیرایه بودن به همراه داشتن روحیه قناعت و صرفه جویی از ویژگیهای آداب و رسوم مردم است.

شکارگاهها و مناطق حفاظت شده
وجود پناهگاههای گوناگون و زیستگاههای مختلف با جمعیتهای فراوانی از حیات وحش در دل اکو سیستم های کویری استان دیده می شوند که انواعی از گونه های حیات وحش بسته به نیازهای زیستی خود محلهایی را جهت زیست خود انتخاب می نمایند. در اکثر ارتفاعات و کوهستانهای صعب العبور و دامنه های  پرشیب می توان کل و بز را مشاهده نمود. تراکم جمعیت این جانور در ارتفاعات بافق و شیر کوه بیش از سایر مناطق در استان می باشد.
تپه ماهور ها و کوهپایه های استان نیز زیستگاه خوب و مناسبی برای قوچ و میش می باشد. در قسمت جلگه ها و دشتها مراتع و حاشیه مزارع به ویژه در منطقه حفاظت شده کالمند و بهادران تعداد زیادی آهو زیست می کنند. در نقاط دشتی و تپه ماهور ها با آب و هوایی نسبتاً خشک تر و دور از دسترس انسان گونه جبیر را می توان یافت

 

نارین قلعه (نارنج قلعه)
نارین‌قلعه یا نارنج‌قلعه مهمترین و دیدنی‌ترین بناى تاریخى شهرستان میبد است.

این قلعه از بناهاى مربوط به دوره اشکانی و قبل از اسلام است و در دوران مظفریان تعمیراتى در آن صورت گرفت. اطراف آن خندقی بوده است و نقب‌های زیر آن گاهی تا یک فرسنگ امتداد دارد.

در محرم سال 744 جنگ سرنوشت سازی که باعث پیروزی آل مظفر بر چوپانیان گشت در این محل اتفاق افتاده است.مساحت این قلعه 3 هکتار و بنا در 7 طبقه و داراى برج و بارو و دربندهاى متعدد است و بالاى تپه‌اى مسلط بر شهر میبد قرار دارد.قطر پایین‌ترین حصار قلعه که قسمت بزرگى از آبادى میبد را دربر مى‌گرفت، 5 و در بعضى قسمت‌ها به 20 متر مى‌رسیده است.نارنج قلعه 4 برج گرد بلند دارد و آنچه امروزه از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه‌های از برج‌ها و باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است.کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بوده است و بیشتر آن را باغ‌ها و قنات‌ها و آسیاب دربر می‌گرفته است.زیباترین بادگیرها و خانه‌ها و کوچه‌های سابات‌دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله زیبا می‌توان مشاهده کرد.نارنج‌قلعه داراى اتاق‌هاى متعددى بوده است که در حال حاضر قسمت‌هایى از این اتاقک‌هاى کوچک تودرتو، موجود است و بسیارى از آنها نیز به علت قرار گرفتن در طبقات پایین و ریختن راهروها هنوز کشف نشده است.بعضی‌ها نارین قلعه را همان دژ سفید شاهنامه می‌دانند. این قلعه بالای یک تپه و مسلط به اطراف ساخته شده و اطراف آن را هم خندق کنده‌اند.یک روایت افسانه‌ای هم حکایت از آن دارد که قلعه در زمان کیومرث ساخته شده و اولین آدم‌ها از راه آب و دریا به آن پا گذاشته‌اند.بعضی‌ها هم آن را ساخته سپهبد ساسانی- مهبد- می‌دانند. مهبد از سرداران قباد و انوشیروان بود. در نزدیکی‌های نارین قلعه میبد سفال‌های رنگی و نقش‌دار از دوران عیلامی به ‌دست آمده که بیش از 4000 سال قدمت دارند و به خاطر همین قدمت زیاد ساختمان قلعه به زیگورات یا معابد عیلامی شبیه است.از این قلعه که کاملا از خشت و گل ساخته شده است، در دوره‌های مختلف تاریخی به عنوان ارگ حکومتی یا دژ نظامی استفاده می‌شده. اوج اقتدار این قلعه در پیش از اسلام، مربوط به دوره ساسانیان و پس از آن مربوط به دوره آل مظفر است.بعضی این کهن دژ را سرآغاز شروع آبادانی یزد می‌دانند. پیچ‌های تودر‌توی قلعه، کشمکش‌ها و جنگ‌های زیادی را به خود دیده است.این قلعه، یک قلعه نظامی بوده ولی بعضی با توجه به شکل 5 طبقه آن احتمال می‌دهند که زیگورات بوده و از آن به عنوان معبد استفاده می‌کرده‌اند.

 

صنایع دستی استان یزد

         صنایع دستی به بخشی از هنر و صنعت گفته می شود که با بهره برداری از مواد اولیه بومی و انجام کار اساسی به کمک دست و ابزارهای سنتی دستی انجام می پذیرد و منحصر به ساخت محصولاتی می شود که بیانگر ذوق هنری و خلاقیت فکری سازندگان آن می باشد. مهم ترین صنایع دستی در استان یزد عبارتند از: قالی، قالیچه، گلیم، مخمل، زری، چادر شب، دستمال، مرس ریزه جیم، قناویز، اجرامی، شمد، ترمه، پرده، زیلو، روفرشی، کرباس، بقچه، لنگ، کیسه حمام، خورجین، پتو، سفال، سرامیک، حصیر، کاشی و گیوه.


در میان صنایع دستی قالی بافی، ترمه بافی، زیلو بافی، ساخت سفال، سرامیک و کاشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شیرینی پزی در یزد سابقه طولانی دارد. در یزد شیرینی های سنتی مانند باقلوا، قطاب، لوز نارگیل، پشمک، نان برنجی و حاجی بادام و... تهیه می شود.پیشینه یزد آکنده از پایمردی و استواری مردمانی سخت کوش و پرتلاش است که به رغم طبیعت گرم و خشک این دیار، کمر همت بسته و با پشتکار و خلاقیت و ذوق هنری خود نام شهر و دیارشان را پرآوازه کرده اند

همانگونه که گفته شد با توجه به شرایط آب و هوایی و محدود بودن فعالیت های کشاورزی و دامپروری در استان یزد، سایر فعالیتهای انتقالی و افزون بر همه فعالیت در رشته های مختلف صنایع دستی در آن استان رشد کرده است. نساجی سنتی، سفال و سرامیک سازی، زیلو بافی قالیبافی و ساخت مصنوعات مختلف فلزی از جمله صنایع دستی رایج در استان یزد است


قالیبافی:

قالیبافی، این صنعت و هنر والای همه مناطق ایران، در استان یزد نیز از اعتبار ویژه ای برخوردار است و همانند صنعت نساجی، از دیرباز در استان مذکور و بخصوص شهر یزد، جایگاه خاص خود را داشته استاز آنجا که صنعت قالیبافی ویژه زنان است و جایگاه آن در روستاها دامنه وسیعی را شامل می شود، در نتیجه در اقتصاد روستایی اهمیت فراوانی داشته و در معشیت خانواده نقش اساسی ایفا می کند.در گذشته های دور قالی بافان یزدی از طرحها و نقش های مختلفی مانند:هراتی، گل ماهی، کرمانی، سردار جنگل، بندی، شکارگاه و جوشقانی استفاده می کردند ولی امروزه بیشتر به طرح فرش های کاشان اکتفا می شود. درکارگاههای خانوادگی معمولاً یک دار قالیبافی نصب می شود که اکثراً محل سکونت بافندگان نیز می باشد، اما در کارگاههای بزرگ که تعداد آنها بسیار کم است، تعداد دارها متفاوت است صنعت قالیبافی در سایر نقاط استان یزد نیز طی سالهای اخیر رواج پیدا کرده است به طور مثال قالیبافی در میبد تحت تأثیر نائین از چهل سال پیش آغاز شده و از رونق خوبی برخوردار است. در بافق، بهاباد، تفت، و روستاهای آن منطقه نیز طی بیست سال اخیر، صنعت فرش جایگاه خاصی یافته است.

منابع :

یزد شهر ماسه های بادی

فرهنگ زرتشتیان یزد،رمضانخوانی سپیده

ceramicyazd.blogfa

www.mirjalilismj.blogfa.com

azmategham.mihanblog.com

khilikhashah.cafeserial.ir

www.ketabname.com

historyyazd.blogfa.com/


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است



فرستنده : بهار صلاحی

bahar salahi.

daneshjouye rouzhaye zoj

                             پروژه درس فنون تور لیدری

                                      بهار صلاحی

نسا جی سنتی:

تا گذشته ای نه چندان دور، به علت غلبه سنت ها و رسوم پیشینیان بر زندگی مردم، کمتر خانه ای در یزد وجود داشت که در آن یکی از حرفه های نساجی دستی یافت نشود. استمرار تولید در خانه موجب شده بود که تجربیات و اطلاعات حاصله به سادگی از نسلی به نسلی دیگر انتقال یافته و اشتغال به صنایع دستی به صورت یکی از ارکان اقتصاد خانواده در آید. هر چند که امروزه در نتیجه تغییر شیوه زندگی و رویکرد جوانان به شغل و حرفه ای غیر از کار پدری کمتر صدای دفتین دستگاههای بافندگی در خانه ها به گوش می رسد، ولی با این حال هنوز هم ذوق و هنر صنعتگران یزدی را در تولیداتی به شکل سجاده، روتختی، پتو، احرامی، شال، دستمال ابریشمی و پارچه های ترمه، زری و مخمل و همچنین دارائی که شیوه رنگرزی آن در ایران منحصر به یزد است، می توان یافت.به طور خلاصه می توان گفت که در اکثر نقاط استان یزد صنعت نساجی رواج دارد. در اشکذر بافت انواع پارچه های پنبه ای و ابریشمی و همچنین بافتن قالی، گلیم و خورجین، در اردکان بافت قالی، موتابی، زیلو، کرباس، حصیر و سبد، در میبد بافت زیلو، در شهرستان تفت نساجی به همان شیوه سنتی و عمدتاً دستی، در شهرستان بافق قالیبافی، حصیر و پادری و تهیه جارو و بادبزن و در مهریز، قالیبافی، سبد بافی، سنگتراشی و چاقو سازی رواج دارد از گذشته های دور، بافت ایکات یا دارائی در نقاط مختلف کشورمان وجود داشته ولی در حال حاضر در کارگاههای محدودی در یزد، این پارچه زیبا تولید مشود با ادامه و استمرار انواع روشهای بافت ایکات، نقش های بی شمار از ساده ترین طرحهای راه راه و هندسی تا پیچیده ترین سبک(ژاکارد) از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده است. هرگز نمی توان دوگونه دارایی همسان پیدا کرد زیرا هر کدام نرمی و مواجی ویژه خود را دارند.

زیلو بافی

زیلو بافی یکی از مهمترین دستباف های استان یزد است که عمدتاً در میبد رواج داشته و دارد. تا سالهای اخیر که میبد هنوز دارای ویژگیهای یک جامعه بسته کشاورز خود کفا بود و حتی پوشاک اکثر مردم نیز از کرباسهای دستبافت زنان تهیه می شد، اکثر مساجد و زیارتگاهایی ایران با زیلو های میبد مفروش بود. بی جهت نیست که زیلو بافان میبدی این صنعت را از ابداعت اجداد خود می دانند. همان گونه که گفته شد، زیلو یک صنعت روستایی و وابسته به کشاورزی است. در روزگاری که کشاورزی رونقی داشت و نیروی کار ارزان بود، بخش عمده ای از کارهای بافندگی زیلو توسط افراد خانوار انجام می شد. از هر خانواده پر اولاد روستایی یکی "بافندگی"، یکی"پنجه زنی" و دیگری "کلاف لاکنی" را به عهده می گرفت. بهمین دلیل کارگاههای زیلو بافی اکثراً اتاقی از خانه مسکونی بود که راهی نیز از آن به کوچه باز می شد. با تغییر ساختار اقتصادی این نظم از هم پاشیده و نیروی کار تقلیل یافت.

با تغییر یافتن ارزشهای فرهنگی نیز، استفاده از زیلو کم رنگ تر شده، زیرا موارد عمده مصرف زیلو در مساجد بود چرا که معتقد بودند که خانه خدا می بایست ساده و بی زرق و برق باشد ولی امروزه باتغییر یافتن تفکرها، قالیهای رنگارنگ در مساجد جانشین زیلوهای سفید و آبی شده اند.در بافت زیلو بیش از دو رنگ به کار نمی رود. در قدیم برای مصارف خانگی از دورنگ آبی و گلی استفاده می شد ولی امروزه دورنگ سبز و گلی به کار می رود. زیلو هایی هم که برای مساجد و زیارتگاهها بافته می شود طبق روال گذشته از دو رنگ آبی و سفید استفاده می شود.در زیلو دو نوع نقش به کار گرفته می شود. نقش زمینه و نقش حاشیه. انواع نقشه ها فقط در زمینه تغییر می کند ولی حاشیه ثابت و یکنواخت است.


سفال و سرامیک :

مجتمع سفال و سرامیک سازی میبد از شهرستان اردکان یزد در روستای شمس آباد و در شش کیلومتری میبد واقع است و سفالگران خاک و خاک رس مورد مصرف خود را از منطقه استخراج و در محلی در داخل مجتمع انبار می کنند. خاک رس منطقه میبد از چسبندگی زیادی برخوردار است. گل را به وسیله پا و یا در حال حاضر با دستگاه بال میل ورز می دهند و آماده چرخ کاری می کنند و سپس آن را به اندازه های دلخواه گلوله می کنند و یا به اصطلاح چونه (چانه) می کنند. برای اشیاء بزرگ از گل سفت تر و برای اشیاء کوچک از گل نرم تر استفاده می شود. پس از تهیه گل کار شکل دادن به آن با چرخ سفالگری آغاز می شود و وقتی شیئی مورد نظر ساخته شده آنرا در مقابل آفتاب می گذارند تا خشک شود نقوش مورد استفاده روی سفالهای میبد، گلهای تزئینی، ماهی و پرنده و خورشید خانم است. بنظر می رسد که نقش ماهی را به کنایه از نقش پراهمیت و حیاتی آب در منطقه کویر و نقش خورشید را از خورشید درخشان حاشیه کویر الهام گرفته اند. به عبارتی دیگر نقوش این سفالها، بازتاب محیط زندگی، آرزوها و خواسته های سازندگان آن است.نقوش سفالهای میبد بیشتر با رنگهای آبی، سبز، زرد و خطوط سیاه نقاشی می شود و از اصالت خاصی برخوردار است.

گیوه دوزی :

از گذشته های دور تهیه گیوه در استان یزد رایج بوده است. رویه گیوه توسط زنان در بخش های تفت، مهریز، نیز، هنزا، بهاباد و بغداد آباد بافته می شود. تخت کشی گیوه توسط مردان انجام می شود و سپس زنان برروی تخت آماده شده، رویه گیوه را می چینند. در استان یزد انواع مختلف گیوه بافته می شود که از نظر کیفیت و ظرافت با یکدیگر متفاوتند. مرغوبیت و ظرافت گیوه به رویه و تخت آن بستگی دارد

روستائیان بیشترین مصرف کنندگان گیوه هستند که با تغییرنوع زندگی و معیشت و به بازار آمدن رقیبان قوی تر، گیوه دوزی امروزه مورد مصرف فراوانی ندارد.

آهنگری سنتی:

از روزگاران قدیم صنعت آهنگری در یزد رواج داشته است و صنعتگران رشته مذکور علاوه برکشاورزی و کارگری، اوقات بیکاری خود را به ساختن فرآورده های آهنی صرف می نمودند. مصنوعات مذکور شامل انواع چاقو، قیچی، کارد، قند چین و قپان می شده است.

امروزه تنها در نواحی مهریز، ندوشن، عقلا، سخوید و خضرآباد صنعت آهنگری سنتی رایج است.

ریشه ضرب المثل های ویزه شهرستان یزد(تفت)

مقدمه:

      جامعه شناسان پیرو مكتب كاركردگرایی( فونکسیونالیسم ) عقیده دارند، همه پدیده های اجتماعی از قبیل: زبان، خوراك، پوشاك، آداب و رسوم، آئین ها ، ضرب المثل ها و حتی خرافات ... در پاسخ به نیازی از نیازهای زندگی اجتماعی به وجود می آید. به عبارت دیگر، پیدایش، تكامل، تغییر و از بین رفتن هنجارهای اجتماعی بر اساس نیازها و شرایط جامعه است و هیچ پدیده اجتماعی بدون علت شكل نمی گیرد...

    ضرب المثل ها چکیده اندیشه و زندگی نسل های متمادی یک قوم یا ملت است که با گذشت زمان به اثبات رسیده است. ضرب المثل های محلی نیز از آن جهت که گویای افکار، رفتار، آئین ها و فرهنگ مردم منطقه ای خاص هستند اهمییت بیشتری دارند. زیرا منبع بسیار خوبی برای مطالعه فرهنگ و تاریخ مناطق مختلف به حساب می آید.    

    نکته ای که ذکر آن خالی از لطف نیست آن است که اگر علت نامگذاری آبادی ها، اماکن عمومی ، و ریشه تاریخی و اجتماعی آئین ها و ضرب المثل های محلی یک منطقه به صورت مستند و با بیان جزئیات در زمان وقوع تهیه و تدوین گردد، در آینده سرنوشت و سرگذشت روشن تری دارند.

نگاهی به شهرستان تفت

     شهرتفت كه در14 كیلومتری مركز استان یزدو در مسیر یزد ـ شیراز واقع شده،در شانزدهم بهمن1349 به عنوان مركز شهرستان تفت اعلام شده است.شهرستان تفت‌ به عنوان یكی از 11 شهرستان استان یزد، در مسیر هجرت تاریخی امام رضا (ع) قرار گرفته است. از مجموع 1446 آبادی این شهرستان 367 آبادی دارای سكنه و 1079 آبادی خالی از سكنه است.

   شهرستان تفت دارای 2 منطقه شهری و 10 دهستان است که در سه بخش مرکزی ، نیر و گاریزات واقع شده اند. شیركوه با بلندی 4075 متر از سطح دریا بلندترین كوه شهرستان تفت است و بیشترین آبادی‌های شهرستان، در دامنه‌ این كوه قرار دارد كه به طور عرفی در سه بخش: پیشكوه، میانكوه و پشتكوه تقسیم‌بندی شده است.

     در سرشماری سال 1385جمعیت شهرستان 46172 نفر گزارش شده كه 70 درصد در مناطق روستایی و 30 درصد در دو منطقه شهری تفت و نیر سكونت دارند. مردم این شهرستان پیرو مذهب شیعه  دوازه امامی بوده و در كنار اقلیت زرتشتی كه فقط ساكن شهر تفت و چند روستای چسبیده به شهر هستند زندگی مسالمت‌آمیزی دارند. بالغ بر 65 درصد مردم این شهرستان در بخش كشاورزی و باغداری فعالیت دارند.. ضمن این كه یكی از مناطق پرورش كرم ابریشم و تولید عسل نیز به حساب می آید.

     شهرستان تفت گذرگاهِ امام رضا(ع)، معبرحافظ شیرازی ، اقامتگاهِ شاه نعمت‌الله ولی، خوابگاهِ شیخ جنید توران‌پشتی، شیخ علی بنیمان بیداخویدی، شیخ عزّالدّین داوود هفتادری، شاه خلیل‌الله ثانی، ملاّمحمّد بزرگ تفتی، و منزلگاهِ امامزادگان :سیّدابراهیم علی آباد، سیّداسماعیل سعیدآباد، سیّد ابوالقاسم نصرآباد، سیّد نظام‌ الدّین بخ، سیّد شمس‌الدّین سخوید، سیّد  محمّد رشکوئیه ، سیدمحمد نیر، سید شمس الدین نیر، سید کاظم نیر، عبدالله بن جعفربنادکوک دیزه، زادگاهِ سید زین العابدین قناد وخدیجه قناد نصرآبادی(جد و جده‌ی مادری) حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ا‌ی، آرامگاه 325 شهید گلگون كفن ،خاستگاهِ پهلوان ابراهیم حلاّج تفتی، سردارجاوید نشان حاج احمد متوسّلیان سانیجی، سرلشكر خلبان شهید حمید برزگری نصرآبادی، دكتر سید ضیاءالدین دهشیری ، پرفسور هاشم اخوان تفتی ، پرفسور مهدی تفتی و صدها انسان وارستة دیگر است كه هر یك به تنهایی تأثیری شگرف بر سرنوشت ایران اسلامی داشته‌اند.

     اینك به بیان فلسفه پیدایش و ریشه تاریخی ، اجتماعی 27  نمونه از ضرب المثل های ویژه شهرستان تفت ارائه می پردازم. نا گفته نماند ضرب المثل هایی که در این مقاله مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است به ترتیب الفبا تنظیم شده است.

1- از تف تا خُراشه، یَک فرسخ و نیم راشَه ( از تفت تا فراشاه یک فرسخ و نیم راه ست)

      فراشاه یکی از روستاهای تاریخی شهرستان تفت است که حدوداً 10 کیلومتر با شهر تفت فاصله دارد و در کنار دیگر آثار تاریخی و طبیعی که دارد، به داشتن قدمگاه امام رضا (ع) به خود می بالد. اگر چه در متون تاریخی نام این آبادی فراشاه ضبط شده ولی در اصطلاح محلی به آن خُراشه گفته می شود که تغییر شکل یافته « خوراَشا = خوراَشَه= خُراشه » به معنای خورشید مقدس می باشد. زیرا این روستا در 2500 سال پیش یکی از خاستگاه ها و پایگاه های خورشید پرستی ( مهرپرستی = میترائیسم) بوده است.

     اهالی منطقه از این واقعیت جغرافیایی یعنی فاصله بین تفت و خراشه ، استفاده کرده و         ضرب المثل فوق را ساخته اند. این ضرب المثل در مواقعی به کار می رود که گوینده بخواهد به طرف مقابل خود بفهماند انجام کار مورد نظرش آسان نیست. یا دست کم برای رسیدن به هدف خویش باید مدتی صبر کند.

   ناگفته نماند در محاورات محلی گاهی هم به شوخی و از روی طنز به جای گفتن « استغفرالله » می گویند « ازتف تا خراشه » و پس از مکث طولانی ادامه ضرب المثل یعنی « یک فرسخ و نیم راشه» گفته می شود.

2- انار زاغ و بره چاغ و گلوله داغ مخوای تفت :

   با توجه به این که تفت منطقه ای خوش آب و هوا و برای کشاورزی مساعد بوده است از قدیم الایام باغات میوه به خصوص انگور و انار آن شهرت داشته است تا جایی که در کتب تاریخی و سفرنامه ها تفت را « باغ انگور» نامیده اند. ولی انار تفت به ویژه انار زاغ که خوشرنگ و ملس است بیش از میوه های دیگر زبانزد خاص و عام می باشد.

    از طرفی کشاورزان و دامداران تفتی در پرورش دام و پروار بستن گوسفند معروفند. به گونه ای که گاهی بره هایی با 12 من گوشت خالص (72 کیلو) پرورش می دادند. بنابراین بره های تفتی همیشه چاق بوده و گوشتی چرب داشته اند.

    در کنار صفات فوق الذکر، به گواهی متون تاریخی در گذشته تعدادی از مردان و جوانان تفتی که تفنگچی ماهری بودند ، اغلب با گرفتن مواجب و حقوق به عنوان سرباز در خدمت خوانین و حکام می جنگیدند.که برخی از مورخین با عنوان اشرار و الواط از این گروه نام برده اند.

    مجموع این سه ویژگی موجب شده تا اهالی دیگر شهرستان های استان یزد،به ویژه اهالی مناطق میبد و اردکان( بلوکات ) ضرب المثل فوق را ساخته و ترویج دهند که اگر انار زاغ و بره چاغ و گلوله داغ مُخوای در تفت موجود است.

3- باسی سگ پُش كُنَم بِرَم دِی شیر( باید سگ پشت كرده و تا دهشیر بروم)

     دهشیر كه در متون تاریخی به «قریه اسد» و «قریه شیر» شهرت یافته، آخرین و دورترین روستای شهرستان تفت است كه در ابتدای كفه ابرقو قرار دارد و از قدیم محلی خشك و بی آب و علف بوده است. ناگفته نماند كه ، امام رضا (ع) در مسیر هجرت تاریخی خود از مدینه به مرو، در روز 22 آبان سال 195 (ش) به دهشیر رسیده و با توقف، اهالی را مورد لطف خویش قرار داده اند.

     آبادانی دهشیر فعلی كه در كنار دهشیر كهنه ایجاد شده، بیشتر مدیون مبارز الدین محمد مظفر است كه بر اساس نذری كه داشت، به حفر قنات، احداث قلعه و آبادانی این آبادی همت گمارد.اما از آن جایی كه دهشیر در منطقه ای خشك و دور افتاده قرار داشته و آخرین آبادی شهرستان تفت به حساب می آمده است، هر گاه می خواستند كسی را، به كاری سخت و طاقت فرسا تهدید كنند می گفتند باید در حالی كه سگی را بر پشت خود حمل می كند به دهشیر برود. لذا امروزه اغلب مردم منطقه وقتی بخواهند سخت بودن كاری را ، بیان كنند می گویند: اگر سگ پُش کنم برم دی شیر بهترهیا اینکه : باسی سگ پُش كُنَم بِرَم دِی شیر. یا می گویند : « اگه سگ پُش کنم بِرَم دی شیر بهتره » .

  البته مردم دهشیر این ضرب المثل را به نفع روستای خود تغییر شكل داده و در محاورات محلی، به صورت « باسی سگ پُش كنم برم بغداد » به كار می برند

4- پهلوان پنبه:

     یكی از مفاخر تفت در دوره های اخیر، پهلوان ابراهیم حلاج تفتی فرزند غلامرضا و معروف به پهلوان بزرگ یزدی است كه با ناصرالدین شاه قاجار همزمان بوده و به مقام پهلوان باشی ایران هم رسیده است. این پهلوان باستانی كار قامتی به بلندی 225 سانتیمتر و 185 كیلوگرم وزن داشته است . علاوه بر عكس موجود ،كفش و عصای بلند نامبرده كه در موزه پاریس نگهداری می شود درستی این ادعا را ثابت می كند.

     ابراهیم كه نهمین و آخرین فرزند خانواده بوده است، سال 1208(ش) متولد شده و در روز نوروز سال 1283 (ش) در سن 75 سالگی در شهر قم دار فانی را وداع گفته و در صحن حرم حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شد. نا گفته نماند تنها پسرش به نام غلامرضا پهلوان زاده نیز در سال 1340 (ش) دار فانی را وداع گفته و با كسب اجازه از مراجع دینی در محل قبر پدر به خاك سپرده شده است.  

    اگر چه پدر پهلوان ابراهیم با حلاجی و پنبه زنی امرار معاش می كرده، ولی خودش به شغل نمد مالی اشتغال داشته است. اما از آنجایی كه از قدرت جسمی بالایی برخوردار بوده، بارهای سنگین را به راحتی و مانند پنبه جابجا می كرده است و لذا به پهلوان پنبه مشهور می شود. تا این كه بر حسب اتفاق یكی از ماموران حكومتی یزد این جوان تنومند را مشاهده كرده و به دارالخلافه معرفی می كند.

    ابراهیم اگر چه توانایی بدنی خوبی داشته ولی از فنون و مهارت های ورزشی بی بهره بوده است. لذا به درخواست ناصرالدین شاه به فراگیری فنون ورزش باستانی می پردازد و با همتی كه از خود نشان می دهد به شهرت بالایی می رسد. به طوری كه ناصرالدین شاه، نشان پهلوان باشی دربار را، به او اعطاء می كند.

    به هر تقدیر، هیكل درشت و حكایت های فراوان از كارهای خارق العاده پهلوان ابراهیم باعث شد تا به هر كسی كه كار بزرگ و سترگی انجام دهد، پهلوان پنبه گویند. اما به تدریج حالت كنایه و طعنه پیدا كرد و به افراد ناتوان و ضعیف كه از انجام كارهای معمولی عاجز بودند، پهلوان پنبه گفته اند.

    نا گفته نماند این ضرب المثل از محدوده شهرستان تفت و استان یزد، فراتر رفته و به دیگر مناطق ایران هم سرایت كرده است.شایان گفتن است كه در فرهنگ و تاریخ شهرستان تفت دو پهلوان اسطوره ای وجود دارد.

1- پهلوان پنبه كه شخصی واقعی بوده است و شرح حال و كشتی های او در كتب تاریخ ورزش باستانی آمده و نوادگان پسری وی با نام خانوادگی پهلوان زاده و نوادگان دختری او با نام خانوادگی بهارستان، در تفت، تهران و نیشابور سكونت دارند. گفتنی ست در جلد اول كتاب ریشه های تاریخی امثال و حكم تالیف مرحوم مهدی پرتوی آملی به این مطلب اشاره شده است.

2- پهلوان بادی كه شخصی افسانه ای و كاملاً دروغ است و حكایاتی غیر واقعی از او در بین مردم رایج  شده است. قلعه ای هم به نام قلعه پهلوان بادی در نزدیكی تفت وجود دارد كه ارتباطی با این پهلوان افسانه ای ندارد.

     گفتنی ست پیروان آئین مهرپرستی به دلیل احترام خاصی كه برای خورشید قائل بودند، پرستشگاه های خود را بر فراز قله كوهها و نقاطی كه بیشترین تابش نور خورشید داشته می ساختند. با توجه به همین اصل قطعی و عقلی، به احتمال قریب به یقین قلعه پهلوان بادی تفت یكی از پرستشگاه های خورشید پرستان بوده است. وجود گودالی به شكل دایره در قلعه مذكور، كه در دل سنگ حفر شده است بیشتر این ادعا را ثابت می كند.

5- تلخه بغل گندم آب مُخُوره / تلخه بخاطر گندم آب مُخُوره:

     تلخه نوعی علف هرز ساقه دار با برگ های کشیده است که در گندمزارها می روید و بسیار تلخ مزه است. اهالی نصرآباد به این علف تلخ مزه که کمتر گوسفندی حاضر می شود آن را بخورد« تلخه» گویند.از آنجایی که تلخه لابلای بوته های گندم سبز می شود ، به خاطر آبیاری گندمزار، این علف بی فایده و بی مصرف هم آب می خورد و رشد می کند.

    روئیدن این علف تلخ موجب پیدایش یک ضرب المثل شیرین در ادبیات محلی منطقه شده که معادل ضرب المثل « طفیلی ، غُفیلی» به کار می رود. هر گاه بخواهند نشان دهند برای شخص یا کاری ارزش ذاتی و مستقل قائل نیستند ولی به خاطر موضوع دیگری برایش ارزش قائل می شوند می گویند: «تلخه بغلِ گندم آب مُخُوره» یعنی به دلیل ارزش و احترام چیزی دیگری این کار، را انجام دادم.

6- چكار داری سید علی میش كشته؟:

      این ضرب المثل كه تقریباً معادل ضرب المثل(آهسته بیا، آهسته برو كه گربه شاخت نزنه) به كار       می رود، از فرد می خواهد که نسبت به موضوع حساسیت نداشته باشد و باعث علنی شدن یك راز نشود. به عبارت دیگر فرد را به بی تفاوتی دعوت می كند.

     در منطقه پیشكوه شهرستان تفت، مخصوصاً  آبادی های تابعه دهستان نصرآباد و علی آباد ، قصابی دوره گرد به نام سید علی وجود داشته كه گوشت مورد نیاز اهالی را تامین می كرده است . وی مانند تمام قصاب ها  گوشت میش و بره را با هم می فروخته است. ولی به مشتریان خاص گوشت بره می داده و در عوض از آنان می خواسته است كه موضوع قاطی بودن گوشت میش و بره را، به دیگران اطلاع ندهند. روش كار این قصاب موجب شكل گیری ضرب المثل فوق شد و هر وقت بخواهند به كسی حق السكوت بدهند و او را به بی تفاوتی توصیه كنند می گویند: چكار داری سید علی میش كشته؟

7- حاجی آقا حسین که  افتید، شیخِ جلال رو افتید/ حاجی آقا حسین که افتید،شیخِ وطن رو افتید:

     حاجی سید حسین سرمه چشم معروف به حاجی آقا حسین پیرمرد روحانی بود که به علت سالمند بودن بیشتر جهت روضه خوانی در مجالس زنانه و هفته خوانی در منازل ، دعوت می شد . پس از این که در سال 1362 با موتور سیکلت در رودخانه تفت سقوط کرد و دچار قطع نخاع گردید ، بانیان مجالس مذهبی زنانه سراغ شیخ غلامرضا وطنخواه تفتی که در آن زمان مسن ترین و موجه ترین روحانی شهر تفت بود رفتند و از او برای شرکت در مجالس مذهبی زنانه دعوت می کردند. این ماجرا موجب شکل گیری ضرب المثل فوق گردید که البته به علت زنده بودن فرد ذینفع، عمومیت پیدا نکرده است ولی کم و بیش به کار می رود.گفتنی ست شیخ غلامرضا وطنخواه از روحانیون تفت است که تحصیلات حوزوی و دانشگاهی دارد و هنوز(1389) در قید حیات است. پدر وی «جلال زمان» از نانوایان قدیمی بوده که نخستین رادیو را، به تفت آورده است و بسیاری از مردم برای گوش دادن به رادیوی جلال زمون[زمان] ساعت ها مقابل نانوایی او تجمع می کردند. بنا بر این شیخ غلامرضا وطنخواه در بین اهالی شهر تفت به« شیخِ جلال » شهرت داشته ولی هم اینک بیشتر او را به نام و نام خانوادگی می شناسند و شکل جدیدتر این ضرب المثل به صورت« حاجی آقا حسین که افتید، شیخِ وطن رو افتید» به کار می رود.

8- حاجی ربیع اُگ زنده ت عذاب، مُرده ت عذاب:

    حاجی ربیع تاجر یهودی مذهب یزدی الاصل و مردی درشت اندام و هیکل مند بوده که به خرید و فروش اشتغال داشته است. یکی از کارهای او خرید نوغان ابریشم ( کجاته) از کشاورزان تفتی بوده است و از آنجایی که در جریان معاملات خود به ابریشم کاران اجحاف می کرده ، مردم دلِ خوشی از او نداشتند. یهودیان هم از وی ناراضی بودند زیرا موجب بد نام شدن پیروان حضرت موسی در بین مسلمانان می شده است. ناگفته نماند در دوره ای كه فروش ابریشم ممنوع بوده ، نامبرده سوء استفاده كرده و از پرداخت طلب مردم خودداری می كرده است.

    یکی از کسانی که با حاجی ربیع اختلاف مالی داشته شخصی به نام حسن حیدری فرتفتی فرزند حسین علی حاجی حیدر مشهور به « حسنِ باغبون » بوده است. وی بارها تقاضای پرداخت طلب خود را می كند ولی یك روز نه تنها بدهی او را نمی دهد بلکه می گوید اگر اصرار كنی به نظمیه شكایت می كنم و علاوه بر این ، آلت خود را به او حواله می دهد. پس از چند ماه حسن باغبون او را دیده و می گوید گذشته ها ، گذشته حالا مقداری کجاته دارم بیا با هم معامله کنیم و به بهانه فروش کجاته ، حاجی ربیع را به باغی در محله پاجنار تفت می برد و سبدی از خیار سبز پیش حاجی ربیع گذاشته و به بهانه آماده کردن كجاته خارج می شود. حاجی ربیع كه خسته و كوفته بوده دراز می کشد و به علت سستی ناشی از مصرف خیارسبز، به خواب می رود.حسن باغبون هم از موقعیت استفاده کرده و ابتداء با جاقو دهان او را پاره می كند تا نتواند داد بكشد. سپس آلت او را بریده و  به دستش می دهد. پس از اینکه فوت می کند، جنازه اش را زیر انبوهی از كاه مخفی می کند. جند روز بعد كه صاحب باغ مشغول برداشتن كاه بوده ، ابتداء گیوه ای مشاهده می كند و بعد با نمایان شدن بدن مقتول موضوع را به پاسگاه اطلاع می دهد. وقتی جنازه حاجی ربیع پیدا می شود تعدادی از مردان یهودی برای انتقال جنازه ،از یزد به تفت می آیند.اما از آنجایی که حاجی ربیع بدنی بزرگ و هیکلی سنگین داشته و جابجایی آن سخت بوده است، یکی تفتی های حاضر در جریان کشف و حمل جنازه مقتول می گوید: «حاجی ربیع اُگ زنده ت عذاب ، مرده ت عذاب» و بدین صورت ضرب المثل مورد اشاره شکل می گیرد و رایج می شود.

    این ضرب المثل در مواقعی به کار می رود که فرد در زندگی و پس از مرگ برای مردم مایه درد سر و گرفتاری باشد. به عبارت دیگر در مورد کسی اطلاق می شود که زندگی و مرگش نه تنها مفید نباشد بلکه برای دیگران مایه درد سر و عذاب هم باشد.

     گفتنی ست حسن حیدری فر هم که مردی کم حرف بود و زیر بار زور نمی رفت، به اتهام قتل ، مدتی در قلعه گرمسیر زندانی بود تا اینکه فرار می کند ولی در نزدیكی گردنه علی آباد دستگیر و دوباره زندانی می شود. مدتی بعد طرح فرار ریخته و به منطقه خرمی (صفاشهرفعلی) می رود و پس از آنكه آب ها از آسیاب می افتد به احیای زمین های كشاورزی و باغداری مشغول می گردد . بعد از كسب موقعیت و ثروت قابل توجه كدخدای منطقه که او را رقیب خود می دیده، با برنامه ریزی و صحنه سازی موجب تبعید حسن باغبون به یزد می شود . تا اینکه در سال     در سن 90 سالگی فوت نموده ولی پیکرش به صفا شهر منتقل نموده به خاک سپرده شده است.

9- خوشبا خُراشه ایی :

     آبادی هایی كه در مسیر جاده اصلی واقع شده اند بنا بر ضرورت، از ویژگی های اجتماعی و اقتصادی خاصی برخوردارند. زیرا عبور كاروان ها و مسافرین در شكل گیری زندگی اهالی تاثیر به سزایی دارد. به ویژه این كه در نوع معیشت و مشاغل عمومی مرتبط با خدمات مسافرتی، و هم چنین هنجارهای اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار می دهد .

    خُراشه در اصل از ریشه خور+ اَشه به معنای خورشید مقدس گرفته شده و بر اساس یك اشتباه نگارشی توسط کاتبان اسناد و متون تاریخی ، به فراشه تغییر نام داده و بعدها به شکل فراشاه نوشته شده است، این آبادی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی اسلامیه نامیده شده، همانند سه منطقه خورمیز، مهریز و مهرپادین، متعلق به دوره میترائیسم است كه سابقه ایی بالغ بر 2500 سال دارد.

منابع :

یزد شهر ماسه های بادی

فرهنگ زرتشتیان یزد،رمضانخوانی سپیده

ceramicyazd.blogfa



تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق psotoudeh@gmail.com
توجه : عکس های داخل متن بدلیل در اختیار نبودن اصل آنها آپلود نشده است



درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: