تبلیغات
کلاس توریسم - هدف
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

هدف

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
چهارشنبه 26 خرداد 1389-05:48 بعد از ظهر

اهمیت هدف گذاری : آیا شما هدف خاصی را در زندگی دنبال می کنید؟ این سؤالی است که همه ما باید به آن جواب بدهیم آیا واقعاً هدف مشخصی در زندگی داریم ؟ شاید در وهله اول بگوئیم بله ، من می خواهم در زندگی خوشبخت ، پولدار یا سعادتمند باشم اما نکته ظریف اینجاست که این طور کلی گویی نمی تواند ویژگی یک هدفی باشد که به ما جهت و انگیزه حرکت را بدهد در واقع این یک امید ، خیال یا آرزویی است که به صورت مبهم در ذهن همه ماست و اصلاً به عنوان یک هدف محرک به ما کمکی نخواهد کرد . لازم است بدانیم که هدف گذاری خود یک قدم برای خوشبختی در زندگی است که باید شیوه صحیح آن را بدانیم و با عمل به آن زندگی خود را پرمعنا کنیم . با این تفاسیر اکثر ما هدفی را در زندگی دنبال نمی کنیم و متأسفانه زندگی بدون هدف مانند ماشین بدون فرمان و یا کِشتی بدون سکان در دریای زندگی محسوب می شود و باعث می شود ما دچار روزمرگی ، کسالت ، افسردگی ، بی انگیزگی و ناخشنودی شویم و بدون داشتن هدف دچار تحیر ، سرگشتگی و احساس پوچی در زندگی خواهیم شد . اما خبر خوش اینکه هدف گذاری صحیح و تلاش برای رسیدن به آن به قدری، قدرتمند است که صرف فکر کردن به هدف هایتان حتی در شرایطی که هنوز قدم اول را برنداشته اید شما را شاد و خشنود می کند و پس از آن نیز شما هر روز شادمانتر و با انرژی بیشتر زندگی خود را معنا می کنید . موفقیت یعنی هدف داشتن و هر چیزی جز این فرع بر قضیه است . تمام مردمان موفق به شدت هدف گرا هستند . می دانند که چه می خواهند و با تمام وجود و در هر روز زندگی برای دستیابی به خواسته شان تلاش می کنند . توانایی شما در هدف گذاری مهارتی اصلی و تعیین کننده برای موفق شدن است . با داشتن هدف ، ذهن مثبت شما به کار می افتد و نقطه نظرها و انرژی برای دستیابی به این اهداف آزاد می شوند . بدون هدف تحت تأثیر جذر و مد زندگی به بالا و پایین می روید . اما با داشتن هدف چون تیری از کمان در رفته به سوی هدفتان به حرکت درمی آیید تا به آن اصابت کنید . زندگی کردن بدون هدف شبیه رانندگی در مه غلیظ است . موتور اتومبیلتان هر قدر قوی و قدرتمند باشد ، شما به آرامی رانندگی می کنید ، مردد هستید و حتی روی جاده صاف حرکت به جلوی اندکی دارید . با تصمیم گیری درباره هدفهایتان ، مه بلافاصله از بین می رود و شما در موقعیتی قرار می گیرید که از توانمندی های خود استفاده کنید . داشتن هدفهای روشن و شفاف به شما امکان می دهد پا بر پدال گاز زندگی خود بفشارید و شتابان در راستای تحقق بخشیدن به خواسته هایتان به حرکت درآیید . وقتی دقیقاً بدانید که چه می خواهید ، نیازی به این ندارید که بدانید این هدف در کجاست و چگونه باید به آن دسترسی پیدا کنید . با صرفاً تصمیم گیری در این مورد که چه می خواهید ، به سمت هدف خود به حرکت در می آیید و هدف هم به شما نزدیک می شود . درست در زمان مناسب و مکان مناسب شما و هدفتان به هم می رسید . به دلیل این مکانیسم سیبرنتیک شگفت انگیز که در ذهن شما قرار دارد ، شما تقریباً همیشه به هدفهای خود دست پیدا می کنید . اگر هدف شما این است که شب به خانه بروید و تلویزیون تماشا کنید ، تقریباً با اطمینان به این خواسته خود می رسید . اگر هدف شما این است که زندگی عالی ، سرشار از سلامتی ، خوشبختی و موفقیت داشته باشید به این خواسته هم می رسید . مانند یک کامپیوتر ، مکانیسم هدف جوی شما داوری کننده نیست ، بلکه خود به خود و پیوسته کار می کند تا خواسته شما را برآورده سازد . طبیعت به بزرگی و کوچکی هدفهای شما کاری ندارد . اگر برای خود هدفهای کوچک در نظر بگیرید ، مکانیسم هدف جوی شما شرایطی را فراهم می آورد که به هدفهای کوچک برسید ، اگر برای خود هدفهای بزرگ در نظر بگیرید ، این توانمندی طبیعی کاری می کند که به هدفهای بزرگ دست پیدا کنید . اینکه در زندگی چه هدفهایی ، با چه بزرگی برای خود در نظر بگیرید تنها به شما مربوط می شود. چرا اشخاص هدف گذاری نمی کنند ؟ سؤال خوبی است : اگر هدف جویی حالت خود به خود و اتوماتیک داشته باشد ، چرا تنها شمار اندکی از مردم هدفهای روشن ، مکتوب و قابل اندازه گیری دارند؟ این یکی از بزرگ ترین اسرار زندگی است . به اعتقاد من ، مردم به چهار دلیل هدف گذاری نمی کنند. 1- فکر می کنند هدف گذاری مهم نیست نخست ، اغلب اشخاص به اهمیت هدف گذاری واقف نیستند . اگر شما در خانه ای بزرگ شوید که کسی هدفی را دنبال نمی کند و یا به کسانی معاشرت کنید که درباره هدف هرگز بحث نمی شود و یا کسی برای آن بها و ارزشی قائل نیست ، شما در شرایطی بزرگ می شوید و به بلوغ می رسید که نمی دانید هدف گذاری بیش از از هر عامل دیگری در موفقیت زندگی شما سهم دارد . به اطراف خود نگاه کنید . چند نفر از افراد خانواده و یا دوستان شما به هدفهایشان معتقدند ؟ 2- راه آن را نمی دانند علت دوم نداشتن هدف این است که اشخاص اصولاً نمی دانند چگونه باید هدف گذاری کنند . از آن بدتر ، خیلیها فکر می کنند که دارای هدف هستند و حال آنکه آنها در نهایت چند میل و رؤیا دارند . مثلاً می خواهند خوشبخت شوند ، پول زیادی درآورند و یا زندگی خانوداگی خوبی داشته باشند . اما اینها ابداً هدف نیستند . اینها صرفاً خیال و رؤیا هستند که همه آنها را دارند . اما هدف با آرزو و میل تفاوت دارد . هدف روشن ، مکتوب و خاص است .می توان آن را به سادگی و سهولت به کسی توضیح داد . می توانید آن را اندازه بگیرید و می توانید بفهمید که آیا به این هدف رسیده یا نرسیده اید . کاملاً امکان پذیر است که از یک دانشگاه برجسته مدرک تحصیلی بگیرید و با این حال حتی یک ساعت کسی درباره هدف برایتان حرف نزده باشد . انگار کسانی که محتوای درس مدارس و دانشگاهها را می نویسند به کلی از اهمیت هدف گذاری بی اطلاعند و نمی دانند برای دسترسی به موفقیتهای آتی تا چه اندازه به آن احتیاج است . و البته اگر قرار باشد قبل از رسیدن به بلوغ هیچ اطلاعی از نقش مهم هدف گذاری نداشته باشید ، نمی دانید در هر کاری که می کنید این هدف گذاری چه سهم عمده ای ایفا می کند . 3- ترس از شکست خوردن دارند علت سومی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از شکست است . شکست انسان را رنج می دهد . هم به لحاظ احساسی و هم مالی دردناک است . همه گهگاه شکست را تجربه کرده اند . هر بار که شکست می خوریم با خود عهد می کنیم که دقیق تر باشیم و از شکستهای آتی اجتناب کنیم . با این حال ، اغلب مردم دچار اشتباه می شوند ، هدفی در زندگی برای خود در نظر نمی گیرند و در نتیجه موفقیتی نصیب آنها نمی شود. 4- ترس از رد شدن دارند چهارمین دلیلی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از رد شدن است . اشخاص می ترسند اگر هدفی را تعیین کنند و موفق نشوند ، دیگران از آنها انتقاد می کنند و به باد تمسخر می گیرند . به همین دلیل است که باید به هنگام هدف گذاری آن را محرمانه تلقی کنید . با هیچ کسی درباره آن حرف نزنید . بگذارید دیگران موفقیتهای شما را ببینند ، اما پیشاپیش به آنها حرفی نزنید . آنچه را که آنها از آن اطلاع ندارند ، نمی تواند به شما آسیبی برساند . به 3 رده با لا بپیوندید مارک مک کورماک در کتاب آنچه در دانشکده بازرگانی هاروارد به شما نمی آموزند به یک بررسی درباره مطالعه ای که در سالهای 1979 و 1989 روی هاروارد صورت گرفته اشاره دارد . در سال 1979 ، از فارغ التحصیلان فوق لیسانس دانشکده مدیریت بازرگانی هاروارد سؤال شد : «آیا برای آینده خود هدفهای مشخص و مکتوب دارید ؟» معلوم شد که تنها 3 درصد آنها هدفهای مشخص و مکتوب داشتند . سیزده درصد هدف داشتند اما مکتوب نبود . به عبارت دیگر ، 84 درصد آنها هیچ هدفی نداشتند ؛ به جز آنکه از دانشگاه بیرون بیایند و تعطیلات تابستانی را به خوبی و خوشی بگذرانند . ده سال بعد ، در سال 1989 ، پژوهشگران بار دیگر با اعضای آن کلاس مصاحبه کردند . معلوم شد که آن 13 درصد که هدف غیر مکتوب داشتند ، دو برابر آن 84 درصد بی هدف کسب درآمد می کردند . اما جالب تر از همه ، مشخص شد که آن 3 درصدی که هدفهای مکتوب داشتند ، ده برابر 97 درصد دیگر درآمد کسب می کردند . تنها تفاوت این اشخاص این بود که به هنگام ترک دانشگاه هدف مشخص و مکتوب داشتند . هدف تابلوی راهنمای جاده زندگی است تصور کنید به اطراف و دامنه های یک شهر بزرگ می رسید . به شما می گویند که باید به خانه یا دفتر شخصی در شهر بروید . اما اشکال اینجاست که در خیابان هیچ تابلوی راهنمایی وجود ندارند . تنها نمای ظاهری خانه یا دفتر را با شما در میان می گذراند. سؤال اینجاست که چه مدتی طول می کشد تا بدون داشتن نقشه این محل را پیدا کنید ؟ جواب این است که احتمالاً یک عمر . اگر خانه را هم پیدا کردید ، بدانید که شانس آورده اید. و متأسفانه ، اغلب مردم در این شرایط زندگی می کنند . اغلب مردم بی هدف به سفر زندگی می روند و نقشه راهنمایی در اختیار ندارند . حرکت می کنند تا ببینند که چه پیش می آید . اغلب ده یا بیست سال از عمرشان را پشت سر می گذارند و آنها هنوز در کارشان ناخشنود و ناموفق اند ، از ازدواجشان راضی نیستند و پیشرفت بسیار اندکی دارند . با این حال ، همه شب به خانه می روند ، به تماشای تلویزیون می نشینند و امیدوارند که اوضاع بهتر شود . اما به ندرت این اتفاق می افتد . به خودی خود اتفاقی نمی افتد . خوشبختی مستلزم داشتن هدف است ارل نایتینگل معتقد است : « خوشبختی مستلزم داشتن یک ایده ال یا یک هدف است . » شما وقتی احساس رضایت دارید که پیشرفت کنید و قدم به قدم به چیزی که برایتان مهم است نزدیک شوید . ویکتور فرانکل ، بانی لوگوتراپی ، می نویسد که بشترین نیاز انسانها داشتن احساس معنا و هدف و مقصود در زندگی است . هدفها به شما احساس معنا و منظور و مقصود می دهند . هدفها به شما مسیری را نشان می دهند . وقتی به جانب هدفهایتان حرکت می کنید ، شادمان تر و قدرتمندتر هستید . احساس می کنید انرژی بیشتری دارید ، مؤثرتر هستید .احساس می کنید صلاحیت بیشتری دارید و در زندگی مطمئن تر قدم برمی دارید . با هر قدمی که به سوی هدفتان برمی دارید ، بیشتر به این باور می رسید که می توانید هدفهای بزرگ تری برای زندگی خود در نظر بگیرید و به آن برسید . امروز ، در مقایسه با همه تاریخ گذشته مردم بیشتر از تغییر می ترسند و درباره آینده نامطمئن هستند . یکی از بزرگ ترین امتیازات هدف گذاری این است که هدف سبب می شود تا شما جهت تغییر در زندگی خود را کنترل کنید . داشتن هدف به شما امکان می دهد تا مطمئن گردید که تغییرات زندگی شما در جهت خواسته و علاقه شما شکل می گیرند و به وجود می آیند . ارسطو معتقد بود که هر اقدام انسان به شکلی هدفمند است . شما تنها زمانی شادمان هستید که به سمت خواسته خود به حرکت درمی آیید . بنابراین سؤال مهم این است که هدفهای شما کدامند؟ امید دارید به کجا برسید ؟ اقدام به هدف گذاری منظم و حساب شده ما را از فقر به ثروت و توانگری ، از شکست به موفقیت و شادکامی می رساند و در فاصله ای کوتاه می توانید به مراتب از حد دوستان و بستگان خویش فراتر روید و قله های موفقیت را یکی پس از دیگری طی کنید و در زندگی احساس ارزش و رضایت خاطر و خوشبختی کنید و دیگر زندگی برای شما حالت یکنواخت و کسالت کننده نخواهد داشت . تجربه ثابت کرده افراد باهوش متوسط که هدف دارند از نوابغی که نمی دانند در زندگی دنبال چه می گردند پیشی می گیرند . شما با هدف گذاری ، رسالت خویش را در این جهان هستی بهتر خواهید شناخت و با کسب موفقیت های پی در پی احساس نزدیکی به آفریدگار مهربان را پیدا خواهید کرد و در نتیجه به آرامش درونی خواهید رسید . اکنون که اهمیت هدف گذاری در زندگی برایمان مشخص شد سؤال مهم این است که چگونه هدف گذاری کنیم ؟ اصلاً مشخصات یک هدف هدایت کننده و جهت دهنده چیست ؟
به نقل سایت :
http://www.raze4fasl.com/4Fasl/DetailView/?o_id=6

موفق و سربلند باشید




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: