تبلیغات
کلاس توریسم - وجه تسمیه ها
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

وجه تسمیه ها

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
چهارشنبه 20 مهر 1390-03:53 بعد از ظهر

 
فرستنده : موذنی
M.MOAZENI

LAHZEH HA RA GOZARANDIM TA BEH KHOSHBAKHTI BERESIM GHAFEL AZ INKEH LAHZEH HA HAMAN KHOSHBAKHTI BODAND

DR.SHARIATI

شهر من تالش یا هشتپر میباشد. در قدیم در یکی از روستاهای اطراف این شهر ( که اون موقع ها خودش روستایی بیش نبود ) یک کاخ وجود داشت که الان هم خرابه های آن موجود میباشد. این کاخ 8 در داشت و از آنجایی که در گویش تالشی به در، "بر" میگویند این محل معروف به هشتبر شد و به مرور زمان تبدیل به هشتپر شد ( از لحاظ راحتی بیان). نام دیگر این شهر "تالش" نیز برگرفته از قوم بومی این ناحیه هست که قوم تالش می باشد و به لهجه تاتی صحبت میکنند

 

وجه تسمیه آستارا
در این شهر در زمانهای دور یک باتلاقی بود که عبور از آنجا به سختی و به آهستگی صورت میگرفت. و مردم محلی به هر کس که قصد رفتن با آنجا را داشت توصیه میکردند آهسته برود . این توصیه تبدیل به یک عادت همیشگی شد و با لفظ محلی تلفظ میشد "آهسته رو" . به مرور نام آستارا از این کلمه مشتق شد.

 

دزفول :
دزپل، دژپل و در اصطلاح محلی آنرا دزفیل و دزپیل گویند و معرب آن دسفول است. دزفول در زمان ساسانیان همزمان با پلی که در کنار آن بر روی دز به منظور برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندی‌شاپور و شوشتر ساخته شده، بنا گردیده است.
دزفول در اصل اندامیش نام داشته و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام بوده است. احتمالاً نام دزفول یا دژپل ازنام همان پل مشتق گردیده است. معمولاً دژ به معنی قلعه است ولی در اینجا منظور یک دژ طبیعی می‌باشد که در 48 کیلومتری دزفول در کنار رود دز قرار گرفته و یکی ازمهمترین استحکامات کوهستانی ایران به شمار می‌آید.
یکی از محله‌های قدیمی شهر دزفول روناش است، (در قرن چهارم هجری قمری شهر دزفول به قصر روناش نیز معروف بوده است)، که در سمت راست رود دز واقع بوده و هنوز خرابه‌هایی به همین نام باقی است.
در کتاب سرزمین و مردم ایران در مورد دزفول چنین آمده است:
زمانی که شهرهای شوش و جندی‌شاپور رونق خود را از دست دادند اهالی این دو شهر و مردم اطراف آنها به دزفول که در آن زمان موقعیت خوبی داشته مهاجرت کردند.
دزفول معرب دژپل یکی از قدیمترین شهرهای خوزستان است و سابقاً به آن قصر روناش می‌گفتند، پادشاهان ساسانی برای نگاهداری پل دزفول دژی در ابتدای آن ساختند و اسم دژپل ( دژ + پل ) از همان زمان بر روی این شهر نهاده شد، گویند دژپل را اردشیر بابکان بنا نهاده است. شاپور اول پلی آجری و طولانی با 42 چشمه بر روی رود دز ساخت که هنوز باقی است.
دزفول، شهری است با پیشینه چند هزار ساله که در طول اعصار گذشته، شاهد وقایع و رویدادهای تاریخی بی‌شماری بوده است.
بر طبق نظر شرق شناسان، با از رونق افتادن شوش که از قدیمی‌ترین مراکز تمدن در ایران باستان محسوب می‌‌گردد، ‌سکنه این منطقه و حوالی آن با مهاجرت به دزفول که دارای موقعیت مناسبی نیز بوده است، مقدمات پایه گذاری شهری جدید و تاریخی را در سرزمین باستانی خوزستان بنا نهاده‌اند.
دزفول، برگردان عربی واژه «دژپل» یا «دژپوهل» می‌باشد. (پل را در زبان پهلوی «پوهل» می‌گفته‌اند).
واژه پل از پلی که توسط اسیران و مهندسان رومی در قرن چهارم میلادی، به امر شاپور اول ساسانی، به منظور برقراری ارتباط میان پایتخت جدید، یعنی «جندی شاپور» و «شوشتر» ساخته شده بود، اخذ گردیده است. واژه «دژ» نیز از دژ و قلعه‌ای که توسط پادشاهان ساسانی به منظور حفاظت از پل مذکور، در ابتدای آن احداث شده بود،‌اخذ شده است.

 

بهبهان :
بنا بر یک روایت، ساکنان این منطقه تا مدتی در سیاه چادرهایی بنام بهان بسر می‌‌بردند و سپس در گذر زمان به اندیشه ساختن خانه‌هایی از سنگ و گل و چوب پرداختند. مردم دریافتند که این نوع خانه‌ها بسیار بهتر از بهان است، از همین رو بتدریج نام آن به بهبهان تبدیل گشت.
در اینکه گفته شده بهبهان از پیشرفت بهان بوده تردید وجود دارد و به نظر می رسد در اصل از منطقه‌ای به نام بوان به وجود آمده است. منطقه‌ای سر سبز در استان فارس که به بهشت هم نسبت داده می‌شد. (بهبهان کنونی پیش از این از اراضی فارس به حساب می‌آمده است.) منطقه‌ای که امروزه بهبهان در آن واقع است، در قدیم بسیار سرسبز بوده به طوری که گفته می‌شود در هنگام عبور از آن به دلیل وجود درختان بلند و سرسبز آسمان دیده نمی‌شد. خسرو پرویز نیز در کتاب خود به بوان (به عنوان مکانی بهتر و سرسبزتر از بهان) اشاره می‌کند. به بوان بهشت گمشده هم می‌گفتند

 

عالی قاپو به دو گونه  خوانده شده كه براى هر كدام شُــوَند نامگذاری ای (وجه تسمیه‏ ای  ) هست. بیشتر عالى قاپو گفته و نوشته شده كه پیوندی  از دو واژه ی « عالى » عربی  و « قاپو » ى تركى به معنى « در » است یعنى باب عالى ( در بلند ، در بلند مرتبه ) در امپراتوری عثمانى « باب عالى » معمول بود. میان  ایرانیان شیعه نیز  چنین بابى بوده كه مانند باب عالى عثمانیه گرامی بود و از این روی كسانى كه می خواستند درون  عالى قاپو بیایند باید خم می شدند و آستانه را می بوسیدند و داخل می شدند.حتى شاه عباس هم هنگام ورود به این ساختمان از اسب پیاده می شده . افزون بر  این عالى قاپو پناهگاه و گریزگاه تاوانکاران (مقصّران ) و گناهكاران بوده كه هر گناهكارى كه وارد درب عالى قاپو می شد كسى نمی توانست او را از آنجا بیرون کند مگر به فرمان شاه صفوى . عالى قاپو همان احترامى را داشت كه باب عالى در عثمانى داشت. 

 اما گروهی  كه آن را عَلى قاپو می دانند بر این باورند كه هنگامی كه شاه عباس درب نقره ای براى بارگاه علی (ع) به نجف برد و نصب كرد ؛ در قدیمی را براى تبرّك به اصفهان آورد و در عالى قاپو نصب كرد و از این جهت آن را على قاپو و یا علی قاپى نامیده اند كه این در منسوب به على (ع) است و از این رو نزد شاه و مردم گرامی بود و حتى تا چند سال پیش هم مردم در پیرامون آنجا آش‏ ها مى ‏پختند و نذر می كردند و به زنجیر جلو در آن رشته هایى برای دخیل مى ‏بستند . از هر دو نام و شُـوَند نامگذاری (وجه تسمیه ) آنچه دانسته می شود این است که این در  جنبه ی سیاسی و در برابر امپراتوری عثمانی بود .


تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: