تبلیغات
کلاس توریسم - ناقه
 
طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست

ناقه

نوشته شده توسط :سیده مهسا مطهر
چهارشنبه 20 مهر 1390-02:18 بعد از ظهر

  فرستنده : ثریا مرادی صابر

موسسه : آتالند-روزهای زوج

با سلام خدمت استاد عزیزم خانم مطهر

متن ضمیمه مربوط به یکی از باورهای قدیم مردم استان ایلام می باشد

ضمناً کار مربوط به ترجمه پیش از این ارسال شده است

با سپاس بی پایان از زحمات شما

(فنون راهنمایان تور)


 

ناقه

در حسین آباد (ایلام امروزی) در محلی به نام شادآباد کنونی طایفه ای زندگی می کردند که از لحاظ پندارپرستی به نوعی بر این باور بودند که سنگی که بر فراز تپه ای مشرف به این شهر قرار دارد در واقع سمبل و نمادی از ناقه­ی حضرت صالح است و وجود او به عنوان حافظ و نگهبان قوم و قبیله ساکن در این دیار تلقی می­شد. این مجسمه­ی سنگی، در شمال شهر ایلام قرار دارد و شامل دو قطعه ی مجزا است. قسمت اصلی آن شبیه به شتری ماده است که بر زمین تکیه داده و صورت آن متمایل به شهر است. در حدود120 متری قطعه­ی اصلی، قطعه ای دیگر قرار گرفته که به شکل کوهان شتر ماده است که بر اثر سیلاب و فرسایش خاک حفره ای در زیر آن ایجاد گردیده است.

 

باورها و اعتقاد به ناقه از زبان بزرگان و پیرمردان

چنین روایت است کسانی که به ناقه اعتقاد داشته­اند با حضور در کنار آن احساس آرامش کرده و به انجام بعضی مراسم خاص پرداخته­اند. از جمله افرادی که تب داشته­اند، قبل از طلوع آفتاب در آنجا حضور می­یافتند و شخص تب کرده سه بار از زیر شکم ناقه (حفره­ی زیر آن) رد می­شد و سپس در اجاق­های سنگی آتش روشن می­کردند و از خاک آن محل، گِل می­ساختند و سه گِرده به شکل قرص نان کوچک درست می­کردند و در مجاورت آتش، بر روی سنگ چین­های اطراف آن، گِل، کاملاً خشک می­شد و آنگاه گِل های خشک شده به نیّت رفع بلا و بیماری در همان­جا می­گذاشتند. چنین مرسوم بوده است، کسانی که به هر علت به انجا می­رفتند، در برگشت هیچ­گاه نباید بر می­گشتند و تا رسیدن به خانه پشت سر خود را نگاه نمی­کردند و شاید چنین می­پنداشتند که با مراجعه به ناقه همه چیز (بیماری و بلا) را جا گذاشته­اند و نگاه کردن و برگشتن به عقب بیماری و بلا نیز برمی­گرداند.

از دیگر اعمالی که معتقدین در توسل به ناقه انجام می­دادند، این بود که گندم برشته­ی آغشته به شیر را که در زبان کُردی به آن (گَه­نِمه شیره) می­گویند با خود می بردند و هرجا سوراخ لانه­ی مورچه­ای یافتند، مقداری از آن را در کنار لانه­ی مورچه­ها می­ریختند، تا مورچه­ها بخورند و یا برای زمستان خود ذخیره کنند. هدف از انجام چنین کاری، قطعاً نیّتی بوده که آنها برای رفع بیماری و بلا از خود داشته­اند. از تحقیقات چنین بر می­آید که اکثر مراجعین به ناقه، افرادی بوده­اند که از درد یا بیماری رنج برده­اند، اما سه بار رد شدن از زیر شکم ناقه برای رفع تب بیشتر گزارش شده و به یک باور عمومی تبدیل شده بود تا جایی که جمله­ی «ناقه بِکَه اِفاقه» (ای ناقه درد مرا چاره کن). هنوز هم در یاد و خاطره­ی عده ای از پیرمردان این دیار باقی است.

تنظیم برای درج در وبلاگ : پرویز ستوده شایق



دنبالک ها: نشاط کوهستان 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ: